پیامبر اسلام و حقوق انسان

تاریخ 185 مکتوب (1) را از رسول گرامی اسلام به یادگار گذاشته است. این مکتوبات که شامل پیمان نامه ها، دعوت امراء و رؤسای قبایل به اسلام، فرمان های حکومتی، ارشادنامه ها، امان نامه ها و برخی مکتوبات دیگر پیرامون موضوعات مختلف است، تصویری کامل از اخلاق سیاسی و اجتماعی پیامبر را به تماشا می گذارد.

اهمیت این نامه ها در برجسته بودن موضع گیری های حقوقی و سیاسی پیامبر اسلام است و گرچه در برخی از متون آن، ارشادات اخلاقی و حتی تبیین جهان بینی نیز وجود دارد، اما حتی این موارد در پرتو اخلاق سیاسی- اجتماعی پیامبر مورد توجه قرار گرفته اند. همچون متفاوت بودن نامه هایی كه پیامبر به پادشاهان مسیحی چون «مقوقس» و «هرقل» نوشته و در آن به آیه مشهور «قل یا اهل الكتاب تعالوا الی كلمه سواء بینناء و بینكم الا نعبد الا الله و لا نشرك به شیئا و لایتخذ بعضنا بعضا اربابا من دون الله فان تولوا فقولوا اشهدوا بانا مسلمون» (2) استناد می كنند با نامه به كسانی چون «خسرو پرویز» كه پیامبر لحنی متفاوت را در برخورد با این پادشاه برمی گزینند.
نقد و تحلیل موشكافانه این مكتوبات می تواند سیره و سنت رسول گرامی اسلام را در تمامی ابعاد سیاسی- اجتماعی و حقوق تبیین ساخته و خود سرمایه و منبعی برای تدوین پروتكل های حقوقی جهان اسلام در تمامی ابعاد آن كه دارای جامعیت باشد و در برگیرنده حقوق و تكالیف انسان، از یك سو و ارائه آن به سازمان ها و نهادهای حقوقی و سیاسی جهان امروز- به ویژه تمدن غرب- آن هم در عصر و دوره «جهانی سازی» و «دهكده جهانی» از دیگر سو باشد.
به نظر می رسد جهانی كه به عنصر حق بیش از تكلیف بها می دهد و در پناه و پوشش حقوق، تكالیف و وظایف انسان و جامعه انسانی را نادیده گرفته و یا در حاشیه قرار می دهد به همان آسیب ها و خطراتی دچار می شود كه جوامع صرفاً تكلیف محور بدان دچار می شوند. حقوق اسلامی، قدر و قیمت حق را در كنار تکلیف می سنجد و هرگز نه حق را فدای تكلیف و نه تكلیف را فدای حق می كند. این جامعیت در متن آیات قرآنی و سنت نبوی و علوی وجود دارد.
ما از میان پیمان نامه ها و مكاتیب كثیر پیامبر تنها یك نمونه را در جهت تأیید اصول فوق و نیز بیان وجهی از وجوهات اهمیت اسلام به حقوق بشر برگزیده ایم، یعنی پیمان رسول اكرم با مسیحیان نجران(3). این پیمان نامه(4) در سال نهم هجرت و پس از داستان مشهور مباهله(5) بین پیامبر اسلام و مسیحیان نجران امضا شده و خود تنها یك نمونه از اصول حاكم بر اخلاق سیاسی- حقوقی پیامبر در رعایت حقوق بشر است.
حقوق اسلامی، قدر و قیمت حق را در كنار تکلیف می سنجد و هرگز نه حق را فدای تكلیف و نه تكلیف را فدای حق می كند. این جامعیت در متن آیات قرآنی و سنت نبوی و علوی وجود دارد.
حقوق بشر: رحمت در کنار عدالت
پیامبر در این پیمان نامه، در قبال تأمین امنیت مردم نجران و نیز حفاظت از اموالشان حكم به پرداخت مبلغی به عنوان جزیه می كند اما در قبال آن، ضمن ارائه نمونه بی نظیری از رحمت، رأفت و عدالت اسلامی، حقوق متقابل مردم نجران را تضمین و تعهد می نمایند. نمونه این رحمت و رأفت را در بند اول پیمان نامه می توان دریافت. در این بند تصریح شده است كه مسیحیان نجران به دلیل آن كه در جریان مباهله به هر دلیل از ادامه مذاكره و مباهله صرف نظر نموده و حكم در مورد میوه ها، زر و سیم و بردگان خود را به پیامبر واگذارده بودند، پیامبر همه را به ایشان می بخشد و تنها به وضع مالیاتی اندك (آن هم نه بدین دلیل كه غالب شده اند بلکه به دلیل تعهداتی كه در بندهای بعدی پیمان نامه مبنی بر تأمین جان و تضمین مال نجرانیان می كنند) بسنده می نمایند.
