۸ نفر
۴ شهریور ۱۳۹۸ - ۱۰:۴۴
نقدی بر کتاب «دغدغه ایران» و نگاهی به نظم ذهنی «محمد فاضلی»

نقد و بررسی کتاب «دغدغه ایران» دکتر محمد فاضلی

کتاب «دغدغه ایران» ، گردآوری بخشی از مطالب کانال تلگرامی با همین نام است، لیکن مباحث جدی و مهمی درخصوص مسائل جاری و بحران های دست به گریبان کشور ایران در فصل آخر کتاب مذکور مطرح شده است. همچنان که در یادداشت قبل ذکر شد، وجود یک «نظم ذهنی» و یک «نگاه جامع» در تحلیل مسایل کشور، امری ستودنی است ولی اگر قرار باشد از منظر «نقد» به این کتاب نگاه کنیم می توان به ذکر موارد زیر پرداخت:

یک- «هم آیندی بحران ها» در ایران امروز
یکی از تعابیر کلیدی که محور بحث های کتاب دغدغه ایران است، موضوع هم آیندی بحران هاست. در واقع، مخاطراتی که هر کشوری کم و بیش با آن مواجه است، همگی به یکباره در وضعیت فعلی ایران، همگرا شده اند. آقای دکتر فاضلی این را «هم آیندی بحران ها» نام نهاده و در خصوص این موضوع مواردی را بر شمرده است از جمله:
«مشکلات صندوق های بازنشستگی، مشکل آب، مشکل ریزگردها، مشکل فساد در نظام اداری، مشکل تنش در روابط خارجی با قدرت های بین المللی، مشکل تورم و بیکاری، مشکل فرسایش سرمایه اجتماعی و ...»

محمدفاضلی با شرح و تحلیل موارد مذکور، جامعه ایران امروز را «جامعه مسائل حل نشده» خطاب کرده و استدلال می کند که انباشت برخی از مشکلات مذکور، حتی به پیش از چهل-پنجاه سال قبل بر می گردد (نظیر سیاست های غلط در بخش آب) و این امر منجر به خستگی اجتماعی شده است.

دو- نقد «هم آیندی بحران ها»
ضمن موافقت با بخش زیادی از آنچه در کتاب مذکور تحت عنوان «هم آیندی بحران ها» نام گرفته، نقدی که به ذهن می رسد اینکه نویسنده نباید این همگرایی بحران ها در جامعه ایرانی را به شکل مجرد مورد بررسی قرار دهد. "نگاه غیرمجرد" به موضوع بحران های ایران، به این معناست که کشورهای مشابه ما ایرانیان، در مقاطع زمانی مشابه، چه احوالی را از سر گذرانده اند؟

به عنوان مثال کشور ژاپن در مقطع عبور از یک کشور کشاورزی به کشور صنعتی، با بخش زیادی از بحران های مذکور به شکل "همگرا" مواجه بوده است. ایجاد آسیب های شدید به محیط زیست ژاپن (در مقطعی که کشور اهتمام به توسعه صنایع داشته است)، تنش های جدی در روابط خارجی (در فاصله قبل و بعد از جنگ جهانی اول)، مشکل تورم، رشد آسیب های اجتماعی و ... همه مسائلی است که ژاپن کشاورزی/سنتی، در عبور به سمت توسعه یافتگی با آنها مواجه بوده است.

بدیهی است که مقصود از این بحث، مقایسه مسیر توسعه ایران با ژاپن نیست بلکه اشاره به این واقعیت است که بسیار کشورهای توسعه نیافته (در مسیر حرکت به سمت توسعه) با تجمیعی از بحران های چندوجهی و پیچیده دست به گریبان بوده/هستند.

در واقع نگاه کردن به مسایل امروز ایران زمین، بدون یک نگاه مقایسه ای با کشورهای مشابه، ما را به سمت غلیظ تر دیدنِ بحران های امروزمان، رهنمون می سازد.
البته دکتر فاضلی مثالهایی از ترکیه و کشورهای در حال توسعه دیگر آورده است ولی این مثال ها در بحث های "موردی" است و در خصوص بحث کلیدی این کتاب (یعنی "هم آیندی بحران ها") غیبتِ یک «نگاه مقایسه ای» با کشورهای دیگر محسوس است.

