به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین به نقل از ایلنا، «قتلی از کلاغها» عنوان نمایشنامهای است که روز شنبه نهم اسفندماه، خوانش شده است.
نویسندگی، کارگردانی و تهیهکنندگی این اثر به عهده مهدی امیری بوده و علی برجی، کرامت رودساز، بابک نوری، روزبه اختری، میترا مقدمی و مدیسا رژه در این نمایشنامهخوانی به ایفای نقش پرداختهاند.
نمایشنامهخوانی «قتلی از کلاغها» در گونه کمدی سیاه یا گروتسک، روایتگر داستان نویسندهای به نام «غلامحسین» است که زندگی برای او آنگونه که انتظار دارد، پیش نمیرود. او در میانه چالشهای شخصی و فشارهای ناشی از مهاجرتی نابهنگام به «آرمانشهر»، تلاش میکند خود را برای حضور در «جشنواره داستاننویسی» این شهر آماده کند؛ اما در لحظهای که روزنهای از امید در زندگیاش شکل میگیرد، «صمد» بهترین دوستش که ۱۷ سال پیش به طرز فجیعی جان باخته، به ملاقاتش میآید و روند داستان را با تحولی غیرمنتظره مواجه میکند.

نویسنده و کارگردان نمایشنامهخوانی «قتلی از کلاغها»، ضمن اشاره به جایگاه نمایشنامهخوانی در تئاتر معاصر به ایلنا گفت: نمایشنامهخوانی را نباید صرفاً یک مرحله مقدماتی یا جایگزین اجرای صحنهای دانست بلکه این قالب، خود یک فرم مستقل هنری است که امکان تمرکز بر مهمترین عنصر تئاتر یعنی «متن» را فراهم میکند.
او افزود: در واقع نمایشنامهخوانی، تئاتر را به ریشههای خود بازمیگرداند؛ جایی که کلمه، صدا و تخیل سه رکن اصلی تجربه هنری هستند.
وی افزود: در اجرای صحنهای، عناصر متعددی مانند دکور، نور، طراحی صحنه و حرکت بازیگران به اثر اضافه میشوند که هرچند ارزشمند هستند، اما گاهی ممکن است مخاطب را از تمرکز بر خود متن دور کنند. در مقابل، نمایشنامهخوانی باعث میشود مخاطب فعالانه در خلق جهان نمایش مشارکت کند و این مشارکت ذهنی، تجربهای عمیقتر و ماندگارتر ایجاد میکند.
امیری با اشاره به شرایط امروز تئاتر و افزایش توجه به قالب نمایشنامهخوانی تصریح کرد: بخشی از گرایش به نمایشنامهخوانی به دلیل شرایط اقتصادی و محدودیتهای تولید است، اما این تنها عامل نیست.
وی ادامه داد: بسیاری از هنرمندان به این نتیجه رسیدهاند که نمایشنامهخوانی میتواند بستری مناسب برای آزمودن ایدهها، معرفی متون جدید و ایجاد ارتباط مستقیمتر با مخاطب باشد. این قالب، انعطافپذیرتر است و امکان تداوم فعالیت هنری را حتی در شرایط دشوار فراهم میکند.
روایتی از سکوت، حقیقت و مسئولیت
این نویسنده و کارگردان درباره شکلگیری نمایشنامه «قتلی از کلاغها» گفت: این اثر حاصل تأمل درباره وضعیت انسان معاصر است؛ انسانی که در میان حجم زیادی از اطلاعات، روایتها و واقعیتها زندگی میکند، اما گاهی در مواجهه با حقیقت، دچار سکوت یا تردید میشود.
او تاکید کرد: «کلاغها» در این نمایشنامه نماد شاهدانی هستند که میبینند، میفهمند، اما همیشه واکنش نشان نمیدهند.
وی در ادامه گفت: انتخاب این عنوان، یک انتخاب نمادین بود. کلاغها در فرهنگهای مختلف، هم نماد آگاهی هستند و هم نماد سکوت و نظارهگری. این نمایشنامه تلاش میکند مخاطب را با این پرسش مواجه کند که آیا صرفاً شاهد بودن کافی است، یا انسان مسئولیتی فراتر از مشاهده دارد.
امیری با بیان اینکه «قتلی از کلاغها» از دل دغدغههای اجتماعی و انسانی شکل گرفته است، افزود: هنر زمانی معنا پیدا میکند که بتواند با زندگی واقعی انسانها ارتباط برقرار کند. «قتلی از کلاغها» بیش از آنکه یک روایت داستانی صرف باشد، تلاشی برای طرح یک پرسش است؛ پرسشی درباره مسئولیت، حقیقت و واکنش انسان در برابر واقعیتهای پیرامونش.
ضرورت هنر در شرایط پیچیده اجتماعی
این کارگردان درباره نقش هنر در شرایط فعلی جامعه نیز گفت: در دورههایی که جامعه با فشارهای مختلف مواجه است، هنر نقش مهمتری پیدا میکند. هنر صرفاً برای سرگرمی نیست؛ بلکه ابزاری برای فهم، بیان و حتی تحمل واقعیت است. هنر کمک میکند انسان احساس کند دیده میشود و تنها نیست.
وی افزود: هنر میتواند بستری برای گفتگو ایجاد کند. شاید نتواند مشکلات را مستقیماً حل کند، اما میتواند آگاهی ایجاد کند و انسانها را به فکر وادارد. این خود، یکی از مهمترین کارکردهای هنر است. در چنین شرایطی، فعالیت هنری یک انتخاب لوکس نیست، بلکه یک ضرورت فرهنگی و انسانی است. جامعهای که هنر در آن جریان دارد، جامعهای زنده و پویاست، حتی اگر با چالشهای مختلف مواجه باشد.
تئاتر ظرفیتی عالی با جیبهای خالی
وی درباره وضعیت تئاتر نیز اظهار کرد: تئاتر از نظر نیروی انسانی، یکی از غنیترین حوزههای هنری است. نویسندگان، بازیگران و کارگردانان جوانی وجود دارند که با وجود همه محدودیتها، با انگیزه و جدیت فعالیت میکنند. این نشاندهنده زنده بودن تئاتر است.
امیری به چالشهای موجود نیز اشاره کرد و گفت: تولید تئاتر نیازمند حمایت، زیرساخت و امنیت شغلی است. وقتی این شرایط فراهم نباشد، هنرمندان با دشواریهای زیادی مواجه میشوند. با این وجود، تجربه نشان داده که هنر حتی در سختترین شرایط نیز راه خود را پیدا میکند.
این نویسنده و کارگردان، با تأکید بر فلسفه شخصی خود درباره هنر گفت: برای من، هنر صرفاً یک حرفه نیست، بلکه راهی برای درک جهان و ارتباط با دیگران است. هنر کمک میکند انسان، انسان باقی بماند. شاید به همین دلیل است که حتی در سختترین شرایط نیز، هنرمندان به خلق اثر ادامه میدهند.
وی در پایان به نمایشنامهخوانی «قتلی از کلاغها» اشاره کرد و گفت: این اجرا و یا خوانش، تلاشی بود برای ایجاد یک لحظه تأمل؛ لحظهای که مخاطب بتواند از خود بپرسد در برابر حقیقت، چه مسئولیتی دارد. به باور من، اگر هنر بتواند چنین پرسشی ایجاد کند، رسالت خود را انجام داده است.






نظر شما