دکتر رسول جعفریان، استاد تاریخ دانشگاه تهران، در گفت و گو با شفقنا به بررسی تاریخ ایران و مشکلات تاریخ نویسی در ایران خصوصا دوران معاصر پرداخته است. اظهارات وی را در جدول فوق بخوانید.

 

موضوع
اظهارات
 
 
 
تاثیر تاریخ در زندگی روزانه
چه مواردی که در حوزه تاریخ اسلام و در باره اخبار امامت و جنگهای صدر اسلام و آنهاست و چه تاریخ سیاسی معاصر خودمان، همگی نشان می دهد که تاریخ در زندگی روزانه ما بیش از حد نقش فعال دارد. حتی در زمان پهلوی هم این جریان در ایران وجود داشت، مثل اسم خیابان های سهروردی و میرداماد را انتخاب کردند و قصدشان این بود که ذهنیتی فلسفی در مردم ایجاد کنند. این البته ناشی از تاثیر دکتر نصر و مانند وی بود.
 
 
چه استفاده هایی از تاریخ می کنیم؟
بخشی از استفاده ما از تاریخ برای این است که بگوییم چه کسی وابسته به چه جریانی بوده و بخشی دیگر هم برای این است که بدانیم باید کجا برویم تا آنگونه نشود که قبلا شد. اسم این را عبرت می گذاریم. حالا اینکه این تطبیق ها ضوابط علمی دارد یا خیر باید روی آن تأمل شود.
 
تاثیر مرحوم آیت در تاریخ
مرحوم آیت یکی از کسانی بود که مسایل سیاسی را تاریخی کرد و با تغییر مسیر از مصدق به کاشانی، روی حزب جمهوری و مجموعه اثر گذاشت. ما از سال 58 پوستر از حزب جمهوری داریم که مصدق و کاشانی را با هم و کنار هم عکسشان را چاپ کردند اما این دیدگاه تغییر کرد.
 
 
 
 
 
دلیل تاریخ زدگی ایرانی ها
باید خواندن تاریخ را تصحیح کنیم و بدانیم که برای چه تاریخ می خوانیم؛ زیرا تاریخ زدگی ما تحت تاثیر الگوها و پیش فرض ها قرار دارد و آنچه که همواره مانع از ابتکار و خلاقیت می شود، همین پیش فرض هاست. چراکه تصورات تاریخی ما از گذشته نوعی ذهنیت درست می کند که آنها به خودی خود مشکلاتی برای ما درست می کنند و ما همواره سعی داریم تا همه چیز را در قالب های از پیش تعریف شده ببریم. مخصوصا در تاریخ، چون با شخصیتها سر و کار داریم و گذشته انسان های برجسته را تاریخ می دانیم این وضعیت بیشتر اتفاق می افتد. ما بر آن هستیم تا اشخاص روز خود را با اشخاص تاریخی تطبیق بدهیم و از روی الگوهایی که داریم در باره اشخاص روز قضاوت کنیم. هر آدم مهمی در تاریخ برای ما از ناحیه ای مهم می شود. همین امر همواره ما را به سوی نوعی تطبیق راهنمایی می کند که برخی از آنها آشکارا گمراه کننده است.
 
 
 
 
 
 
بعد تاریخی انقلاب ایران
انقلاب ما از یک بعد، انقلاب تاریخی بود و شاید مثل بسیاری از انقلاب های دیگر با ذهنیت های تاریخی برخی برگرفته از تاریخ اسلام و برخی از برهه‌های تاریخ معاصر صورت گرفت. البته همه وجه آن این نیست اما این وجه تاریخی مهم است. ما تصوراتی از گذشته داشتیم، عشق به برخی از چهره‌های برجسته تاریخی در ما وجود داشت، از پدید آمدن برخی از مسائل در تاریخمان ناراحت بودیم. مظلومانی را در تاریخ می شناختیم و با عشق به آنها انقلاب کردیم و می خواستیم صحنه هایی را تکرار کنیم؛ در این شرایط فکر می کردیم چه کنیم و چه راهی را برویم تا به آن نقطه مطلوب برسیم؛ این مساله‌ای است که ما باید روی آن تامل کنیم و تأثیری را که روی ما گذاشته در نظر بگیریم. این ها قالب های فکری ما شده بود. امام (ره) فقیه و مرجع بود و در مقایسه با برخی از رهبران درجه دوم انقلاب، کمتر ذهنیت تاریخی داشت و بیشتر فقهی‌تر می اندیشید. با این حال قالب های عجیب تاریخی از گذشته برای انقلاب به ارث گذاشته شد. فرضا تصوری که از ابوذر داشتیم. حرفهای زیادی که شریعتی زده بود. واقعا گسترده بود.
 
