۰ نفر
۱۹ مهر ۱۳۸۸ - ۱۵:۱۵

محمود کریمی

جشنواره رسانه‌های دیجیتال با اطلاع‌رسانی گسترده برگزار شد. می‌توان آن را با دلیل‌های منطقی و ارائه آمار و گزارش عملکرد موفق و بی‌نظیر شناساند. می‌توان آن را با استدلال و برهان و با استناد به عدد و رقم‌هایی دیگر ناکام ارزیابی کرد. این مسئله منحصر به این جشنواره و این مرز و بوم نیست. برای خروج از آن چه «خودگویی و خود خندی، عجب مرد هنرمندی» می‌شناسیمش دنیا راه‌حل‌هایی مانند استناد به ارزیاب بی‌طرف و حرفه‌ای را تجربه کرده است.

ارزیابی حرفه‌ای و قضاوت عادلانه و کارشناسانه با پشتوانه‌های آن‌ محک می‌خورد و معتبر می‌شود. تعریف و طراحی مدل، سیستم و سازوکارهای ارزیابی، مدل شایستگی‌ ارزیابان، پیشینه ایشان و سنجه‌ها و خط‌کش‌هایی که کیفیت و کمیت کار را با آن اندازه‌گیری می‌کنند. نمونه‌های مثال‌زدنی کم نیستند: ممیزی‌های استانداردهای سری ایزو، ارزیابی‌های مدل تعالی سازمانی EFQM مثال‌های شناخته ‌شده‌ای برای ما به شمار می‌آیند.

در دنیای امروز، کمتر حوزه‌ای از کار حرفه‌ای به ویژه در زمینه‌هایی که با جان یا مال مردم سر و کار جدی دارد در خصوص ارزیابی‌های کارشناسانه بایر مانده است. کاسبی‌های خوبی هم در این ارتباط دایر شده‌اند. سازمان‌ها یا افراد پز داشتن مدرک و اعتبار و تأیید از سوی مراجعی را می‌دهند که خودش سرچشمه اعتبار چندانی ندارد. وقتی می‌گویند ما برترین هستیم، خوب است بگویند در میان چه گزینه‌هایی و به استناد کدام ارزیابی.

برای ارزیابی جشنواره‌ای با گستره بین‌المللی، در دنیای دیجیتال و در حوزه رسانه‌ها و برگزاری نمایشگاهی پیوند خورده با آن، چه راهکارهایی پیش روی داریم؟ اگر تنها بخواهیم در نبود سازوکار ارزیابی حرفه‌ای و کارشناسانه با رعایت اصل بی‌طرفی، تلاشی کمتر زیر سؤال انجام دهیم، خوب است چند شاخص بسازیم. شاخص‌هایی که ذینفعان و منتقدان بتوانند برای بهبود اوضاع به آن اعتماد کنند. شاخص‌هایی که تنها عملکرد برگزارکنندگان را محک نزند، بلکه شرکت‌کنندگان و بازدیدکنندگان را هم خطاب قرار دهد.

با این نگاه می‌توان به اجمال بین چنین عددهایی در پی معنا گشت:
*مقایسه تعداد برگه‌ها و آگهی‌های توزیع شده در سطح نمایشگاه، با تعداد برگه‌های رها شده روی زمین و سطل‌های زباله.
*سرعت گام برداشتن بازدیدکنندگان و تعداد مکث‌های ایشان مقابل غرفه‌های نمایشگاهی
*مدت زمان تعامل غرفه‌داران با بازدیدکنندگان خود و تعداد پرسش‌های پاسخ داده شده
*تعداد نسخه‌های فروش رفته از محصولات موجود در نمایشگاه بدون یارانه‌های در نظر گرفته شده
*ایده‌های جدید صاحبان کالا و خدمات برای تولید محصولات جدید، بر اساس بازخوردهای بازدیدکنندگان
*شمارش تعداد قضاوت «به آمدنش می‌ارزید» غرفه‌داران و بازدیدکنندگان، به تفکیک
*محاسبه تراکم بازدیدکنندگان از غرفه‌های مختلف موضوعی مانند بازی‌ها، کپی نرم‌افزارهای خارجی، ترویج آموزه‌های دینی، پویانمایی (کارتون و انیمیشن)، ارائه‌دهندگان خدمات اینترنتی، غرفه‌های خارجی و...

ترجیح می‌دهم نه در پی اثبات باشیم و نه نفی. از تردیدهای پشت پرده چه می‌گذرد و چرا باید ادعای بین‌المللی داشته باشیم و از نظیر این‌ها نیز بگذریم. اگر بتوان شاخص‌های درستی تعریف کرد و اندازه‌گیری آن‌ها را نیز به درستی انجام داد، بی‌تردید یافتن راهکارهای بهبود جشنواره در سال‌های آتی آن بسیار ساده‌تر از سلیقه‌ای فکر کردن و بودجه هزینه کردن است.

بدون داشتن خط‌کش‌های درست و یافتن وضع موجود روی آن‌ها، تنها در دور سعی و خطا و تصمیم‌های سلیقه‌ای می‌گردیم. فرهنگ‌سازی با لایه‌های پیچیده خود، نیازمند کار فکر شده است و نمی‌توان به سادگی و با شعار نسخه‌های فرهنگی درمانگر پیچید. نه مسئولان برگزاری این جشنواره می‌توانند ادعای دانای کل بودن داشته باشند و نه شایسته است همه بار را بر دوش ایشان سوار دید و همراهی نکرد.

کارشناس نوآوری نظام‌یافته

کد خبر 19939

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
2 + 0 =

نظرات

  • نظرات منتشر شده: 1
  • نظرات در صف انتشار: 0
  • نظرات غیرقابل انتشار: 0
  • یک مخاطب IR ۱۵:۳۹ - ۱۳۸۸/۰۷/۲۰
    0 0
    سلام این نمایشگاه یک بازار مکاره عجیب و غریب بود. چیزی در حد و اندازه مجمع سی دی فروشان مقیم تهران. اطلاعات کاملی دارم. اگر مایلید ایمیل بزنید تا برایتان ارسال کنم