دکتر سلطان فرزند یک روحانی و واعظ مشهور کاشان و نوه دختری عالم دینی دیگری بود. او سال ۱۳۲۹ در کاشان متولد شده و از دبیرستان البرز تهران دیپلم گرفته بود. در شیراز و آلمان پزشکی خوانده بود. سالهای جنگ را در بیمارستانهای نزدیک جبهه گذرانده بود و پس از بازنشستگی از دانشگاه بیشتر اوقات را در بیمارستان فیروزگر به درمان بیماران مشغول بود.
اما آشنایی من با او به دنیای مطبوعات برمیگشت. دکتر سلطان یکی از شیفتگان جدی تاریخ مطبوعات ایران بود و به گمانم یکی از بزرگترین آرشیوهای شخصی نشریات ایرانی را فراهم کرده بود. به یاد میآورم در دهه هفتاد با صبر و خوشرویی به دفاتر نشریات مراجعه میکرد و شمارههای قدیمی نشریه ی ایشان را طلب مینمود.
همچنین با نشریات شهرستان تماس میگرفت و پیگیر نسخ مجلات ایشان بود. به یاد دارم هنگام قدم زدن در خیابان اگر در طول مسیر پنج یا ده باجه روزنامه فروشی هم بود جلوی هر کدام دقایقی طولانی میایستاد و دقت میکرد که مگر مجلهای آنجا باشد که وی نخریده باشد بارها به او توصیه کرده بودم کتابخانهاش را فهرستنگاری کند و نمیدانم کرد یا نه.
یک بار در دهه هشتاد برای یافتن نسخه مجلهای که میخواستم ساعتها در انبوه نشریات خانهاش سرگردان شده بودیم. در این سالهایاخیر از او بی خبر بودم و نمیدانم بر سر آن همه روزنامه و مجله چه آمد. خدا او را و ما را و همه عاشقان فرهنگ را بیامرزد.





نظر شما