گفت وگو با مسعود سلطان پور مدیرعامل سابق تاسیسات دریایی/ عارفان را چه به بازار نفت

ماهنامه عصرانرژی نوشت:

می گوید دید توسعه ای او باعث برکناری اش شده است. از عملکرد دولت نهم و دهم در حوزه نفت بسیار گلایه دارد اما در طی مدت این گفت وگو سعی دارد با تکیه بر آمار و ارقام مصوب شرکت ملی نفت ایران برای تایید اظهاراتش بهره ببرد تا شاید این نگاه را ایجاد نکند که وی با دولت احمدی نژاد مشکلی داشته است. چهره جدی دارد اما سعی دارد با همان چهره هم کمال احترام را نگه دارد و در نوع پاسخگویی اش به سوالات نرمش به خرج دهد. مسعود سلطان پور مدیرعامل سابق شرکت تاسیسات دریایی یکی از پیمانکاران بزرگ فعال در پارس جنوبی و کارشناس ارشد حوزه انرژی در یک روز گرم تابستانی نفت را به کودکی سرراهی تشبیه می کند که طی سالهای گذشته میان غیرنفتی ها تقسیم شده است. سلطان پور در گفت وگو با عصرانرژی که مشروح آن را در ادامه می خوانید از مسایلی پرده بر می دارد که شاید برای هر نفتی شنیدی باشد.

آیا شما هیچ گاه با آقای احمدی نژاد همکاری داشته اید؟

بنده هیچ گاه با ایشان همکاری نداشته ام.

مگر شما مدتی در تأسیسات دریایی فعالیت نمی کردید؟

بله درست است اما بنده در یک واحد فرعی صندوق بازنشستگی نفت فعالیت می کردم. شاید بهتر باشد که بگویم بنده در 4 سال دولت آقای احمدی نژاد در تأسیسات دریایی مشغول به فعالیت بودم.

چه شد که از نفت رفتید؟ و پس از اینکه از نفت رفتید انتقادات وسیعی را در رسانه ها نسبت به آن زمان مطرح کردید.

در واقع در دو سال پایان حضورم در این مجموعه، نمی گذاشتند کار کنم چرا که من روش کاری ام، توسعه ای بود و مدیر وقت شرکت سرمایه گذاری صندوق بازنشستگی بنابر صلاحدید شخصی و یا با دستور از مقامات بالاتر مخالف امور توسعه ای بود؛ برای نمونه ما در توسعه میادین دیر، لاله و دو پروژه دیگر شرکت کردیم ولی پس از آن به ما دستور دادند که باید از این پروژه ها خارج شویم. بنده معتقد توسعه بازارهای خارجی بودم و در هند، قطر، عربستان و مصر فعالیت هایی را صورت دادیم. در ونزوئلا و مکزیک هم به همین ترتیب امّا عده ای مخالف این گسترش بودند و پس از من هم تمام اقدامات خارجی را با دستور به مدیرعامل جدید تاسیسات دریایی متوقف کردند. هم چنین ما فعالیت در سایر حوزه های دیگر از جمله توسعه خدمات دریایی را آغاز کردیم و قرار بود که شرکت « تاید واتر» را خریداری کنیم که با مخالفت مواجه شد. بنابراین عملاً در دو سال پایانی، بنده هیچ کار جدی برای انجام دادن در صندوق بازنشستگی نداشتم. بنده به دلیل این که نمی توانستم کاری انجام دهم چند بار هم استعفا داده بودم ولی با استعفایم موافقت نشد و در نهایت آقای میرکاظمی با توجه به این که دستور داشتند که مدیران را در سطوح مختلف تغییر دهند در خصوص بنده هم به این جمع بندی رسیدند. در مجموع بنده هیچ مشکلی با آقای احمدی نژاد نداشتم و یا جایی نشنیدم که ایشان در خصوص کار بنده در آن بخش اظهار نظری داشته باشند. اما بنده به دلیل اینکه واقعا هم کاری برای انجام دادن نداشتم برکناری خود را مسئله پر اهمیتی نمی دانم. چرا که مدیر پس از من هم عملکرد قابل قبول و قابل دفاعی داشته است و مجموعه هم چون اطمینان بیشتری به ایشان داشتند امور پر اهمیت تر و بزرگتری را به ایشان سپردند و از طرفی مطالبات تاسیسات دریایی را که در زمان بنده پرداخت نمی کردند در زمان ایشان پرداخت کردند و وصول شد و در نهایت مدیریت تاسیسات دریایی به گونه ای شد که به نفع شرکت و به نفع کشور بود و این گونه نبود که پس از من کشور آسیب ببیند.

