۰ نفر
۲۱ خرداد ۱۳۹۸ - ۱۴:۳۶
مدل ترامپ-اون درباره ایران جواب نمی‌دهد

سخن آقای پمپئو مبنی بر مذاکره با ایران بدون شرط را با دو رویکرد بدبینانه و خوش‌بینانه میتوان تلقی کرد. از آنجا که سیاست‌ها، اهداف، نیات و طراحی‌های  آمریکا برای منطقه به طور عام و ایران به طور خاص: روشن، شفاف، سازنده و خیرخواهانه نیست لذا ممکن است از آن‌جا که مقامات ایرانی اعلام کرده‌اند که نیاز به مذاکره با آمریکا ندارند، پمپئو در صدد کسب وجاهت برای آمریکا و اتخاذ ژست صلح‌خواهانه است!

بر اساس رویکرد خوش‌بینانه این امر اما می تواند قدم خوبی باشد و اتخاذ چنین موضعی نشان می دهد که قرار است عقل و منطق بر اختلافات بین دو کشور سایه افکند . مخصوصا" اگر ریشه آن به تصحیح اطلاعات و تلقی مقامات آمریکائی از واقعیات جامعه ایرانی برگردد. نه  اتکا به اطلاعات نادرست و گولزننده‌ای که عدهای تن پرست بی وطن که حاضرند حتی به قیمت تحمیل شرایط سخت نه تنها بر مردم بلکه کودکان ایرانی بر اثر تحریمها نا عادلانه و یکجانبه آمریکا اطلاعات غلط و گمراه کننده به آمریکائی ها دهند. زیرا تلقی ترامپ و تیمش این است که با اعمال این تحریمها مردم ایران به شورش علیه حکومت وادار می‌شوند! بنابراین با همین دید خوش‌بینانه نیز این اقدام  شرط لازم است ولی کافی نیست. یعنی شرط لازم برای هر مذاکره ای عدم وجود پیش شرط است. اگر قرار باشد برای هر گفتگویی شروطی وضع شود در این صورت هیچ مذاکره ای به نتیجه نمی رسد. زیرا دو طرف برای تحقق شروط خود مذاکره می‌کنند و نه برای حل مشکلات!

به این امرباید توجه داشت که به دلیل روحیات ایرانی ،حتی علیرغم کمبودها  و مشکلات جامعه امروز ایرانی، نه جمهوری اسلامی در موقعیتی است که بخواهد شرطی قبول کند و نه آمریکا به دلیل مشکلاتی  که از شکست خود در سیاست های خاورمیانه ای اش داشته در موقعیتی قرار دارد که شرطی را تعیین کند . بنابراین ۱۲ فرمان پمپئو  یک شوخی بود و نباید جدی گرفته می شد که  البته نه از سوی ما و نه دنیا جدی هم گرفته نشد. علی ای‌حال این قدم می تواند  گامی مثبت باشد از جهت اینکه منطقی با رویکرد مصالحه بر اختلافات فائق آمده است . اختلاف طبیعت جوامع بشری است اما مهم نحوه حل این اختلافات است که باید براساس مدنیت باشد و نه براساس زور و قلدری و توانمندی های نظامی و غیره. همانطور که اشاره کردم این شرط لازم است ولی کافی نیست. شرط کافی این قضیه این است که تحریم ها بر جای خود باقی مانده  است. من به عنوان یک تحلیلگر که از بیرون  به موضوع  نگاه می کنم - بدون در نظر گرفتن تعلق خاطرم به کشورم - به عنوان یک بی طرف معتقدم ، هیچ گاه  مدل ترامپ - اون نمی تواند در مذاکرات احتمالی پمپئو- ظریف پیاده شود. یعنی روشی که ترامپ در مذاکره  با کره شمالی  اعمال کرد ، یعنی همزمانی مذاکره و اعمال تحریم بین ایران و آمریکا محقق نخواهد شد . چرا که جمهوری اسلامی به دلیل موقعیت ژئوپلیتیکی و جغرافیائی اش،  توانمندی های سخت و نرم افزاری اش و موقعیت منطقه ای،سیاستها و  سرمایه گذاریهائی که کرده است و علی رغم همه مشکلات داخلی که بیشتر ناشی از سوءمدیریت بوده همچنین مشکلاتی که در سیاست خارجی اش وجود دارد، ولی در مجموع نمی تواند یک عنصر غیرفعال و منفعل باشد.

