محاکمه‌ی استعاره‌های بیژن عبدالکریمی در دادگاه فضای مجازی/ وقتی «هرمنوتیک» قربانی «فهم تحت‌اللفظی» می‌شود / آرپی‌جی یا فلسفه؟، راز زبان کنایه‌آمیز

شاید بتوان گفت مسئله اصلی این روزها نه سخن دکتر عبدالکریمی، بلکه غلبه نوعی فهم تحت‌اللفظی بر فضای عمومی است؛ فهمی که استعاره را با واقعیت، کنایه را با حکم، و اغراق بلاغی را با تجویز عملی یکی می‌گیرد. در چنین فضایی، نخستین قربانی نه یک شخص، بلکه خود امکان فهم است. در این ماجرا، مسئله اصلی آرپی‌جی نیست؛ مسئله اصلی هرمنوتیک است.

گروه اندیشه: نسبت به پخش سخنان دکتر بیژن عبدالکریمی از صدا و سیما در باره قطع سر روشنفکرانی که درکی از امنیت ندارند آن هم با گیوتین، و یا شلیک آر پی جی ۷، شاهد واکنش های گسترده ای بودیم. مطلب به شدت انتقادی دکتر ناصر فکوهی را در این باره مطالعه کردید. در این بخش مطلب انتقادی دکتر محمدعلی نیازی پژوهشگر فلسفه را در باره حمله منتقدان به عبدالکریمی را مطالعه می کنید. نیازی در یادداشت خود به تحلیل حواشی اخیر پیرامون سخنان دکتر بیژن عبدالکریمی می‌پردازد؛ جایی که رسانه‌ها با تمرکز بر تعابیری چون «اعدام»، «گیوتین» و «آرپی‌جی»، آن را به عنوان دعوت به حذف فیزیکی دگراندیشان تفسیر کرده‌اند. نویسنده با تکیه بر اصول هرمنوتیک فلسفی، این خوانش را به چالش می‌کشد و استدلال می‌کند که جدا کردن یک گزاره از بستر، پیشینه فکری گوینده و لحن طنزآمیز و اغراق‌گونه‌ی او، به بدفهمی دامن می‌زند. در واقع، هدف اصلی عبدالکریمی نه تجویز خشونت، بلکه نقد ساختارشکنانه‌ی نوعی روشنفکری است که از واقعیت‌های ژئوپلیتیک خاورمیانه غفلت می‌کند. متن هشدار می‌دهد که غلبه‌ی فهم تحت‌اللفظی و تقلیل زبان بلاغی به احکام واقعی در فضای رسانه‌ای امروز، امکان گفت‌وگو را نابود کرده و خود «فهم» را به قربانی اصلی تبدیل می‌کند؛ چرا که در این ماجرا، مسئله اصلی آرپی‌جی نیست، بلکه هرمنوتیک است. این یادداشت را می خوانید: 

****

 در روزهای اخیر، بخشی از سخنان دکتر بیژن عبدالکریمی درباره روشنفکری و وضعیت ژئوپلیتیک خاورمیانه با واکنش‌هایی همراه شده است. برخی رسانه‌ها و کاربران فضای مجازی با تمرکز بر تعابیری چون «اعدام»، «گیوتین» و «آرپی‌جی»، چنین القا کرده‌اند که گویی ایشان در مقام یک متفکر، خواستار حذف فیزیکی یا برخورد خشونت‌آمیز با صاحبان یک دیدگاه فکری است. اما آیا واقعاً می‌توان سخن یک استاد فلسفه را به این شیوه فهمید؟

مسئله در اینجا صرفاً دفاع از یک شخص نیست؛ بلکه دفاع از یکی از بنیادی‌ترین اصول فهم و تفسیر است. پرسش اصلی این است که آیا می‌توان جمله‌ای را از بستر و زمینه خود جدا کرد، از سابقه فکری گوینده چشم پوشید، موقعیت بیان را نادیده گرفت و سپس معنایی مستقل و قطعی برای آن تعیین کرد؟ از منظر هرمنوتیک فلسفی، پاسخ منفی است.

سنت هرمنوتیکی، از شلایرماخر و دیلتای تا گادامر و ریکور، همواره بر این نکته تأکید کرده است که فهم، چیزی فراتر از چسبیدن به ظاهر الفاظ است. معنا در یک افق شکل می‌گیرد؛ افقی که در آن شخصیت گوینده، پیشینه فکری او، موقعیت تاریخی سخن و مقصود کلی گفتار حضور دارند. هیچ گزاره‌ای را نمی‌توان از این افق جدا کرد و سپس درباره آن داوری منصفانه‌ای داشت.