پس چطور به محض برکناری انتقادهای شما از نحوه مدیریت دولت آغاز شد؟

انتقاداتی که بنده در مطبوعات مطرح کردم مرتبط با رفتنم از تاسیسات دریایی نبود بلکه این انتقادات مربوط به این بود که آقای میرکاظمی که اشرافی بر نفت نداشتند و به عبارتی نفت را نمی شناختند و به زعم بنده هنوز هم نفت را نمی شناسند قراردادهایی امضا کردند که شامل طرحی با ظرفیت 30 میلیارد دلار برای توسعه 35 ماهه فازهای باقی مانده پارس جنوبی بود. بنده یک گزارش کارشناسی تهیه و خدمت ایشان ارسال کردم که از طریق روابط عمومی وزارت نفت در رسانه ها منعکس شد و بنده آن را منتشر نکرده بودم. در این گزارش اشاره شده بود که این پروژه مطلقاً در ظرف مدت 35 ماه اجرا نخواهد شد و یکی از فازها در بهترین شرایط 60 تا 65 ماه به اتمام رسیده اند و با این شرایطی که شما در حال اجرای آن هستید 12 سال به طول خواهد انجامید.

در حال حاضر هم معتقدید توسعه این فازها از 60 ماه فراتر خواهد رفت؟

الان این اعتقاد محکم تر شده است. چرا که اکنون 38 ماه گذشته و پیشرفت واقعی این پروژه 20 تا 30 درصد است. بنابراین در بهترین شرایط این پروژه در دولت دوازدهم به پایان خواهد رسید. بنابراین اگر دولت یازدهم با تدبیر، تمرکز و تجهیز منابع بتواند فازهای 15 و 16 و 17 و 18 که پیشرفت 60 درصدی دارند و فاز 12 که پیشرفت 75 درصدی دارد را به اتمام برساند کار فوق العاده بزرگ و مهمی صورت گرفته است.

وضعیت فعلی پارس جنوبی را چگونه ارزیابی می کنید؟

این روزها آمارهایی از پیشرفت در پروژه های پارس جنوبی ارائه می شود که متاسفانه صحت ندارد. در شرایط فعلی هیچ یک از کارشناسان خارج از حوزه حقوق بگیری نفت این آمار را تأیید نکرده اند. به این دلیل که افراد را در صورت مخالفت تهدید به بازداشت می کردند. درباره فازهای 15 و 16 نیز ظرف مدت 4 سال ما به 45درصد پیشرفت رسیدیم. در ادامه گزارش شده ظرف مدت 2 سال به 87 درصد پیشرفت رسیده ایم. از سال گذشته با تخصیص منابع نامحدود و تمرکز وزیر برروی آن ، سعی شد تا این پروژه را به بهره برداری برسانند اما ظرف یک سال گذشته ما شاهد تنها 3 درصد از پیشرفت پروژه بودیم یعنی در عرض دو سال 45 درصد به 90درصد پیشرفت  رسیده است و در یک سال به 3 درصد .این گزارش ها تولید شد و بنده و امثال بنده نیز که شامل مهرورزی شدیم و بیکار هستیم گزارش ها را می خواندیم وتحلیل های خود را ارائه می دادیم. دوستان نیز وقتی متوجه این موضوع شدند گفتند لازم نیست گزارشی ارائه شود. مانند همین تناقضات در فاز 17 و 18 و گزارشات مربوط به آن نیز هست. گزارش شده که پیشرفت خشکی در نصب تجهیزات 51درصد بوده ، سه صفحه بعد در همین گزارش آمده است که از مجموع 46000 تن از تجهیزات 12000 تن از آن نصب شده و درست در یک ماه گذشته که پیشرفت مناسبی حاصل شده 269 تن از تجهیزات نصب گردیده است، باقی مانده تجهیزات نصب نشده 34000 تن است .تقسیم بر 269 تن پیشرفت ماهانه که اعلام شده، رقمی حدود 120 ماه تخمین زده میشود. در این صورت آیا شما می توانید پروژه را تا سال 91 راه اندازی کنید؟ به نظر گزارش های غیرواقعی ارائه شده که باید در اولین قدم بازنگری جدی روی پروژه های پارس جنوبی صورت بگیرد و میزن دقیق پیشرفت مشخص است و بعد کار را پیش برد.

آقای سلطان پور در حال حاضر وضعیت صنعت نفت کشور را چگونه ارزیابی می کنید؟

موضوع صنعت نفت بسیار بحث مفصل و فرا بخشی است. در کشور، مسئله نفت خواسته یا نا خواسته با معیشت مردم و اقتصاد گره خورده و هم مؤثر و هم متأثر از شعون سیاسی، اقتصادی، روابط بین الملل و منطقه و حتی مسائل فرهنگی و اجتماعی است. از همین رو برای تحلیل بهتر وضعیت حال حاضر این صنعت بایستی آن را در بخش هایی از جمله اجرایی، صنعتی، استخراج، اکتشاف، تولید، فرآورش، ذخیره، صادرات، مالی و تجاری و شرایط بین الملل مورد بررسی قرار داد. متأسفانه در بخشی که مربوط به حوزه ی اکتشاف نفت است، نقاط ضعف و عقب ماندگی های زیادی داریم. البته در هشت سال گذشته فعالیت های مثبتی صورت گرفته است ولی نسبت به حجم اکتشاف در نظر گرفته شده، در وضعیت مطلوبی قرار نداریم.

