سوریه؛زندگی،جنگ و دیگر هیچ!

مشخص نیست این انعطاف محدود و حداقلی برای حضور در مذاکرات ژنو 3از سوی دولت ها و مخالفان بشار اسد اقدامی برای ایجاد فرصتی برای رسیدن به زمان آتی و سیاست دفع الوقت است، یا تسلیم شدن به مرور در برابر شرایط؟. قضاوت مستند در این باره قدری مشکل است.آنهم تغییر از نوع کناررفتن اسد با عملیات نظامی و برداشتن تمامی سهم کیک !!،در حالی که سیاست های منطقه یی اعراب در حال فاصله گرفتن از ایالات متحده است؛ چنین چیزی بعید به نظر می رسد.

" اسوالد: ....سر بی چشم تو ، ثروت زیادی برای من به ارمغان خواهدآورد!....."
(شاه لیر)
یک جنبه در بحران های خاورمیانه همواره آزار دهنده بوده است. آنها به عادت دائمی و بخشی از زندگی عادی مردم تبدیل وخیلی زود به جوامع عربی و بازیگران سیاسی مرتبط در طول زمان، امکان بهره برداری از خود را میدهند.آنگاه چه فرقی می کند؟،در قهوه خانه های عربی نشسته باشی یادر کاخ ریاست جمهوری و تالار پادشاهی!!!.؟.بحران اعراب ،فلسطینیان و اسرائیل را ببینید!.عراق،لیبی،مصر ولبنان که در برابر ما قرار دارند.باشرایط بهتری روبرو هستیم؟.
حدود 5 سال پیش که بحران سوریه مراحل ابتدایی و جنینی خود را طی می کرد ،در گفته ها ومقالات متعدد این نکته را متذکر شدم مسئله تازه آغاز شده سوریه، بالقوه در درون خود نشانه هایی از دائمی وتبدیل شدن به بحران را دارد. گرچه موضوع با یک مخالفت ساده خیابانی علیه دولت سوریه و در ادامه پروسه بهار عربی آغاز شد ،اما ماهیت ساختاری اجتماع و سیاست عربی و نیزعادت دیرینه هاضمه آنها برای پذیرش هر بحرانی و اینکه جامعه عرب معمولا درمسائل داخلی عادت دارد چاقورا تا انتها در قالب پنیر فرو ببرد! این خطر که مسئله (ونه آن زمان بحران )سوریه به مانند یک زخم در خاورمیانه باقی بماند جدی است، که متاسفانه این اتفاق هم افتاد.
منابع دیپلماتیک نزدیک به سازمان ملل می گویند در همان ماه های ابتدایی سال 2011که آقای دبیر کل ،کوفی عنان را برای حل وفصل بحران سوریه انتخاب کرد،آقای عنان به آقای بان کی مون گفته بود" امیدی زیادی ندارد. او منطقه را به خوبی می شناسد". حدود یکسال و نیم بعد که آقای عنان به قول معاونش جام شکسته را به آقای اخضر ابراهیمی تحویل داد به او هم یادآور شد کاری از پیش نخواهد برد. سخن مشابه و هشداری که آقای ابراهیمی خود به دی میتسورا نماینده فعلی بان کی مون در امور سوریه داد. میتسورا 2 هفته پیش تهدید به استعفا کرده بود اما منابع سازمان ملل می گویند او با فشار اعضای پرقدرت شورای امنیت تصمیم گرفت تا مشخص شدن نتایج اولیه مذاکرات صلح که ازجمعه در ژنو آغاز شده از تصمیمش صرف نظر کند. این منابع اما حاضر به تایید این اخبار که اگر مذاکرات به نتیجه نرسد آیا میتسورا استعفا خواهد داد یا خیر؟ خودداری کردند.
اکنون که مذاکرات ژنو آغاز وتنها وجه مشترک میان پرزیدنت اسد ومخالفانش یعنی "یکدیگر را قبول نداشتن" از بین رفته ، این نگرانی که دریافت یک پاسخ منفی آنهم بدون واسطه از یکدیگر ، آیا وضع را بدتر نخواهد کرد؟. یک دیپلمات ارشد فرانسوی نزدیک به مذاکرات به شرط عدم افشای هویتش در پاسخ به این سوال که آیا چنین نشستی نشان حسن نیت طرفین و قدمی به جلو است؟ می گوید"مسلما خیر!. اکنون در باره حسن نیت صحبت نمی کنیم. بحث بر سر ضرورت هاست".
اما فکر می کنم اتخاذ مواضعی اینچنین از سوی دولت های غربی که می تواند انعکاسی از مواضع ایالات متحده نیز باشد الزاما نمی تواند سرنوشت مذاکرات جاری ژنو را تعیین کند.واقعیت آن است که بخشی از بحران سوریه ،دستکم تا آنجا که به مخالفان پرزیدنت اسد مربوط می شود این نبوده که تسلیم دیدگاه ها و مواضع دولت های اروپایی و ایالات متحده نشده اند. بلکه مشکل اصلی در 2 جای دیگر نهفته است. اول، نوع ساختار پراکنده ومتفاوت گروه های مخالف است که از درون آنها طیفی(حال به هر دلیل) برای مذاکرات انتخاب شده اند ،اما طیف دیگری از تروریست های حرفه یی هستند که بر بخش دیگری از تحولات تاثیر می گذارند.