گزارشی از تولد رادیو در ایران؛ از هیاهوی مردم در میدان توپخانه تا نخستین آوازخوانان

مرحوم جواد بدیع‌زاده از خوانندگان و آهنگسازان قدیمی ایرانی، نخستین کسی است که آوازش از رادیو پخش می‌شود. به گفته‌ او: «مرحوم قمر هم اولین بانویی بود که رادیو صدایش را پخش کرد و ترانه مرغ سحر او بیش از حد انتظار مورد توجه مردم قرار گرفت. اولین شخصیت‌هایی که در رادیو به فعالیت پرداختند مرحوم صبا نوازنده‌ ویولن، مرتض نی‌داود نوازنده‌ تار و حبیب سماعی‌ نوازنده سنتور و حسین تهرانی نوازنده‌ ضرب بودند.»

فهیمه نظری: غروب چهارشنبه ۴ اردیبهشت ۱۳۱۹ میدان سپه (امام خمینی کنونی): جمعیت موج می‌زند و همه به بلندگوی بزرگی چشم دوخته‌اند که قرار است صداهایی از آن به گوشش‌شان برسد. مردم از چند روز پیش که خبر گشایش پخش صدای تهران را در روزنامه‌ها خوانده‌اند، از ساعت شش‌ونیم بعدازظهر دسته‌دسته به میدان سپه هجوم آورده‌اند. بالاخره ساعت هفت بعدازظهر رادیوی ایران به دست محمدرضا پهلوی، ولیعهد وقت گشایش می‌یابد و بلافاصله پس از آن با پخش نخستین برنامه که از بلندگوی بزرگ کار گذاشته‌شده در بیرون عمارت وزارت پست به گوش می‌رسد فریاد شادی جمعیت به هوا برمی‌خیزد. از چندین روز قبل از این اتفاق به دستور فرمانداران در میادین اصلی تمامی شهرها بلندگوهایی کار گذاشته‌اند تا مردم به محض افتتاح رادیو صدای آن را بشنوند.

نخستین ایستگاه فرستنده‌ در ششم اردیبهشت ۱۳۰۵، دو روز پس از تاج‌گذاری رضاشاه، تاسیس می‌شود. این ایستگاه در حضور شاه افتتاح و «بی‌سیم پهلوی» نام می‌گیرد؛ اما تاسیس رادیو با هدف پخش برنامه زمان زیادی می‌برد. فکر تاسیس رادیو که از سال ۱۳۱۶ به وجود می‌آید، تا اردیبهشت ۱۳۱۹ طول می‌کشد.

مراسم گشایش با حضور شخصیت‌های کشوری و لشکری

افتتاح رادیو در این برهه؛ یعنی یک سال پس از شروع جنگ دوم جهانی آن‌قدر اهمیت دارد که رجال برجسته‌ی کشوری و لشکری در آن حضور یافته‌اند. از هیات دولت و وزیر دربار تا رئیس مجلس و سران لشکری. روز پنجم اردیبهشت یعنی فردای افتتاح رادیو روزنامه‌ی اطلاعات این مراسم را چنین توصیف می‌کند:

«عمارت [کلاه فرنگی] مرکز فرستنده‌ی بی‌سیم [در فضای وزارت ارتباطات کنونی در خیابان شریعتی نرسیده به سیدخندان] با پرچم‌های سه‌رنگ ملی و چراغ‌های رنگارنگ تزئین شده بود. سردر عمارت در پرتوی فروغ نورافکن‌ها و چراغ‌های الکتریکی مانند روز روشن شده بود. چند رشته چراغ به رنگ پرچم ایران در اطراف دکل‌های بی‌سیم نورافشانی می‌کرد. مقارن ساعت شش بعدازظهر هیات دولت، وزیر دربار شاهنشاهی، رئیس مجلس شورای ملی، جناب آقای شکوه رئیس دفتر مخصوص شاهنشاهی، جناب آقای دکتر مودب نفیسی پیشکار والاحضرت همایون ولایتعهد، جناب آقای قوام، رئیس تشریفات خارجی سلطنتی، رئیس تشریفات والاحضرت همایون ولایتعهد، سران لشگر، هیات‌رئیسه‌ی مجلس شورای ملی، معاونین وزارتخانه‌ها، رئیس و دادستان دیوان کشور، رئس بانک ملی ایران، رئیس اداره‌ی کل شهربانی، فرماندار تهران، کفیل شهرداری، مدیران جراید، روسای کمیسیون رادیو همگی با لباس‌های رسمی در مرکز فرستنده‌ی بی‌سیم حضور یافتند. در ساعت شش و نیم موکب مبارک والاحضرت همایون ولایتعهد به مرکز فرستنده‌ی بی‌سیم نزول اجلال فرمودند. هنگام تشریف‌فرمایی در مدخل عمارت هیات وزیران، رئیس مجلس شورای ملی، سران لشکر موکب مبارک را استقبال نمودند. موکب والاحضرت همایون ولایتعهد ابتدا به تالار پذیرایی تشریف‌فرما شده از برابر صف مدعوین عبور فرمودند.»