 
 
تفسیر تاریخی جایگزین تاریخ
برای اثبات آنچه در نظر داریم، نوعی گزینش را در متون تاریخی و وقایع گذشته مد نظر داریم چیزی که در نوشته های ما آشکارا وجود دارد. این اشکالی است که در علم تاریخ وجود دارد، زیرا آنچه شما به عنوان تاریخ می شناسید، براساس نوعی گزینش است و عملا نوعی تفسیر تاریخی است تا خود تاریخ. طبعا هرچه از آن چهارچوب ها و پیش فرضها آزادتر باشید ـ اگر شدنی باشد ـ و هرچه در گزینش، رعایت انصاف را بکنید و با روشهای علمی پیش بروید، می توانید کاری مطلوب تر عرضه کنید، گرچه باید گفت هیچ گاه به نقطه صفر بی طرفی در این مسیر نمی رسید.
 
 
 
 
اشکال های تاریخ نویسی در ایران
ما هم به لحاظ تحکم اصول تثبت شده در ذهن، هم ضعف منابع و هم روش تحقیق مشکل داشته ایم و همه اینها سبب شده است محصول مطلوبی نداشته باشیم. اشکال اساسی ما در علم تاریخ مثل بسیاری از علوم انسانی، این است که همیشه خواسته‌ایم اصولی را اثبات کنیم و بیشتر تأییدی کار کرده ایم تا تأسیسی. روشن است که حاصل آن فقط به درد کسانی می خورد که در چهارچوب گفتمانی ما هستند، اما خارج از آن کسی برای این مطالب ارزشی قائل نیست. یعنی صورت محلی دارد نه حتی منطقه ای چه رسد به جهانی.
 
 
روش تاریخ نویسی دکتر شهیدی
آقای شهیدی بیان نوعی نگرش به تاریخ است که باز در پی واگویه کردن ارزشهای دینی و اخلاقی مد نظر ایشان است. ایشان یک مورخ دینی است و مانند یک متکلم مورخ کار می کند. این وضعیتی است که تقریبا غالب تاریخ نگاران مذهبی ما داشته و دارند.
 
 
قالب پیش فرض های تاریخی دکتر شریعتی
شریعتی از آدمهایی بود که بیش از آن که ذهنیت تاریخی از گذشته داشته باشد، ذهنیت تاریخی و چهارچوب و پیش فرض برای ما ساخت. التهابات فکری دهه پنجاه جذابیت خاصی داشت و او هادی بخش عمده ای از آنها بود که بستری مارکسیستی پیدا کرده بود و او باید بستر آن حرفها را عوض می کرد و در یک مسیر مذهبی می انداخت و از نوعی مشرب انقلابی گری اسلامی سیراب می‌کرد.
 
 
 
 
 
 
 
 
 
مولفه هایی برای تاریخ نویسی
در روایت های تاریخی، آنچه الان به آن مشغولیم، باید علمی‌تر باشد و دقیق بیان شود تا اشتباهی صورت نگیرد و اعتماد به تاریخ بماند. نگاه باید همه جانبه و علمی و مستند و خارج از فضاسازی های مشکوک باشد. یک سند برای این که دلالت بر مطلب کند هزار جور باید مورد بررسی قرار گیرد در حالی که خیلی ها بدون سند هزار جور ادعا مطرح می کنند. متاسفانه شماری از کارهای بازاری که گاه با ارجاعات متعدد هم زینت داده می شود بیش از آن که منتج از اسناد و مدارک باشد، برگرفته از اصول القاء شده یا جا افتاده ای است که برخی از موسسات گویی موظفند برای دفاع از آن اثری بنویسند. این آثار بیش از این که تاریخ را نشان دهند موضع موسسه ای را نشان می دهند که در مقطعی خاص تلاش کرده است تا نگاه و رویکردی را جا بیدازد. بعدها هم در بررسی تاریخ نگاری ها این دوره از این آثار به عنوان متونی که برخاسته شرایط ویژه ای است یاد می شود. فضای خاص جامعه تشویق می کند تا آثار تاریخی جهت دار نوشته شود و بیش از آن که هدفش روشنگری باشد اثبات رویکردی خاص باشد.
 
