این اتفاق ظاهرا در یک کشور دوست و دور اتفاق افتاده اما خب همیشه هر دوری به معنای فاصله نیست!

در یکی از کشورهای آمریکای لاتین، یکی از فامیل‌های یکی از رؤسای جمهور، پیش او می‌رود از او می‌خواهد که کاری برایش دست و پا کند. این گفت‌وگو بین آن‌ها صورت می‌گیرد:
- اگر می‌خواهی، مقام معاونت خودم را به تو بدهم؟
- شغل خوبی نیست.
- چرا؟
- برای این‌که همه‌اش باید جلوی دوربین خبرنگارها باشم.
- اگر دوست داری وزیر بشوی، یک وزارت خانه‌ تازه برایت تأسیس کنم.
- نه بابا، این هم دردسر دارد.
- چه دردسری؟
- ممکن است آدم را استیضاح کنند و من حال و حوصله‌اش را ندارم.
- وکالت مجلس چطور است؟
- نه، از آن هم خوشم نمی‌آید.
- استاندار می‌شوی؟
- نه.
- چرا؟
- چون باید با مقامات و شخصیت‌های محلی درگیر بشوم که حوصله‌اش را ندارم.
- دوست داری مدیرکل سازمانی بشوی؟
- نه.
- متأسفانه من دیگر نمی‌توانم کاری برایت پیدا کنم. چون از آن پایین‌تر، تخصص و سواد می‌خواهد.
 

 

 

از کتاب «تفریحات سالم». عمران صلاحی. نشر ویستار

ساکنان تهران برای تهیه این کتاب طنز کافی است با شماره 20- 88557016 سامانه اشتراک محصولات فرهنگی؛ سام تماس بگیرند و آن را در محل کار یا منزل _ بدون هزینه ارسال _ دریافت کنند. سایر هموطنان نیز با پرداخت هزینه پست می توانند این رمان را سفارش بدهند.

6060

کد خبر 228841

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
5 + 4 =

نظرات

  • نظرات منتشر شده: 4
  • نظرات در صف انتشار: 0
  • نظرات غیرقابل انتشار: 0
  • بدون نام IR ۰۹:۵۷ - ۱۳۹۱/۰۴/۲۸
    60 7
    این اتفاق در ونزوئلا و اون ریس جمهور چاوز نیست؟
  • متولد ماه مهر IR ۰۹:۵۸ - ۱۳۹۱/۰۴/۲۸
    137 1
    نمیدونم چرا، با اینکه این قصه مال امریکای لاتینه، اما خیلی برام آشنا و نزدیک میاد... واقعا نمیدونم چرا؟
  • بدون نام IR ۱۱:۳۶ - ۱۳۹۱/۰۴/۲۸
    46 0
    عالی بود
  • راد IR ۱۴:۳۲ - ۱۳۹۱/۰۴/۲۸
    22 1
    خدا رو شکر که بلانسبت بلا نسبت مال ایران نبود داستانش