فکر می کنید این ضعف ناشی از چه چیزی است؟

این ضعف به طور کلی ناشی از کوتاهی ما در بخش های بالا دستی، تربیت نیروی انسانی و سرمایه گذاری سخت افزاری و نرم افزاری است. از نظر من یکی از مهمترین وظایف دولت کنونی و وزیر نفت در بخش اکتشاف پرداختن و توجه ویژه به این حوزه های بالادستی صنعت نفت است. در حوزه استخراج عمده ترین مسئله موجود، تولید غیر صیانتی نفت است. این مسئله هزینه های زیادی به کشور تحمیل کرده است. از نتایج این گونه استخراج، کاهش 600 تا 700 هزار بشکه نفت در شرایط قبل از تحریم ها است. از دلایل این کاهش عدم تزریق به موقع گاز ترش به میادین نفتی است. واضح است که چاه های موجود در ایران نیمی از عمر خود را سپری کرده و برای افزایش فشار بایستی با تزریق آب در میادین دریایی و تزریق گاز در خشکی این افت فشار جبران شود.

بنابراین  فکر می کنید عقب ماندگی ما از تزریق گاز به میادین نفتی بر مشکلات افزوده است؟

بله این هم یکی از مشکلات اساسی است که البته در گذشته برای حل این مشکل چاره اندیشی هم شده اما متاسفانه اجرایی نشده است. در واقع برای حل این مشکل در میادین آغاجری، خط لوله ای به ارزش کنونی 6 میلیارد دلار و به طول 540 کیلومتر از خروجی فازهای 6-7-8 به این میادین کشیده شده و مهمترین وظیفه این خطوط گاز، تولید 96.95 میلیون متر مکعب گاز ترش جهت تزریق به این میادین نفتی است. همین طور گاز ترش استخراجی برای مصارف شهری بایستی در بالایشگاه ها به گاز شیرین تبدیل شود، لذا گاز خروجی از فاز 6-7-8 با هدف گذاری افزایش فشار میادین نیازی به شیرین کردن ندارد و گاز شیرین بایستی از فاز 9 و 10 که مجهز به پالایشگاه شیرین کننده است استخراج شود.این در حالی است که بعد از گذشت 12 سال از افتتاح این دو فاز به دلیل عقب افتادگی جدی در مرحله حفاری، هنوز موفق به استخراج نشده ایم، این عقب افتادگی در زمستان سخت 86 هنگام تأمین گاز مصرفی شهروندان بروز کرد که ما مجبور شدیم گاز ترشی که برای جبران افت فشار میادین استخراج می شود را به فاز 9 و 10 انتقال داده تا بتوانیم کمبود گاز مصرفی را جبران کنیم. در نتیجه تزریق گاز میادین انجام نگرفت و ما اکنون به طور طبیعی با افت فشار چاه ها مواجه هستیم. و این امر منجر به تولید سه میلیون و ششصد هزار بشکه از چهار میلیون و دویست هزار بشکه در شرایط پیش از تحریم ها شد.

یکی از افتخارات دولت نهم و دهم سرمایه گذاری بر روی پالایشگاه های کشور و افزایش تولید بنزین است. به نظر شما تا چه اندازه دولت احمدی نژاد در این بخش موفق عمل کرده است؟

در بخش فرآورش و پالایشگاهی دو طرح جدی وجود داشت. اولین طرح احداث 3 پالایشگاه خارجی و 7 پالایشگاه داخلی در حوزه نفت و میعانات گازی جهت افزایش تولید تا سقف یک میلیون و نهصدوچهل هزار بشکه بود، که متأسفانه از تولید 1.60 به 1.72 رسیدیم و این عدم تحقق، ناشی از عدم پیشرفت هدف گذاری در احداث پالایشگاه ها بوده است. از بین این 10 پالایشگاه تنها پروژه پالایشگاه ستاره خلیج فارس شروع به احداث شد که بر خلاف گزارش های نادرست مبنی بر پیشرفت بالای پروژه تنها به 30درصد از پیشرفت واقعی رسیده و 6 پالایشگاه دیگر حتی از طرح و برنامه کاغذی هم خارج نشده اند. این در حالی است که قرار بود بهره برداری از این پالایشگاه ها تا سال 92 به انجام برسد.

