امروز 8 آذر سالروز بازی به‌یادماندنی و تاریخی ایران - استرالیا در ملبورن است.

13 سال پیش در چنین روزی یعنی 8 آذر 1376 ساعت 30/14 آخرین بازی مقدماتی جام‌جهانی 1998 فرانسه در ملبورن برگزار شد و تیم‌ملی کشورمان با یک دوجین ستاره به مصاف استرالیا رفت. ما بازی رفت را در تهران یک - یک مساوی کرده بودیم ولی در بازی برگشت حماسه‌ای آفریدیم که هنوز که هنوز است هر زمان یاد و خاطره آن بازی زنده می‌شود، احساس غرور می‌کنیم. تیم‌ملی با گلزنی‌های کریم باقری و خداداد عزیزی جهنم ملبورن را تبدیل به بهشت ایرانی‌ها کرد و با متوقف کردن بزرگان فوتبال استرالیا که اکثراً در لیگ انگلیس توپ می‌زدند، راهی جام‌جهانی شد. به بهانه 8 آذر و سالروز این بازی با تنی چند از بازیکنان حاضر در بازی ایران - استرالیا هم‌صحبت شدیم. شنیدن صحبت‌ها و خاطرات آنها از آن بازی فراموش‌نشدنی خالی از لطف نیست.
شاهرودی: به دایی گفتم مثلاً بوندس‌لیگا بازی می‌کنی!
رضا شاهرودی، مدافع چپ تیم‌ملی در بازی تاریخی با استرالیا در ترکیب اصلی حضور داشت. او درخصوص این مسابقه به یادماندنی گفت: لحظه‌لحظه بازی در ذهنم باقی مانده است. شبی باورنکردنی بود. انصافاً نفرات خوبی داشتیم. خودمان هم باورمان نمی‌شد بتوانیم کار را به تساوی بکشانیم. دعای مردم و همت بچه‌ها یک شب تاریخی را رقم زد. در آن بازی عابدزاده اوج هنر یک دروازه‌بان را به نمایش گذاشت و من تا زنده‌ام هرگز آن 90 دقیقه را فراموش نمی‌کنم.
***
در حین بازی یکی، دو بار با علی دایی بحث کردم. ماجرا این بود که وقتی اوت می‌انداختم، دایی می‌بایست توپ را کنترل می‌کرد و دوباره به خودم برمی‌گرداند ولی او مرتباً توپ را می‌گرفت و خودش را با بازیکنان استرالیا درگیر می‌کرد و توپ را لو می‌داد. در یک صحنه هم من عصبانی شدم و به او گفتم چرا توپ را پاس نمی‌دهی و خودت را بی‌دلیل درگیر می‌کنی؟ مثلاً تو در بوندس‌لیگا توپ می‌زنی و ...
***
بعد از بازی ایرانیان مقیم استرالیا جشن باشکوهی در هتل برایمان تدارک دیدند که من همچنان از آنها تشکر می‌کنم چون واقعاً به یاد ماندنی بود. آنقدر به ما محبت کردند که فراموش نمی‌کنم.
خاکپور: معجزه بود معجزه!
محمد خاکپور، مدافع تیم‌ملی در 8 آذر 1376 در قلب دفاع انجام وظیفه کرد تا بازیکنان استرالیایی شبی تلخ و محکوم به حذف را پشت‌سر بگذارند. او درخصوص بازی با استرالیا گفت: تنها می‌توانم بگویم یک روز استثنایی بود. در آن لحظات همه ایرانی‌ها هر جای دنیا فارغ از مسائل سیاسی، اجتماعی، مذهبی و ... یک احساس واحد داشتند و در طول 90 دقیقه گویی یک ملت پشت‌سر ما بود.
***
فشار زیادی را از همان ابتدای بازی متحمل شدیم. در 10 دقیقه اول آنقدر توپ روی دروازه ما ریختند که به بچه‌ها گفتم بعید به نظر می‌رسد جان سالم به‌در ببریم. روی هم رفته می‌خواهم بگویم اتفاقی که افتاد، معجزه بود، معجزه و وقتی گل اول را زدیم، دیگر مطمئن بودیم می‌توانیم گل دوم را هم بزنیم. آن شب را نمی‌توان فراموش کرد چون فوتبال ما نتیجه‌ای به یاد ماندنی را رقم زد.
استیلی: استاداسدی طوری زیر توپ می‌زد که 5 دقیقه بعد به زمین برمی‌گشت
