مروری بر حوادث ایران در دوشنبه 4 مهر 1390

قصاص یک چشم برای اسیدپاش اجیرشده

شرق :دیوان‌عالی کشور حکم قصاص کارگری که با اسید مردی را کور کرده بود؛ تایید کرده و برای اجرا به دادسرای جنایی تهران فرستاد. متهم 26 ساله که محمد نام دارد پنج سال قبل توسط شوهرخواهر قربانی اجیر شد تا روی او اسید بپاشد. گزارش این اسید پاشی از سوی خانواده مرد مجروح به نام «ولی» به پلیس داده شد. آنها گفتند «ولی» مورد هجوم قرار گرفته و سوخته است و خودش می‌گوید، نمی‌داند چه کسی به او حمله کرده ‌است. وقتی ماموران به سراغ مجروح 40 ساله رفتند، متوجه شدند اسید به داخل چشمان او نفوذ کرده و پزشکان امید زیادی به نجات او ندارند. وقتی ولی توانست صحبت کند گفت: من داشتم از سرکار برمی‌گشتم که ناگهان جوانی به سمتم حمله‌ کرد و پارچ اسیدی را که دستش بود روی صورت من خالی کرد. دیگر متوجه چیزی نشدم و فریاد زدم. مردم آمدند و من را به بیمارستان رساندند.
چند روز بعد ولی که بینایی یک چشمش را از دست داده بود، به ماموران گفت یادش آمده فرد اسیدپاش کیست. او گفت: من آن جوان را چندباری در یک رستوران همان حوالی دیده ‌بودم و فکر می‌کنم کارگر آن رستوران است. با مشخصاتی که ولی داد، کارگر رستوران شناسایی و بازداشت شد.
محمد اتهام اسیدپاشی را رد کرد و گفت قربانی را نمی‌شناسد اما از آنجایی که آثار سوختگی با اسید روی دست او مشهود بود، بازجویی‌های فنی از وی ادامه یافت و متهم در نهایت به جرمش اعتراف کرد.
محمد گفت: نمی‌دانم چرا این کار را کردم، حال درستی نداشتم چند روزی بود که نقشه این اسیدپاشی را کشیده ‌بودم. خیلی ناراحت بودم و فکر می‌کردم اگر به کسی آسیبی برسانم حالم خوب می‌شود به همین دلیل هم اسیدپاشی کردم. در حالی‌که به نظر می‌رسید محمد موضوعی را از ماموران مخفی می‌کند تحقیق در مورد روابط شخصی این مرد آغاز شد و پلیس فهمید محمد با مردی به نام حسن که شوهر خواهر ولی است، ارتباط دوستانه‌ای دارد. وقتی این موضوع به ولی اطلاع داده شد ولی ادعا کرد او و شوهر خواهرش از مدت‌ها قبل با هم درگیری داشتند. سرانجام با کشف این سرنخ‌ها محمد حقیقت را فاش کرد و گفت: من اعتیاد داشتم و درآمدم، هزینه‌های مواد را تامین نمی‌کرد به همین دلیل وقتی که حسن به من پیشنهاد داد در ازای پول روی برادرزنش اسید بپاشم قبول کردم البته من از علت درگیری آنها هیچ‌ اطلاعی نداشتم اما اعتراف می‌کنم که قرار بود از حسن پول بگیرم البته در مجموع صد هزار تومان هم گیرم نیامد.
ماموران با توجه به این اعترافات، حسن را بازداشت کردند. او از ابتدا منکر همه چیز شد و اتهام وارد شده بر او را رد کرد. با این حال پرونده تکمیل و برای رسیدگی به شعبه 79 دادگاه کیفری استان تهران فرستاده شد.
در جلسه رسیدگی به این پرونده بعد از اینکه نماینده دادستان تهران برای محمد به عنوان متهم ردیف اول و به دلیل معاونت در اسیدپاشی درخواست مجازات کرد، ولی در جایگاه حاضر شد و گفت خواستار قصاص مرد اسیدپاش است.
محمد نیز در این جلسه با قبول اتهامش به هیات قضات گفت: من ولی را اصلا نمی‌شناختم و اگر درخواست حسن نبود این کار را نمی‌کردم. او به من قول پول داد و به دلیل شرایط بد مالی‌ام قبول کردم و حالا هم درخواست بخشش دارم. در این جلسه حسن به عنوان متهم ردیف دوم اتهام خود را رد کرد و گفت: درگیری من با ولی، برادرزنم آنقدر زیاد نبود که بخواهم دست به این کار بزنم. حرف‌های محمد دروغ است.
هیات قضات پس از اتمام محاکمه با وجود اصرار شاکی پرونده برای صدور حکم قصاص، رای بر دیه صادر کردند آنها در رای خود آوردند با توجه به اینکه پزشکی قانونی اعلام کرده است امکان قصاص با اسید وجود ندارد بنابراین رای به پرداخت دیه چشم و نواحی جراحت دیده شاکی صادر می‌شود. آنها همچنین متهم ردیف دوم را به حبس محکوم کردند.
این حکم مورد اعتراض شاکی پرونده قرار گرفت و دیوان‌عالی کشور آن را نقض کرد و رسیدگی به پرونده این بار بر عهده شعبه 77 دادگاه کیفری استان تهران قرار گرفت. به این ترتیب متهم یک‌بار دیگر پای میز محاکمه رفت و هیات قضات این شعبه که با ریاست دادرس حسینی تشکیل جلسه داده ‌بودند تصمیم گرفتند برای صدور حکم از پزشکی قانونی استعلام کنند.
در نظریه‌ای که برای دادگاه فرستاده شد، آمد امکان اینکه چشم مجرم را با اسید کور کنیم وجود ندارد چرا که ممکن است اسید به مغز او آسیب جدی وارد کند و باعث مرگ او شود اما امکان اینکه چشم بدون اسید و با اقدامات پزشکی کور شود، وجود دارد. این نظریه همچنین تاکید کرد قصاص فقط در مورد یک چشم شاکی که به طور کامل کور شده است امکان دارد و چشم دیگر اگرچه به شدت کم بینا شده، کور نشده است بنابراین امکان قصاص آن وجود ندارد. با توجه به این نظریه هیات قضات شعبه 77 وارد شور شدند و محمد را به کوری یک چشم بدون اسید و پرداخت دیه در مورد سایر نقاط آسیب‌دیده ولی محکوم کردند. همچنین حسن متهم ردیف دوم نیز به جرم معاونت در اسیدپاشی به دو سال حبس و سه سال تبعید محکوم شد.
این حکم دوباره مورد اعتراض قرار گرفت و دیوان‌عالی کشور بار دیگر آن را مورد بررسی قرار داد اما این بار رای صادره تایید و برای اجرا به شعبه اجرای احکام دادسرای جنایی تهران فرستاده شد.     

