آغاز: جدای از اینکه در سانسور سخنان رئیس جمهور در صداو سیما چه کسی مقصر است،نکته مهمتر واگذاری اختیار این رسانه به دست دولت و نهاد ریاست جمهوری است. در سخنان مدیر روابط عمومی سازمان صدا و سیما دقت کنید:« اینگونه نبوده است که سازمان صدا و سیما راسا دخل و تصرفی در برنامه کرده باشد و هر اتفاقی که افتاد با هماهنگی دوستان در ریاست‌جمهوری بوده است.»

و نکته جالبتر این پاسخ در ادامه آمده است«سهرابی در پاسخ به اینکه آیا این رویه را شیوه‌ای مناسب در پخش برنامه‌ای با این اهمیت و حساسیت می‌دانید؟ گفت: اینکه این بهترین شیوه بود یا خیر، مساله‌ای است که باید مورد کارشناسی قرار گیرد و من نمی‌توانم بدان پاسخ دهم.»
میانه:در اصول اخلاق حرفه­ای روزنامه­نگاری « استقلال» یک رسانه جایگاه ویژه و معتبری دارد و  و استقلال از ارکان رفتار حرفه ای و اخلاقی یک رسانه به شمار می رود.اگر رسانه­ای نتواند در نزد افکار عمومی هویت مستقل خود از نهادهای قدرت و ثروت را تثبیت کند به قطع و یقین اعتماد و ایمان مخاطبان به خود را از دست خواهد داد که نتیجه آن، ریزش مخاطبان و رویگردانی آنها به سوی رسانه­های دیگر است. استقلال یک رسانه منوط به رعایت چارچوب­های اخلاق حرفه­ای روزنامه نگاری است و اینکه یک رسانه خارج از این که در ساختار سیاسی کشور چه کسی مسئول است و او چه می گوید، باید بر این نکته تاکید ورزد که حفظ اعتماد مخاطبان برایش در درجه نخست اهمیت قرار دارد.
سخنان مدیرکل روابط عمومی صدا و سیما نشان می دهد که برای صد او سیما حفظ مخاطب و رعایت اصول اخلاق حرفه ای روزنامه نگاری دردرجه دوم اهمیت قرار دارد و رضایت رئیس جمهور و تیم همراهش برای آنان مهمتر است. ارزش یک رسانه در همین نقطه­­ها مشخص می شود و مقاومت مسئولان صد او سیما در برابر خواسته غیرحرفه­ای تیم رسانه ای دولت( اگر بپذیریم که سخنان مدیر روابط عمومی صدا و سیما درست باشد)می توانست آن را برکشاند و جایگاهش را ارتقاء دهد.اما عقب نشینی در برابر چنین خواسته خارج از عرف رسانه ای سبب می شود تا چارچوب­های حرفه ای یک رسانه مدام دچار تغییر شود و هویت مستقل آن رنگ بازد. از سوی دیگر بخشی از وظایف یک رسانه توجه و دفاع از منافع عمومی است که در پرسش خبرنگار این نقش برجستگی و بارزیت ویژه ای یافت، جدای از این که درک یک رسانه از منافع عمومی درست است یا خطا، نفس پرسش دربرابر نهاد قدرت بر ارزش کار آن رسانه خواهد افزود. اما صدا و سیما با سانسور این بخش از مصاحبه حتی بر این نقش خود نیز خط بطلان کشید و نشان داد که وقتی پای انتخاب بین دفاع و بیان منافع عمومی و سخنان رئیس یک نهاد در میان باشد آنکه قربانی می شود منافع عمومی است.