 
 
 
 
 
 
 
اشتباه های تاریخ مشروطه
ما در مشروطه، در یک دوره ای از شیخ فضل الله دفاع می کردیم و امام هم دفاع می کرد. هدفی که امام داشت و شرایطی که در آن درگیر بود، بحث غرب زدگی بود که انقلاب علیه آن موضع داشت. شعارهایی که شیخ فضل الله سر می داد، در راستای ضدیت با فرنگی مآبی بود. ما چندین سال این کار را انجام دادیم بدون اینکه توجه داشته باشیم که مخالفین شیخ فضل الله و مخصوصا آنهایی که از روحانیون طرفدار مشروطه بودند، یکسری تاملات سیاسی جدی در درک مشروطه دارند که سخت به کار ما می آید و اساسا ما در انقلابمان با نوشتن قانون اساسی و تأسیس مجلس و انتخابات راه نائینی را رفته ایم نه راه شیخ فضل الله را؛ لذا آن قصه ها ما را به سمتی کشاند که به این بخش ها بی توجه شدیم. بعد از گذشت 15 سال از انقلاب تازه متوجه نائینی شدیم. در حالی که برخی از دانشگاهی ها که تاریخ را علمی تر می دیدند زودتر از ما متوجه این قضیه شدند. یکی از آنها مرحوم حائری بود. وقتی ما به نقطه ای رسیدیم که نیازمند توجه به مباحث سیاسی جدی تر شدیم تازه سراغ نائینی رفتیم و برای وی بزرگداشت گرفتیم. این یکی از نتایج به روز کار کردن باشد که ما را بی بهره از یک نگاه درست می کند.
 
 
 
 
 
 
تقابل مشروطه و انقلاب ایران
وضعیت جوری است که ما باید تاریخ تفسیرهایمان از مشروطه را بنویسیم. خود مشروطه پیش کش. یعنی بنویسیم دهه اول چطور تحلیل می کردیم. دهه دوم چطور و دهه سوم انقلاب چطور. این چه چیزی را نشان می دهد؟ نشان می دهد که ما در تاریخ نویسی اسیر موج های جاری هستیم. ما علاوه بر همه مشکلاتی که در تاریخ نویسی داریم، موج هایی هم به لحاظ سیاسی می آید که منشا آن آدم هایی هستند که پختگی تاریخی ندارند اما تسلط سیاسی در جامعه دارند و نهادهای فرهنگی و رسانه ها را به سوی تحلیلی خاص سوق می دهند. آنها به خاطر اهداف خود موج هایی ایجاد می کنند و بقیه را هم وارد آن سیستم می کنند. البته این مساله فقط مختص به تاریخ نیست و بقیه علوم انسانی را هم درگیر این موج ها می کنند.
 
 
 
 
 
