۲ نفر
۲۸ شهریور ۱۴۰۵ - ۱۵:۵۶
پزشکیان نباید سال ۱۴۰۷ را ببیند!

در ۲۰ سال گذشته و با روی کارآمدن احمدی نژاد جریانی با حمایت تمام قد وی در بطن جمهوری اسلامی شکل گرفت که مهم ترین بنایش یک رژیم چنج داخلی از مسیر حذف سیاسی- فیزیکی با یک فهرست بسیار محرمانه از چهره های شاخص سیاسی مذهبی بود که در راس آن نام آیت الله هاشمی آمده بود.

اگر بر مبنای مقایسه با آن فهرست، فهرستی بروز رسانی شده از حذف شدگان، از دست رفتگان یا خانه نشینان کشور از ۲۰ سال گذشته تا امروز تهیه شود، یقیناً گواهی خواهد شد که جمهوری اسلامی ایران یک رژیم چنج داخلی را از درون تجربه کرده که شمار بسیار بالایی از شاخص ترین چهره ها و مقامات بلند پایه را شامل شده است.
نگاهی به ترکیب کلی و فعلی مقامات بلند پایه، نمایندگان مجلس شورای اسلامی، اعضای خبرگان، مجمع تشخیص مصلحت نظام، شعام و سایر شوراهای عالی کشور و... در همان نگاه اول، تغییری حداقل ۹۰ درصدی را با ۲۰ سال گذشته نشان می دهد در حالی که اگر همین مقایسه را با ۲۰ سالِ قبل از احمدی نژاد انجام دهید، شاخص تغییر، حداکثر درصدی بین ۳۰ تا ۴۰ درصد را نشان خواهد داد!.

اینکه این موضوع چه ربطی به تیتر این یادداشت دارد، در نگاه اول باید گفت که قطعا پزشکیان در فهرست اولیه حذف کلان، آنهم با صدرنشینی نام آیت الله هاشمی نبوده، ولی پیروزی غیر منتظره و نابهنگام پزشکیان در انتخابات ریاست جمهوری ۱۴۰۳، یقینا تغییر جدیدی در این فهرست ایجاد کرد، که آنهم ورود نام مسعود پزشکیان به فهرست حذف کلان بود. این درحالی بود که در انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۴۰۳، تمام اقدامات لازم درباره انتخاب سعید جلیلی به عنوان رئیس جمهور انجام شده بود ولی به قول خود پزشکیان که در همان ابتدای پیروزی گفته بود: «اگر مقام معظم رهبری نبود، من رئیس جمهور نمی شدم!»، بدون دخالت و نظارت مستقیم قائد شهید یقیناً امروز نام دیگری جز مسعود پزشکیان بر صدر تابلوی دولت چهاردهم نقش بسته بود.

سوگمندانه جنگ های تحمیلی ۱۲ و ۴۰ روزه ی رژیم صهیونیستی و آمریکای جنایتکار علیه جمهوری اسلامی هم راستای اهداف جریان حذف کلان قرار گرفت و متاسفانه افرادی که آنها پیش بینی کرده بودند در یک دهه آینده حذف شوند، فقط در یکسال به شهادت رسیدند!.
پس از مقامات بلندپایه حذف شده توسط جریان حذف کلان، امروز فقط روسای سه قوه باقی مانده اند و چند چهره بجامانده نظیر خاتمی، روحانی، ظریف و انگشت شماری دیگر. اما چرا نوک پیکان ها تخریب‌ها- بخوانید ترور شخصیتی- باید سمت پزشکیان باشد، علت روشنی دارد. آنهم جایگاه وی به عنوان شخصیت دوم نظام، رئیس جمهور، رئیس دولت، رئیس شعام و کاندیدای بالقوه ریاست جمهوری در انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۴۰۷ به عنوان «رئیس جمهور مستقر» است که تجربه اثبات شده انتخاب دو دوره ای روسای جمهور سابق موجب شده تا پزشکیان، سیبل اصلی جریان حذف کلان در جمهوری اسلامی در ۲۰ سال گذشته شود و به همین دلیل از نگاه آنها، پزشکیان نباید سال ۱۴۰۷ را به خود ببیند.

