چرا جامعه مذهبی دوره قاجاری یک باره دین را به کناری گذاشت و همراه رضاشاه دین گریز شد؟

یک آدم متدین اگر از روی میزان و در صراط حرکت نکند ممکن است که به افراط یا تفریط ـ البته بیشتر افراط تا تفریط ـ کشیده شود. وقتی آدمی علاقه مند به دین شد، به تدریج در معرض نوعی حس سخت گیری دینی و احتیاط گرایی قرار می گیرد. در این شرایط اگر دیر بجنبد، حالت احتیاط بیشتر و بیشتر شده و او را در ورطه ای شبیه وسواس فرو می برد که بیرون آمدن از آن دشوار خواهد بود.
این امر صرفا جنبه فردی ندارد، بلکه در یک اجتماع و تشکل دینی هم پدید می آید. این اجتماع می تواند یک روستا یا شهر و یا یک حزب باشد. این امر شامل یک دولت دین گرا نیز می شود.
آنها که گروه های مذهبی محدودتری هستند، عواقب دیگری هم در انتظارشان هست. مقصود از محدودتر، گروهی است که بدور از سایر مردمان با گرایش های دینی و مذهبی دیگر، بسر برده و بیشتر سر در لاک خود کرده، روزگار را سپری می کنند یا از سوی مخالفان در تنگنا هستند و به درون فشار می آورند و بر شعائر خود بیش از حد تاکید می کنند. در این شرایط است که در آدمی نوعی تمسک گرایی دینی ـ مذهبی شدید پدید می آید.
چنین آسیبی نوعی شیب زمانی دارد. در مراحل نخست، جدی تر و اصولی تر و فکری تر و خردگراتر عمل می کند اما به تدریج رنگ و روی افراط ظاهر بینی، قشری گری و سخت گیری به خود می گیرد. آدم هایی که روزگار متدین خرد گرا هستند و به تدریج سختگیرتر می شوند.
این شیب برای یک دین در یک دوره طولانی به شکل های دیگری هم رخ می نماید. اسلام حضرت محمد (ص) حتی با اسلام برخی از کسانی که خود را از اصحاب او می دانند از این زاویه قابل مقایسه است. بودند صحابه ای که خود را از پیامبر (ص) هم متدین تر نشان می دادند. نیز تابعین و نسل های بعدی که به افراط گرایی مذهبی فرو غلطیدند.
این گروهها اگر قدرت یابند بر اساس گمانهای خود قصد خواهند کرد تا دینداری را هر روز مشکل تر کنند. دایره حرام ها را بیشتر کنند، دایره احتیاطات را توسعه ببخشند. همه چیز را رنگ دینی بدهند. تمام علوم بشری را الهی کنند. فقه را از آنچه خداوند حکم حلال و حرام داده، گسترده تر کنند و بسیاری از مسائل دیگر.

یکی از نتایج افراط گرایی دینی آن است که شماری از این گروه را به سمت ریاکاری می برد. دلیلش این است که چنین نوع از افراط گرایی دینی را حتی خداوند هم از انسان نخواسته و خارج از طاقت اوست. وقتی آدمی چنین طاقتی ندارد، مجبور خواهد شد قدری با بازی و ریاکاری پیش برود تا میان مردم بدنام نشود.

