۱۱۸ نفر
۱۹ مهر ۱۳۹۹ - ۰۶:۱۴

خالق «ربنا» در جوار ربنای آسمانیان

محمدرضا زمانی‌درمزاری
خالق «ربنا» در جوار ربنای آسمانیان

درگذشت هنرمند نامی و موسیقدان سامی؛ استاد محمدرضا شجریان در ۱۷ مهر ۱۳۹۹ موجب تاسف و سبب تاثر گردید.

محدودیت های ناشی از شیوع گسترده کرونا و ضرورت رعایت پروتکل های بهداشتی، همراه با موانع متعدد و تدابیر ویژۀ پیش روی تشییع و تدفین و قرائت نماز بر پیکر آن هنرمندِ نامدار ایرانی و جهانی مانع از اظهار ارادت وافر و حضور فراوان و گسترده مردم در ادای احترام به شان و جایگاه و خدمات هنری آزاد و مردمی ایشان نگردید و با وجود انتقال فوری استاد به خراسان و ادامه محدودیت های جاری نسبت بدان؛
حضور  فراگیر مردم و دوستداران هنری استاد و بازخوردها و واکنش های مختلف ملی و بین المللی آن در شبکه و رسانه های اجتماعی و مجازی؛ رهنمون بخش نای دل و نوای ذهنِ مردم و هنر آزاد و مستقل مردمی و غیر دولتی و نیز لزوم احترام به خواست و انتظار و اراده مردم در آزادی بیان و  تعیین سرنوشت خود و نکوداشتِ شرافت و اصالتِ میراث ادبی، موسیقی و هنری پارسی بوده و هشداری آشکار بر ضرورت درک این مهم در زمان حال و آتیه می باشد.

خانواده محترم استاد محمدرضا شجریان،
هنرمند محترم ، جناب آقای همایون شجریان

خبر درگذشت " خالق ربنا " و " خسرو آواز ایران " ؛  استاد محمدرضا شجریان موجب تاسف و سبب تاثر گردید. بی شک؛ نام و نوای آسمانی استاد شجریان در ربنای رمضان بر ذهن و دل همۀ هنر دوستان  و دوستداران آن هنرمند فاخر ایرانی و مومنان جهانی، هماره جاودان است و در جوار فردوسی نامدار نیز آرام خواهد بود.
گرچه، برنامه تشییع و تدفین آن مرحوم با موانع و محدودیت های پیدا و پنهان و تدابیر ویژه و نامتعارف در تشییع یک هنرمند نام آور و فرهیخته همراه بود! ، اما استاد شجریان؛ این هنرمند نام آشنای ایرانی و بین المللی بر دل ها و ذهن های میلیونها ایرانی و هنردوست جهانی تشییع گردید و در سرای ابدی خویش در مجاورت آرامگاه فردوسی جای گرفت تا چون وی که با بی مهر و بی وفایی زمانه و روزگار خویش؛ " بسی رنج بُرد در این سال سی، عجم زنده کردست بدین پارسی" ، استاد نیز " بسی رنج بُرد در این سال سی، هنر زنده کردست بدین پارسی...."

نباید هنر و آوازه هنری این هنرمند فاخر ایرانی و جهانی را با معیار سیاست و قرابت به قدرت سنجید و آنرا در محک آزمون و قضاوت و پیشداوری نسبت به این و آن قرار دارد...! هنرِ با اصالت و شرافت، قرابتی با سیاست و قدرت ندارد و در خدمت آن نبوده و نخواهد بود و رسالت آن بر فراز سیاست و صدای رسا و نوای ثنای آزاد و با وفای مردم و رسانۀ آمال ملت است؛ آنگونه که " ربنای شجریان " بر ورای کهکشان و آسمان می نشیند  و دل هر روزه دار و دین باوری را به نیکی و نکوئی می لرزاند و نیایش و آرامش را ارزانی نگاه و نیت و روزه داری وی و باطن آسمانی او می نماید.

