سعید اکبری

1-افشین قطبی سرمربی سابق تیم ملی، ناخواسته وارد بازی تازه ای شده است. او که نشان داده برخلاف اغلب آدم هالی فوتبالی ایران، علاقه ای به موضعگیری مطبوعاتی علیه فردی ندارد، ناگهان تبدیل به اهرمی شده برای تحت فشار گذاشتن کارلوس کروش. شاید علم کردند نام او برای انتقاد از فدراسیون باشد اما آنچه به نظر می رسد، حمله تند به سرمربی تیم ملی است به دلیل آنچه امکانات نیمه حرفه ای به حساب می آید.
2-کارلوس کروش هنوز به عادی ترین امکانات در فوتبال ایران نرسیده است، با این حال در کنار تمام ریز و درشت ها، آشتی دوباره مردم با فوتبالی ملی را باید خوشحال کننده دانست. اینکه برای دو بازی اندونزی و بحرین نزدیک به 80 هزار نفر به استادیوم آزادی می روند، نکته قابل فهمی است که نشان از آشتی ملی می دهد، با فوتبال. کروش، هر چه دارد و ندارد، با حضور خود توانسته زمینه ساز این آشتی باشد. او با تمام کاستی های فوتبال ایران، یک تنه به صعود به جام جهانی فکر می کند، در فدراسیونی که مدیران آن می دانند تصمیمات سیاسی، آنها را پس خواهد زد تا رئیس جدیدی را روی کار بیاورد. در این بلبشوی فوتبال، کروش هنوز از قهرمانی می گوید.
3-وقتی از کروش درباره عقاید محکمش درباره صعود می پرسیم و چنین بحثی مطرح می کنیم لبخند می زند و می گوید: «من که جام جهانی را می خواهم ولی شما را نمی دانم. باید همه بخواهیم که برویم.» اما انگار در این آشفته بازار اوست که به تنهایی چسبیده به این صعود. عده ای نمی خواهند قبول کنند او کارلوس کروش است، سرمربی تیم ملی پرتغال. سرمربی یکی از بزرگترین و پرستاره ترین تیم های فوتبال دنیا. نمی پذیرند او سرمربی رئال مادرید بوده یا سال ها تئوریسین منچستر یونایتد. در حالیکه فوتبال ملی دارد نطفه های زشت خود را از درون نابود می کند، باز طرز تفکرات نسبت به این حرکت اولیه منفی است، نسبت به این پیشرفت اولیه که حاصل شده و تیم ملی با نشاط بیشتری بازی می کند.
4-زنده کردن مشکلات دوران مربیگری افشین قطبی و علم کردن آن برای کوبیدن بر سر مربی امروز تیم ملی، بازگشت به عقب است، مثل عاملی برای جلوگیری از موفقیت تیم ملی. مثلا مانعی برای سرد کردن فوتبالی ها. نمی توان منکر سختی های کاری افشین قطبی شد اما باید قبول کرد اگر کاستی بوده پای فدراسیون فوتبال است، نه حضور کروش در فوتبال ایران. قطبی قبول کرد با همین امکانات در همین شرایط سخت کار کند اما کروش همان مربی بزرگی بود که به دلیل زیر پا گذاشتن نظرش، چمدانش را بست و گفت: «یک لحظه هم در تهران نمی مانم.» حالا چرا؟ تنها به دلیل اینکه او سفارش کرده بود در زمین شماره 2 کمپ کسی بازی نکند اما کروش در بازدید ناگهانی متوجه شد یک تیم دارد آنجا تمرین می کند! کروش به اصرار ماند اما درباره دیگر مربیان ملی این موضوع صدق می کرد؟
5-زمینه حضور مربی بزرگ در فوتبال ایران، امکانات بزرگ است. طبیعی است اگر هر مربی ایرانی دیگری سرمربی تیم ملی می شد، امکانات همانی بود که قبلا وجود داشت اما طبیعی تر این است که با حضور مرد پرتغالی، باید تغییری در این نگرش و امکانات ایجاد می شد. چه ایرادی دارد بعد از سال ها فدراسیون با حضور کروش، تکانی به خود بدهد و امکانات ملی را افزایش دهد؟! چه ایرادی دارد با یک نام بزرگ، فدراسیون به تکاپو بیفتد؟ آیا باید گذشته را علم کنیم و بگوئیم چرا به مربیان قبلی امکانات ندادید که الان به کروش می دهید؟ باید تقبیح کرد عمکرد گذشته را ولی به آن مثل چماق به سر کروش کوبید؛ تفکر اشتباهی که هنوز در جامعه ما وجود دارد. شاید یک مربی تیم ملی یک بار در برهوت مانده اسیر و ویلان ولی اگر امروز برای عدم تکرار آن اشتباه فدراسیون یک خودروی متوسط در اختیار تیم ملی قرارداده باید گفت: «چرا؟ چرا به این آدم و دسته اش این ماشین را داده اید و به قبلی نداده اید؟» آیا با گذشته زندگی کردن عامل شکست تیم های قبلی ایران نبوده است؟ بهترین نیست یک بار تنها یک بار با فکر بازتر و دید بهتر به آینده بیاندیشیم؟
6-به اشتباه خود اعتراف می کنیم، به اینکه گاه با حرف این و آن به چاه می افتیم. به اینکه گاه تحت تاثیر یک فرد، آدم دیگری را می کوبیم. این واقعیتی است انکارناپذیر. می نویسیم به فلان مربی تیم ملی فلان ماشین را داده اند اما حتی فکر نمی کنیم که اگر او این ماشین را در اختیار داشت، چرا باید در یکی از جلسات تمرینی بدون ماشین نیم ساعت در کمپ تیم ملی علاف شده باشد؟! چرا چشم می بندیم و نمی بینیم او همیشه با ماشین سرپرست تیم ملی اینطرف و آنطرف می رود؟! چرا نمی گوئیم امیر قلعه نویی اولین فردی بود که پیشنهاد هواپیمای اختصاصی را داد اما بنا به دلایلی آن را به اسم فرد دیگری می زنیم. نمی خواهیم قبول کنیم بحرین با آن آشوب داخلی اش با جت اختصاصی پرواز می کند، تیم ملی باید برای یک اندونزی رفتن، 2 بار پرواز عوض کند. به جای اینکه از فدراسیون ایراد بگیریم، به کروش ایراد می گیریم که چرا جت می خواهی، به بهانه آنکه مربی قبلی را بزرگ کنیم؟! تا وقتی نوع دیدگاه و زاویه فکری خود را بازتر نکنیم، از رسانه ها توقع برای همراهی جهت صعود تیم ملی به جام جهانی نداشته باشیم. فراموش نکنیم انگیزه های شخصی ما گاه در نابودی «امید ملی» تاثیرگذار بوده است. بیایید تیم ملی را قربانی اهداف شخصی خود نکنیم.
43 43
کد مطلب 179835