فراموش نکنیم که جریان حذف کلان در جمهوری اسلامی در ۲۰ سال گذشته هم تجربه کافی در این زمینه دارد و هم فرصتی استثنایی به عنوان جنگ. پس اگر قرار بر این باشد که از نگاه آنها، پزشکیان سال ۱۴۰۷ را به خود نبیند، پس هیچ تفاهم، توافق یا مذاکره ای بدست پزشکیان و در دولتش نباید بجایی برسد تا جنگ فرسایشی و افزایش فشارهای اقتصادی داخلی، کار را یا به اعتراض گسترده مردم بکشاند- مثل نمونه تجربه شده در دولت روحانی و آغاز اعتراضات از مشهد- و یا با افزایش شعارهای میدانی و خرابکاری های فرامیدانی علیه پزشکیان، جریان تندروی مجلس به نمایندگی از جریان حذف کلان، کار ناتمام انتخابات ۱۴۰۳ را تمام کرده و رسماً طرح بی کفایتی پزشکیان را در قوه مقننه اجرایی کند. البته در مجلسی که قبلاً رئیس آن را هم به عنوان رئیس تیم مذاکره کننده با آمریکا، زده اند و چاره ای نخواهد داشت که یا با آنها کنار بیاید یا خودش هم کنار برود. سرنوشت آقای اژه ای را هم جریان حذف کلان به نوعی به سرنوشت پزشکیان گره زده و توان فشار رسانه ای و حذف او را هم دارند، بالاخص زمانی که قرار است دو وزیر دولت شهید رئیسی را هم بخاطر اتهاماتی درباره پرونده چای دبش روانه زندان کند و از خط قرمزهایی که احمدی نژاد آن را باب کرده بود، بگذرد!.

سخن آخر اینکه راهبرد جریان حذف کلان همان راه احمدی نژاد است که در آن ایجاد انسجام ملی «خط قرمز» است و باید به هر وسیله و هر راهی، متوقف و مخدوش شود. اینها از هر چیزی باید دوقطبی در بیاورند. همین تفاهم اسلام آباد آخرینش بود.
رهبری فرمودند با تعهد رئیس جمهور به انجامش، اجازه امضای آن را دادند ولی اینها از همان روز اول امضاء، با رمز «علی الوصول» از آن یک دوقطبی کامل درآوردند و بجای محاصره رسانه ای ترامپ برای اجرای آن، پزشکیان را محاصره کردند، بالاخص در رسانه ملی. رهبری جدید انقلاب هم که هنوز ماه هفتم رهبری خود را تمام نکرده اند، قریب ۷ بار به صراحت تمام بر رعایت انسجام ملی و پرهیز از دوقطبی سازی ها و اختلافات پوچ تاکید کرده اند ولی در همین رسانه ملی و میدان و فرامیدان، حداقل ۷ دوقطبی جدید ساخته شده که پزشکیان و دولتش محور اغلب آنها هستند. پس فرضیه پزشکیان نباید سال ۱۴۰۷ را ببیند را باید خیلی جدی گرفت. همانطور که مفهوم حرف آخر رئیس صداوسیما را باید دقیقاً درک کرد. بالاخص آنجا که به انتقاد جدی پزشکیان مبنی بر ندیدن برنامه های صداوسیما، واکنش تلویحی نشان داده و گفته است: اگر کسی انتظار دارد صداوسیما بعد از این‌همه ایستادگی عقب‌نشینی کند، کور خوانده است!. والسلام.

* فعال رسانه ای دبیر سابق پایگاه اطلاع رسانی آیت الله هاشمی رفسنجانی

کد مطلب 2275516

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
6 + 2 =

آخرین اخبار

پربیننده‌ترین