اینگونه است که امروز، مردم ایران؛ آیینه تمام نمای ذهن و اندیشه و هنر استاد را با وجود عدم اعلام عزای عمومی و بی مهری رویکردهای رسمی نسبت به فوت ایشان در محافل رسمی و رسانه های دولتی و عمومی-  عزا دارِ تنهایی و غربت و فرقتِ استاد شجریانی است که در زمان حیات خویش نیز با وجود همه محبوبیت ها و شکوه هنر ایرانی و جهانی، در نهایت تنهایی و غریبی و بیماری زیست و در زمان ممات خود نیز در دل های میلیونی مردم، با عزت و شوکت روزافزون چون گذشته و همیشه، با احترام جای خواهد داشت و مجالی برای پیدایی و پویاییِ بدخواهان و بداندیشانِ بی قدر و هنر نیز نزد مردم و تاریخ و افکار عمومی هوشمند و خردمند نخواهد بود و ایران و جهان؛ هنموا و همگرا در این ماتم و هجرت استاد صدا و نوای بی مانند خویش، دارای عزای عمومی و همیشگی بوده و با خود با احترام و به یادمان زمزمه خواهد کرد؛ " گفتی به روزگاری، مهری نشسته گفتم، بیرون نمی توان کرد، حتی به روزگاران...."

یاد و نام استاد شجریان، نه تنها در همه زمانها و مکانها به یادمان، محترم و گرامی خواهد ماند و شکوه و جلال و عزت و شرافتِ هنر و آزادگی و مردمداری ایشان را در " بوم احساسِ روزگاران" نقش خواهد بست، بلکه جلوه ای ویژه و ابدی از " ربنای آسمانی استاد "  را بر فراز و ورای هر تریبون رسمی و عمومی، در ماه رمضان هر سال، میهمان سفره های افطاری روزه داران ایرانی و جهانی خواهد نمود و همگان نیز به نیکی و نکوئی می دانند ؛ " آنان که لحن پاک تو انکار می کنند، خود را به چشم اهل خرد خوار می کنند، تنها نه خاکیان که ملائک در آسمان، با بانگ ربنای تو افطار می کنند..." !.

گرچه، فوت استاد شجریان و آه و ماتم و اندوه ناشی از درگذشت ایشان موجب تاسف و سبب تاثر گردید و ادای احترام و تسلیت و تعزیت به همایون شجریان؛ این میراث هنری و نوای موسیقی بی مانند استاد و خانواده محترم هنردوست ایشان شایسته و رواست، اما باید ثنا و سپاس و تبریک خویش را با احترام تقدیم روح پُرآوازه استاد شجریان و خانواده محترم آن مرحوم نموده که اینگونه"محبوب دلها و ذهنها و قرن هاست" و مردم ایران و خراسان نیز با وجود همه محدودیت ها و تدابیر ویژه دولتی و سیاسی، با احترام میزبان تشییع و ترحیم و یادمان وی بوده و خواهند بود و نام و یادش را با احترام و افتخار در آیینه دل و ذهن خویش حفظ و نکو خواهند داشت، آنگونه که سعدی نیز بیان داشت؛ " سعدیا مرد نکونام نمیرد هرگز، مرده آنست که نامش به نکوئی نبرند..."

آری، استاد شجریان اینگونه با باور و احترام به مردم و نکوداشتِ انتظار و اراده و صدای آنها و توجه به ضرورتِ اصالت هنر و شرافت هنرمند و آزادگی در رسالت حرفه ای و هنری خویش؛ یادش همواره گرامی و جاری و نامش هماره نیز ابدی است و هیچگاه برخلاف هنرنمایانِ تازه به دوران رسیده و فاقد گوهر و اصالت نیز نیازی به سودای رسانه و غوغای زمانه نداشته و ندارد و نوا و صدای مردم ؛ " رسانه عمومی هنر پارسی و میراث ادبی این استاد بی مانند ایرانی و جهانی است" که در فراق و رسای استاد این چنین، یک صدا و یک نوا چون " مرغ سحر ناله سر کن، داغ مرا تازه تر کن"  فریاد بر می دارند و در فقدانِ هنرمند مردمی خویش با همنوایی و همگرایی  اینگونه می سرایند ؛ " ... چرا رفتی، چرا من بی قرارم، به سر سودای آغوش تو دارم، نگفتی ماه تاب امشب چه زیباست، ندیدی جانم از غم ناشکیباست، چرا رفتی، چرا من بی قرارم ..." و نسبت به بی مهرهای ناروا و حدناشناسی های بی وفای زمانه و روزگار پُر هیاهو و بی هنر نیز بانگ بر می دارند ؛ " دود اگر بالا نشیند کسر شان شعله نیست، جای چشم ابرو نگیرد، گرچه او بالاتر است..." :

این شرح بی نهایت کز حسن یار گفتن، حرفی است از هزاران، اندر حکایت آمد...".

* پژوهشگر حقوقی و وکیل پایه یک دادگستری

کد خبر 1441724

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
2 + 1 =