گزارشی از تولد رادیو در ایران؛ از هیاهوی مردم در میدان توپخانه تا نخستین آوازخوانان

تجهیزات و بنای رادیو چیزی از بهترین‌های دنیا کم نداشت

پس از ورود محمدرضا پهلوی برای اجرای مراسم گشایش رادیو، محمدابراهیم علم (شوکت‌الملک/ پدر اسدالله علم) وزیر پست و تلگراف وقت پشت تریبون قرار می‌گیرد تا گزارشی درباره‌ی کیفیت و کمیت تجهیزات رادیو به عرض برساند. نکته‌ای که در میان صحبت‌های او قابل توجه است چگونگی شروع عملیات تاسیس رادیو در ایران و نیز بنای آن است. علم درباره‌ی تجهیزات رادیو مدعی می‌شود که مطابق با پیشرفته‌ترین تکنولوژی روز است و از ساختمان آن سخن می‌گوید که ظرف هفت ماه توسط شرکت هوختیف آلمان ساخته شده بود.

«تاسیساتی که از نظر مبارک می‌گذرد بر حسب اراده‌ی اعلیحضرت همایون شاهنشاهی و امری که در بهمن‌ماه ۱۳۱۶ از پیشگاه همایونی شرف صدور یافته انجام پذیرفته. لوازم انتقال صوت شامل دو مجموعه‌ی میکروفون و تقویت‌کننده بوده و به وسیله‌ی آن‌ها می‌توان دو برنامه‌ی مختلف به وسیله‌ی فرستنده پخش نمود. این دستگاه‌ها که از نظر خصایص با آخرین ترقیات فن بی‌سیم مطابقت می‌نماید در ماه‌های بهمن و اسفند ۱۳۱۶ به کارخانه‌ی تلفنکن سفارش و در اواخر آذرماه ۱۳۱۸ تحویل و نصب آن‌ها در فروردین ۱۳۱۹ به پایان رسیده است. و ابنیه‌ای که جهت برقرار نمودن آن‌ها ساخته شده به وسعت دو هزار و دویست و چهل متر مربع و در ظرف هفت ماه به وسیله‌ی شرکت هوختیف انجام و با وسایل تهویه و گرم کردن و خنک کردن مرکزی... منظور گردیده است. پنجاه و هشت کیلومتر کابل مخصوص دستگاه فرستنده را به نقاط لازمه‌ی شهر و مرکز گیرنده‌ی بی‌سیم نجف‌آباد متصل می‌نماید و بدین وسیله انتقال سخنرانی‌ها از آن نقاط امکان‌پذیر می‌باشد پس از تحویل شدن دو دستگاه فرستنده‌ی امواجر کوتاه دیگر که از از بنگاه بل‌استاندارد خریداری و در آتیه‌ی نزدیکی نصب خواهند شد و دوازده دستگاه فرستنده امواج متوسط محلی که در شهرستان‌ها برقرار خواهند گردید سازمان پخش صدا در کشور شاهنشاهی توسعه خواهد یافت. دستگاه‌هایی که به عرض پیشگاه مبارک رسید برا این‌که از نظر مبارک بگذرند و گشایش یابند آماده هستند.»

