۰ نفر
۱ آبان ۱۳۹۰ - ۱۲:۴۰

تماشاگر نوشت:

گفت‌وگو با عبدالله ویسی جذابیت‌های زیادی دارد. جذابیت‌هایی که از همان اولین لحظه برخوردش با ما خوشان را نشان می‌دهند. جوان‌‌ترین سرمربی لیگ‌برتر با آن پالتو‌های گواردیولایی کلی اسم و رسم درکرده اما وقتی برای عکاسی به آتلیه تماشاگر می‌رسد همه را از خنده روده‌بر می‌کند: «از ژست گرفتنم معلوم است که بلد نیستم کت بپوشم!» و این خودافشاگری‌ها صادقانه بالاخره او را به چایی می‌رساند که با افتخار اعلام می‌کند: «من دهاتی‌ام» عبدالله ویسی می‌گوید: « از روزی که در کوچه‌ای روستا یی دنبال توپ پلاستیکی می‌دویدم می‌دانستم روزی به تیم‌ملی می‌رسم.

این عبدالله ویسی که ما امروز به‌عنوان یک مربی جوان و جسور می‌شناسم را خودت از چه زمانی کشف کردی؟ از کی فهمیدی که قرار است مربی شوی؟
ببین من از 13 سالگی مربی بودم! توی روستای خودمان یک تیم جوانان درست کرده بودم و خودم مربی آن تیم بود. از همان روز می‌دانستم که مربی می‌شوم و این حس در من وجود داشت. در دوران بازی هم وقتی توی زمین بودم یک حس مدیریتی در من بود و همه مربیانم این را می‌گفتند که یک روز مربی می‌شوی.

گویا به‌خاطر مربیگری در 31 سالگی از میدان بازی کنار رفتی؟
بله، بعد از لوکا آقای فرانچیچ به فولاد آمد که دستیار او هم بودم و با او قهرمان ایران شدیم و سال بعد نوبت به محمد مایلی‌کهن رسید. مایلی‌کهن وقتی به فولاد آمد به من گفت: «بیا دوباره بازی کن» اما من قبول نکردم و گفتم میخواهم مربی باشم. اگر مرا برای مربیگری نمی‌خواهی در فولاد نمی‌مانم و می روم. حتی در یک بازی که یار کم داشتم من را به میدان فرستاد ولی من دوست نداشتم بازی کنم و از فولاد رفتم.

پس بگذار فقط به یک گوشه دیگر از گذشته سرک بکشیم و بعد برگردیم به زمان حال.می‌گویند سالی که فولاد قهرمان شد هیچ‌کس در باشگاه فرانچیچ را قبول نداشت. شما چقدر درموفقیت آن تیم نقش داشتی؟
این را تأیید می‌کنم که هیچ‌کس فرانچیج را قبول نداشت. وقتی مدیران یک تیم سرمربی را قبول نداشته باشند طبعاً بازیکنان هم از او حساب نمی‌برند. بازیکن‌های تیم بیشتر من را می‌شناختند. من برای قهرمانی فولاد در آن سال همه کار کردم اما اگر می‌خواهید از زبان من بشنوید که فولاد را قهرمان کرده‌ام، نه، چنین حرفی نمی‌زنم. خود بازیکن و مدیران فولاد همه‌چیز را می‌دانند. بروید از آنها بپرسید.

خود شما فرانچیچ را قبول داشتی؟
بله، بازیکن‌ها من را قبول داشتند و من فرانچیچ را. او مربی خوبی بود که در فولاد با او بدرفتاری شد.

پس اینکه بعداً گفتند اصلاً مربی نبوده و کارخانه سس‌سازی و این‌ها داشته...؟
خب داشته باشد. ما به گذشته آدم‌‌ها چه کار داریم. شاید خیلی‌ها از جاهای پایین‌تر از این هم شروع کرده باشند. رونالدینیو در برزیل توی سطل آشغال دنبال کفش فوتبال می‌گشت! ریوالدو بستنی‌فروش بود. خود من یک زمانی ذرت می‌فروختم!

خب؛ از فولاد بگذریم و برگردیم به زمان حال، اول فصل به جز صبا از تیم دیگری هم پیشنهاد داشتی؟
بله. ولی فکرش را هم نکردم و با صبا قرارداد بستم. چون صبا به من حرمت گذاشت و من آدم نمک‌نشناسی نیستم. هفته چهارم هم از لیگ ترکیه پیشنهادی که هیچ مربی ایرانی تا به حال نداشته است.

مسئولان تیم از شما توقع چه مقامی را در لیگ‌برتر دارند؟
هیچ نتیجه‌ای نمی‌خواهند. به من گفته‌‌اند اگر تیم را دهم کنی مجسمه‌ات را می‌سازیم و در یکی از میادین اصلی شهر نصب می‌کنیم!

خودت چه مقامی را برای آخر فصل در نظر داری؟
بگذار بازی این هفته را انجام بدهیم بعد از آن برایتان می‌گویم چندم می‌شویم.

ظاهراً مکتبی که داری فقط به درد تیم‌های کوچک‌تر می‌خود. دوست نداری در تیم‌های بزگ مربیگری کنی؟
چرا آرزوی من مربیگری در سپاهان یا تراکتورسازی است. استقلال و پرسپولیس را هم می‌توانم اداره کنم اما آرزویم نیستند. سپاهان را به‌خاطر این دوست دارم که بهترین دوران فوتبالم را در آنجا گذرانده‌ام، فرزندم متولد آن‌جاست و حتی تلفنم هنوز شماره اصفهان است. تبریز را هم به‌خاطر شهرتش دوست دارم.

دوست نداری، مثلاً در همین باشگاه بمانی و بشوی فرگوسن صبا؟
نه، گفتم که من اهل تغییر و تحولم. نمی‌توانم زیاد یک‌جا بمانم. من لباس‌هایم را دائماً عوض می‌کنم، ماشینم را 3، 4 ماه یک‌ بار تغییر می‌دهم. حتی خانه‌ام را مرتب عوض می‌کنم. نمی‌توانم در یک موقعیت زیاد بمانم.

این تحولات دائمی نمی‌تواند چندان کم‌هزینه باشد. چقدر خرج این تغیییرات می‌کنی؟
خیلی زیاد. (باخنده) تقریباً هرچه در می‌آورم خرج همین چیزها می‌کنم.

به‌خصوص برای اینکه لباس‌هایت شبیه گواردیولا باشد خیلی خرج می‌کنی. نه؟
همیشه گفته‌ام گواردیو الگوی من در مربیگری است. اما اصراری ندارم ظاهرم را کاملاً شبیه او کنم. این‌ها اتفاقی است. شاید سال آینده شبیه مورینیو بشوم!

سقف آرزوهایت در مربیگری کجاست؟
می‌خواهم اولین مربی ایرانی باشم که لژیونر می‌شود.

مربی لژیونر که قبلاً هم داشتیم!
منظورم در سطح بنگلادش و کشورهای عربی و این‌ها نیست. در سطحی بالاتر از این‌ها.

301 43

کد مطلب 179764

برچسب‌ها

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
3 + 0 =

آخرین اخبار

پربیننده‌ترین