چنین شرایطی یک لازمه قابل توجه دارد و آن این است که نوعی ریاکاری در جامعه پدید می آید. زیرا در اطراف آنان کسان بسیاری هستند که در چنین جامعه ای به قصد به دست آوردن موقعیت تظاهر به دینداری خواهند کرد. آنان باید خود را وفادار به دین نشان دهند، حتی وفادارتر از دیگران که واقعا دیندار هستند. اینان شرایطی را پدید می آورند که تصور شود واقعا اهل دینداری هستند و برای دیگران هم سختگیرند. این حس و حالت، نوعی ریاکاری را در این جامعه پدید می آورد. طبیعی است که همه این گونه نیستند، اما وقتی معیارهای عمومی چنین اقتضایی داشته باشد، بر شمار مردمان عادی اما فرصت طلب افزوده می شود. آنها باید سختگیری را زیاد کنند و خود را به این صورت نشان دهند در حالی که در باطن اصلا به این قبیل کارها ایمان ندارند. اینجاست که تظاهر به رویه تبدیل می شود.
نتیجه ای که از این وضعیت عاید جامعه می شود نوعی تهی شدن جامعه از ارزشهای واقعی و باطنی و صرفا تاکید بر رفتارهای صوری و شکلی است.
این رفتار روی نسلهای تازه تاثیر منفی زیادی دارد و به تدریج در دل یک چنین جامعه ای که ظاهری دیندار دارد، و به شعائر خیلی پای بند است، و احتیاطات را جدی می گیرد، به تدریج نوعی گریز از دین شکل می گیرد. این گریز متعلق به نسل جوانی است که این دورویی را حس می کند. درون خانه و بیرون را متفاوت می بیند و برای گریز از این تناقض، پای از دین بیرون می نهد.
حالا چه باید کرد؟‌ آن هم برابر کسانی که هر روز نان دین می خورند و چنان از دینداری و ارزشها سخن می گویند که گویی تمامی قلل دینداری را فتح کرده اند. شگفت آن که این افراد که این قدر دیندارند گاه آن قدر دروغ های واضح و آشکار می گویند که آدمی سخت به حیرت می افتد که چطور چنین چیزی ممکن است.
این نشان همان دورویی در میان کسانی است که از یک سو خود را دیندار نشان می دهند و می خواهند همه چیز را دینی کنند اما حتی در ساده ترین اصول و فروع مذهبی که اصل صداقت است، استوار نیستند.
راه حلی که برای این وضعیت وجود دارد حفظ اعتدال و تاکید مجدد بر آن است. اعتدالی که مبتنی بر شاخص های دینی تاکید شده در قرآن و سنت و فقه است. برخی تصور می کنند آنچه پیامبر (ص)‌ را در سوره هود پیر کرد، [شیبتنی سورة هود] استقامت بود [در آیه: فاستقم کما امرت] در حالی که معنای آن مستقیم رفتن است، آن هم «کما امرت» روی همان خطی که خدا امر کرده است. بگذریم که هر کسی ادعای آن دارد که روی خط مستقیم می رود، اما مقایسه رفتار انبیاء‌ با عوام و خواص کاتولیک تر از پاپ است که خط افراط را نشان می‌دهد.
 

کد خبر 200908

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
5 + 1 =

نظرات

  • نظرات منتشر شده: 7
  • نظرات در صف انتشار: 0
  • نظرات غیرقابل انتشار: 0
  • بدون نام IR ۱۰:۱۶ - ۱۳۹۰/۱۲/۰۸
    10 0
    مقاله خوبی بود. در مورد میانه روی در قرآن چندین آیه وجود دارد که نویسنده محترم می توانست به آنها استناد کند.
  • بدون نام IR ۱۰:۴۰ - ۱۳۹۰/۱۲/۰۸
    17 0
    با سلام و درود بجناب جعفریان،از تحلیل زیبا،عالمانه و وزین ایشان مثل همیشه لذت برده و استفاده کردیم.
  • بدون نام IR ۱۵:۳۹ - ۱۳۹۰/۱۲/۰۸
    15 0
    به نظر من اهميت اين موضوع بسيار بسيار بيش از آن است كه در وهله اول به نظر مي رسد. در واقع جامعه امروز ما با همين سم مسموم شده است.
  • بدون نام IR ۱۷:۲۷ - ۱۳۹۰/۱۲/۰۸
    11 0
    Ahsant.....
  • بدون نام IR ۱۸:۵۹ - ۱۳۹۰/۱۲/۰۸
    13 0
    ایران در یک نگاه
  • محمد IR ۲۳:۵۹ - ۱۳۹۰/۱۲/۱۰
    5 0
    آن چنان که از استاد محترم توقع هست، متین و خردمندانه فرمودند. از ایشان بسیار ممنونم.
  • جوون IR ۱۸:۳۲ - ۱۳۹۱/۰۶/۰۵
    1 0
    اگه ی جوون ایرانی بخواد ی دلیل برای اینکه چرا از ایران میره بیاره بنظر من مهم ترینش میتونه این باشه که در ایران شما مجبوری تمام عمر ریاکارانه زندگی کنی.