نخستین برنامه‌ای که از رادیو پخش شد

بلافاصله پس از افتتاح رادیو در ساعت هفت بعدازظهر چهارشنبه چهارم اردیبهشت ۱۳۱۹، سرود سلام شاهنشاهی نواخته می‌شود و احمد متین‌دفتری نخست‌وزیر وقت (داماد دکتر مصدق) در مقابل دستگاه سخنرانی می‌کند. نکته‌ی قابل تامل در سخنان نخست‌وزیر نگاه حکومت وقت به رادیو است که چندین بار به آن اشاره می‌کند؛ نگاهی آموزشی و پرورشی:

«... از امروز دستگاه آموزشی که برای پرورش افکار در رشته‌های مختلف دانش ایجاد شده تعلیمات خود را بی‌واسطه و تاخیر به گوش شنوندگان خواهد رسانید و همگی یکسان و در یک زمان از این نعمت بهره‌مند خواهند گردید. به شکرانه‌ی موهبت هم‌میهنان باید همواره در افزودن دانش خویش و به کار بستن آن در راه تعالی کشور کوشیده و خاطر خطیر همایونی را از این رهگذر خشنود ساخته خود را شایسته‌ی عطایای بیش‌تری بنمایند. تعلیمات گوناگونی که به وسیله‌ی رادیو به منظور بسط دانش و آسان کردن راه زندگی به زبانی ساده داده خواهد شد برای همگان قابل استفاده خواهد بود...»

نکته‌ای که متین‌دفتری در بیانات خود بر آن تاکید دارد در واقع مهم‌ترین هدفی است که حکومت از تاسیس رادیو دنبال می‌کند. رضاشاه به پشتوانه‌ی نخبگان دور و برش قدم در راه مدرن‌سازی ایران گذاشته و در این زمینه باید جامعه را نیز با خود همراه کند. رضا مختاری اصفهانی پژوهشگر تاریخ معاصر ایران در مقدمه‌ی کتاب خود با عنوان «رادیو؛ توسعه و تحولات سیاسی_اجتماعی» نیز بر این نکته اشاره می‌کند البته با تعبیری دیگر. او رادیو را به عنوان ابزاری در دست سلطنت پهلوی معرفی می‌کند که از آن انتظار عمومی کردن ایدئولوژی خود و ایجاد هویت جدید برای ایرانیان دارد؛ «انتظاری که از همان ابتدا با بحران‌های گوناگون مانند جنگ جهانی دوم و اشغال ایران با چالش مواجه شد.» و در ادامه این رسانه را در نظر سلطنت پهلوی و دولت‌های آن قدرت نرم می‌داند؛ که ابزار اقتدار و سرکوب شمرده می‌شود.

باری پس از پخش سخنان نخست‌وزیر از رادیو برنامه‌ی بعدی، اعلام خبر گشایش دستگاه پخش صدای تهران به زبان‌های فارسی و سپس عربی، ترکی، فرانسه، روسی، انگلیسی و آلمانی است.

شب افتتاح رادیو و چهره‌ی میدان توپخانه

مراسم افتتاح رادیو تا ساعت ۱۱ شب ادامه دارد. اما میدان اصلی شهر یعنی سپه تماشایی‌تر از همه جاست. با این‌که هوا طوفانی است و باران به‌شدت می‌بارد جمعیتی که به ذوق شنیدن رادیو در میدان جمع شده‌اند، پراکنده نمی‌شوند و به شنیدن خبر گشایش و قسمت‌های دیگر برنامه مشغول‌اند. مردم از این‌که با این وسیله‌ی تازه قرار است در جریان وقایع دنیا قرار بگیرند ذوقی عجیب دارند. برای همین هم است که به محض پخش نخستین برنامه فریاد شادی‌شان این میدان تاریخی را به لرزه درمی‌آورد.