بخش مهم این پیمان نامه در جهت حفظ حقوق مردم نجران، شامل موارد زیر است:
الف- پیامبر متعهد می شوند هر آن چه از اموال جنگی نجرانیان كه به صورت امانت به سپاه اسلام -در جهت غلبه بر فتنه های محلی- سپرده شده است چنان چه آسیب ببیند یا نابود شود توسط فرستادگان و نمایندگان آن حضرت جبران شود:
«و به عهده ایشان است كه چون در یمن درگیری و عذر و مكری پیش آید به مسلمانان سی زره و سی اسب و سی شتر عاریه دهند و هرچه از آن زره ها و اسب و شترها و كالاهای دیگر كه نابود شود فرستادگان و نمایندگان من ضامن خواهند بود كه به ایشان بپردازند.».
ب- پیامبر حقوق مردم نجران را در حفظ آئین خود، امنیت جان و پاسداشت مال به رسمیت می شناسند. با این كه حقانیت رسالت پیامبر در جریان مباهله بر سران مسیحی آشكار شده و پیامبر در موقعیت یك فاتح و غالب می توانستند از آن بالاترین بهره را در مسلمان نمودن این مسیحیان ببرند، اما رسول گرامی اسلام نه تنها هیچ تلاشی در جهت الزام آنها بر تبعیت از دین خود ندارند، بلكه بر حفظ آیین و جان و مال نجرانیان، عهد و پناه خداوند و پیمان خود را گواه می گیرند:
«و برای مردن نجران و اطراف آن پناه و عهد خداوند و پیمان محمد رسول خدا در مورد اموال و جان هایشان و آیین ایشان و در مورد غایب و شاهد و عشیره و پرستشگاه ها و آنچه از كم و بیش در اختیار ایشان است خواهد بود.»
نیكوكاری و خیراندیشی نیز كه در پایان پیمان نامه اساس استدام تعهدات آن، ذكر شده خود دلیلی دیگر بر غایت رعایت حقوق در جامعه انسانی است، بدین معنا كه عدم رباخواری، خیراندیشی و نیكوكاری ضامن رعایت حقوق و اجرای حدود در جوامع انسانی است
ج- پیامبر، حق راهبان و كاهنان و كشیشان مسیحی را در داشتن وظیفه و مقام خود به رسمیت شناخته و تصریح می نمایند كه اینان همچنان بر سر كار خود باقی مانده و از كار بركنار نخواهند شد:
«هیچ اسقف و راهب و كاهنی از شغل و مقام خود بركنار نخواهد شد.»
د- پیامبر گرامی اسلام، اساسی ترین حقوق سیاسی یك ملت را كه همانا، حق زندگی در سرزمین خود و نیز بهره مندی از امنیت است را در مورد نجرانیان تعهد و تضمین می نمایند:
«آنان را از سرزمین خودشان تبعید نخواهند كرد و از آنان یك دهم گرفته نمی شود و سرزمین ایشان پایكوب نخواهد شد و لشكر به آن كشیده نمی شود. هر كس از ایشان حقی مطالبه كند در كمال انصاف بدون این كه بر آنان ستم شود یا ستم كننده باشند بررسی خواهد شد.»
در پایان این پیمان نامه، شرایطی برای استمرار و استحكام این پیمان نامه ذكر شده است، كه گرچه به ظاهر شرط است اما در اصل تأكید بر اهمیت اصولی وحیانی و عقلانی است كه در متن اعتقادات مسیحیان- و من جمله مسیحیان نجران- نیز وجود دارد:
«از این پس و در آینده هر كس رباخواری كند ذمه و عهد من از او برداشته است و هیچ كس را به گناه دیگری مؤاخذه نخواهند كرد. بر آنچه در این عهدنامه است جوار خدا و ذمه محمد رسول خدا حكم فرما است تا هنگامی كه ایشان خیراندیش و نیكوكار باشند و كار خود را با ستم سنگین نكنند و تا هنگامی كه خداوند فرمان خود را در این باره ابلاغ فرماید.» (6)
بدین صورت شرطی بودن این موارد سبب این سوء تفسیر و تعبیر نخواهد بود كه این شرایط تحمیل شده است زیرا كه در تعالیم حضرت مسیح نیز این شرایط لزوم پاك رفتاری و درستكاری انسان است. پیامبر گرامی شرط استدام و پابرجایی این ذمه و عهد را عدم رباخواری می دانند و این تحمیل پیامبر نیست، ارجاع مسیحیان به رعایت یك قاعده در مذهب مسیحیت است.
نیكوكاری و خیراندیشی نیز كه در پایان پیمان نامه اساس استدام تعهدات آن، ذكر شده خود دلیلی دیگر بر غایت رعایت حقوق در جامعه انسانی است، بدین معنا كه عدم رباخواری، خیراندیشی و نیكوكاری ضامن رعایت حقوق و اجرای حدود در جوامع انسانی است.
