۰ نفر
۲۴ آذر ۱۳۹۱ - ۲۲:۰۳

حمید امیدی

ماجرای جانکاه مدرسه شین آباد که پیش آمد و مرگ سیران! من هم مانند خیلی دیگر از مردم جانم به همراه بچه های مدرسه شین آباد، آتش گرفت، آن هم چه آتشی؛ آتش غم و آتش خشم!

آتش غم از سوختن دخترکان همچو گلی که در سرمای پاییزی پیرانشهر ، نان و چای خورده و نخورده آمده بودند سر کلاس درس ، با صورتهایی که از سوز هوا گل انداخته بود . دفتر مشقی که دیشب سیاه کرده بودند روی میز باز بود و منتظر معلّم که بیاید و حاضرغایبی بکند و مشقی خط بزند و دیکته ای بگوید تا دخترکان شین آبادی سواد یاد بگیرند و برای خودشان کسی باشند...

... بخاری تازه روشن شده بود و بوی نفت مشام بچه ها را آزار می داد. بویی که چند سالی است برایشان ناآشنا شده. بخاری نفتی برای خیلی از آنها تازگی دارد! آخر سالهاست بخاری گازی در خانه هایشان جا خوش کرده ولی سر کلاس، پاییز و زمستان که می آیند حکایت بخاری نفتی است و بوی نفت ...و بوی مرگ!

"نفت " برای مردم مملکت ما بوی حیات و زندگی می دهد امّا برای بچه های شین آباد بوی مرگ داد؛

نه فقط برای "سیران" که پر کشید و رفت ، حتی برای دختران معصومی که باید یک عمر زخم سهل انگاری ، بی توجهی و عدم کفایت مسئولان را به چهره داشته باشند و بسوزند و بسازند ؛ همانهایی که دو دستی به میز ریاستشان چسبیده اند و سنگ هم از آسمان ببارد ول کن نیستند.

اما آتش خشم از آن مسئول بلند پایه ای که دست و پا می زند تا گناه را گردن آن معلم بنده خدایی بیندازد که در تکاپوی با آتش و دود و جیغ و همهمه بچه ها، سعی کرده بخاری مشتعل را از در کلاس بیرون بیندازد و ناخواسته سد راه شده است.

آتش خشم از آنانی که ساختمان چند سال تأسیس مدرسه شان آنقدرها استحکام نداشته و استاندارد نبوده تا گاز بیاید و خیال همه را راحت کند .

آتش خشم از کسانی که بخاری نفتی اهدایی دانشجویان را که متلک وار می خواستند تلنگری به – شیشه که چه عرض کنم – دیوار آهنین غیرت آنان بزنند با ضرب و زور حراست توقیف می کنند!

- به قول آن مربی فوتبال - بزرگوار ! نترس اگر استعفا بدهی کسی از کار بی کارت نمی کند. لااقل یک استعفای صوری می دادی و ژست این کار را می گرفتی! نهایتاً اگر تصادفاً در چنبره عزل و انتصابات دولتی گیر می افتادی و می گفتند دیگر نباش! مشاوری، چیزی می شدی!

*جامعه شناس و روزنامه نگار

4747

کد خبر 263548

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
2 + 1 =

نظرات

  • نظرات منتشر شده: 5
  • نظرات در صف انتشار: 0
  • نظرات غیرقابل انتشار: 1
  • زهرا GB ۲۲:۵۱ - ۱۳۹۱/۰۹/۲۴
    3 0
    احسنت بر قلم زیبای شما ......اما فراموش کردید بنویسید که چه کسی زیبایی به تاراج رفته این دختران زیبا را بر می گرداند ‍‍‍.....
  • بدون نام IR ۱۰:۵۴ - ۱۳۹۱/۰۹/۲۵
    2 0
    متشکرم از متنی که نوشتید. شاید ! تلنگری بر روح آقایان باشد.
  • احمد IR ۱۳:۵۲ - ۱۳۹۱/۰۹/۲۵
    0 0
    جناب آقای امیدی فرمایش شما کاملا منطقی است. سلامت همه کودکان دردستان وزیر بوده و هست. ایشان است که میبایست وضعیت کلیه کلاسها را در تمامی ایران دستور میدادند تا بررسی شود.اخر سهل انگاری تا کی؟اینها جزء وظایف یک به اصطلاح مدیر است.امید واریم که دیگر این عذاب تکرار نشود.
  • ندا IR ۰۷:۳۹ - ۱۳۹۱/۰۹/۲۶
    0 0
    بابا بخدا خسته شدیم بس ازین اتفاقات افتاد و هیچ کس عذر خواهی نکرد دیگه برا همه عادی شده استعفا دادن پیشکششون
  • بدون نام IR ۱۰:۰۷ - ۱۳۹۱/۰۹/۲۶
    7 1
    این متن مردم عوام را می لرزاند ولی برآنها که پست دارند هیچ تاثیری نمی گذارد......