با وجود اینکه قصد ندارم که این یادداشت به یک بحث مقایسه ای صِرف با شرایط ژاپن غلطیده شود ولی خوب است نگاهی به این چند فقره داشته باشیم:
▪️یک-کشوری که سالها «اقتصاد دوم دنیا» بود، با معضل جدی «پیرشدگی» جمعیت مواجه شده؛
▪️دو- اقتصاد پویای ژاپن در برابر شتاب اقتصاد چین، با معضلات جدی مواجه شده (برخی شرکت های بزرگ ژاپنی در حال نابود شدن هستند)؛
▪️سه- در میانه این احوال، سونامی بزرگ توهوکو و بحران نیروگاه هسته ای مشکلات جدی برای «تولید برق» و نیاز برق صنعتی ایجاد کرد (فوکوشیما هر لحظه -در صورت یک زلزله بزرگ- امکان "چرنوبیل شدن" دارد)؛
▪️چهار- شینزو آبه (و بخش مهمی از سیاستمداران ژاپنی) با مشکل مقبولیت اجتماعی مواجه هستند...

در همین چند گزاره شاهدیم که کشوری مانند ژاپن هم که از مسیر توسعه عبور کرده است، «امروز» با هم آیندی بحران ها مواجه است و هرچند «سطح مسایل آنها» با سطح مسایل ما (به عنوان کشوری در حال توسعه)، متفاوت است ولی، مفهوم هم آیندی مفهومی نیست که به بتوانیم به شکل مجرد، به آن بپردازیم.

سه- «مسائل حل نشده در ایران امروز»
دکتر فاضلی به نمونه های صحیحی از مسائل حل نشده (پرونده های باز) در ایران امروز پرداخته است. از مسائل کلان (مانند تنش های عمیق سیاسیون و احزاب) تا مسائل موردی/غیرکلان مانند بلاتکلیفی طولانی مدت در موضوعاتی همانند «ورزشگاه رفتن زنان» ، «موسیقی» و ...  نمونه هایی از عدم جسارت های مدیریتی در حل مسائلی هستند که مدت طولانی (و سال ها) بلاتکلیف رها می شوند. در واقع مدیریت ها، از کنار این موضوعات عبور می کنند و این ها مشمول روزمرگی می شوند.

چهار- نقد بحث « مسائل حل نشده در ایران امروز»
بخش های زیادی از مثال های کتاب در بحث فوق، صحیح هستند ولی مجددا در این بحث هم یک نگاه مجرد به موضوع «ایران» وجود دارد و این سوال طرح نمی شود که ملل و تمدن های دیگر در موضوعات مشابه ، چه سرنوشتی داشته اند؟

مثالی که در این بحث می توان به آن اشاره نمود، مشکل «اسلحه» و سلاح در جامعه آمریکاست که تقریبا هر هفته، کشته هایی را از میان جمعیت کشور در بر می گیرد. موضِع جامعه آمریکایی درباره آزادی سلاح، یک موضع دو پاره (یا شاید چند پاره) است. آیا آنها توانسته اند به یک تصمیم نهایی مبتنی بر خرد جمعی در این بحث مهم برسند؟

عده ای از آمریکایی ها معتقدند که سلاح (به مفهوم قدرت) نباید فقط در دست دولت باشد و باید در میان «جمهور مردم» (!) پخش باشد. آنها این امر را از اصول مترقی تمدن آمریکایی (https://t.me/solseghalam/21) بر می شمرند. طرف مقابل (افرادی همچون باراک اوباما) می گویند که این اصل مترقی، باعث کشته شدن بچه های ما در مدرسه ابتدایی و دانشگاه شده/می شود و باید برداشته شود. این پرونده، هربار بعد از خبر یک کشتار جدید، به صدر اخبار می آید و مجددا در ازدحام اخبار روزهای بعد، گم می شود...

