به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، در اردیبهشت ۱۳۵۷، تالار عبید دانشگاه تهران میزبان نمایشگاهی از ۱۵۰ عکس کاوه گلستان شد؛ نمایشگاهی که سه مجموعه متفاوت اما بههمپیوسته را دربر میگرفت: روسپیخانهها، کارگران ساختمانی و کودکان بیمار در یک آسایشگاه روانی. این عکسها حاصل کار روزنامهنگارانه و تجربه میدانی گلستان بودند؛ تصاویری که او در طول زمان و در جریان مواجهه مستقیم با این فضاها ثبت کرده بود و سپس در قالب یک نمایشگاه کنار هم قرار داد.
در ظاهر، این سه موضوع از هم جدا بودند، اما در خوانش اجتماعی آن زمان، میان آنها پیوندی عمیق دیده میشد. کاوه پدرام، خبرنگار کیهان، این پیوند را در چرخهای اجتماعی توضیح داد: کارگران مهاجر، دور از خانواده، به روسپیخانهها کشیده میشوند و حاصل این روابط، کودکانی است که در شرایط نابسامان رشد میکنند و گاه به سرنوشتهای تلخ دچار میشوند. از این منظر، عکسهای گلستان فقط ثبت سه موقعیت جداگانه نبود، بلکه روایتی از زنجیرهای از محرومیت، طرد و رنج اجتماعی به شمار میرفت.
خود گلستان تأکید میکرد که ثبت این تصاویر بدون ایجاد رابطهای انسانی و مبتنی بر اعتماد ممکن نبوده است. او برای عکاسی در روسپیخانهها و میان کارگران، مدتها با سوژههایش زندگی کرده، با آنها نشسته و گفتوگو کرده بود. به باور او، احترام به انسانهایی که کمتر کسی با آنها سخن میگوید، کلید دسترسی به حقیقت زندگیشان بود.
گلستان این نمایشگاه را بیش از آنکه عرصهای برای نمایش تکنیک بداند، تلاشی برای نشان دادن «موقعیت انسانها» میدانست. هدف او آگاه کردن مخاطب نسبت به واقعیتهایی بود که در نزدیکیاش جریان دارند اما کمتر دیده میشوند. بازخورد عاطفی مخاطبان نیز نشان میداد که عکسها توانستهاند فراتر از زیباییشناسی، وجدان اجتماعی تماشاگر را درگیر کنند. در عین حال، او از کمبود حمایت از عکاسان ایرانی انتقاد داشت و این مسئله را مانعی جدی برای رشد عکاسی مستند در ایران میدانست.
متن کامل این گزارش را از اینجا بخوانید.
۲۵۹




نظر شما