۱ نفر
۲۹ آبان ۱۳۹۹ - ۱۱:۳۶
نکته‌ای در باب اهانت به مقدسات؛ توهین فعل است یا بیان؟

درباره انتشار کاریکاتورهای اهانت‌آمیز در مورد پیامبر اسلام (ص) از ابعاد مختلف سیاسی، اعتقادی، حقوقی و اخلاقی می‌توان سخن گفت اما این یادداشت فقط در پی توضیح یک نکته مرتبط با آن است.

عموم مسلمانان این کار را نوعی «اهانت» به باورها و ارزش‌های خودشان دانسته و خواستار محکومیت و عدم تکرارش هستند، در حالی‌که بسیاری از دولتمردان غربی معتقدند که بنا بر اصل «آزادی بیان» نمی‌توانند مانع انتشار چنین تصاویری شوند. استدلال این دسته از غربیان مبتنی بر این پیش‌فرض است که توهین‌کردن نوعی «ابراز عقیده» است و در نتیجه نمی‌توان و نمی‌باید مانع آزادی افراد در بیان باورهایشان شد. اما  آیا  به‌ راستی توهین‌کردن مصداقی از بیان عقیده است؟

از یک مثال شروع کنیم: فرض کنیم من و شما به عنوان طرفداران دو تیم فوتبال استقلال و پرسپولیس مشغول بحث در مورد دلایل برتری تیم محبوب‌مان هستیم. هر دو برای اثبات نظر خودمان نکاتی را مطرح می‌کنیم مثل رتبه کنونی تیم مورد علاقه‌مان در جدول مسابقات، تعداد دفعات قهرمانی، تعداد لژیونرها و تعداد بازیکنان عضو تیم ملی ولی در عمل هیچ‌کدام‌ موفق به متقاعدکردن ‌دیگری نمی‌شویم.

حال اگر در پایان بحث شما بگویید که با این همه من هنوز معتقدم که پرسپولیس برتر از استقلال است، برداشت من این خواهد بود که گفت‌وگوی ما تاثیری در تغییر دیدگاه‌تان نداشته و نظرتان همان است که بود. اما اگر شما بگویید با توجه به این همه دلیل اگر هنوز کسی طرفدار استقلال باشد بی‌شعور است! طبعا من ناراحت می‌شوم چون احساس می‌کنم که شما دیگر نظرتان را بیان نکرده‌اید بلکه به من بی‌احترامی کرده‌اید. اما مگر این جمله اخیر (بی‌شعوری طرفداران استقلال) چه فرقی با جمله قبلی (پرسپولیس برتر از استقلال است) دارد که ناراحتم می‌کند. روشن است که این جمله با آنکه به زبان اظهار شده با جملات عادی فرق دارد و مثل سیلی دردآوری است که شما بر صورتم نواخته‌ باشید و به قول قدما زخم زبانی است که از زخم شمشیر دردناک‌ترست. گویی ما با زبان فقط به «بیان» مطالب عادی نمی‌پردازیم بلکه «کار»های دیگری هم انجام می‌دهیم؛ کارهایی که زبان‌شناسان به آن «افعال گفتاری»  می‌گویند.

اساسا در فلسفه زبان این بحث مطرح است که «سخن‌گفتن» به چه معناست و چه انواع و ابعادی دارد و چه اهدافی را برآورده می‌کند. به صورت خلاصه می‌توان گفت که ما به کمک زبان می‌توانیم مقاصد و اهداف گوناگونی را تامین کنیم. ممکن است هدف ما بیان خبری در مورد جهان هستی باشد (دماوند بلندترین کوه ایران است) یا ترغیب کسی به انجام کاری (لطفا برایم آب بیاور). شاید هم بخواهیم خودمان را نسبت به انجام کاری متعهد کنیم (قول می‌دهم فردا کتابت را بیاورم) یا اینکه بخواهیم احساس و نگرش مثبت یا منفی خودمان را نسبت به کسی یا چیزی ابراز کنیم (موفقیت شما را تبریک می‌گویم). گاهی هم به کمک زبان واقعیتی جدید در عالم پدید می‌آوریم (نام فرزندم را محمد ‌نهادم).

بدین ترتیب ما به واسطه زبان نه تنها خبر و اطلاعی را بیان می‌کنیم بلکه کارهای مختلفی را هم انجام می‌دهیم؛ کارهایی که واقعا از جنس «فعل» هستند منتهی به ‌جای آنکه به کمک اعضا و جوارح انجام شوند به واسطه زبان و بیان انجام می‌شوند و از این رو به آنها «فعل گفتاری» یا «کنش‌گفتار»  (Speech Act) می‌گویند. در واقع کارهایی مثل دعوت کردن، تهدید کردن، امر یا نهی کردن، قول دادن، سوگند خوردن، ضمانت کردن، نذر کردن، تبریک یا تسلیت گفتن، توهین کردن، تقدیر یا تقبیح کردن، عقد کردن، محکوم کردن و اخراج کردن همه از جنس همین کارهایی هستند که ما به کمک زبان و بیان انجام می‌دهیم تا از این طریق تغییری در عالم خارج پدید آوریم. (نک: جُستار تکمیلی مصطفی ملکیان در کتاب «در باب حرف مفت» نوشته هری فرانکفورت، ترجمه محسن کرمی، نشر کرگدن، ۱۳۹۸)

بنابراین چنین نیست که هر چه به واسطه زبان اظهار شود لزوما از جنس بیان باشد، بلکه بسیاری از بروندادهای زبانی از جنس فعل هستند (کنش‌های گفتاری) و باید همانند دیگر افعال آدمی در موردشان داوری کرد. یکی از مصادیق افعال گفتاری همین «توهین کردن» است که می‌تواند از طریق گفتن یا نوشتن یا رسم‌کردن یا شیوه‌های دیگر انجام پذیرد. در واقع وقتی کسی به دیگری توهین می‌کند عقیده‌اش را درباره او بیان نمی‌کند تا بتواند با تمسک به اصل «آزادی بیان» کار خودش را توجیه کند، بلکه عملا کاری را علیه او انجام می‌دهد و باید پاسخگوی کارش باشد.  بر همین اساس و صرف‌نظر از جزییات و ظرایف تخصصی این بحث، نمی‌توان توهین به پیامبر اسلام(ص) را، مثلا از طریق انتشار کاریکاتورهای اهانت‌آمیز درباره ایشان، مصداق «ابراز عقیده» در مورد آن حضرت دانست و با توجه به اصل «آزادی بیان» مجاز شمرد. چنین اهانتی، در صورت وقوع، نوعی فعل و اقدام علیه شخصیت آن حضرت است که طبعا مسلمانان را آزرده‌خاطر ‌ساخته و مسوولیت را متوجه توهین‌کنندگان می‌سازد.

* منتشر شده در روزنامه اعتماد در تاریخ ۲۹ آبان ۹۹

کد خبر 1457332

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
6 + 8 =