دوم ، به دولت های عرب محافظه کاری چون سعودی و قطر و البته دولت ترکیه مربوط می شود که صرف نظر از نفوذ آنها بر مخالفان مسلح،پیش بینی رفتار ها و اقدامات مستقل آنها تا آن حد که ممکن است تلاش های جاری همچون گذشته را به بن بست بکشاند مشکل کرده است. پاره یی منابع خبری و دیپلماتیک نزدیک به وزیر خارجه ایالات متحده گفته اند آقای کری در سفر هفته گذشته به ریاض به همتای سعودی خود به صراحت گفته ادامه رویه کنونی عربستان موجب نگرانی ست و آنها باید انعطاف بیشتری از خود نشان دهند.سخنی که ظاهرا پس از گفتگو با عادل جبیر بر سر ایران، موجبات خشم وزیر خارجه سعودی را فراهم آورده است.
حال مشخص نیست این انعطاف محدود و حداقلی برای حضور در مذاکرات از سوی این دولت ها و مخالفان اقدامی برای عبور از فشار روزافزون و ایجاد فرصتی برای رسیدن به زمان آتی و سیاست دفع الوقت است؟ یا تسلیم شدن به مرور، در برابر شرایط تغییری که نمی توانند آن را مطابق میل خود اعمال کنند. قضاوت مستند در این باره قدری مشکل است.آنهم تغییر از نوع کناررفتن اسد با عملیات نظامی ودر نتیجه برداشتن تمامی سهم کیک به نفع خود!!،در حالی که سیاست های منطقه یی اعراب روز بروز در حال فاصله گرفتن از ایالات متحده است؛ به گونه یی که زمینه بروز نگرانی های جدی در واشنگتن  و به خصوص کنگره را فراهم آورده ؛ چنین چیزی بعید به نظر می رسد. فاصله یی که متقابلا آنکارا جاه طلبانه در یک افق استراتژیک و با هدف دردست گرفتن رهبری سیاسی و نظامی منطقه بر روی آن سرمایه گذاری هنگفتی کرده است. در هر صورت بسیاری از ناظران سیاسی و امنیتی منطقه تقریبا با اندکی اختلاف در برداشت از وقایع ، به گزینه اول اعتقاد بیشتری دارند:" خرید زمان".
محور قطر- آنکارا -ریاض به خصوص پس از استقرار رسمی نیرو های روسی در سوریه از اواسط ماه نوامبر سال گذشته، به این نتیجه رسیده است رویارویی های منتهی به برکناری پرزیدنت بشار اسد با نگاه " مجموع حاکمیت ونه فرد اسد" آنهم با معیار های نظامی، تقریبا امر غیر ممکن و عمیقا پر هزینه یی شده است.به همین دلیل فکر می کنم استراتژی محور عربی - ترکی مقابله با بشار اسد "به معنای شخص او ونه به مثابه کنار رفتن یک رژیم سیاسی" تغییر شکل داده و رویکرد سیاسی آنها به سمت کنار آمدن با ساختار حاکمیت سوری بدون اسد در حال تغییر جهت است. البته کم نیستند تحلیل گران امور منطقه که معتقدند پذیرش یک چنین شرایطی با هر معیار و استانداردی یک شکست برای ائتلاف ضد اسد محسوب می شود . اما اگر ائتلاف ضد اسد شرایط "تا بعد ،اما صرفا بدون اسد " را در دستور کار خود قرار داده(شاید)،چرا حامیان رژیم پرزیدنت اسد از تاکتیک دفع الوقت به نفع خود در حالی که دست بالاتر را دارند استفاده نکنند؟. نکته اصلی من در آغاز مطلب همین جاست. آیا "بازی با زمان و تا بعد" یعنی ادامه بحران از نوعی دیگرو در زمانی دیگر!؟و این به معنای پذیرش یک عادت بحرانی دیگر در منطقه نیست!؟. اگراز خاورمیانه شناخت اندکی هم دارید ،می توانید به این سوال پاسخ دهید.
" ...دیگر رحم وشفقتی در کار نخواهد بود !....."شکسپیر( شاه لیر).

matinmos@gmail.com

کد خبر 505008

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
5 + 13 =

نظرات

  • نظرات منتشر شده: 1
  • نظرات در صف انتشار: 0
  • نظرات غیرقابل انتشار: 0
  • بی نام IR ۰۵:۴۹ - ۱۳۹۴/۱۱/۱۶
    0 0
    تفسير جالبي بود از تحولات سوريه و مي تواند نتيجه گرفت 1 بحران فعلا ادامه دارد 2 ورود نظامي روسيه و ايران در سوريه تثبيت مي شود و عملا" تداوم اجباري مي يابد 3 امكان ورود كشورهاي ديگر به اين بحران به صورت نظامي وجود دارد 4 تغيير و تحولات در جنگ سوريه هنوز امكان پذير است و ممكن است مهره هاي جديد رو شوند 5 زمين ها و شهرهاي بيشتري خراب خواهند شد و زمين وشهرها باز دست به دست مي شوند 6 در نهايت با توجه به بافت جمعيتي ، قدرت تقسيم مي شودبعد از ثبات نهايي