پی نوشت:
1- در تعداد این مكتوبات بین اندیشمندان و مورخان اختلاف وجود دارد. صاحب «مكاتیب الرسول» 185 نامه و دكتر حمیدالله در «وثائق» 246 نامه و پیمان نامه را ذكر می كنند. رجوع شود به «مكاتیب الرسول» ، علی بن حسینعلی الاحمدی، نشر یس، بهمن 1363 تهران و «مجموعه الوثائق السیاسیه» ، دكتر محمد حمیدالله، ترجمه و تحشیه دكتر محمود مهدوی دامغانی، نشر بنیاد 1365 تهران.
2- قرآن مجید، سوره آل عمران آیه 64
3- نجران، منطقه ای مصفا با هفتاد دهكده در مرز میان حجاز و یمن بوده است.
4- متن این پیمان نامه در «خراج» ابویوسف، «خراج» ابوعبید، «فتوح البلدان» بلاذری، «زادلمعاد» ابن قیم، «امتاع» مقریزی، «وثائق السیاسیه الیمنیه» محمدبن اكوع حوالی، «سنن ابی داوود» ، «تاریخ یعقوبی» و دیگر منابع اسلامی آمده است.
5- برای آشنایی با جریان مباهله به تفسیر آیه مشهور به آیه مباهله (آیه 61 آل عمران) در تفاسیر مختلف و همچنین كتب سیره و سنت رسول گرامی اسلام مراجعه شود.
6- متن كامل این پیمان نامه به شرح زیر است:
« بسم الله الرحمن الرحیم
این عهدی است كه محمد نبی و رسول خدا برای مردم نجران نوشته است چون در مورد میوه ها و زر و سیم و بردگان خود صدور حكم را برعهده او (یعنی پیامبر) واگذارده بودند، تمام آن بدیشان بخشید و برای آنان رها فرمود به شرط آن كه سالیانه دو هزار حله كه ارزش هر یك چند وقیه باشد بپردازند (حله گرانبها و نوع خوب آن) در هر ماه رجب هزار حله و در هر ماه صفر هزار حله و باید ارزش هر حله چند وقیه نقره باشد. آن چه افزون یا كمتر از میزان خراج ایشان باشد محاسبه و منظور خواهد شد و آنچه از زره و اسب و مركوب و كالا بپردازند نیز از حساب ایشان گرفته خواهد شد. (یعنی هیچ چیز بدون محاسبه و به زور و ستم از ایشان گرفته نخواهد شد.) هزینه فرستادگان من در مدت بیست روز و كمتر از آن به عهده مردم نجران است و نباید فرستادگان مرا بیش از یك ماه (برای پرداخت جزیه) معطل گذارند و به عهده ایشان است كه چون در یمن درگیری و عذر و مكری پیش آ ید به مسلمانان سی زره و سی اسب و سی شتر عاریه دهند و هر چه از آن زره ها و اسب و شترها و كالاهای دیگر كه نابود شود فرستادگان و نمایندگان من ضامن خواهند بود كه بایشان بپردازند و برای مردم نجران و اطراف آن پناه و عهد خداوند و پیمان محمد رسول خدا در مورد اموال و جانهایشان و آیین ایشان و در مورد غایب و شاهد و عشیره و پرستشگاه ها و آنچه از كم و بیش در اختیار ایشان است خواهد بود. هیچ اسقف و راهب و كاهنی از شغل و مقام خود بركنار نخواهد شد. و برایشان هیچ گونه تعهدی و پرداخت خون بهای خون هایی كه در جاهلیت ریخته شده است نخواهد بود. آنان را از سرزمین خودشان تبعید نخواهند كرد و از آنان یك دهم گرفته نمی شود و سرزمین ایشان پایكوب نخواهد شد و لشكر به آن كشیده نمی شود. هركس از ایشان حقی مطالبه كند در كمال انصاف بدون این كه بر آنان ستم شود یا ستم كننده باشند بررسی خواهد شد. از این پس و در آینده هر كس رباخواری كند، ذمه و عهد من از او برداشته است و هیچ كس را به گناه دیگری مؤاخذه نخواهند كرد.
بر آنچه در این عهدنامه است جوار خدا و ذمه محمد رسول خدا حكم فرما است تا هنگامی كه ایشان خیراندیش و نیكوكار باشند و كار خود را با ستم سنگین نكنند و تا هنگامی كه خداوند فرمان خود را در این باره ابلاغ فرماید. ابوسفیان بن حرب و غیلان بن عمرو و مالك بن عوف كه از خاندان بنی نصر است و اقرع بن حابس حنظلی و مغیره بن شعبه گواهند و این نامه را عبدالله پسر ابوبكر برای ایشان نوشت.»؛ مجموعه الوثائق السیاسیه، دكتر محمد حمیدالله، ص 135.

کد خبر 390820

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
5 + 1 =