سال گذشته را می توان سال پرحادثه برای نفتی ها نامید.


آذرجزایری: سالی که  با شوک ادغام نفت و نیرو آغاز و این نگرانی را در تمام طبقات وزارتخانه قدیمی نفت ایجاد کرد که شاید این قدرت قرار باشد به دستان نیرویی ها سپرده شود.
سال 90 ،سال بلاتکلیفی های مدیران نفتی بود.برکناری میرکاظمی به بهانه ادغام نفت و نیرو نقطه شروع این بلاتکلیفی ها بود.البته بعدها از گوشه و کنار شنیده شد که چندماهی از افزایش اختلاف و عدم ارتباط وزیر نفت با رئیس جمهور می گذشته و در نهایت روزهای ابتدایی سال گذشته احمدی نژاد آب پاکی را بر دستان میرکاظمی ریخت.
اگرچه بسیار بودند کسانی که از رفتن میرکاظمی از این وزارتخانه ابراز خوشحالی کردند.اما چندروزی از این تغییر نگذشته بود که نگرانی هایی چون وزیر جایگزین و یا تسلط نیرویی ها بر نفت جو نگران کننده ای را بر نفت حاکم کرد.
در پی آن شایعات بالا گرفت و تا جایی پیش رفت که خبر می رسید نفت قراراست توسط وزیر نیرو اداره شود. دراین بین گلایه بهارستانی ها رئیس جمهور را وادار به اعلام سرپرست کرد و در نهایت احمدی نژاد خود را سرپرست نفت نامید.
این اقدام نیز صدای مجلس را در آورد تا جایی که هنوزهم پرونده این تخلف رئیس جمهوری در قوه قضاییه مطرح است اما علی رغم ارسال آن از مجلس به این قوه در نیمه اول سال گذشته اما از پیگیری آن و یا شواهدی که نشان بدهد این پرونده در حال بررسی است خبری در دست نیست.
با این حال تابستان سال گذشته با حضور علی آبادی در نفت فصل دیگر از مدیریت در نفت بازشد.شایعات همچنان مطرح بود که علی آّبادی در مراسم معارفه خود حضور یافت و از رفاقت چندین و چندساله خود با رئیس جمهور گفت و به نحوی مراسم معارفه خود را برگزار کرد که انگار وی در این وزارتخانه ماندگار است.
البته بعدها شنیده شد که علی آبادی تا آخرین دقایق معرفی دومین وزیر نفت دولت دهم به مجلس در جهت اخذ رای اعتماد امیدوار به معرفی نام خود بوده است اما او رودست می خورد و رستم قاسمی را بر این صندلی می نشاند.
به هرحال حضور علی آبادی با وعده هایی برای برخی از مسوولان و احتمالات برکناری ها با حضور وی رقم خورد. دراین میان همچنان طرح ها و پروژه های نفتی بلاتکلیف باقی ماندند چراکه مسایل حاشیه ای آنچنان داغ بودند که به نظر می رسید مسوولان و کارشناسان آنچنان به اصل کار نمی پردازند.
به هرحال علی آبادی نیز با گرفتن رای اعتماد رستم قاسمی از این صندلی بلندشد و رستم قاسمی بر این صندلی با ارائه وعده هایی به مجلس نشینان چون تغییر برخی از مدیران نفتی و بر گرداندن آرامش به نفتی ها، تکیه زد.
مدت کوتاهی از مدیریت وی نمی گذشت که مشخص شد این وزیر برخلاف میرکاظمی سیاستی مبنی بر تغییرات ندارد و تلاش دارد تا آرامش را به این وزارتخانه بر گرداند.
به نظر می رسید رستم قاسمی تلاش دارد تا با عدم تغییرات این پیغام را به مدیرانش برساند که آشفتگی نفتی آنچنان است که تنها آرامش می تواند آن را سروسامان بدهد.
شاید بتوان روزهای سال گذشته نفتی ها را روزهای خاکستری نامید. روزهایی که برای تمامی کارکنان نفتی با استرس و اضطراب سپری شد.هرچندکه در ماه های پایانی سعی شد این آرامش به آنان برگردانده شود اما نباید فراموش کرد که 9ماه سال گذشته فرصتی بود که برای نفت برباد رفت و دیگر تکرار شدنی نیست.
نتیجه آن کاهش تولید نفت و عدم تحقق وعده های نفتی در پارس جنوبی بود. به طوری که مدیرعامل شرکت نفت و گاز پارس در روزهای پایانی سال از طرفداری مقامات بالارتبه کشور از برخی پیمانکاران و اختلال در کار این منطقه گفت که نشان می داد فضای کاری در این منطقه چندان خوشایند نیست.
سه ماهه پایانی سال هم زمانیکه نفتی ها سعی داشتند تا به وزیر جدید و سیاست های وی عادت کنند و به آرامش نسبی برسند، تصویب تحریم نفتی ایران در اوایل بهمن ماه نیز موج جدیدی از نگرانی ها را ایجاد کرد. نگرانی هایی که رفع آنها نیازمند تدبیرهای تازه از سوی مدیران نفتی است.

به هر حال آنچه باید به آن در روزهای ابتدایی امسال اشاره کرد از دست دادن فرصت ها در سال گذشته بود فرصت هایی که شاید با عدم تغییر مدیریت در نفت و آن همه شایعه رنگ و بویی دیگر به خود می گرفت. شاید امروز می نوشتیم که روزهای نفتی ها در سال گذشته آنچنان رنگین بوده که ابراز امیدواری کنیم امسال هم همانند پارسال باشد.
نفتی ها البته امسال را هم با افزایش شایعات در خصوص برکناری برخی از مدیران کلیدی و تلاش بی وقفه برای کاستن از تبعات تحریم نفتی شروع کردند که امید می رود فرصت ها چنان تبدیل به ممکن شود که سال آینده بنویسیم و بنویسند سال رنگین نفتی ها سپری شد.
 

/22131

کد خبر 205928

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
3 + 11 =