اجازه استفاده از سلاح های شیمیایی و هسته‌ ای در کتاب فقهی ـ سلفی چاپ ابوظبی!

نشان های 22 حاوی چند نکته است: بحثی در باره جواز استفاده از سلاح های شیمیایی و هسته ای در یک کتاب سلفی چاپ ابوظبی، دیداری با استاد حجت هاشمی در مشهد و باز هم یادی از کتابهای ترجمه شده در اصفهان عصر قاجاری

 

56 . فتوای جواز استفاده از سلاحهای شیمیایی و هسته ای در کتاب چاپ امارات!
مشغول مطالعه کتاب الانجاد فی ابواب الجهاد از ابن المناصف قرطبی (م 620) بودم که به شکل بسیار شکیل و زیبا با حواشی مفصل و مقدمه ای ممتع در ابوظبی در سال 2006 چاپ شده است. در این کتاب بحثی در باره «فضل رمی» یعنی تیراندازی دارد. دو مصحح این کتاب مشهور آل سلمان و محمد غازی که هر سلفی و نویسنده‌اند، آراء خویش را در پاورقی این کتاب مفصل بیان کرده، بحث در باره تیراندازی با تیرهای مسموم را مطرح نموده و پس از توضیحی در باره استفاده از سلاحهای شیمیایی، میکربی و هسته ای با استناد به مصادر کهن اهل سنت، یادگیری آنها را بر مسلمانان لازم دانسته و در باره نحوه استفاده از آنها چنین نوشته اند: «وعلیه، فیجوز الرمی بالسهام المسمومة، ولا وجه لکراهیة ذلک، کما تراه فی بعض کتب المالکیة، مثل: «مواهب الجلیل» (4/545)، «الخرشی» (4/18). پرتاب تیرهای سمی جایز است و هیچ کراهتی هم ندارد چنان که در برخی از کتب فقهای مالکی آمده است.
ویعجبنی کلام الماوردی فی «الحاوی الکبیر» (14/184): «یجوز أن یُلقى علیهم -أی: العدو- الحیات والعقارب، ویفعل بهم جمیع ما یفضی إلى إهلاکهم». کلام ماوردی هم مرا به شگفتی واداشت که می توان مارها و عقرب ها را به سوی دشمن پرتاب کرد و هر آنچه که منجر به هلاکت آنان شود.
أما بالنسبة إلى استخدام الرمی بالأسلحة النوویة والکیمیائیة والجرثومیة، فالواجب على المسلمین معرفة کل جدید من الأسلحة، ومعرفة طریقة استخدامها، وکیفیة تصنیعها، ولکن الأصل عدم الإفساد فی الأرض، وإتلاف النفوس. وبناءً علیه، فلا تستعمل هذه الأسلحة إلا فی الضرورات، بحیث لا یمکن التغلب على العدو إلا بواسطتها، ولا سیما إذا کان ذلک من باب المعاملة بالمثل.
اما حکم بکارگیری سلاحهای هسته‌ای و شیمیایی و میکربی: بر مسلمانان واجب است که با هر نوع سلاح جدیدی آشنا شوند و راه بکار گیری آن و ساختن آن را بدانند. اما اصل عدم فساد در زمین و تلف کردن نفوس است، و بنابرین بکارگیری این سلاحها جایز نیست مگر به ضرورت، به طوری که راهی بر غلبه بر دشمن جز بکار گیری آن نباشد، بویژه در وقت مقابله به مثل. [الانجاد، ص 94 انتشارات دارالامام مالک، موسسه الریان، ابوظبی، 2005)