تحول موسیقی ایران؛ بزرگ‌ترین دستاورد رادیو

اما فارغ از نگاه حکومت به رادیو، این جعبه‌ی جادویی شاید مهم‌ترین وسیله در تحول موسیقی تاریخ معاصر ایران به شمار بیاید. رضا مختاری اصفهانی باز در همان کتاب یعنی «رادیو، توسعه و تحولات سیاسی_اجتماعی» معتقد است رادیو در حوزه‌ی فرهنگ و تغییر ذهنیت ایرانیان در موضوعاتی چون موسیقی رسانه‌ای موفق بود و بسیاری از فرهیختگان و هنرمندان ایرانی از طریق آن به جامعه‌ی ایران شناسانده شدند. مختاری رادیو را عنصری مهم در عمومی شدن موسیقی ایران دانسته است؛ عنصری که موسیقی را از خلوت خانه به ساحت عمومی آورد و بدین ترتیب حیات اجتماعی جدیدی را برای ایرانیان رقم زد. به نوشته‌ی او بخش مهمی از سیاست‌گذاری‌های فرهنگی ایران از طریق رادیو پی گرفته می‌شد.

مرحوم جواد بدیع‌زاده از خوانندگان و آهنگسازان قدیمی ایرانی، نخستین کسی است که آوازش از رادیو پخش می‌شود. او درباره‌ی همین نخستین آوازش و نیز خوانندگان و آهنگسازانی که با تولد رادیو در آن حضور یافته و هر کدام در عرصه‌ی موسیقی ایران نقشی پررنگ بر جای گذاشتند در مصاحبه‌ای که با روزنامه‌ی اطلاعات در ۴ اردیبهشت ۱۳۵۶ به عنوان سی‌وششمین سال تاسیس رادیو انجام داده، گفته است:

«اولین آهنگی که با صدای من از رادیو ایران پخش شد ساز و سبو نام داشت که شعر آن را آقای نورالله همایون سروده بود و آهنگش را خودم ساخته بودم. ساز و سبو که در واقع گفت‌وگویی بود بین یک ساز و یک سبو چنین شروع می‌شد:

با سبو روزی گفت این چنین ساز

کی برنج و شادی با من انباز

گر من افغان دارم و درون دلم می‌کشم آه

چشم خون‌بار تو زین ناله‌ی جانکاه تو برگو دیگر از چیست؟

آهنگ این ترانه در مایه‌ی دشتی بود و چون اولین شعری بود که از رادیو پخش می‌شد خیلی زود سر زبان‌ها افتاد. ... مرحوم قمر هم اولین بانویی بود که رادیو صدایش را پخش کرد و ترانه مرغ سحر او بیش از حد انتظار مورد توجه مردم قرار گرفت... اولین شخصیت‌هایی که در رادیو به فعالیت پرداختند مرحوم صبا نوازنده‌ی ویلن، مرتض نی‌داود نوازنده‌ی تار و حبیب سماعی‌ نوازنده‌ی سنتور و حسین تهرانی نوازنده‌ی ضرب بودند که به جز مرتضی‌خان نی‌داود بقیه جای‌شان در بین ما خالی است... رادیو از بیست سال پیش [۱۳۳۵] به بعد تصمیم گرفت صداها را روی نوار ضبط کند و از همین زمان بود که موسیقی رنگ و بوی دیگری گرفت و خوانندگان هم رغبت بیش‌تری به این کار نشان دادند... تا آن‌جا که به یاد دارم آقایان رهنما، مطیع‌الدوله حجازی، ذکاءالدوله غفاری، صفوی، بزرگمهر، بشیر فرهمد، پاینده ذوالفقاری، تفضلی، معینیان و فرازمند سرپرستی کل انتشارات رادیو را به عهده داشتند و هریک به نوبه‌ی خود قدم‌های موثری در راه اشاعه‌ی موسیقی و حمایت از جامعه‌ی هنرمندان برداشته‌اند. آقای معینیان به حق برای حفظ موسیقی سنتی ایران کوشش کرد و ترتیبی فراهم آورد تا موسیقی ایرانی دوباره حیات تازه‌ای پیدا کند.»

۲۴۵۲۵۹

برای دسترسی سریع به تازه‌ترین اخبار و تحلیل‌ رویدادهای ایران و جهان اپلیکیشن خبرآنلاین را نصب کنید.
کد خبر 1898610

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
1 + 8 =