۱ نفر
۲۹ فروردین ۱۴۰۱ - ۱۸:۴۲
چرا پتروشیمی میانکاله نباید ساخته شود؟

در زمان ریاست جمهوری محمود احمدی نژاد در سال ۱۳۸۵، ساخت یک مجتمع پتروشیمی در استان گلستان - درست در وسط تالاب صوفیکم - کلید خورد و بلافاصله عملیات ساخت و ساز آن شروع و ۹۰ هزار سهام فروخته شد.

نگارنده به محض شروع احداث به منطقه رفتم و بعد از آن در نامه ای به خانم واعظ جوادی، ریاست وقت سازمان حفاظت ازمحیط زیست، خطرات ساخت این مجتمع را در یک منطقه تالابی-سیلابی تذکر دادم. از طرف ایشان با من تماس گرفتند و در ملاقاتی که با نامبرده داشتم، دلایل تکمیلی را خدمتشان عرض کردم. ایشان به عنوان یک زمین شناس، دلایل را پذیرفتند ولی تاکید داشتند که به دلیل فشارهای سیاسی و فروش رفتن سهام این مجتمع، امکان انحلال پروژه وجود ندارد. ولی ایشان اجازه احداث آن را در محل مزبور نداده و پروژه در فاصله ای دور تر از تالاب و در نزدیکی آق قلا شروع به فعالیت کرد. امسال، شانزدهمین سال شروع پروژه ای است که ۲۵۰ هکتار زمین به آن اختصاص داده شده و البته هنوز هم - خوشبختانه - تکمیل نشده است. وقوع سیل سال ۱۳۹۸ نشان داد، آنچه نگارنده را نگران کرده بود، دور از انتظار نبود.

متاسفانه رقابت فعالان استانی - و بخصوص نمایندگان مجلس- به دلایلی که هنوز ما نمی دانیم، باعث شده است بدون توجه به ملاحظه های زیست محیطی، هر صنعت آلاینده ای در هر استانی که اراده شود، شروع به فعالیت کند. گو اینکه استان های کشور، ایالات مستقلی هستند که می توان بدون توجه به آمایش سرزمین، در خشک ترین استان کشور برنج کاشت یا هر صنعتی از پتروشیمی و پالایشگاه گرفته تا فولاد و ذوب آهن و کارخانه سیمان را با هر ویژگی اقلیمی و بوم شناختی بر پا کرد.

این مدل بدوی توسعه، به حدی در کشور نخ نما شده است که مردم عادی هم خوب می فهمند که این سینه سپر کردن ها برای منافع عموم نیست. نمونه بارز آن، ایستادگی مردم استان بوشهر و ممانعت از کلنگ زنی پتروشیمی آبپخش دشتستان است که در سال ۱۳۹۶ مقابل وزیر وقت صنعت، آقای نعمت زاده، تاریخ ساز شدند. مردم بخوبی می دانند که این صنایع، برای آنها خوشبختی، سلامت و حتی شغل به ارمغان نخواهد آورد. آنها در ماهشهر، در عسلویه و در اراک تجربه کرده اند که وجود این صنایع، به معنی از دست دادن همه زیبایی ها و طبیعتی است که اجداد آنها در آنجا زیسته اند و هر جا که این صنایع وارد شده است، ارمغان آن برای مردم طبق مقاله ای که در سال ۲۰۲۰ میلادی در ژورنال پژوهشی Science of The Total Environment منتشر شده است به غیر از سرطان، انواع بیماری ها از جمله بیماری های ریوی، ناباروری و سقط جنین است.

مشکلات پیچیده اجتماعی نیز مانند ورود پر شمار شاغلان غیر بومی، آسیب جدی به فر هنگ بومی، از دست رفتن کشاورزی و دامداری و دیگر مشاغل پایدار آبا و اجدادی از عواقب دیگر این نوع صنایع است. این یک سوال جدی است، چرا نمایندگانی که طرح جوانی جمعیت را تصویب می کنند، به خود اجازه می دهند صنعتی را به سرزمین خود تحمیل کنند که تهدید جمعیت یکی از عواقب کوچک آن است؟

این نگارنده که متولد و بزرگ شده شهر صنعتی اراک است، به تجربه شاهد تغییرات شگرف رفتار مردم - حتی آسیب های جدی به باورهای دینی آنها - بعد از گسترش این صنایع در منطقه بوده است.

این روزها خبر ساخت پتروشیمی در مازندران و در مجاورت تالاب میانکاله در صدر اخبار زیست محیطی کشور بود. در کنار اعتراضات مردم بومی، صدها دانشگاهی در نامه ای به رهبر معظم انقلاب می خواهند که این سریال به پایان برسد. افزایش سطح آگاهی مردم و واکنش های جدی، که می رفت تا بدون رعایت قانون، یکی دیگر از زیست بوم های حساس کشور را نابود کند، خوشبختانه با درایت و دستور رئیس محترم جمهور، رئیس سازمان حفاظت محیط زیست و دستگاه قضایی متوقف شده است. اما شنیدن زمزمه هایی از خانه ملت که خود باید منادی قانون و حقوق ملت و پایداری سرزمین ایران برای نسل امروز و فردای کشور طبق اصل ۵۰ قانون اساسی باشد، بسیار نگران کننده است.