در خصوص ارتقاء راندمان پالایشگاه ها چقدر موفق بوده ایم؟

در این مسئله نیز تنها پالایشگاه شازند اراک و بخش هایی از پالایشگاه آبادان انجام شد. عدم اجرای این طرح ما را با مشکلات مهمی درگیر کرد که اولین آن کمبود بنزین و احتیاج به واردات فرآورده های نفتی از کشور های دیگر بود.مسلم است که بر اساس برنامه ریزی بایستی یک سری طرح ها و کارها انجام شود اما نه تنها این طرح ها صورت نگرفت بلکه کارهای دیگری انجام شده که عوارض آن امروزه دامن گیر کشور شده است.

در صحبت های قبل ذکر کردم که ما با کمبود بنزین مواجه شدیم و این کمبود ناشی از عدم ارتقاء پالایشگاه ها بوده اما برای جبران این کمبود مجتمع های پتروشیمی را وادار به تغییر تولید و ایجاد خط تولید بنزین کردیم، این در حالی بود که مجتمع های پتروشیمی به بخش خصوصی واگذار شده بودند و می بایست از محل فروش و صادرات محصولات پتروشیمی بدهی خود به دولت را بپردازند ، خوب نتیجه واضح است، مجتمع هایی که بنزین تولید کردند صادراتی نداشتند و توان پرداخت بدهی به دولت را ندارند و تنها نتیجه آن دعوای مالی بین بخش خصوصی فعال در بخش پتروشیمی و دولت بوده است.

در اجرای طرح های پتروشیمی نیز شریاط به همین صورت بوده است. در حقیقت تمام طرح‌های افتتاح شده در سال‌های اخیر حاصل سرمایه‌گذاری ‌های قبل از آن بوده است. مثلا طرحی که بتواند ظرفیت تولیدات پتروشیمی را افزایش دهد وجود ندارد. این درحالی است که پتانسیل کافی برای انجام سرمایه‌گذاری جدید در مرزهای غربی کشور و با هدف بازار صادراتی عراق وجود دارد. عراق یک کشور 30 میلیون نفری با یک درآمد فوق‌العاده و در حال افزایش است که بسیار نیازمند محصوات پتروشیمی هست، اما قادر به تولید حتی یک کیلو اوره آمونیاک هم نیست.

ارزیابی شما از وضعیت صنعت گاز کشور در شرایط فعلی چیست؟

مبنای قضاوت و ارزیابی ما در بحث گاز، اهداف برنامه‌های چهارم و پنجم توسعه است. دوره برنامه چهارم از ابتدای سال 84 تا پایان سال 88 بوده است. در حالیکه برنامه پنجم به دلیل تاخیر در تدوین، تنظیم و تصویب ، رسما از ابتدای سال 90 شروع به اجرا شد. از اینرو عملکرد دولت نهم و دهم در این حوزه بایستی طبق هدفگذاری های برنامه های توسعه، از سال 84 تا پایان سال 91 ارزیابی شود.

در هر یک از بخش های برنامه که تدوین آن برعهده معاونت برنامه ریزی و نظارت بر منابع هیدروکربوری وزارت نفت است، تمام اهداف مشخص شده است. این بدین معنی است که شرکت ملی نفت ، شرکت ملی گاز، پالایش و پخش فراورده های نفتی و پتروشیمی بایستی عملکرد خود را بر مبنای دستیابی به اهداف برنامه‌های توسعه قرار دهند و در نهایت گزارش عملکرد خود را به طور سالانه به مجامع خود تحویل دهند. این گزارشات از طرف وزارت نفت به طور رسمی منتشر می‌شود. پس حاصل ارزیابی کمی ما از عملکرد صنعت نفت یا وزارت نفت در 8 سال گذشته به این دو نکته ختم می‌شود؛ اول اهداف برنامه توسعه، دوم گزارش عملکرد.

متأسفانه در این بخش ما شاهد یک بی‌نظمی و بی برنامگی بودیم. به عنوان مثال در هدفگذاری کمی برنامه پنجم، میزان افزایش تولید گاز از 617 میلیون متر مکعب به 867 میلیون متر مکعب پیش‌بینی شده بود، یعنی افزایش 250 میلیون مترمکعب تولید گاز. معاونت وقت وزارت نفت با دستور مستقیم وزیر این رقم را تغییر دادند و افزایش 250میلیون مترمکعبی را به 860 میلیون مترمکعب تغییر دادند و گفتند که ما باید به تولید 1479میلیون مترمکعبی برسیم. قطعا امکان‌پذیر نیست.شما حتی می‌توانید بگویید به  2400 میلیون مترمکعب تا پایان برنامه می رسیم ، اما آیا زیرساخت‌، برنامه،بودجه و ظرفیت شما جوابگوی این میزان تولید است؟ قطعا به دلایل فنی محکم امکان‌پذیر نیست.

