به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، سردار حسین اعلایی در نورنیوز در یادداشتی درباره مذاکرات بین ایران و آمریکا نوشت:
دولت توانست مذاکرات غیرمستقیم با آمریکا را آغاز کند، اما در نهایت اسرائیل و آمریکا بدون هیچ بهانهای جنگ علیه ایران را آغاز کردند و تمامی تأسیسات هستهای ایران را از بین بردند. در این مسیر، اسرائیل شمار زیادی از دانشمندان هستهای و فرماندهان ارشد سپاه و حتی خانوادههای آنان را ترور کرد. بدین ترتیب آمریکا بدون مذاکره واقعی به هدف اصلی خود، یعنی نابودی زیرساختهای هستهای ایران رسید و خسارات فراوانی بر مردم کشور تحمیل شد.
فشارهای همهجانبه و تحریمهای غیرقانونی نیز ادامه یافت و حتی تحریمهای ظالمانه جدیدی علیه ایران اِعمال گردید که همچنان رو به افزایش است. از سوی دیگر، سه کشور اروپایی حتی پس از جنگ نیز در پی بازگرداندن تحریمهای سازمان ملل علیه ایران برآمدند و تلاش کردند کشور را دوباره ذیل فصل هفتم منشور ملل متحد ببرند تا فشارها بهطور مرتب افزایش یابد و جنگ علیه ایران مشروعیت پیدا کند. به نظر میرسد که آمریکا از زمان روی کار آمدن ترامپ هیچگاه بهدنبال مذاکره دوجانبه و سازنده با ایران نبوده است. هدف ترامپ از نامهنگاری و گفتگو این بود که ایران با نظرات او ــ که مورد پسند اسرائیل بود موافقت کند و با دست خود برنامه هستهای صلحآمیزش را تحت نظارت بازرسان آمریکایی تعطیل نماید. اسرائیل نیز به دنبال یافتن فرصت برای آغاز جنگ با ایران بود؛ فرصتی که ترامپ آن را در اختیار نتانیاهو گذاشت و جنگ خونبار از ۲۳ خردادماه برای ۱۲ روز ادامه یافت. در این جنگ نزدیک به ۱۱۰۰ ایرانی به شهادت رسیدند و حدود ۶۰۰۰ نفر زخمی شدند.
با وجود تلاش دستگاه دیپلماسی جمهوری اسلامی و استقبال از هر نوع مذاکره، نتوانستند جلوی جنگ یا تداوم تحریمها را بگیرند. فرآیند اسنپبک نیز توسط اروپاییها به جریان افتاد. در پی پایان موقت جنگ، آمریکا وارد اختلافات آذربایجان و ارمنستان شد و در تلاش است مسیر زنگزور را علیه ایران و به نفع ترکیه فعال کند تا نفوذ ایران در قفقاز کاهش یافته و کشور از معادلات منطقه حذف شود. همزمان سطح روابط اروپا با ایران کاهش یافته و سه کشور انگلیس، آلمان و فرانسه در مسیری خطرناک حرکت میکنند. بنابراین، گرچه در یک سال گذشته هماهنگی میان دیپلماسی و میدان برقرار بود، اما سیاست خارجی کشور نتوانست مانع تصمیم آمریکا و اسرائیل برای جنگ با ایران شود. اگر مهمترین نقش هر دولتی جلوگیری از تحمیل جنگ باشد، وزارت امور خارجه در این عرصه موفق نبود و شاید تنها نقطه قوت سیاست خارجی ایران در این دوره، حفظ دوستیها با کشورهای همسایه و منطقه از جمله مصر بوده است.
در حوزه مذاکرات رفع تحریم نیز، استراتژی وزارت خارجه متناسب با واقعیات طراحی نشد. دستگاه دیپلماسی نتوانست بهموقع نیت واقعی ترامپ را از مذاکرات دریابد. ابتکار مذاکرات عملاً از ابتدا در اختیار آمریکا بود؛ آنان صرفاً برای وادار کردن ایران به پذیرش «غنیسازی صفر» وارد گفتوگو شدند و هیچ سخنی از رفع تحریمها در میان نبود. آمریکا با موضع بالا و برای اِعمال زور مذاکره کرد و ایران باید استراتژی خود را متناسب با نقاط قوت و ضعفش بازتنظیم میکرد تا در تله آمریکا نیفتد. راهبرد آمریکا «توافق یا بمباران» بود، نه رسیدن به توافق «برنده ـ برنده». آمریکا مذاکرات را به شکست کشاند و بدون تعیین وقت برای دور ششم گفتوگوها، به اسرائیل اجازه داد جنگ را آغاز کند. این در حالی بود که وزیر خارجه ایران پس از هر دور مذاکره گزارشی مثبت ارائه میداد و چنین حسی در جامعه ایجاد میکرد که مذاکرات در مسیر موفقیت است، در حالیکه چنین نبود. حتی احتمال قریبالوقوع بودن جنگ از سوی آمریکا و اسرائیل بهدرستی ارزیابی نشد و هشدارهای لازم به موقع به مسئولین دفاعی کشور منتقل نشد. به همین دلیل وزارت خارجه نتوانست از رفتار هیئت آمریکایی بوی جنگ را استشمام کند و مانع غافلگیری شود.