کسانی که سال‌ها در کلاس‌های درس دکتر عبدالکریمی حضور داشته‌اند، به خوبی می‌دانند که ایشان بارها از اغراق، طنز و تعابیر کنایی برای برجسته ساختن یک نکته نظری استفاده کرده‌اند. بسیاری از دانشجویان به یاد دارند که گاه در مواجهه با بدفهمی یک مفهوم فلسفی، با لحنی کاملاً شوخ‌طبعانه می‌گفتند: «حکم کسی که این مطلب را نفهمد اعدام است» یا «باید سرش را زیر گیوتین گذاشت». روشن است که هیچ دانشجویی چنین عباراتی را به منزله دعوت به خشونت یا صدور حکم واقعی تلقی نمی‌کرد. این تعابیر بخشی از زبان طنزآمیز و اغراق‌گونه‌ای بود که برای تأکید بر اهمیت یک موضوع به کار گرفته می‌شد.

سخن اخیر ایشان نیز باید در همین افق فهمیده شود. موضوع اصلی نه اعدام است، نه گیوتین و نه آرپی‌جی. موضوع اصلی نقد نوعی از روشنفکری است که به باور ایشان از درک واقعیت‌های انضمامی جهان پیرامون خود، به‌ویژه مخاطرات امنیتی و ژئوپلیتیکی خاورمیانه، غفلت می‌کند. می‌توان با این تحلیل موافق بود یا مخالف؛ اما در هر دو صورت، محل نزاع باید خودِ این تحلیل باشد، نه استعاره‌ای که برای بیان آن به کار رفته است.

شاید مهم‌ترین نکته آن باشد که خودِ این سوءبرداشت، نمونه‌ای از همان چیزی است که هرمنوتیک فلسفی نسبت به آن هشدار می‌دهد. اگر متفکری که دهه‌ها به تدریس فلسفه، شرح اندیشه هایدگر، گفت‌وگو درباره بحران تفکر در جهان معاصر و نقد اشکال گوناگون جزم‌اندیشی پرداخته است، از تعبیری اغراق‌آمیز استفاده می‌کند، پرسش اصلی نباید این باشد که واژه «اعدام» در لغت‌نامه چه معنایی دارد. پرسش اصلی این است که این واژه در افق گفتار او چه معنایی پیدا می‌کند و در خدمت بیان چه ایده‌ای قرار گرفته است.

مشکل آنجاست که در فضای رسانه‌ای امروز، گاه واژه‌ها از متن خود جدا می‌شوند و جای اندیشه را می‌گیرند. به جای آنکه درباره مضمون یک سخن بیندیشیم، بر سر یک تعبیر متوقف می‌شویم. به جای آنکه استدلالی را نقد کنیم، استعاره‌ای را محاکمه می‌کنیم. نتیجه آن است که مسئله اصلی به حاشیه می‌رود و سوءتفاهم جای گفت‌وگو را می‌گیرد.

دکتر عبدالکریمی، مانند هر متفکر دیگری، می‌تواند و باید مورد نقد قرار گیرد. هیچ اندیشه‌ای فراتر از نقد نیست. اما نقد منصفانه مستلزم آن است که میان زبان بلاغی و حکم واقعی، میان اغراق ادبی و تجویز عملی، و میان کنایه و فتوا تمایز قائل شویم. بدون این تمایز، نه فقط سخنان دکتر عبدالکریمی، بلکه بخش بزرگی از میراث فلسفی، ادبی و فرهنگی بشر نیز نامفهوم خواهد شد؛ چرا که زبان اندیشه همواره صرفاً زبان گزارش‌های تحت‌اللفظی نبوده است.

شاید بتوان گفت مسئله اصلی این روزها نه سخن دکتر عبدالکریمی، بلکه غلبه نوعی فهم تحت‌اللفظی بر فضای عمومی است؛ فهمی که استعاره را با واقعیت، کنایه را با حکم، و اغراق بلاغی را با تجویز عملی یکی می‌گیرد. در چنین فضایی، نخستین قربانی نه یک شخص، بلکه خود امکان فهم است. در این ماجرا، مسئله اصلی آرپی‌جی نیست؛ مسئله اصلی هرمنوتیک است.

۲۱۶۲۱۶

کد مطلب 2231453

برچسب‌ها

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
1 + 14 =

آخرین اخبار

پربیننده‌ترین