به گزارش خبرآنلاین، شاناکا آنسلم پریرا تحلیل گر ژئوپلوتیک در شبکه ایکس در واکنش به مساعی جمیله پاکستان با ۴ کشور مصر، عربستان و ترکیه و سفر او به چین نوشت:
در سال ۱۹۷۱، یک هواپیمای پاکستانی، هنری کیسینجر را مخفیانه از اسلامآباد به پکن منتقل کرد و در پروازی که هیچکس ندید کل جنگ سرد را از نو رقم زد.
فردا، اسحاق دار، وزیر امور خارجه پاکستان، به همان دلیل در همان مسیر پرواز میکند؛ برای میانجیگری در تجدید صفبندی ابرقدرتها از طریق تنها کشوری که مورد اعتماد هر دو طرف جنگی است که نظم جهانی را تغییر میدهد.
این چیزی است که در ۹۶ ساعت آشکار شده است.
روز شنبه، اسلامآباد میزبان وزرای امور خارجه عربستان سعودی، ترکیه و مصر برای یک اجلاس چهارجانبه در مورد جنگ ایران بود. پس از این جلسه، دار تأیید کرد که هم ایالات متحده و هم ایران «اعتماد» خود را به پاکستان برای تسهیل مذاکرات ابراز کردهاند. هر چهار وزیر امور خارجه از میزبانی پاکستان از مذاکرات مستقیم یا غیرمستقیم ایالات متحده و ایران حمایت کردند.
روز پنجشنبه، وانگ یی، وزیر امور خارجه چین، به محمد اسحاق دار گفت که چین «از تلاشهای خستگیناپذیر پاکستان قدردانی میکند» و «از پاکستان در ادامه ایفای نقش میانجیگری حمایت میکند».
وانگ اظهار داشت که گفتگو تنها راه «کمک به بازگرداندن ناوبری عادی از طریق تنگه هرمز» است.
این عبارت آخر وزیر خارجه چین گویای همه چیز است. اینکه چین حمایت انتزاعی خود را از صلح ابراز نمیکند و تنها به نتیجه تجاری خاصی که نیاز دارد، اشاره میکند؛ از جمله باز شدن تنگه هرمز، آزاد شدن جریان نفت و اتصال مجدد زنجیرههای تأمین.
فردا دار به پکن میرسد تا حمایت صریح اسلامآباد را به عنوان محل برگزاری این نشست از سوی چین تضمین کند.
موقعیت ساختاری را در نظر بگیرید؛
پاکستان طرح صلح ۱۵ مادهای ایالات متحده را به ایران تحویل داد.
پاکستان همکاری "همهجانبه" خود را که در ژانویه توسط وانگ یی مجدداً تأیید شد، با چین حفظ میکند. و این در حالی است که پاکستان در سپتامبر ۲۰۲۵ یک توافق دفاعی متقابل با عربستان سعودی امضا کرد.
از سوی دیگر فیلد مارشال عاصم منیر، فرمانده ارتش پاکستان، با ترامپ در کاخ سفید ناهار خورد. شریف روز شنبه بیش از یک ساعت با پزشکیان رئیس جمهور ایران صحبت کرد. هیچ کشور دیگری در کره زمین کانالهای زنده و قابل اعتمادی به طور همزمان با واشنگتن، تهران، پکن و ریاض ندارد. آخرین کشوری که این موقعیت ساختاری را اشغال کرد، خود پاکستان بود، در سال ۱۹۷۱، زمانی که کیسینجر را مخفیانه به پیش مائو برد.
متغیری که هر تحلیلگری از قلم میاندازد، چیزی است که چین واقعاً به آن نیاز دارد. چین تقریباً ۱.۵ میلیون بشکه در روز نفت خام از ایران وارد میکند. چین ۹۰ درصد از فرآوری عناصر نادر خاکی و ۹۹ درصد از گالیوم را کنترل میکند. ایالات متحده برای دفاع، نیمهرساناها و انتقال انرژی به عناصر نادر خاکی نیاز دارد. هندسه یک معامله بزرگ، که در آن دسترسی به نفت برای چین در مقابل امنیت تأمین عناصر نادر خاکی برای ایالات متحده معامله میشود، با بازگشایی تنگه هرمز و دسترسی به جزیره خارک از طریق مذاکره به جای تصرف، مستقیماً از طریق اسلامآباد انجام میشود. نه به این دلیل که پاکستان این نقش را انتخاب کرده است. زیرا پاکستان تنها گره متصل به هر چهار اصل است.
این پیشگویی نیست؛ این یک مشاهده دقیق است؛ اسحاق دار فردا در پکن است، مهلت ترامپ هفت روز دیگر یعنی ۶ آپریل است.
بااینحال جزیره خارک مستحکم شده اما فعلا مورد حمله قرار نگرفته است.
قیمتگذاری پلیمارکت تا ۳۰ آوریل ۶۸ درصد است. فرصت پنجره دیپلماسی میان یک راهحل میانجیگرانه و تشدید نظامی دقیقاً هفت روز است و کشوری که در آستانه در ایستاده است، همان کشوری است که ۵۵ سال پیش، زمانی که آخرین اتحاد ابرقدرتها شکل گرفت، آنجا ایستاده بود.
چه پاکستان موفق شود و چه شکست بخورد، این تلاش از نظر تاریخی قابل توجه است. کشوری مجهز به سلاح هستهای با ۲۴۰ میلیون نفر جمعیت، که در حال ایجاد تعادل بین اتحادهای همزمان با ایالات متحده، چین، عربستان سعودی و ایران است و میزبان معماریای است که تعیین میکند آیا مهمترین گلوگاه انرژی جهان از طریق مذاکره یا زور بازگشایی میشود یا خیر. آخرین باری که یک کشور واحد این موقعیت ساختاری را اشغال کرد، نتیجه، دست دادن نیکسون-مائو بود که نیم قرن ژئوپلیتیک را تعریف کرد.
پرواز فردا است. مهلت ۶ آوریل است. و منطقه در آستانه نقطه جوش است.



۳۱۵




نظر شما