مذاكرات اسلام آباد

۲ نفر
۶ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۰۳:۲۵

قالیباف ما و قالیباف تندروها

سید عبدالجواد موسوی
قالیباف ما و قالیباف تندروها

این بندهٔ کم‌ترین تندترین یادداشت‌های سیاسی‌ام را درباره قالیباف نوشته‌ام. امروز اما از او و مواضعش دفاع می‌کنم. تندروها و خودارزشی‌پندارها که معمولا درکی سطحی و تک‌ساحتی از همهٔ امور عالم دارند به این یادداشت‌های اخیر که می‌رسند گویی کشفی بزرگ کرده باشند با هیجان و خودعقل‌کل‌پنداری می‌نویسند: «ای فلان فلان شده‌ها! شما همان‌هایی بودید که به قالیباف بدوبیراه می‌گفتید و حالا که او در مقام مذاکره‌کننده قرار گرفته‌است از او دفاع می‌کنید. شما مشتی وادادهٔ غربزده‌اید که با شنیدن کلمهٔ مذاکره آب از لب و لوچه‌تان سرازیر می‌شود و ...الخ». این یادداشت پاسخی است به افاضاتی از این دست. نکاتی شاید بدیهی که متاسفانه برای بعضی‌ها تکرارش بسیار لازم است و ضروری.

سیاست ساحت خوش‌آمد و بدآمد نیست. اگرچه بسیار دشوار است آدمی یک‌سره از مهر و کین تهی باشد اما برای کسی که در عالم سیاست می‌خواهد اظهار نظر کند شرط اول قدم آن است که قصد و غرض شخصی را کنار بگذارد. یادم هست در گفت‌وگویی از عباس عبدی شنیدم که می‌گفت: «من مدافع برنامه یک سیاستمدارم و نه مدافع شخص او و اگر ببینم یک برنامه قابل‌قبول در حال اجراست از آن دفاع می‌کنم،‌ برایم فرقی نمی‌کند مجری آن‌برنامه رئیسی باشد یا روحانی». البته کم نبوده‌اند اصلاح‌طلبان بی‌مایه‌ای که وقتی دیدند احمدی‌نژاد دارد طرح رفتن خانم‌ها به ورزشگاه‌ها را پیگیری می‌کند همه توانشان را به کار گرفتند تا چنین اتفاقی به‌نام رئیس‌دولت نهم و دهم رقم نخورد. از آن طرف هم کم نبوده‌اند اصولگرایان نامنصفی که بام تا شام دعوی اخلاق و دین‌مداری داشتند اما در مقابل سیل تهمت‌ها و دشنام‌هایی که به رقبای سیاسی‌شان داده می‌شد دم برنمی‌آوردند.

به سیاست‌بازانِ‌کاسبکار کاری نداریم. درباره کسانی سخن می‌گوییم که سیاست را امری مهم می‌دانند و معتقدند بدون توجه به عقلِ سیاسی، نظم و سامان یک جامعه امکان پذیر نیست. آن‌هایی که از چنین منظری به سیاست می‌نگرند بیش از هرچیزی به نتایج و توابعِ رفتارِ یک سیاستمدار نگاه می‌کنند نه به قد و بالای او و یا انتساب او به یک جناح خاص. تفاوت ما با منتقدانِ تندروی قالیباف در همین‌ جاست. آن‌ها از قالیباف بدشان می‌آید. به همین صراحت. بنابراین قالیباف هرکاری کند بد است و سیاستمدار مورد علاقه آن‌ها به حکمِ «هرچه آن خسرو کند شیرین بود» خوب است. مذاکره را اگر قالیباف انجام دهد بد است، ولو نتیجه آن به نفع عموم مردم کشور باشد. اما اگر مذاکره را خسروخان انجام دهد خوب است، ولو اگر سال‌های سال طول بکشد و نتیجه آن انبوهی از تحریم‌ها و قطعنامه‌هایی باشد که کشور را به آستانه نابودی بکشاند. تندروها مشکلشان این است که از منظر اخلاق آن‌هم اخلاق ظاهری و سطحی به همه امور می‌نگرند. به همین دلیل به علی لاریجانی در زمان حیاتش آن‌هم در نمازجمعه مُهر پرتاب می‌کنند و بعد از شهادتش از او حلالیت می‌طلبند و بر سر و سینه می‌کوبند و برای توجیه این نوسانِ محیرالعقول داستان‌های مضحکی سر هم می‌کنند که فقط یک آدم رسما مشنگ آن‌را باور می‌کند. همین الان‌هم اگر خدای ناکرده دشمن صهیونیستی و آمریکایی موفق شود محمد باقر قالیباف را به شهادت برساند همین جماعت، یک سوز و بریزی به راه بیندازند که بیا و ببین.