به نظرشما چرا در دولت دهم چنین رقم های نجومی و بدون پشتوانه فنی مورد تاکید قرار گرفته است؟

بنده فکر می‌کنم این یک فریبکاری آشکار بوده است. متاسفانه تعدادی با استناد به این موضوع که ما می‌خواهیم براساس برنامه‌ریزی‌های صورت گرفته به 3.5 برابر اهداف کمی برنامه پنجم برسیم، مجوزها و منابع پیش‌بینی نشده‌ای از منابع بالادستی و بالاترین مقامات مسئول کشور درخواست کردند. از صندوق توسعه، صندوق ذخیره، توزیع اوراق مشارکت ارزی و ریالی و غیره. امروز ما می‌توانیم حاصل این عملکرد را مشاهده کنیم. 2 سال از آغاز طرح گذشته است و میزان افزایش تولید نسبت به 617 میلیون متر مکعب در مقایسه با اهداف برنامه پنجم توسعه 25 درصد و در مقایسه با هدفگذاری خیالی و فریبکارانه7.3 درصد بوده است. نمونه‌های زیادی از این مسائل داشته‌ایم. قرار بود تولید نفت را از 4.2 میلیون بشکه در روز به 5  میلیون بشکه افزایش دهیم، اما گزارش عملکردها نشان از کاهش ظرفیت تولید تا 3.5 میلیون بشکه در روز دارد. این یعنی 1 میلیون و 450 هزار بشکه کاهش در مقایسه با هدفگذاری اولیه. در جمع‌آوری گازهای همراه نیز ما با افزایش 1.5 میلیون مترمکعب گازی مواجه شدیم که در حال سوختن سر مشعل‌هاست. این در حالی است که هدفگذاری کاملا خلاف این افزایش بود.

آقای سلطانپور به نظر شما ما در شرایط تحریم تا چه اندازه در فروش نفت خام خود موفق بوده ایم؟

در بحث صادرت مهمترین و تخصصی‌ترین موضوع، مبحث تجارت و فروش نفت است. متأسفانه در چهار سال گذشته در سطوح بالای معاونت بین‌الملل نفت، نیروهایی به کار گرفته شده‌اند که رشته تحصیلی و تخصصشان مطلقا ارتباطی با این جایگاه‌ها نداشت. آقایی که در دانشگاه، عرفان خوانده، الآن یکی از کلیدی ترین شت های بین‌الملل وزارت نفت را دارد. ایشان فرد بسیار محترمی است اما حوزه کاری ایشان هیچ ارتباطی با تخصصشان ندارد. امیدوارم در دولت جدید افراد شایسته با تخصص‌های متناسب در مسئولیت‌های مناسبی قرار گرفته تا کشور از این وضعیت خارج شود. البته این وضعیت در زمان وزارت آقای قاسمی بهتر بوده است. ایشان تلاش‌های زیادی کردند و به نظر من به نسبت دستاوردهای قابل توجهی داشته‌اند. در مقابل زمان آقای میرکاظمی، تقریبا ظرف مدت دو ماه 256 نفر از مدیران نفتی برکنار شدند. برای اولین بار مدرک تحصیلی یک مدیر نفتی زیر لیسانس شد. ما در هیات مدیره نفت فرد دیپلمه داریم. بنده قصد توهین به مدرک تحصیلی دیپلم ندارم. اما واضح است فردی که در جایگاه یک مدیر نفتی قرار می‌گیرد بایستی تخصص و صلاحیت فنی لازم را داشته باشد. البته نباید فراموش کرد که تمام گزینش‌ها در آن مقطع سیاسی بوده است. این گزینش‌ها در حدی بود که حتی انباردارهای متخصص مناطق نفت خیز جنوب برکنار شدند. این یعنی ما در شرایط تحریم هم می‌توانستیم با بکارگیری افراد واجد صلاحیت و متخصص عملکرد مناسب‌تری نسبت به وضع کنونی داشته باشیم.

در ابتدا مدیران نفتی منکر اثرگذاری تحریم‌ها بودند. اما این روزها ما شاهد صحبت‌هایی هستیم که کاملا خلاف موضع‌گیری‌های سابق است و تاکید می‌شود مسایل و مشکلات کشور در حوزه نفت کاملا به دلیل بروز تحریم هاست. به نظر شما این عدم مدیریت لازم هست که در زیر پرده تحریم پنهان شده است یا نه، واقعا تحریم‌ها تاثیرات چشم گیری داشته است؟

هر فردی که تحریم و شرایط ایجاد شده را انکار کند یا ناآگاه است و یا مغرض. تحریم یک واقعیت جدی و اثرگذار است. روشن است چنانچه ما تصمیم بهتر و آرایش مناسب تری در مقابل تحریمها داشتیم حتما میتوانستیم دامنه و عوارض آن را کاهش دهیم اما از طرف دیگر این که بگوییم تمام مشکلات ما از تحریم هاست صدر درصد حرف نامربوطی است.

