مذاكرات اسلام آباد

۱ نفر
۶ فروردین ۱۴۰۵ - ۱۷:۲۰
افراط در نقد مصدق: یک خطای جمعی

نقد مصدق در سال‌های اخیر کارکردی منفی نیز پیدا کرده است و آن سفیدشویی هر سیاست استعماری و متزلزل کردن حساسیت‌های ملی است. از این جهت تصور می‌کنم باید نقد مصدق را تعدیل و تصحیح کرد. ملی‌گرایی ایرانی را باید با ملاحظات عمل‌گرایانه و واقع‌بینانه آشنا کرد نه اینکه آن را در برابر فشارهای استعماری و امپریالیستی خلع سلاح کرد. نقد مصدق در سال‌های اخیر حتی آنقدر راه افراط پیمود که پوششی شد برای ستایش استعمار و عادی‌سازی خیانت به کشور. ما از افراط در ستایش مصدق به تفریطی غلط کشیده شدیم.

 گروه اندیشه: اکنون که آشکار شده آمریکا به عنوان نهادی مافیایی در صدد انجام کودتا و پیشبرد آن با همراهی اسراییل در صدد براندازی حاکمیت و  تجزیه ایران است، و حقوق ملت ها و حتی دولت ها برای آن بی معنی است، این تفسیر در نقد دکتر محمد مصدق از سوی لیبرال های وطنی، که حتی خلاف خود سیا، کودتا علیه حکومت ملی را منکر می شوند، رنگ باخته است. کانال فرهیختگان راهی به رهایی  با نوشتن مطلبی توسط بابک مینا، چنین خط مشی ای را مطرح می کند. در ادامه می خوانید: 

****

در سال‌های اخیر «لیبرال‌های ایرانی» به شدت به مصدق حمله کردند و او را خاستگاه بسیاری از مشکلات سیاسی و اقتصادی ایران دانستند. به نظرم در مواردی حق با آنها بود، ولی در موارد مهمی نیز افراط کردند و واقعیت را مخدوش جلوه دادند. مصدق متعلق به نسل «پیشا-برتون وودز» است، یعنی دورانی که سوداگری (مرکانتلیسم) بر جهان حکومت می‌کرد و Pax Britannica مستقر بود. اگر چه تاریخ‌نویسان معمولاً آغاز تجارت آزاد را لغو قانون غلات (Corn Law) انگلستان در ۱۸۴۶ در نظر می‌گیرند که تعرفه‌ها بر واردات غلات برداشته شد و تجارت آن آزاد اعلام شد؛ اما این تنها بعد از جنگ جهانی دوم و استقرار نظام «برتون ووزد» بود که کشورهای ضعیف حقیقتاً توانستند از تجارت آزاد و مزایای اتصال به اقتصاد جهانی بهره‌مند شوند و استعمار قرن نوزدهمی کاملاً از میان رفت. بخت توسعه کشورهایی فقیر مثل چین و هند و برزیل تنها در Pax Americana بود که باز شد. 

مصدق فرزند نظام اقتصاد بین المللی‌ای بود که پیش از «برتون ووزد» وجود داشت. درک سیاستمداران نسل او از نظم اقتصادی جهان با درک ما که Pax Americana و نهادهای آن را دیده‌ایم بسیار متفاوت است. (بگذریم که این روزها ظاهراً آمریکا دارد به قرن نوزدهم باز می‌گردد!) بدبینی مصدق به بریتانیا کاملاً موجه بود. نقدهایی که در سال‌های اخیر به او شده است اکثراً این واقعیت را نادیده می‌گیرند. نهادی مثل «سازمان تجارت جهانی» برای نسل مصدق شبیه رؤیا بود، آنها با چنین جهانی مواجه نبودند؛ جهان آنها جهان جنگ‌های تجاری و تحمیل اقتصادی کشورهای ثروتمند بود. بگذریم از نژادپرستی و برتری‌جویی اروپایی که به شکلی لُخت و نخراشیده همه جا حاضر بود. بنابراین باید مصدق را همدلانه نقد کرد. 

مصدق در مبارزه خود محق بود، ولی چنانکه بسیاری گفته‌اند در راهبردها خطا کرد و واقع‌بینی را از دست داد. در جایی که باید کوتاه می‌آمد نیامد. من قانع شده‌ام که «کودتای ۲۸ مرداد» به لحاظ صرف حقوقی کودتا نبود و شاه حق عزل نخست‌وزیر را در دوران فترت مجلس داشت. اما در واقعیت، ۲۸ مرداد کودتا بود: مداخله وسیع نیروهای خارجی در آن برای به زیر کشیدن حکومت مصدق. مصدق می‌توانست کوششش برای ملی کردن صنعت نفت را به گونه‌ای عقلانی‌تر و واقع‌بینانه‌تر جلو ببرد. او و مشاورانش درک ساده‌انگارانه‌ای از بازار جهانی نفت داشتند و دعوایی به راه انداختند که توان رهبری آن را نداشتند. از همه بدتر فرقه مصدق‌پرستی‌ بود که برخی از هواداران جزمی وی پس از او به راه انداختند و راه را بر هر گفت‌گو و تأمل انتقادی بستند. 

این نقدها همگی درست است، اما نقد مصدق در سال‌های اخیر کارکردی منفی نیز پیدا کرده است و آن سفیدشویی هر سیاست استعماری و متزلزل کردن حساسیت‌های ملی است. از این جهت تصور می‌کنم باید نقد مصدق را تعدیل و تصحیح کرد. ملی‌گرایی ایرانی را باید با ملاحظات عمل‌گرایانه و واقع‌بینانه آشنا کرد نه اینکه آن را در برابر فشارهای استعماری و امپریالیستی خلع سلاح کرد. نقد مصدق در سال‌های اخیر حتی آنقدر راه افراط پیمود که پوششی شد برای ستایش استعمار و عادی‌سازی خیانت به کشور. ما از افراط در ستایش مصدق به تفریطی غلط کشیده شدیم.

 باید نقد مصدق را و ملی‌گرایی مبارزه‌جو را تعدیل و تصحیح کرد.

 ۲۱۶۲۱۶

کد مطلب 2197934

برچسب‌ها

داغ ترین های لحظه

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
7 + 9 =

آخرین اخبار