امام علی(ع)؛ وقتی خدا تاریخ را با تولد و شهادت معنا کرد

زندگی امام علی بن ابی‌طالب(ع) پاسخی عمیق به انسان معاصر است؛ انسانی که میان ایمان و زندگی، سیاست و اخلاق، عبادت و مسئولیت اجتماعی شکاف می‌بیند. امام علی(ع) نشان داد می‌توان در متن جامعه ایستاد، قدرت داشت، تصمیم گرفت و در عین حال، بنده خدا ماند.

به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، در تاریخ ادیان، انسان‌های بزرگی آمده‌اند که هر یک در مقطعی از زندگی خود قله‌ای را فتح کرده‌اند؛ اما کمتر کسی را می‌توان یافت که تمام زیست او، از آغاز تا پایان، یک خط پیوسته معنا باشد. امام علی بن ابی‌طالب(ع) از همان استثناهاست. نه فقط به خاطر علم و شجاعت و عدالتش، بلکه به این دلیل عمیق‌تر که خداوند، تولد و شهادت او را به مقدس‌ترین مکان‌های توحیدی گره زد ؛ گویی تاریخ را با زندگی او علامت‌گذاری کرد.

دکتر محمدرضا سنگری، محقق تاریخ اسلام، در یادداشتی می‌نویسد: تولد در درون کعبه و شهادت در محراب مسجد، صرفاً دو افتخار شخصی یا دو اتفاق شگفت تاریخی نیست. این دو، زبان نمادین الهی با وجدان بشرند. خداوند با این زندگی قاب‌بندی‌شده، به انسان آموخت که کرامت، از کجا آغاز می‌شود و به کجا باید ختم شود. در جهانی که انسان‌ها کرامت را در قدرت، ثروت و پیروزی‌های دنیوی جست‌وجو می‌کنند، زندگی امام علی(ع) پاسخی آرام اما قاطع است: کرامت، در نسبت انسان با خدا، عبادت و عدالت معنا می‌شود.

کعبه شکافت؛ تولدی که اتفاق نبود 

کعبه در منطق قرآن، فقط یک بنای سنگی یا نقطه‌ای برای طواف نیست. قرآن با نگاهی ریشه‌ای، آن را نقطه آغاز همه حرکت‌های توحیدی معرفی می‌کند: «اِنَّ اَوَّلَ بَیتٍ وُضِعَ لِلنّاسِ لَلَّذی بِبَکَّةَ مُبارَکًا وَهُدیً لِلعالَمین» (آل‌عمران، ۹۶).

این «اول بیت» فقط از نظر زمانی اول نیست؛ از نظر معنا، محور هدایت است. وقتی تاریخ ثبت می‌کند که دیوار همین خانه شکافته شد و امام علی(ع) در درون آن متولد شد، نمی‌توان این رخداد را یک تصادف زیبا دانست. تاریخ، زبان تصادفی ندارد؛ خاصه آنجا که پای نشانه‌های الهی در میان است.

مورخان بزرگ اسلامی، از شیعه و سنی، این واقعه را نقل کرده‌اند. حاکم نیشابوری به صراحت می‌نویسد که تولد امام علی(ع) در کعبه، فضیلتی است که پیش و پس از او برای کسی رخ نداده است. این یعنی امام علی(ع) پیش از آنکه خطبه‌ای بخواند، شمشیری بزند یا حکمی صادر کند، با تولدش معرفی شد. پیام واضح بود: کسی که از دل خانه خدا وارد تاریخ می‌شود، مأموریتش، صرفاً زیستن نیست؛ او آمده است تا معیار شود.

اصطفای الهی؛ کرامت به مثابه اعلان مسئولیت 

قرآن برای بیان انتخاب‌های ویژه الهی، واژه‌ای دقیق و سنگین به کار می‌برد: «اصطفا». انتخابی که پس از پالایش و خالص‌سازی اتفاق می‌افتد: «اِنَّ اللهَ اصطَفیٰ آدَمَ وَنُوحًا وَآلَ اِبراهیمَ وَآلَ عِمرانَ عَلَی العالَمین» (آل‌عمران، ۳۳).

تولد امام علی(ع) در کعبه، ترجمه عینی همین انتخاب است. اما اینجاست که باید به سوءبرداشت رایج پایان داد: اصطفا، وعده رفاه و آسودگی نیست. انتخاب الهی، یعنی بار سنگین‌تر مسئولیت. تاریخ زندگی امام علی(ع) شاهدی روشن است. این کرامت، او را به کاخ و امتیاز نرساند؛ بلکه به زهد، تنهایی، شمشیر عدالت و زخم زبان‌ها رساند.