لذا شرط کافی این قضیه این است که سایه فشار و زور و تحریم و اجرای پروژه ایران هراسی برداشته شود و دو کشور در یک شرایط متمدنانه با هم مسائل و مشکلاتشان را حل کنند. مشکل اصلی ما با  آمریکا بیشتر مسائل خاورمیانه است. ما در خاورمیانه دارای منافعی بوده که به دنبال تامین آن هستیم . آمریکایی ها هم در خاورمیانه دارای  منافعی هستند . آنها هم هزینه کرده و هم به دنبال بهره برداری از منافعشان هستند. بنابراین، آنچه در ادامه اظهارنظر اخیر اقای پمپئو هم آمده،  اصل موضوع را خراب می کند. یعنی وقتی سخن از مذاکرات بدون پیش شرط  عنوان می کند،درست متناقض فرمان ١٢ مادهای  خود که چند ماه پیش آنها را تعیین کرده بود، اشاره می‌کند که تحریم ها ادامه می یابد که مجددا" گذاشتن شرط است!

این مدل تحریم همراه مذاکره حتی در روابط آمریکا و کره شمالی هم عمل نکرد. همان‌طور که می دانید رهبر کره شمالی تلاش بسیاری کرد تا مسائل خود با  آمریکا را حل کند. البته مشکلات کره شمالی و آمریکا با مشکلات ایران و آمریکا کاملا متفاوت است. کره شمالی علاقهمند است که مسائلش را در درجه اول با کره جنوبی حل کند. ما مشکلات درون منطقه ای به آن مفهوم نداریم. اگر هم  مشکلاتی در این خصوص وحود دارد ، سوءبرداشت و سوءتفاهمی است که باید در درون منطقه حل شود. در مجموع  سخن پمپئو به شرط برقراری شرط کافی آن میتواند رویکرد خوبی باشد و می توانیم ان را مثبت ارزیابی کنیم.در این اقدام باید نیمه پر لیوان را در نظر بگیریم.امیدواریم در حقیقت نیات واقعی آمریکا مشخص و روشن  شود .چون آمریکا در دوران ترامپ سینوسی عمل میکند و سیاستهای شفافی ندارد و اهداف متناقضی را دنبال می کند. 

البته از سوی ایران هم باید فهم مثبت و خوبی از تحولات منطقه ای فراهم شود تا بتوان مشکلاتی اساسی خود با کشورهای منطقه  را حل کند. مشکل اصلی ما با آمریکا مرزی و ارضی نیست،  چون همسایه ما نیست و مشکل مرز آبی و خشکی نداریم . بنابراین مشکل اصلی ما سیاسی و بیشتر مسائل خاورمیانه است. ما حق داریم در مسائل منطقه مان فعال باشیم و از سرمایه گذاریهایمان برای رفاه مردم خود استفاده کنیم. از طرفی ایران کشوری تاثیرگذار در منطقه است . اصولا ژئوپلتیک ایران فارغ از سیستم سیاسی حاکم بر آن،  بر پهنه ای قرار گرفته که به مثابه پلی  میان شمال و جنوب  عمل می‌کند. از یک طرف دریای خزر، از طرف دیگر خلیج فارس که با توجه به همسایگی با یک قدرت در شمال طبیعی است به سمت غرب و شرق حرکت داشته باشد. فقط باید طراحی ها به گونهای باشد که حرکت براساس قدرت نرم باشد و نه سخت. به عقیده من این منطقه و ژئوپلتیک ایران باعث می شود که ما یک عنصر فعال و تاثیرگذار باشیم. پس با توجه به  نقش آفرنینی، ایران تلاش دارد  هم مسائل خود  و هم مسائل منطقه را حل کند و هم دارای منافعی هستیم که در پی کسب منافعمان تلاش می کنیم . نا دیده گرفتن نقش و قدرت تاثیر گذاری ایران در منطقه از سوی آمریکا نه تنها دردی را دوا نمیکند بلکه به پیچیدگی اوضاع می افزاید.

* دیپلمات و سفیر سابق ایران در اردن

* منتشر شده در روزنامه ابتکار/ ۱۹ خرداد ۹۸

کد خبر 1268869

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
6 + 9 =