تجربه دوره دوم ریاست جمهوری ترامپ نشان داد که او علاقه دارد شخصاً طرف مذاکره باشد و گفتوگوها نیز سریع به نتیجه برسد. ترامپ میخواست خود را قهرمان پایان منازعات معرفی کند و از مشارکت دادن دیگر کشورها امتناع میکرد. بنابراین، او در مذاکرات با ایران، اروپا، روسیه و چین را کنار گذاشت و فقط بر ظرفیت آمریکا تکیه کرد. در عین حال تابع خواستههای اسرائیل بود و سیاست خارجی آمریکا در خاورمیانه عملاً از مسیر تلآویو عبور میکرد. بر همین اساس، ابتکار عمل سیاست خارجی ایران باید بر مبنای این واقعیات طراحی میشد. > Alireza: پیش از آغاز جنگ، ایران میتوانست ابتکاری تازه ارائه دهد؛ مثلاً پیشنهاد گفتوگوی مستقیم بین روسای جمهور ایران و آمریکا با محور رفع کامل تحریمها در برابر تعلیق غنیسازی را مطرح کند تا آمریکا در وضعیت جدیدی قرار گیرد. هرچند این ابتکار هم شاید موفق نمیشد، زیرا ترامپ بهدنبال «تسلیم بدون قید و شرط ایران» بود، اما در هر حال راهکارهایی برای اخلال در برنامههای دشمن همواره وجود دارد و سخنان آشکار او باید جدی گرفته میشد.
اکنون پس از جنگ، ایران عملاً هیچگونه غنیسازی انجام نمیدهد و «غنیسازی صفر» محقق شده است، اما آمریکا همچنان دست از فشار برنداشته است. اروپاییها نیز برای جلب نظر ترامپ فعالسازی اسنپبک را پیگیری کرده و مقدمات آن را فراهم آوردهاند. آنان مرتب به ایران توصیه میکنند که با آمریکا به توافق برسد و در واقع اعتراف میکنند که در این پرونده «هیچکاره»اند. از نظر آنان اگر ایران و آمریکا به تفاهم برسند، مشکل حل میشود. بنابراین راهکار دیپلماسی همچنان یافتن راهی برای پایین آوردن آمریکا از موضع خصمانه است. مذاکره با اروپا عملاً بیفایده است و باید مستقیم با شخص ترامپ به نتیجه رسید. ایران میتواند در مذاکرات جدید پیشنهاد تعلیق غنیسازی در برابر رفع کامل تحریمها، آزادسازی داراییها و جبران خسارات جنگ را مطرح کند، هرچند موفقیت این پیشنهاد قطعی نیست، زیرا ترامپ در پی تأمین نظرات اسرائیل است.
جمهوری اسلامی ایران همواره از جنگ اجتناب ورزیده و از مذاکره استقبال کرده است. اما آمریکا با حمله خود مسیر دیپلماسی را بست و ایران را در برابر گزینه «تسلیم یا جنگ» قرار داد. اکنون نیز ترامپ سایه جنگ را بر سر ایران نگاه داشته و اسرائیل منتظر صدور مجوز او برای ادامه حمله است. در این شرایط، دولت ایران باید تدابیری بیندیشد تا حمله مجدد امکانپذیر نباشد. کاهش نقاط ضعف اطلاعاتی، تقویت توان دفاعی و بهرهگیری از حمایت اجتماعی ملت از مهمترین راههاست. در جنگ ۱۲ روزه، ایرانیان در داخل و خارج یکپارچه از تمامیت ارضی کشور حمایت کردند و این پشتوانه ارزشمند باید تقویت شود. حاکمیت میتواند با بازنگری در سیاست داخلی و قرار دادن رضایت مردم در رأس برنامهها، انسجام اجتماعی را ارتقا دهد. آزادی زندانیان سیاسی، رفع حصر، برداشتن محدودیتهای فضای مجازی و اولویت دادن به توسعه اقتصادی از جمله اقداماتی است که سرمایه اجتماعی کشور را تقویت خواهد کرد. همزمان باید توان پدافند هوایی و موشکی افزایش یابد تا دشمن از حمله مأیوس شود و درها نیز برای مذاکره با آمریکا باز بماند تا بهانهها از دست دشمن گرفته شود.
در مجموع، جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران ضربه بزرگی به دیپلماسی وارد آورد و سطح بیاعتمادی را افزایش داد. ایران قصد داشت از طریق مذاکره تنشها را کاهش دهد، اما ترامپ با تشویق اسرائیل جنگ را آغاز کرد و با بمباران تأسیسات هستهای ایران سطح تنش را به اوج رساند. آمریکا نشان داد که جز زور عریان ابزاری برای سیاست خارجی نمیشناسد و ترامپ نیز خود را با خونریزی و جنگ بهدنبال جایزه صلح نوبل معرفی میکند. بنابراین ایران باید تلاش کند جلوی فعالسازی اسنپبک را بگیرد و بهانه را از آمریکا و اسرائیل سلب نماید. آرزوی دیرینه اسرائیل، درگیر کردن مستقیم آمریکا در جنگ با ایران بوده است؛ هدفی که با مخالفت نتانیاهو با برجام نیز پیگیری میشد. به همین دلیل ایران باید همچنان بر مسیر دیپلماسی اصرار ورزد و در عین حال برای دفاع در برابر تهاجم احتمالی آماده باشد. مردم و احزاب سیاسی نیز همچون حماسهآفرینی در جنگ ۱۲ روزه باید به آمریکا و اسرائیل نشان دهند که سلطه بر ایران از مسیر جنگ امکانپذیر نیست.
۲۹۲۲۱
نظر شما