رسول جعفریان


57. دیدار با استاد حجت هاشمی
در سفر اخیر مشهد، علاقه مندشدیم تا از استاد حجت هاشمی، از بهترین شاگردان مرحوم ادیب نیشابوری دوم دیدن کنیم. زمانی که در اصفهان سیوطی می خواندم، از شرح ایشان بر آن استفاده می‌کردم. همان زمان شاهد بودم طلبه‌هایی که علاقه مند به ادبیات بودند، فقط برای استفاده از ایشان به مشهد می رفتند و سالها در آنجا می‌ماندند. همراه آقای مهدوی راد که خود بخشی از درسهای ادبیات را نزد وی خوانده بود به دیدن ایشان رفتیم. زمینه دیدار را آقای حجت الاسلام و المسلمین دانش سخنور فراهم کرد. سن ایشان حدود 85 است و آثار فراوانی دارد. آنچه ما از آن بهره مند شدیم دیوان ایشان بود که بسیار صخیم بود. یک جزوه کوچکی هم شامل صلواتیه دوازده امام منسوب به خواجه به ما دادند که در همان، شرحی از عبادات خاص روزانه خود را هم نوشته بودند. در اتاق محل کارشان که پشت میز هم می‌نشینند، دهها عکس از حضرت علی(ع) و دست نوشت هایی از اشعار بود. بسیار خوش برخورد و میلح بودند و هرچه را پرسیدیم با آرامی جواب دادند. همانجا دانستیم که ایشان نواده دختری مرحوم نخودکی هم هست. عکس مرحوم نخودکی هم به دیوار بود. عکسی هم خود وی با ادیب نیشابوری داشت که آنجا بود. شرح حالش را هم در کتابی نوشته و مختصری از آن در مقدمه دیوان هم آمده بود. قیافه جالب و دیدنی دارد. دیوان وی که 604 صفحه است که تا صفحه آخر هم شعر آمده است. ذوق عرفانی و رنگ شیعی بسیار زیاد در اشعار هویداست. شعری که در اصفهان به سال 1406 گفته: نیستم دنیایی و حلوا پرست / مرد آن باشد که از حلوا برست/ هر که از حلوا گذشت از جان و دل / رسته باشد از جهان آب و گل. در باره استادش هم گفته است: همچو استاد ادیب راموز / چشم این دهر ندیده است هنوز / ای خداوند بسی سرّ و رموز / ای تو گنجور همه فن و کنوز. البته همین سادگی در بیشتر اشعار هست.

رسول جعفریان

58. صحافی جلد کتاب با تصویر ظل السلطان
در این نشانه‌ها یکی دوبار از آثاری که به دستور ظل السلطان از زبان های فرنگی و ترکی به فارسی ترجمه شده و در کتابخانه پسرش صارم الدوله بوده و بعدها در سال 44 به کتابخانه فرهنگ اصفهان منتقل شد و حالا هم اسمش کتابخانه ابن مسکویه است، صحبت کردیم. این آثار متنوع و همه اش قابل نشر است. اما در میان این نسخ که معمولا مترجم با احترام از ظل السلطان یاد کرده و به هر حال پول ترجمه اش را می گرفته و ستایش هم می کرده، نسخه‌هایی از این آثار که پس از ترجمه صحافی می شده است، گاه جلد آنها با عکس خود ظل ا لسلطان تزیین شده که نمونه آن این است:

رسول جعفریان

و یک نمونه از این ترجمه ها، ترجمه کتاب سفرنامه خیوه از گامان امریکایی است که در سال 1873 در آن نواحی سفر کرده است. این سرلوحه این کتاب است با این زیبایی:

رسول جعفریان

 

این هم نمونه ای دیگر

 

رسول جعفریان

کد خبر 310358

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
1 + 2 =

نظرات

  • نظرات منتشر شده: 3
  • نظرات در صف انتشار: 0
  • نظرات غیرقابل انتشار: 0
  • بی نام MY ۱۳:۱۹ - ۱۳۹۲/۰۶/۰۵
    2
    سلفی ها اصلا مگه می دونند بمب اتمی چی هست؟!
  • بی نام IR ۱۸:۳۰ - ۱۳۹۲/۰۶/۰۵
    2
    اونهافقط شیاطین جن رامیشناسند.
  • بی نام IR ۲۰:۵۰ - ۱۳۹۳/۰۲/۲۰
    1
    کتاب الانجاد ابن مناصف را از کجا میتوان تهیه کرد درقم نبود