در شرایط ویژه و تحریم شما بایستی افراد متناسب تری را در حوزه تخصصی مربوط به کار بگیرید. اما متاسفانه ما شاهد عکس این عملکرد در کشور بودیم. اگر ما با مشکل فروش نفت در شرایط تحریم روبرو هستیم چرا فضای تجارت بین‌الملل را از افراد متخصص خالی کردیم؟ یا افرادی را مسئول فروش نفت کردیم که هیچ تخصص مربوطی در این حوزه ندارند؟ ما در این بخش افراد واجد صلاحیت زیادی داشتیم که در حال حاضر بیکار هستند. اگر تحریم هستیم چرا از افرادی که تجربه و ظرفیت اداره کشور در 10 سال ابتدای انقلاب هنگام شرایط جنگ و تحریم را داشته اند استفاده نکردیم؟ پس ما امکان کاهش عوارض تحریم ها را با بکارگیری متخصصان و مدیران حرفه ای داشتیم اما این کار را نکردیم. از طرف دیگه همه مسایل ما تحریم نیست. برای نمونه ما سال 84 در پارس جنوبی قرار داد فاز 12 را امضا کردیم. طبق قرار داد مدت زمان اجرای پروژه 52 ماه بود. طبق گزارش های رسمی شرکت ملی نفت ایران و وزارت نفت در سال 89 بعد از 5 سال متاسفانه فقط به پیشرفت 30 درصدی از این تک فاز رسیدیم. خوب سال 89 که تحریم نبودیم، سال 88 که تحریم نبودیم، سال 87 که تحریم نبودیم یا به این شدت نبوده است.

به نظرشما دلیلش چیست؟

سوء مدیریت! متاسفانه نفت در چند سال گذشته به صورت یک بچه سر راهی درآمده است. هر مدیری با هر تخصصی از انباردارهای وزارت بازرگانی و اتکا گرفته تا ایران خودرو و حوزه ورزش در این مدت در نفت به کار گرفته شدند غیر از مدیران نفتی. باید پذیرفت که نفت دارای یک هویت صنفی، افراد متخصص،تحصیلکرده ، باتجربه است که یک سیستم جامع نیروی انسانی دارد. قطعا با بکارگیری این افراد اوضاع بهتر خواهد شد.

به گفته کارشناسان و مدیران نفتی یکی از مسائلی که عامل عقب افتادگی پروژه ها در پارس جنوبی است، تحریم یک سری قطعات و تجهیزات درون چاهی است. به نظرشما آیا واقعا دلیل تاخیرهای موجود در بخس دریایی پارس جنوبی مربوط به همین مشکل است؟

در مورد پارس جنوبی تحریم تاثیر گذار بوده است. اما مسلما این دروغ است که بگوییم ما با تجهیزات داخلی نمی توانیم جلو برویم. در حال حاضر دکل موجود است اما عوامل دیگری هست که باعث کندی پیشرفت پروژه است.

معدل بهینه حفر چاه در دریا چیزی در حدود 50 روز تا 2 ماه است. حفر بعضی از چاه های ما چیزی در حدود 7 ماه به طول انجامیده است. دکل و تجهیزات موجود بوده اما عدم رسید گازوییل برای تجهیزات، آب آشامیدنی و مواد غذایی برای پرسنل و حتی قطعات سطح پایین و دم دستی سبب این کندی شده است. آقای رستم قاسمیاخیرا گزارش دادند که 20 دکل حفر چاه تامین کرده اند.من سوال میکنم آیا تامین دکل حفر دریایی سخت تر است یا تامین تجهیزات درون چاهی؟

در بخش میعانات گازی موضوعی که مطرح است عدم فروش این میعانات است. و از عمده دلایل آن نداشتن تاسیسات مرکاپتان زدایی ست . البته در زمان آقای زنگنه یک سری فعالیت هایی صورت گرفت که متاسفانه ادامه دار نبوده است. همین طور بحث ازدیاد برداشت قطر از این میعانات نیز وجود دارد. از نظر شما وضعیت برداشت ما به چه صورت است و آیا صحت دارد که ما بخشی از این میعانات را می سوزانیم و بخشی از آن را در کشتی ها نگهداری می کنیم؟