حمید استیلی، هافبک وسط تیم‌ملی مقابل استرالیا 90 دقیقه جنگید و حفظ توپ کرد. او با قدرت بدنی بالای خود هافبک‌های حریف را تحت فشار می‌گذاشت و در نهایت هم از جمله عوامل اصلی کسب جواز صعود به جام‌جهانی بود. استیلی گفت: 12، 13 سال از بازی با استرالیا می‌گذرد ولی هر وقت صحنه‌های آن بازی دوباره پخش می‌شود، احساسات مردم تحریک می‌شود و همه شاد می‌شوند. گلی که خداداد عزیزی زد و درخششی که عابدزاده داشت، هرگز فراموش نمی‌شود.
***
در بازی رفت کارمان به تساوی کشیده شد اما در بازی برگشت فکر می‌کردیم بازنده خواهیم شد. به هر حال اکثر بازیکنان استرالیا در لیگ‌برتر انگلیس توپ می‌زدند و از مربی بزرگی (تری ونبلز) برخوردار بودند. در نیمه اول سرعت توپ و گردش آن آنقدر بالا بود که در اکثر مواقع آن را گم می‌کردیم. همه فکر می‌کردند فیلم بازی را تند کرده‌اند، شکر خدا که آن جهنم را تبدیل به بهشت کردیم.
***
ابراهیم تهامی قبل از بازی و حتی بین دو نیمه مرتباً می‌گفت ما صعود می‌کنیم و ادعا می‌کرد خودش وارد زمین می‌شود و نتیجه را تغییر می‌دهد. ما به او می‌خندیدیم ولی تهامی به زمین آمد و پایه‌گذار گل اول بازی بود. هنگام ترک زمین از او خواستیم بند کفش‌هایش را باز و بسته کند و وقت‌کشی نماید که گویا اخطار هم گرفت.
***
استاداسدی که به زمین آمد، بچه‌ها روحیه گرفتند. او خیلی زحمت کشید و طوری توپ ها را دفع می‌کرد و زیر توپ می زد که 5 دقیقه بعد به زمین برمی‌گشت.
استاداسدی: گرم نکردم ولی همه جای زمین بودم
علی‌اکبر استاداسدی، مدافع اسبق تیم‌ملی معتقد است در بازی تاریخی با استرالیا لطف خدا و کمی هم خوش‌شانسی باعث شد سربلند شویم و به جام‌جهانی صعود کنیم. او گفت:‌ خداوکیلی شبی تاریخی بود. خدا خیلی به ما کمک کرد و خوش‌شانس بودیم که توانستیم از ملبورن جان سالم به‌در ببریم. آنجا نبودید که حرف‌های مرا خوب درک کنید. وقتی داور سوت پایان بازی را کشید، نمی‌دانم چه اتفاقی افتاد. گویا تمام آرزوهایمان برآورده شده بود.
***
اواخر بازی بود که آقای ذوالفقارنسب از من خواست خودم را گرم کنم و سریعاً وارد زمین شوم. فرصت برای گرم کردن نبود. تیم تحت فشار بود و لحظات خطرناکی را پشت‌سر می‌گذاشتیم. سریعاً وارد زمین شدم. باور کنید 20 دقیقه داخل زمین بودم ولی گویی خستگی 180 دقیقه بازی را احساس می‌کردم. بدنم سرد بود ولی آنقدر می‌دویدم که هر جا توپ بود، من هم بودم. خدا خیلی ما را دوست داشت. هرگز آن شب را فراموش نمی‌کنم.
سعداوی: استرالیایی‌ها جوسازی کرده بودند
نعیم سعداوی، مدافع راست اسبق تیم‌ملی هم از جمله بازیکنانی بود که 8 آذر 1376 در ترکیب اصلی مقابل استرالیا قرار گرفت و از ارکان اصلی کسب موفقیت تیم‌ملی بود. او در این خصوص گفت: مگر می‌شود بازی با استرالیا در ملبورن را فراموش کرد؟ فوتبال ایران در مناسبت‌های مختلف بازی‌های به‌یادماندنی زیادی برگزار کرده ولی انصافاً بازی با استرالیا سرآمد تمام این بازی‌هاست. ببینید چه کردیم که سال‌هاست کسی فراموش نمی‌کند.
***
ما باید بازی رفت در تهران را می‌بردیم و با بدشانسی کارمان به تساوی کشیده شد. در بازی برگشت هم خیلی تحت فشار قرار گرفتیم ولی خداوکیلی فکر باخت را درسر نداشتیم و رفته بودیم کار را به تساوی بکشانیم یا ببریم که شکر خدا همین اتفاق هم افتاد. استرالیایی‌ها قبل از آمدن به تهران تبلیغات مسمومی را علیه ایران راه انداخته بودند ولی آمدند و بدون مشکل رفتند. در عوض ما در ملبورن با تماشاگرنماهایی برخورد داشتیم که یکی از آنها حتی تور دروازه ایران را پاره کرد.