انتخاب سوژه برای تحقیق؛نگاه ابزاری به تاریخ
انتخاب سوژه‌ها برای تحقیق بخشی از نگاه ابزاری به تاریخ است. چرا ما شرح حال فلان شخص را می نویسم اما به بسیاری از همدوره ای های او که نه در حال که در گذشته همان نقش بلکه مهم تر را داشته اند چیزی نمی نویسیم؟‌ چرا فقط برخی از رویدادها را وارد عرصه تاریخ نویسی می کنیم؟ در واقع نوعی گزینش از موضوعات تاریخی هم یکی از دشواری های دیگر ما در آثاری است که تولید می کنیم. البته بخشی از این طبیعی است و به علائق افراد مورخ بر می گردد اما به نظر می رسد سهم عمده را همان سیطره نگره های خاص و به عبارت دیگر نگاه ابزاری به تاریخ و هدایت امکانات مالی برای تقویت برخی از پروژه ها بر عهده دارد.
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
بازی سیاسی با تاریخ باستان و کوروش
تجربه نشان می‌دهد که گیر ما فقط به تاریخ معاصر نیست بلکه هر مقطع تاریخی به دلایلی می‌تواند سوژه ای برای تاریخ نویسی ها جهت دار ما باشد. وقتی این موارد زیاد می شود و حتی به تاریخ باستان ما هم می رسد و سر کورش هم شروع به بازی سیاسی می کنیم تازه متوجه می شویم که چه اندازه از علمیت به دور هستیم. زمانی صفویه برای ما مقدس بوده است. شما آثار قاجاری را که بخوانید می بینید در ذهن تاریخی ما نسبت به صفویه چه عظمتی وجود داشته است. بعدها در تاریخ نویسی مدرن دانشگاهی ما که تحت تاثیر نگاه های خاص بود بدگویی از صفوی بود چرا که این جماعت دین گرایی صفوی را اسباب انحطاط می دانستند. شریعتی که نگاه انقلابی داشت به دلایلی رویکرد منفی نسبت به صفویه داشت. بعدها که ما در دهه دوم و سوم قدری به نظام سازی در یک حکومت دینی پرداختیم شروع به ارائه تصویر دیگری از صفویه کردیم. این رفتارهای متعارض ما را به کجا خواهد رساند؟ چه اندازه ما را به پژوهشهای تاریخی مان بی اعتماد می کند؟ شکل های ساده تر این مسائل تندی های شریعتی به علامه مجلسی بود که امام خود را ملزم به دفاع از وی دید. در عین حال امام به خاطر این که از اساس با سلطنت مخالف بود از خود صفویه دفاع نکرد. این نمونه ها در باره قاجار هم مطرح است. ما بیش از آن که تاریخ نویسی خودمان را از این عوالم دور کنیم هم به دلیل تاریخ زدگی که دلمان می خواهد همه چیز را از تاریخ درآوریم و در نتیجه به دلیل نگاه ابزاری، دایما در حال عوض کردن جایمان در پرداخت های تاریخی مان نسبت به این دوره ها هستیم.
 
 
 
 
نگاه کلی، آفت قضاوت وارزشیابی تاریخی
یک مسأله دیگر در قضاوت‌های تاریخی ما در سالهای اخیر نشأت گرفته از این که آیا فلان سلطان یا حاکم متدین بوده است یا نه. اصل این مسأله اشکالی ندارد اما مهم تفسیر ما از متدین است. ما در این باره اختلاف نظرهایی داریم و برای همین مشکلاتی در سنجش و ارزیابی سلاطین سابق داریم. متاسفانه در بیشتر مواقع کاری هم به اسناد موجود در این باره نداریم و بیشتر نوع نگاه کلی ما تکلیف ارزیابی های ما را مشخص می کند.
 
 
 
 
 
مشکل امروزی پژوهش در دوره قاجار و پهلوی
بدبینی ها نسبت به دوره قاجار و پهلوی و سلطنت که به هر حال بی وجه هم نیست، یک مانع عمده است. این که تصور شود دفاع از هر نوع اقدامی در آن دوره به معنای حمایت از آنها و علیه حکومت فعلی است، مشکلی برای پژوهش است. چه کسی تا به حال یک تحقق درست در باره متون درسهای دینی دوره پهلوی کرده است؟‌ اسناد و مدارک آن را استخراج کرده تا آدم بفهمد دیدگاه های آنان کاملا در جهت ترویج بی دینی بوده است یا خیر. راستش آدم می بیند در همین سالهای قبل از انقلاب، آدم های بزرگی مثل مرحوم باهنر کتابهای درسی مدارس را تهیه می کرده اند. یا پیش از ان سید جلال الدین طهرانی.
 
 
 
تسلط سیاسی، مانعی بر سر واقعیت های تاریخ معاصر
باید تسلط سیاسی کاری را روی علم تاریخ کم کنیم و اجازه دهیم واقع بینانه مسائل مهم تاریخی معاصر ما حل و فصل شود. پیشرفت علم مدیون تسلط شفافیت است نه پیش داوری. باید کارهای متنوع باشد و در این میانه کار علمی تشویق شود. به نظر می رسد کسانی می ترسند که گروه های سیاسی دیگر این کار را جانبدارانه انجام دهند. راه این امر جلوگیری از همه فعالیت ها نیست بلکه تقویت کار علمی و دفاع از شفافیت است.
 

/30362
کد خبر 262253

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
5 + 9 =