 

 حبس برای جنایت فوتبالی

روزنامه شرق نوشت: پسر جوانی که در حمایت از تیم محبوبش دست به قتل زده بود با رضایت اولیای‌دم به حبس محکوم شد. این جوان که علیرضا نام دارد، سه سال قبل در شهرری یک سرباز جنوبی را که هوادار تیم صنعت‌نفت آبادان بود، به قتل رساند.
در ابتدای جلسه محاکمه این جوان، سیدرضایی نماینده دادستان تهران خطاب به قضات شعبه 74 دادگاه کیفری استان تهران گفت: علیرضا جوانی به نام احمد را با ضربه چاقو به قتل رسانده‌ است. این درگیری به دلیل هواداری از تیم استقلال و صنعت‌نفت آبادان اتفاق افتاده‌ بود. آن‌طور که متهم در تحقیقات گفته ‌است زمان قتل بازی این دو تیم نزدیک بود و متهم و دوستانش وقتی احمد را دیدند به نفع استقلال شعار دادند و این کار با واکنش احمد روبه‌رو شد و آنها با هم درگیر شدند و در نهایت احمد با ضربه چاقو علیرضا به قتل رسید.
نماینده دادستان ادامه داد: متهم در جلسات دادگاه به قتل اعتراف کرد و از آنجایی که موفق به دریافت رضایت شده، درخواست دارم به لحاظ جنبه عمومی جرم محاکمه شود.
سپس متهم در جایگاه حاضر شد. او که پیش از این در جلسه محاکمه‌اش بارها با گریه تهدید به خودکشی کرده ‌بود این‌بار گفت: من در زندان روزهای سختی را گذراندم و به شدت اذیت شدم حالا که بعد از سال‌ها رضایت گرفته‌ام، درخواست دارم من را آزاد کنید تا بتوانم کنار پدر و مادرم باشم. پدرم همه دارای‌اش را فروخت و فامیل‌های دیگر هم کمک کردند تا توانستند دیه‌ای را که اولیای‌دم مطالبه کردند، بدهند پدر و مادرم مستاجر هستند و درآمد بخورنمیری دارند درخواست دارم من را آزاد کنید تا بتوانم به آنها کمک کنم. قول می‌دهم انسان شریفی باشم و فقط کار کنم و دیگر خطایی از من سر نزند. بعد از دفاعیات متهم و وکیل مدافعش هیات قضات وارد شور شدند و متهم را به حبس محکوم کردند.

 دستگیری فرستنده ای‌میل‌های تهدید‌آمیز

روزنامه شرق نوشت: زنی جوان که با ارسال ای‌میل‌های تهدید‌آمیز ایجاد مزاحمت می‌کرد، شناسایی و تحویل مراجع قضایی شد.
در پی ارجاع یک پرونده قضایی به پلیس فضای تولید و تبادل اطلاعات انتظامی استان کرمانشاه، مبنی بر مزاحمت و ارسال ای‌میل‌های تهدید‌آمیز به آدرس اینترنتی یکی از شهروندان، پیگیری موضوع در دستور کار تیمی از متخصصان پلیس قرار گرفت. 
در تحقیقات مشخص شد شوهر زن شاکی طی چند ماه گذشته چند ای‌میل که حاوی مطالب تهدیدآمیز، فحاشی و تهمت است، دریاقت کرده و این مساله مشکلاتی را برای این زوج بوجود آورده است. سرانجام پس از مدتی کار فنی و تخصصی ویژه توسط کارشناسان خبره پلیس فتای کرمانشاه، فرستنده ای‌میل‌های تهدید‌آمیز که زنی 30ساله است، شناسایی و پس از تکمیل پرونده تحویل مراجع قضایی شد.