برچسب‌ها

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
6 + 0 =

نظرات

  • نظرات منتشر شده: 5
  • نظرات در صف انتشار: 0
  • نظرات غیرقابل انتشار: 0
  • فروزنده IR ۱۴:۳۳ - ۱۳۹۰/۰۸/۰۱
    12 1
    اميد اينكه گوش شنوا و وجدان بيدار باشد و توجه كند
  • بدون نام IR ۱۵:۰۲ - ۱۳۹۰/۰۸/۰۱
    11 2
    بابا خوش تيپ ؟! يه ضرب المثل جديد هست كه ميگه حرف راستو از زبون يه آدم خوش تيپ بشنو راست ميگه ها خداوكيلي
  • یوزارسیف IR ۲۱:۲۲ - ۱۳۹۰/۰۸/۰۱
    3 1
    شما را بخدا با گفتن این حقایق آه و حسرت ماروبیشتر نکنید
  • حامد IR ۱۳:۲۴ - ۱۳۹۰/۰۸/۰۲
    4 0
    به نظرم تا اين مديران نالايق تغير نكنند همين آش و همين كاسه است. بايد ببيني منافع اين آقايون كجاست؟ تو فوتبال خوب يا تو فوتبال بد؟ تو فوتبال سالم يا تو فوتبال نا سالم و دلال بازي؟ اگه سر الكس فرگوسن هم بياري ايران اين باند مافيايي نميزاره كه كار درست پيش بره.
  • بدون نام US ۱۲:۰۷ - ۱۳۹۰/۰۸/۱۹
    0 0
    این بابا کیه؟ عکس خبریه؟

آخرین اخبار

پربیننده‌ترین