خدا امام علی(ع) را «میزان» می‌خواست. میزان حق در قضاوت، در قدرت، در ثروت، در سیاست. و میزان بودن، همیشه هزینه دارد. تولد در کعبه، نه نشانه آسایش آینده، که اعلان رسمی یک مأموریت دشوار بود.

از خانه خدا تا متن جامعه؛ توحیدِ جاری در عدالت 

زندگی امام علی(ع) امتداد منطقی تولد اوست. اگر کعبه، نماد توحید ناب است، امام علی(ع) کسی است که این توحید را از دیوارهای عبادت‌گاه بیرون آورد و وارد زندگی اجتماعی کرد. قرآن، ایمان منزوی را نمی‌پذیرد؛ بارها ایمان را همراه با عمل صالح می‌آورد. توحیدی که به عدالت اجتماعی نینجامد، در منطق قرآن ناقص است.

امام علی(ع)، همین پیوند دشوار را عملی کرد. او خدا را فقط در خلوت شبانه و اشک‌های سحرگاهی نجست؛ خدا را در قضاوت، حکومت، تقسیم بیت‌المال و مواجهه با قدرت‌های طماع جست‌وجو کرد. همین‌جا بود که مسئله آغاز شد. جامعه، عبادت فردی را تحمل می‌کند؛ حتی سخنان زیبا را. اما عدالت بی‌امان را نه.

امام علی(ع) با آوردن اخلاق به سیاست و حق به قدرت، ساختارهای عادت‌کرده به تبعیض را برهم زد. او حاضر نشد دین را ابزار کند و عدالت را قربانی مصلحت. همین «بی‌سازشی توحیدی» بود که او را تنها کرد؛ همان توحیدی که در کعبه آغاز شده بود، حالا در میدان جامعه، هزینه می‌داد.

محراب؛ نقطه اوج یک زندگی، نه پایان آن 

مسجد، در منطق قرآن، خالص‌ترین فضای تعلق به خداست: «وَأَنَّ المَساجِدَ لِلّهِ فَلا تَدعوا مَعَ اللّهِ أَحَدًا» (جن، ۱۸) و محراب، نقطه تمرکز همین خلوص است. امام علی(ع) در این نقطه، و در حال سجده، ضربت خورد. صحنه‌ای که اگر فقط به عنوان یک حادثه تاریخی به آن نگاه شود، عمق خود را از دست می‌دهد. شهادت امام علی(ع)، یک ترور سیاسی صرف نبود؛ یک نماد الهی بود.

کسی که عمر خود را در مدار خدا چرخانده بود، در لحظه جدا شدن از دنیا نیز، پیشانی بر خاک عبادت داشت. این تصادف نیست؛ این هماهنگی کامل آغاز و انجام است. تولد در کعبه، شهادت در محراب؛ گویی زندگی امام علی(ع)، یک رکوع و سجده ممتد در تاریخ است.

شمشیر بر فرق عدالت؛ خط تمایز نهایی تاریخ 

پیامبر اکرم(ص) سال‌ها پیش، این نقطه تقابل را پیش‌بینی کرده بودند؛ آنجا که فرمودند شقی‌ترین انسان‌ها، کسی است که فرق امام علی(ع) را در محراب عبادت می‌شکافد. این روایت، فقط خبر از قاتل نمی‌دهد؛ مرزبندی تاریخی می‌کند: هر جا عدالت علوی تاب‌آورده نشد، شمشیر بالا رفت.

قاتل امام علی(ع)، نماینده یک فرد نیست. نماد جریانی است که با حق زنده مشکل دارد. جریانی که حتی سجده را تحمل نمی‌کند، اگر این سجده، پشتوانه عدالت باشد. شهادت امام علی(ع) آخرین پرده افشاگری تاریخ بود: مسئله، اختلاف سلیقه نیست؛ جنگ با حق است.

کرامت انسان در آغاز و انجام الهی 

زندگی امام علی بن ابی‌طالب(ع) پاسخی عمیق به انسان معاصر است؛ انسانی که میان ایمان و زندگی، سیاست و اخلاق، عبادت و مسئولیت اجتماعی شکاف می‌بیند. امام علی(ع) نشان داد می‌توان در متن جامعه ایستاد، قدرت داشت، تصمیم گرفت و در عین حال، بنده خدا ماند.

تولد او در کعبه و شهادتش در محراب، به ما یادآوری می‌کند که کرامت انسان، در لحظات پراکنده معنا نمی‌شود؛ در یک مسیر معنا پیدا می‌کند. مسیری که از خدا آغاز می‌شود و به خدا ختم می‌گردد. آن‌گاه تاریخ، نه فقط روایت گذشته، بلکه آینه‌ای برای انتخاب امروز انسان خواهد بود.

کد مطلب 2165470

برچسب‌ها

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
2 + 12 =

آخرین اخبار