باز ذکر این نکته ضروری است که هدف از این یادداشت مقایسه ایران با آمریکا نیست. چرا که مسلما تعداد «پرونده های باز (و بلاتکلیف)» در یک کشور "درحال توسعه" از یک کشور "توسعه یافته" بیشتر است؛ بلکه بحث اینجاست که در برابر مناقشه های طولانی مدت در یک «کشور» انتظارِ جسارت مدیریتی در «حل مسئله» با اینکه انتظاری صحیح است، اما الزاما شدنی نیست.

پنج- ایده دولت فروتن
ایده ای که در این کتاب برای پیشبرد اصلاح گری سیاسی در ایران مطرح شده، ایده «موفقیت های کوچک» است. دکتر فاضلی به این موضوع پرداخته که «دولت فروتن» (بر خلاف آنها که ادعای مدیریت جهان می کنند) زمینه ساز شکل گیری موفقیت های کوچک خواهد بود و بدون پرداختن به ادعاهای بزرگ (و درشت گویی) اهتمام خود را به سلسله ای از موفقیت های کوچک مصروف می کند.

شش- نقد «ایده دولت فروتن»
ایده دولت فروتن (و توجه به موفقیت های کوچک بجای پرداختن به اعداد "درشت" و "دهان پرکن") گرچه ایده ای صحیح و اصولی است ولی در تناقض با ماهیت سیاست ورزی و خلقیات سیاسیون است. این امر بدین مفهوم است که مثلا ما از یک راننده کامیون انتظار خوشنویسی در زمان های توقف کامیون (و استراحت) داشته باشیم. (عموما و البته نه همیشه) ماهیتِ اخلاقی انسان هایی که وارد عرصه سیاست می شوند، درشت گویی و کلی گویی است. این ویژگی، صرفا در میان سیاستمداران کشورهای در حال توسعه، مشاهده نمی شود و برای مثال می بینیم شهردار نیویورک یا توکیو هم به لحاظ ذهنی، دربندِ ردیف کردن «موفقیت های عظیم» در دوره مدیریت خود هستند!
فلک را سقف بشکافیم و طرحی نو در اندازیم...
البته باز هم بدیهی است که جنس این رفتار (استناد به موفقیت های خارق العاده) در کشورهای توسعه یافته با در حال توسعه، متفاوت است.   

این واقعیت، نباید باعث شود تا افرادی مثل دکتر فاضلی به بسط مفهوم «دولت فروتن» نپردازند بلکه باید به ملزوماتِ محقق شدن این ایده، بیشتر و دقیق تر پرداخته شود. یکی از اولین ملزومات این امر، حضور طبقه روشنفکر و دغدغه مند در عرصه سیاست کلان است. که این امر هم با روحیات این طبقه در تضاد است.

هفت- دغدغه ایران
خواندن فصل آخر دغدغه ایران، انسان را به یاد یادداشت مرحوم مهندس بازرگان در کتاب «روح ملت ها (https://t.me/solseghalam/745)» (نوشته آندره زیگفرید- ترجمه احمد آرام) می اندازد. صراحت بیان و چندوجهی فکر کردنِ مهندس بازرگان در مقاله «روحیه ایرانی» (در آن کتاب)، ستودنی است. این یادداشت دکتر محمدفاضلی نیز حائز این دو ویژگی است: قائل بودن به «پیچیدگی امور» (چندوجهی فکر کردن) و «صراحت».

در روزگاری که بسیاری افراد باور دارند «حرف نزدن» از نشانه های هوش است، و در گوشه ای نشستن و کار خود را پیش بردن، مانع کَید حسودان (!) می شود، برخی نیز هستند که بدون اهتمام به پرده نشینی، از ابزار گفتگو در دنیای امروز (یعنی شبکه های اجتماعی) استفاده می کنند و به امیدِ «تغییر»، سخن می گویند. سخن گفتنی که گاه ممکن است با زمزمه این کلام حافظ هم همراه باشد:

... که چون شمع اندرین مجلس/ زبانِ آتشینم هست، لیکن در نمی گیرد

* عضو کمیته آتش دانشگاه برکلی

* منتشر شده در کانال تلگرام نویسنده

کد خبر 1293270

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
3 + 6 =