 نگارنده این بختیاری را داشت که در پژوهشی دانشگاهی که  اخیرا با موضوع «نقش اخلاق حرفه­ای روزنامه­نگاری در توسعه این پیشه» مورد بررسی قرار داد ،یکی از 60 گویه مورد پرسش را به رعایت اخلاق حرفه­ای در صدا و سیما اختصاص دهد.متاسفانه این گویه با بیشترین توافق از سوی دو گروه در رده نخست قرار گرفت و دو گروه از پرسش شوندگان( 20 سردبیر روزنامه و سایت­های خبری و 20 استاد و مدرس علوم ارتباطات و روزنامه­نگاری) بر این نکته اتفاق نظر داشتند که « صدا و سیما به اخلاق حرفه‌ای روزنامه‌نگاری پای بند نیست.»تا نشان دهد که دیدگاه عموم نخبگان هم درباره بی اعتنایی صداو سیما به اخلاق حرفه ای روزنامه نگاری با باورداشت های عمومی همقران و هماهنگ است.
با توجه به این که صدا وسیمای جمهوری اسلامی ایران با بودجه سالانه ای بیش از یک میلیارد دلار( به اذعان معاون صدا)  و راه اندازی و اداره بیش از 100 شبکه رادیویی و تلویزیونی و اینترنتی، سهمی جدی و عمده در سپهر کمی رسانه­های ایران بر عهده دارد، طبیعی است که مدام زیر ذره­بین و رصد اهل رسانه باشد و برنامه­های مختلف آن ، به خصوص بخش­های مرتبط با خبر و تحلیل­های خبری در حوزه­های مختلف سیاسی،فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی مورد نقد و بررسی قرار بگیرد. این نکته از آن نظر اهمیت دارد که هیچ رسانه دیگر در بخش­های دولتی و خصوصی اجازه استفاده یا تاسیس شبکه­های تلویزیونی و رادیویی را ندارد و از این منظر تولید این برنامه­ها و شبکه­ها در انحصار صدا و سیماست. برچنین بنیادی دیدگاه سردبیران مطبوعات و استادان ارتباطات درباره میزان و نحوه رعایت اخلاق حرفه­ای روزنامه­نگاری در صدا و سیما از اهمیت بالایی برخوردار است، چرا که صدا و سیما به عنوان یک رسانه ملی و در صورت رعایت این اصول می­تواند سهمی جدی وتاثیرگذار بر رونق و رواج رعایت اخلاق حرفه­ای روزنامه‌نگاری ایفا کند.
اینکه رسانه هایی با بودجه هایی یک صدم صدا و سیما تاثیرگذاری خبری بیشتری از آن دارند نتیجه همین گونه رفتارهاست و نشان می دهد که مشکل در جایی دیگر است و باید آب گل آلود را از سرچشمه گرفت و بست.
انجام:در مثنوی مولوی تمثیلی آمده است از خیاطی که ادعا داشت خیاطی برجسته است و هر لباسی را می دوزد.آوازه این ادعا به گوش پادشاه وقت رسید و او روزی پارچه اطلسی را برای دوخت لباس نزد خیاط فرستاد تا او را مورد آزمون قرار دهد. طبیعی است که نتیجه این ازمون چه بود.
صد هزاران امتحانست ای پسر
هر که گوید من شدم سرهنگ در
گر نداند عامه او را ز امتحان
پختگان راه جویندش نشان
چون کند دعوی خیاطی خسی
افکند در پیش او شه اطلسی
که ببر این را بغلطاق فراخ
ز امتحان پیدا شود او را دو شاخ
 توضیح: این یادداشت با اندکی تغییر در صفحه جامعه روزنامه بهار دوشنبه 7 اسفند منتشر شده است.
کد خبر 279001

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
8 + 8 =

نظرات

  • نظرات منتشر شده: 1
  • نظرات در صف انتشار: 0
  • نظرات غیرقابل انتشار: 0
  • عبدالرضا US ۱۹:۰۳ - ۱۳۹۱/۱۲/۰۷
    1 0
    ممنون از نوشته شما يكي از مشكلاتي كه متاسفانه به آن توجه نمي كنند اينه كه در اين روزگار و با اين پيشرفت تكنولوژيكي سانسور كردن نتيجه اي عكس مي دهد چنانكه اگر اين پرسش و پاسخ سانسور نمي شد بازتابي اين چنيني و چند برابر نداشت