سرقتی که با مرگ مالباخته رنگ خون گرفت

ایسنا نوشت: فرمانده انتظامی شهرستان «دیر» استان بوشهر  از دستگیری جوان 19 ساله متهم به قتل در این شهرستان خبرداد. سرهنگ ابوذرقربانی در این باره،افزود: در پی گزارش وقوع قتل یک جوان دیری، ماموران پلیس آگاهی شهرستان با تشکیل یک اکیپ عملیاتی وارد عمل شدند و سرانجام متهم به قتل را شناسایی و دستگیر کردند.

وی ادامه داد: در بررسی های پلیسی مشخص شد، مقتول که 19 سال داشت پس از درگیری با متهم که قصد سرقت موتورسیکلتش را داشته است، به قتل رسیده است.به گفته وی، پلیس پس از تحقیقات گسترده سرانجام متهم را شناسایی و پس از هماهنگی با مقام‌قضایی در یک عملیات غافلگیرانه وی را در محل سکونتش دستگیر کرد.قربانی با بیان اینکه پرونده پس از تکمیل به مراجع قضایی ارسال می‌شود به ایسنا گفت: متهم در بازجویی‌های به عمل آمده توسط پلیس به بزه انتسابی اعتراف کرده است.

صدور حکم قصاص چوپان افغان که هم‌ولایتی خود را کشت

روزنامه اعتماد نوشت: چوپان افغانی که هم‌ولایتی خود را با ضربات چاقو به قتل رسانده بود به قصاص نفس محکوم شد.
کرم، جوان 21ساله‌ افغانی که سه سال پیش در جریان یک درگیری لفظی فردی به نام عبدالولی، تبعه افغانستان را در روستای مهن از توابع فیروزکوه با دو ضربه چاقو از پای درآورد به اعدام محکوم شد.
دهمین روز از خرداد سال 87 کرم که در زمان حادثه 17 سال داشته در حالی که گوسفندان را به چرا برده بود با یک چوپان دیگر به نام عبدالولی 35ساله مشاجره لفظی پیدا می‌کند. پس از آن مقتول شروع به ناسزا گفتن به کرم می‌کند که در این لحظه کرم عصبانی شده و با چاقویی که همراه خود داشت یک ضربه به سینه و یک ضربه دیگر به کمر عبدالولی می‌زند. این جوان افغانی پس از آنکه پیکر عبدالولی نقش بر زمین می‌شود به مرد صاحب گله زنگ می‌زند و از او می‌خواهد که به آنجا بیاید و پیکر عبدالولی را که هنوز جان در بدن دارد به بیمارستان منتقل کند اما مرد صاحب گله از محل حادثه بسیار دور بوده و زمانی به آنجا می‌رسد که ساعت از 3 بامداد گذشته و عبدالولی نیز جان خود را از دست داده بود.
بنا به گفته نورالله عزیزمحمدی، قاضی این پرونده زمانی که از کرم سوال شد چرا خودت عبدالولی را به بیمارستان نبردی، وی در پاسخ گفت: گوسفندان مشغول چرا بودند و نمی‌توانستم آنها را آنجا رها کنم. کرم، فرزند الله‌داد پس از آنکه توسط ماموران در محل دستگیر می‌شود روانه زندان شده و پرونده وی از سه سال پیش تاکنون در جریان بوده است.
والدین و همسر و فرزند عبدالولی سال‌ها پیش در جریان یک بمبگذاری در افغانستان کشته شده بودند و برادران وی شاکی این پرونده بودند. علاوه بر این کرم و عبدالولی هر دو به صورت غیرمجاز در ایران اقامت داشتند.
کرم در اظهارات خود مدعی شده بود که ازدواج کرده و همسرش در افغانستان زندگی می‌کند که البته این گفته وی هرگز ثابت نشد. بنابر اظهارات اولیه کرم، مقتول قصد تجاوز به وی را داشته که کرم در همین لحظه او را با چاقو مورد حمله قرار می‌دهد اما بعدا متهم این سخنان خود را رد کرده و طی اعترافات صریحی به قتل عبدالولی به دلیل فحاشی که به وی کرده بود، اقرار کرد. بنا به گفته مرد صاحب گله، زمانی که وی به محل قتل می‌رسد کرم بالای سر جنازه نشسته و مشغول فاتحه خواندن بوده است.
نورالله عزیزمحمدی قاضی این پرونده که سه سال در جریان بوده نیز با بررسی شواهد و مدارک و همچنین بنا به اعترافات متهم، حکم قصاص وی را دیروز در شعبه 71 دادگاه کیفری صادر کرد. گفتنی است این حکم به دیوان عالی کشور ارسال شده است.

 /56282

کد خبر 175196

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
2 + 12 =