نکنید برادر من. کاری نکنید که بعدا مجبور شوید از حریف یا رقیب سیاسی‌تان حلالیت بطلبید. نقد که حلالیت نمی‌خواهد. هرچه‌قدر هم تند و گزنده باشد. اما مشکل شما این است که نقد نمی‌نویسید. طرف را به هزار کار کرده و ناکرده متهم می‌کنید. رسما تهمت می‌زنید. به قالیباف می‌گویید وطن فروش. می‌گویید خائن. می‌گویید آمریکایی. همین حرف‌ها را به زنده‌یاد لاریجانی هم می‌گفتید. البته به او می‌گفتید: انگلیسی. به همین راحتی. باید هم حلالیت بطلبید. نه فقط باید حلالیت می‌طلبیدید بلکه اگر حقیقتا اهل شریعت و دیانت بودید باید تا آخر عمر از هرگونه اظهار نظر سیاسی توبه می‌کردید. اما شما محکومید به تکرار اشتباهاتتان. همین جفا را در حق شهید مظلوم سردار باقری کردید و بعد از شهادتش در مقام عذرخواهی و حلالیت برآمدید. اسلاف شما عین همین کارها را با شهید بهشتی انجام دادند. به جای این‌همه تکرارِمکررات، به قدر لحظه‌ای فکر کنید. می‌دانم کار دشواری است اما ممکن است یک‌بار برای همیشه از این چرخه تکراری خلاصی یابید.

همین الان به جای بد و بیراه گفتن به قالیباف یک لحظه تأمل بفرمایید و با خودتان بگویید شاید این طور هم نباشد. یک‌درصد احتمال بدهید ممکن است این طور که شما فکر می‌کنید نباشد. به جای دنبال تناقض گشتن در گفتار و رفتار ما به فکر خودتان باشید. ما تکلیفمان روشن است. ما امروز از قالیباف حمایت می‌کنیم. فردا روزی هم اگر فکر کردیم اشتباهی از او سر زده‌است دوباره برمی‌گردیم به تنظیماتِ‌کارخانه. نه این‌که ما معیار حق و باطلیم. قطعا و حتما از ما نیز خبط و خطا کم سر نزده‌است و نمی‌زند اما سعی می‌کنیم خودمان را جای قسیم جنت و نار ننشانیم و بهشت و دوزخ را بین مردم توزیع نکنیم. سعی می‌کنیم به دیگران تهمت نزنیم. سعی می‌کنیم سیاست‌بازی و قدرت را برتر از اخلاق و ادب و مهر و امرِ قدسی ندانیم و از آخر و عاقبت خود همواره بهراسیم و فرجام خودرا به آن یگانه بی‌چندوچون واگذار کنیم:

چون حُسنِ عاقبت نه به رندی و زاهدی است

آن به که کار خود به عنایت رها کنیم

کد مطلب 2210440

برچسب‌ها

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
1 + 5 =

نظرات

  • نظرات منتشر شده: 1
  • نظرات در صف انتشار: 0
  • نظرات غیرقابل انتشار: 0
  • IR ۰۵:۵۵ - ۱۴۰۵/۰۲/۰۶
    0 0
    آقای موسوی شما هم حوصله ای دارید ها! تندروها اگر قرار بود این بدیهیات را بفهمند که تندرو نمی شدند بندگان خدا. عقلشان اصلا به این حرف ها نمی کشد. مستضعف فکری اند.

آخرین اخبار

پربیننده‌ترین