در مورد لایه های نفتی پارس جنوبی که میدان مشترک است، در حال حاضر قطر آفتاب به آفتاب چیزی در حدود 450 هزار بشکه نفت برداشت میکند که تقریبا نیمی از این برداشت سهم ماست. اگر از این 450 هزاربشکه ، 220 هزار بشکه را بر اساس قیمت متوسط بازار مبادله کنیم، تقریبا روزانه 25 میلیون دلار درآمدی است که می توان از محل فروش آن بدست آوریم. اکنون هشت سال است که بحث توسعه لایه های نفتی پارس جنوبی در محاق بین شرکت هاست. سه سال است که خرید یک کشتی FBOSبین شرکت های ملی نفت ایران و فلات قاره و پترو ایران در حال رفت و آمد است. قیمت این کشتی250 تا 300 میلیون دلار است. این یعنی با 10 روز برداشت و فروش نفت لایه های پارس جنوبی می توان این مشکل را حل کرد. این در حالیست که ما سه سال است در حال بحث با یکدیگرهستیم. قطعا تنها دلیل سوء مدیریت و بی کفایتی های حال حاضر است. بایستی به جای بحث دراز مدت، تصمیم میگرفتیم و اجرا میکردیم.

در مورد بحث میعانات گازی پاسخی ندادید؟

 درباره میعانات گازی یک توضیح جهت درک ارزش آن لازم است. میعانات گازی یعنی برش های سبک هیدروکربوری ، یعنی نفت فوق العاده مرغوب. میزان استحصال بنزین از نفت خام حداقل 16 تا 23 درصد بوده در حالی که برای همین میزان میعانات چیزی در حدود 50 تا 55 درصد بنزین است. این یعنی سه برابر نفت خام. اما درباره آمار دقیق برداشت میعانات گازی قطر از پارس جنوبی تا آخر سال 2011، 892 میلیارد متر مکعب گاز است. برداشت ما نسبت به دوره ی مشابه چیزی در حدود 460 میلیارد متر مکعب بوده است. یعنی تقریبا نصف برداشت قطر.

پیشنهادی برای حل این مشکل دارید؟

استحضار دارید که میعانات گازی پارس جنوبی به همراه گاز استخراج می شود، تفکیک و ذخیره شده و سپس صادر یا مصرف می شود. اما مشکلات ما در میعانات گازی، عقب افتادن زمانبندی اجرای پروژه ستاره خلیج فارس است. در این پروژه ظرف 8 سال گذشته تنها به دلایل سیاسی 9 مدیر جابه جا شده اند. در ابتدا آقای کراچیان که فوق العاده مدیر خوبی بودند و بعد از ایشون آقای شکرخواه و هر دفعه ما شنیدیم که مدیران در حال جابجایی هستند.

 این پالایشگاه با مصرف روزانه 360 هزار بشکه نفت، با خط لوله ای حدود 350 کیلومتر از عسلویه به بندر عباس، متکفل تولید 35 میلیون لیتر بنزین مرغوب است. برخلاف گزارشات دروغ پیشرفت 60 درصد از این پروژه، اطلاعات دقیق نشان دهنده پیشرفت 25 تا 30 درصدی آن است.

با همه این صحبت ها به این نقطه می رسیم که قرار بود میعانات گازی تولید شده در پارس جنوبی در این پالایشگاه به مصرف برسد که بهترین محل مصرف آن نیز در همین پالایشگاه بود.

آقای سلطانپور در شرایط فعلی که گاز تولید شده، میعانات گازی استخراج شده اما پالایشگاه آماده نیست. راه حل چیست؟

بایستی صادر کرد. اما ما در صادرات نیز با مشکل مواجهیم. هر نفت خامی در دنیا قابل فروش است و این به دلیل وجود پالایشگاه های فروان نفت خام است. اما پالایشگاه های میعانات گازی بسیار محدود است. در نتیجه کشور نیازمند اینچنین پالایشگاه هایی است. حتی امور بین الملل نفت هم اکنون قرارداد دراز مدت جهت فروش میعانات گازی نخواهد بست.

چرا؟

روشن است یا اختیار ندارد و یا می ترسد. پس خریداران آنی نیز فوق العاده محدود هستند. از طرف دیگر مخازن ذخیره میعانات گازی نیز محدود هستند. از طرفی خطوط لوله عسلویه تا بندرعباس نیز پر خواهد شد. پس تنها راه انبار کردن بر روی کشتی ها و یا سوزاندن میعانات است.