 151 ب

 

کد خبر 111901

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
3 + 7 =

نظرات

  • نظرات منتشر شده: 8
  • نظرات در صف انتشار: 0
  • نظرات غیرقابل انتشار: 0
  • علیرضا IS ۰۲:۵۷ - ۱۳۸۹/۰۹/۰۸
    2 0
    یادمه قبل بازی رفت هی می گفتن تیم استرالیا فلان بهمانه؛یادمه تیمشون غذا و آب شونم اورده بودن تهران بازی برگشت وای خدا چه بازی بود همین جور میخکوب پای تلویزیون نشته بودیم از استرس نزدیک بود بمیریم با اینکه بچه بودیم؛ وقتی او دیوانه اومد تور ایران رو پاره کرد بچه ها بعده اون حرکت بدجوری مثل ما بهشون برخورد و باغیرت تر شروع به بازی کردن وقتی خداداد گل زد چه حسی بود بدتر نگهداری از گل بود که سخت بود دیدن فوتبال و وقتی بازی تموم شد چی شد؛خدایش این بازی فراموش ناشدنی یادش بخیر
  • بدون نام IR ۰۵:۰۴ - ۱۳۸۹/۰۹/۰۸
    2 2
    دایی ستیزی در جای جای نوشته هایتان مشهود است راستی پاس گل دوم را چه کسی داد؟؟ در گل اول کسی که به تهامی پاس داد چه کسی بود؟؟ از ارکان موفقیت همه بودند جز دایی؟؟
  • علی IR ۰۵:۲۶ - ۱۳۸۹/۰۹/۰۸
    3 0
    باز هم خیلی ذوق کردم یادش بخیر
  • سفیر IR ۰۶:۳۸ - ۱۳۸۹/۰۹/۰۸
    5 8
    بعد از پیروزی انقلاب اسلام ی ما یکه حماسه بیشتر نداریم و آن جانفشانی رزمندگان در دفاع از میهن اسلامی بوده تنه های بی سر ،بدن های پاره پاره، رزمندگان ،جانبازان وشهدایی که اگر هواسمان جمع نکنیم فراموش خواهتد شد .آنها بودند تو ورزشکار با پرچم جمهوری اسلامی در مسابقه شرکت میکنی- مبارکت باشد
  • بدون نام IR ۰۷:۴۶ - ۱۳۸۹/۰۹/۰۸
    2 3
    آدماي كوچيك (ازنظرشخصيت ) براي بزرگ نشون دادن خودشون يكي از راههاي بدرو انتخاب ميكنن واون بد يادكردن وتوهين به آدمهاي بزرگه و اين آقاي شاهرودي هميشه در اين راه غلط قدم برميداره. فوتبال ايران دو بردحماسي درتاريخ خودش داره(استرالياوآمريكا) كه هردوش با پاس هاي طلايي استثنايي و بي نظير دايي بدست اومده. زنده باد اسطوره هميشه ماندگارفوتبال آسيا :علي دايي
  • علی IR ۰۸:۰۵ - ۱۳۸۹/۰۹/۰۸
    1 1
    بعد از بازی انقدر سر درد داشتم که تا صبح خوابیدم .واقعا حرص خوردم .ولی فرداش شنیدم که همه مردم به خیابانها اومده بودن و خوشحالی میکردن.کاش الان هم یه علی دایی داشتیم.مورد توجه منتقدان دایی
  • شهاب US ۱۸:۰۸ - ۱۳۸۹/۰۹/۰۸
    1 0
    هیچ وقت یادم نمیره. اولش که بازی داشت پخش میشد فکر کردم فیلم تند شده. خیلی هیجانی شده بودم. داشتم سکته میزدم. واقعا معجزه بود.
  • بدون نام IR ۰۹:۴۹ - ۱۳۸۹/۰۹/۰۹
    1 0
    خوش بحالتان