ظاهرا شهر شلوغ شده و افراد ناوارد و نامربوط هم به صحنه وارد شده اند، تا برای این زلزله های فراوان دلیل بتراشند .

حالا چون ظاهرا به علوم فیزیکی مرتبطند دلایل نامربوط و نستجیده از علوم فیزیکی می آورند، ولی به نظرم همانقدر به توسعه و ترویج ادبیات شبه علمی در جامعه کمک می کنند که افرادی به دنبال دلایل نامربوط متافیزیکی از قبل گناه کردن مردمان برای رخدادی فیزیکی مانند وقوع زلزله با تحریک وقوع زمین‌لرزه ها هستند.

هر دو در یک مسیر ولی به نظرم در دو جهت مختلف مخاطبان را از علم و عقل و واقعیت دور میکنند. به اینها بیافزاید افرادی که صرفا با مطرح کردن چند عدد و آمار، به تاسیس کانال پیش بینی رلزله دست زده اند و در واقع با ادبیات شبه‌ریاضی/شبه آماری به برآورد هایی دست می زنند و گزارش می کنند که قابل ارزیابی نیستند، بنابراین آنها هم شبه علمی هستند .

ظاهرا همچنان عطش جامعه ما (و بسیاری از جوامع دیگر) برای جذب و لذت بردن از شبه علم بسیار بالاست. موضوع که پیچیده باشد، و دلایل نا مفهوم، مردم دوست دارند یا پناه ببرند به دلایلی که از روانشناسی اجتماعی قابل توضیح است (که مثلا دلیل هارپ و یا بمب هسته ای را پشت زلزله ها ببینند) و یا به دلایلی با ظاهر علمی ولی سرراست و سهل الوصول گوش فرا دهند که احساس درک فوری مساله و حل سریع موضوع را به آنها بدهد و یا اساسا موضع را از چارچوب فیزیکی آن خارج کنند و در فضای احساسی موضوع را به عرصه ای متافیزیکی بکشانند و دلایل را از جاهایی بیاورند (برای رخداد زلزله) که کسی نمی تواند آنها را اثبات یا ابطال کند.

بیشتر مردم و مسئولان مانند بیمارانی که درمان فوری و مسکن قوی را برای معالجه سریع و بلافاصله و راه حل معجزه آسا می خواهند، برای زلزله هم دنبال معجزه و شعبده ای می گردند که از جایی بیاید وکل مساله را یکجا حل و جمع کند.

رفتن از راه علم و گوش سپردن به بحث های دانشمندان، و سرمایه گذاری برای کارهای آنها حوصله ای می خواهد که در کشورهایی در حال توسعه کمباب است.

 

کد خبر 747030

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
9 + 2 =