خوشبختانه ما در حال حاضر در فصل گرما هستیم. در فصل سرما میزان مصرف و تولید گاز تقریبا دو برابر است. برای جبران افزایش مصرف بایستی گازی که در نیروگاه ها جهت تولید برق به مصرف میررسد را با گازوییل جابه جا کرده و گاز را وارد خط لوله می کنیم. این گاز بایستی تفکیک شود و گاز خشک ایجاد شده به مصرف شهری برسد و در مقابل میعانات گازی بایستی انبار شود یا اصلا نبایستی گازی تولید کرد که در این صورت با تراز منفی گاز مواجه شده و شهروندان نیز دچار مشکل سرما می شوند. یا در صورت تولید باید این میعانات را سوزاند. پس بایستی همزمان با توسعه پارس جنوبی، پالایشگاه ستاره خلیج فارس نیز به بهره برداری می رسید. هشت سال پروژه از زمان بندی عقب است.

آقای مهندس در حال حاضر تولید بنزین در پتروشیمی ها برای کشور به صرفه است؟

قطعاً در حال حاضر تولید بنزین در پتروشیمی ها صرفه اقتصادی نخواهد داشت.

آیا تا کنون در این خصوص بررسی و ارزیابی انجام داده اید؟

تولید بنزین در پتروشیمی ها برای عبور از بحران، راه حل مفیدی بود ولی از نظر اقتصادی به صرفه نخواهد بود. در واقع این یک اقدام بدون صرفه اقتصادی است که برای عبور از تحریم ها در نظر گرفته شده بنابراین در یک مقطعی این اقدام صحیح بود ولی به عنوان یک اقدام پایدار و بلند مدت مناسب نخواهد بود. واحد پتروشیمی مخصوص تولید محصولات پتروشیمی است نه برای تولید بنزین بلکه بنزین در پالایشگاه باید تولید شود. این کار مانند یک مسکن موقتی بود و اکنون باید با ارتقاء ظرفیت ها و افزایش راندمان پالایشگاه های موجود و احداث پالایشگاه های جدید به یک راه حل پایدار و بلند مدت دست پیدا کرد. یکی از برنامه های قطعی اولویت دار دولت جدید هم، اتمام و راه اندازی پالایشگاه ستاره خلیج فارس برای حل قطعی مسئله تأمین بنزین کشور خواهد بود و پس از آن هم اولویت بعدی احداث پالایشگاه 120 هزار بشکه ای شیراز باید در دستور کار دولت جدید باشد. با احداث و راه اندازی این دو پالایشگاه مسئله بنزین کشور برای همیشه حل خواهد شد. از طرفی وقتی تولید بنزین از مجتمع های پتروشیمی متوقف شد، این واحدها بر تولید محصولات پتروشیمی متمرکز خواهند شد. که این محصولات و فرآورده ها ارزش اقتصادی بیشتری خواهد داشت و در نتیجه از نظر اقتصادی سود بیشتری را نصیب کشور خواهد کرد.

 

39221

 

کد خبر 309279

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
3 + 0 =

نظرات

  • نظرات منتشر شده: 4
  • نظرات در صف انتشار: 0
  • نظرات غیرقابل انتشار: 0
  • امین A1 ۱۲:۰۶ - ۱۳۹۲/۰۵/۳۰
    20 3
    انشا اله مدیران این چنینی دوباره به عرصه صنعت و نفت کشور برگردند چون کشور نیاز مبرم به تجربیات این مدیران دارد.
  • بی نام IR ۲۰:۰۹ - ۱۳۹۲/۰۵/۳۰
    14 1
    قلب همه ایرانیان و کارشناسان که در این زمینه تلاش کرده اند با این گزارش درد می گیرد امید است از کارشناسان و مدیرانی که سالهای قبل در این زمینه کار کرده و مملکت برایشان سرمایه گذاری و هزینه کرده در این بخش فعال و با توجه به وزارت آقای مهندس زنگنه بحث صادرات نیز به نتیجه برسد تا بتوان به روزهای عادی برگشت و از کشور رقیب که در حال حاضر در حال بهره برداری است جلو بیفتیم.
  • سرباز گمنام آقا IR ۰۵:۴۹ - ۱۳۹۲/۰۶/۰۳
    11 2
    سلام ... مهندس سلطانپور يكي از مديران با سواد صنعت نفت ميباشد و خرمشهر و مردم خرمشهر به ايشان مديون هستن ... انشاالله هر جا كه هستن موفق و مويد باشن زير سايه ي حضرت ولي عصر (عج) سيد اسماعيل از خرمشهر
  • سيداحمدازكارمندان تاسيسات دريايي IR ۱۰:۲۷ - ۱۳۹۲/۰۷/۰۱
    4 0
    سلام عليكم مهندس سلطان پور از زحمت كشان عرصه نفت ودلسوزانه براي مملكت خدمت ميكند وازنظرتجربه درسطح بالايي هستند از همان روزهاي اوليه كه شركت تاسيسات دريايي فعاليت خودرا شروع كرد درخرمشهر حضورداشتند وپا به پاي مشكلات قدم برداشتندوبلكه جلوتر ازمشكلات اميدوارم كه دوباره به عرصه نفت بازگردند