اما ایجاد این صنایع بعد فراسرزمینی هم دارد. دنیا در کوره افزایش دمای ناشی از تولید گازهای گلخانه ای می سوزد. چگونه می توان خود را مدبر و دانا دانست و متوجه تاثیرات ویرانگر و سهمناک افزایش دمای کره زمین نشد؟ ما ساکنان خاورمیانه از آسیب پذیرترین مردمان جهان ناشی از تاثیرات ویرانگر گازهای گلخانه ای هستیم. برای نمونه اگر دمای جهان در اثر گازهای گلخانه ای ۲ درجه افزایش یابد، در خاورمیانه این افزایش دو برابری خواهد بود. آیا کسانی که سنگ این صنایع را به سینه می زنند، نیم نگاهی هم به آسمان دارند؟ مگر نه آن است که ریزگردها، حتی به سواحل دریای خزر هم رسیده اند؟ مگر نه آن است که ریزش هر باران، کشور را در بحران های ناشی از سیل غرق می کند؟ مگر غیر از آن است که مدت هاست که مردم ما مرزهای معمول فصل ها را تجربه نمی کنند؟ گزارش تکان دهنده سازمان ملل در مورد افزایش دمای کره زمین را رئیس مجلس و نمایندگان باید با صدای بلند در مجلس شورای اسلامی بخوانند. آنها باید به همگان بگویند که وجود هر صنعت آلوده کننده ای، برابر است با نزدیکی آنها به گورستان.

متاسفانه کشور ایران با وجود دارا بودن اقتصادی ضعیف در مقابل قدرتمندان جهانی، با وجود رتبه ۲۶ در اقتصاد جهانی، دارای ششمین جایگاه تولید گازهای گلخانه ای در جهان قرار داشته و سهم بزرگی در این نابسامانی دارد. این رشد تصاعدی تولید گازهای گلخانه ای در ایران، در حالی است که وضعیت اقتصادی مردمان این سرزمین، هر سال بدتر از سال قبل شده است. ما تا کی می خواهیم با سلامت آب و خاک این کشور و با سلامت فرزندان این مرز و بوم بازی کنیم؟ من هرگز درد مرگ برادرم در اثر سرطان را فراموش نمی کنم. اگر خانواده ما در دهه ۶۰ برادری را از دست داد، در آن زمان خانواده پرجمعیتی بودیم که حضور ما در کنار هم، تحمل این داغ را برایمان ممکن می کرد. اما امروز، ساختار جمعیتی کشور به شدت تغییر کرده است. اگر عضوی از یک خانواده به دلیل آثار کشنده این صنایع جانش گرفته شود، پرونده آن خانواده برای همیشه بسته خواهد شد. آیا مسئولانی که برای ساخت مجتمع غیر قانونی پتروشیمی در حسین آباد میانکاله سینه چاک می کنند و برای حفظ منافع یک فرد یا یک جریان سرمایه گذاری که با استفاده از رانت، ۹۰ هکتار زمین پاک در دشت های مازندران را تصاحب کرده است، ارزشی برای جان کودکان آن خطه قائلند؟

من نگرانم؛ نگرانم که با ادامه این سیاست ها، سرزمین سوخته ای از خود به جای بگذاریم و صنایعی بسازیم که در بهترین حالت، باعث می شود که ما نیاز کشورهای توسعه یافته را به قیمت جان مردمان سرزمین معامله کنیم. من نگران ریه های مردم و نگران دردهای بیماران سرطانی هستم که حتی از دسترسی به داروهای مناسب محرومند ولی اقتصاد همان کشورها با تکیه بر تولیدات صنایع آلوده ما هر روز رشد می کند. مسئولان محترم، استاندار محترم مازندران، لطفا خودتان را گول نزنید. تولید مواد اولیه این صنایع آلوده کننده، به قیمت جان کودکان این سرزمین و به کام دلالان داخلی و خارجی تمام می شود. آیا نباید بیشتر اندیشید و بدون تعلل، زنگ پایان چنین پروژه هایی را به صدا درآورد؟

* استاد دانشگاه تهران
* منتشر شده در روزنامه ایران

کد خبر 1623090

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
5 + 2 =

نظرات

  • نظرات منتشر شده: 3
  • نظرات در صف انتشار: 0
  • نظرات غیرقابل انتشار: 0
  • IR ۱۹:۴۵ - ۱۴۰۱/۰۱/۲۹
    0 0
    مدل توسعه بدوی کاملاً صحیح است. دنیا جلو رفته اما ما هنوز در دوران رضاشاه گیر کرده ایم. گفتم رضاشاه چون توسعه صنعتی در ایران به نظرم از زمان این شاه شروع شد.
  • IR ۱۹:۵۵ - ۱۴۰۱/۰۱/۲۹
    0 0
    به جای پتروشیمی، باید نیروگاه برق احداث کرد. چون نیروگاه نکا قدیمی شده و از راندمان مفید فاصله گرفته و هم اینکه جمعیتِ سیال مازندران و کل شمال، در فصول سال بخصوص تابستان در حال زیاد شدن هست و نیاز به انرژی فراوانی هست. اینجوری مشکل بیکاری جوانان منطقه حل خواهد شد و هم به محیط زیست آسیب وارد نمی شود و هم اینکه قطعی برق در سراسر شمال نخواهیم داشت.
  • ناشناس IR ۱۵:۵۹ - ۱۴۰۱/۰۱/۳۰
    0 0
    آفرین به دکتر آخانی.