گروه اندیشه: اتحادیه انجمنهای علمی دانشجویی علومسیاسی ایران در تاریخ ۲۴ فروردین ۱۴۰۵ نشست «درس های جنگ رمضان برای ایران» را برگزار و خلاصه سخنان سخنران این نشست را در اختیار خبرآنلاین قرار داد. در این نشست دکتر سید حمزه صفوی عضو هیئت علمی گروه مطالعات منطقهایدانشگاه تهران در ۸ محور برای نجات از غافلگیری، و چگونگی اتصال ایستادگی نظامی به سفره مردم سخنرانی کرد. گزاره اصلی در تحلیل حمزه صفوی، لزوم چرخش فوری از شعارهای تئوریک به سمت دستورالعملهای اجرایی است. او در بخش ساختاری، بر اولویتبندی اقتصاد از طریق مبارزه با فساد و چابکسازی نظام اداری تاکید کرده و در حوزه دفاعی، بازنگری صفر تا صد پروتکلهای امنیتی برای پایان دادن به ترورها و سناریونویسی بدبینانه برای جلوگیری از غافلگیری را پیشنهاد داده است. او در سخنان راهبردی خود، کلید بازدارندگی را در دو سطح تبیین میکند: نخست، سطح اجتماعی با باز کردن چتر حمایت نظام، پذیرش تکثر جامعه و پرهیز از برخوردهای امنیتی؛ و دوم، سطح بینالمللی از طریق «دیپلماسی قدرت». در این رویکرد، دستاوردهای نظامی و اهرمهایی چون کنترل تنگه هرمز باید در میز مذاکره به امتیازات ملموس اقتصادی و رفع تحریمها تبدیل شوند. در نهایت، صفوی با تاکید بر تنوعبخشی به کارتهای بازی سایبری، ماهوارهای و بهرهگیری از توان رسانههای مستقل برای روایتسازی جهانی، خواستار تبدیل این آموزهها به یک عزم ملی برای بازسازی زیرساختها شده است. گزارش سخنرانی حمزه صفوی که توسط خانم زهرا حسینزاده تهیه شده در زیر از نظرتان می گذرد.
****
در نشست «درس های جنگ رمضان برای ایران»، سید حمزه صفوی (عضو هیئت علمی گروه مطالعات منطقهایدانشگاه تهران)، با استناد به رویکرد عبرتآموزی و پیشگیری از تکرار خطا، ۸ درس اساسی را به شرح زیر تبیین کرد:
۱. اولویتبندی اقتصاد و تبدیل شعار به عمل اقتصاد: این امر نیاز گذر از شعارهای کلی به سمت تدوین دستورالعملهای اجرایی دقیق را دارد شامل: مبارزه ساختاری با فساد، کارآمدسازی سیستم بروکراتیک و رفع تعارض قوانین، بهینهسازی ساختارهای اداری (کاهش نیروی انسانی مازاد در دستگاهها) و تطبیق خروجی با هزینههای انجام شده.
۲. پرهیز از تکسناریویی فکر کردن و تدوین پروتکلهای آمادگی مدیریت بحران نباید مبتنی بر خوشبینی یا رد احتمال وقوع خطر باشد. ضروری است که طیف کاملی از سناریوها (بهویژه سناریوهای بدبینانه) برای آینده ترسیم شود. برای هر سناریو، دستورالعملهای پیشگیرانه و پروتکلهای آمادگی از پیش تدوین گردد تا در صورت وقوع رخداد، کشور غافلگیر نشود.
۳. تغییر رویکرد در پروتکلهای امنیتی و دفاعی: با تکیه بر اصل «کنش یکسان، نتیجه یکسان»، پروتکلهای امنیتی گذشته که منجر به ترورهای متعدد فرماندهان ارشد شد، ناکارآمد تشخیص داده شدهاند. الزامات جدید عبارتند از: رها کردن کامل روشهای حفاظتی سابق، طراحی سیستم امنیتی صفر تا صد مبتنی بر قطع ارتباطات الکترونیکی و هوشمند در نقاط تجمع مقامات، پذیرش این واقعیت که غافلگیری در مدیریت امنیت ملی غیرقابل قبول و ناشی از عدم یادگیری درسهای گذشته است.
۴. نگاه باز به مردم و گسترش چتر حمایت اجتماعی: سیاستهای انزواطلبانه و دشمنتراشی داخلی ناکارآمد بودهاند. راهکار پیشنهادی اما پذیرش تفاوتهای اجتماعی و سیاسی مردم (الهام از نامه حضرت علی به مالک اشتر)، جذب طیف وسیعتری از مردم و نخبگان در چتر حمایت نظام با رویکردی تعاملی و پرهیز از برخورد امنیتی با معترضان یا فعالان اجتماعی، ایجاد سازوکارهای حقیقتیاب غیرحاکمیتی برای بازتاب دادن روایتهای اجتماعی و کاهش شکاف میان حاکمیت و جامعه است.

۵. مقابله با خودتحقیری و باور به توانمندیهای ملی: پرهیز از نگاههای تحقیرآمیز به تواناییهای دفاعی کشور. جنگ دوازدهروزه نشان داد که ایران توانایی مقاومت فراتر از پیشبینیهای خارجیها را دارد. حفظ این اعتمادبهنفس ملی برای تابآوری کشور ضروری است.
۶. تبدیل دستاورد نظامی به دستاورد اقتصادی (دیپلماسی قدرت): نقطه طلایی حکمرانی، استفاده از ایستادگی نظامی و مقاومت به اهرمی برای کسب امتیازات اقتصادی در میز مذاکره است. این رویکرد باید شامل کنترل تنگه هرمز، کاهش تحریمها و ایجاد منافع ملموس اقتصادی برای مردم باشد تا جنگ و مقاومت به ثبات اقتصادی تبدیل شود.
۷. تنوعبخشی به کارتهای بازی و بهرهگیری از فناوریهای نوین: ایران با استفاده از توانمندیهای نوین، موازنه قدرت را بر هم زد. این شامل: استفاده از قابلیتهای اطلاعاتی، امنیتی و ماهوارهای کشورهای دیگر، به کارگیری توانمندیهای سایبری و هوشمند برای هدف قرار دادن اهدافی که با تسلیحات متعارف قابل دسترس نیستند، هدف قرار دادن زیرساختهای راداری و پدافندی دشمن در کشورهای ثالث برای ایجاد توازن در جنگ.
۸. بهرهگیری از رسانههای مستقل و روایتسازی جهانی: ضعف رسانههای رسمی در مقابل جریانهای رسانهای غیررسمی و مستقل که توانستند روایت جنگ را به نفع ایران تغییر دهند، درس مهمی است. این جریانسازی رسانهای میتواند بستر مناسبی برای ایجاد و بازسازی امید در داخل و اعتبار در خارج از کشور باشد.
حمزه صفوی تأکید کرد که این موارد صرفاً بحثهای تئوریک نیستند، بلکه باید به سرعت به گزارههای اجرایی برای حاکمیت و نظام اداری تبدیل شوند تا از تکرار حوادث گذشته جلوگیری شده و زیرساختهای ویرانشده کشور با عزم ملی مجدداً بازسازی شوند.
️ دقایق پایانی جلسه نیز به پاسخگویی سوالات مطرح شده از سوی حاضرین در جلسه، اختصاص داده شد.
۲۱۶۲۱۶




نظر شما