یکی از ویژگی های جریان اخوان المسلمین اینست که با جمهوری اسلامی ایران در هیچ جا تضاد آراء و یا خصومتی ندارند. البته این تمایل را ندارند که الگو در نهضت های اسلامی الگوی ایران باشد

زهرا خدایی

 

اولین انتخابات آزاد و شفاف بعد از بهار عربی ماه قبل در تونس برگزار شد و تونسی ها در فضایی آرام با آراء خود اکثریت را از آنِ حزب اسلامی النهضة کردند. تونس که با خودسوزی جوانی دستفروش به نام محمد بوزیزی خود نقطۀ آغازین انقلاب های عربی بود، بار دیگر با واگذاری اکثریت به اسلامگرایان، آغازگر جریانی شد که شاید در آینده ای نه چندان دور، تکرار آن، شکل جدیدی به ژئوپولیتیک منطقه و سکانداران آینده حکومت ها بدهد.
هرچند پیروزی اسلامگرایان تونسی با واکنش های ناخوشایندی روبرو شد، اما رفتار متین و متواضعانۀ راشد الغنوشی، رهبر کهنه کار النهضة که همگان او را با همان خصوصیات اخلاقی می شناسند و همچنین سخنانش طی مصاحبه های مختلف در باب مشی میانه او و حزبش، خیلی زود بدبینی ها را به امید تبدیل و موج تبلیغات منفی را خاموش کرد.
اسلامگرایان تونسی می روند تا به زودی پست نخست وزیری در تونس را از آنِ خود کنند. با مشی معتدل الغنوشی، قطعاً رفتار سیاسی این جریان به دور از اندیشه های بنیادگرایانه و افراطی خواهد بود که رسانه ها در ابتدا در آن می دمیدند. بسیاری از ناظران و کارشناسان بر این اعتقادند که تجربۀ تونس و پیروزی اسلامگرایان در آینده ای نه چندان دور بار دیگر در بهار عربی اتفاق خواهد افتاد و چه بسا اخوان المسلمین، مهمترین نهضت اسلامی با بیش از نیم قرن فعالیت، برندۀ انتخاباتی باشد که مصر این روزها خود را برای آن آماده می کند.
به منظور بررسی پیروزی اسلامگرایان در انتخابات تونس و جایگاه آنان در دولت های جدید بعد از بهار عربی، کافه خبر، شنبه گذشته میزبان حجت الاسلام و المسلمین سید ابوالحسن نواب، رییس دانشگاه ادیان و مذاهب قم و عضو جامعۀ روحانیون مبارز بود که در ذیل مشروح آن را می خوانید.
تا قبل از پیروزی حزب النهضة در تونس، شاید کمتر کسی باور می کرد که اسلامگرایان برندۀ اولین انتخابات بعد از بهار عربی باشند. حال آنکه به عقیدۀ بسیاری از ناظران غالبا مطالبات مردمی در انقلاب های عربی بیشتر ماهیت دمکراتیک داشت تا اسلامی. ارزیابی شما از قدرت گرفتن اسلامگرایان در دوران بعد از انقلاب های عربی چیست؟
اصولاً بین انقلاب ها در مغرب عربی و سایر کشورها می توان تفاوتی قائل شد. جالب است بدانید که بیداری اسلامی از زمان بنی عباس در مغرب عربی شروع شد. یعنی در سال 170 هجری قمری، حکومت ادارسه که حکومتی شیعی بود در مغرب عربی در مقابل بنی عباس به پا خاست. این مسئله بسیار مهمی است و بر این واقعیت تأکید دارد که این سرزمین آمادگی پذیرش واقعیات را از قرن دوم هجری قمری داشته است. البته بررسی تاریخ ادارسه مبحثی طولانی است که به دلیل ضیق وقت از آن چشم پوشی می کنیم. اما در مجموع نهضت های شیعی صدر اسلام در مغرب عربی ریشه قوی داشته و این تاریخچه همچنان در آنجا نمود بیرونی دارد. تمام مغرب عربی و همه کشورهای واقع در آن اعم از الجزایر، لیبی و مصر سابقۀ شیعی گری داشته اند. فاطمیون قریب 260 سال در مصر حکومت کردند و در کشورهای تونس، لیبی، الجزایر و مغرب حکومت های ادارسه و فاطمیون قدرت را در دست داشتند.
نکتۀ مهم دیگر اینکه این 5 کشورِ در حال انقلاب همه شیعی هستند. یعنی سابقۀ شیعی غیرِدوازده امامی داشته اند. یمنی ها زیدی هستند، بحرینی ها شیعی و سه کشور دیگر شمال آفریقا اعم از مصر، تونس و لیبی نیز جزء کشورهایی بودند که همانطور که بدان اشاره کردم تحت حکومت حاکمان شیعی بودند. لذا مشاهده می کنید که همۀ کشورهایی که بهار عربی را تجربه می کنند، سابقۀ شیعی گری دارند.
اما دربارۀ این مسئله که مطالبات مردم دمکراتیک است و نه اسلامی باید بگویم کسانی که این تحلیل ها را دارند، خیلی عقب مانده هستند. چون از 100 سال قبل اولین نهضت مبارزاتی که در جهان اسلام شروع به فعالیت کرد، همین اخوان المسلمینی بود که امروز 85 سال سابقۀ مبارزه دارد. سخنان حسن البناء، سیدقطب و سایر رهبران اخوان مبنی بر رأی و حضور مردم همگی حکایت از همین مسئله دارد. قریب به 100 سال است که اخوان المسلمین در جهان اهل سنت فعالیت فکری می کند و در واقع با تکیۀ بر رأی و نظر مردم، حکام ظالم را به پذیرش رأی مردم دعوت می کند. به عبارتی همزمان با نهضت مشروطه در ایران، مبارزه با محوریت رأی و نظر مردم در جهان اسلام در جریان بوده است.
لذا مشاهده می کنید زدودن استعمار و پاک کردن کشورها از لوث وجود نوکران استعمار قدمتی دیرینه دارد و افرادی که بر این باورند انقلاب های امروزی دمکراسی خواهی است و نه اسلام خواهی، دقیقا نقطه عدم درک واقعیات از سوی آنها در همین جاست. این دسته تصور می کنند، نسخۀ اسلام آمریکایی که آنها می شناسند، نسخۀ مورد قبول مردم است و نه نسخۀ مردمسالاری دینی به روایت اهل سنت.
متفکران جهان اسلام از جمله نظریات مرحوم غزالی، عبدو و رشیدرضا بر این مسأله تأکید دارد که حاکم باید منتخب مردم باشد و مردم بر سرِ آن توافق داشته باشند. امروز افرادی همچون قرضاوی نیز با تأکید بر مفاهیمی همچون مردمسالاری دینی سعی دارند تا نظریات متفکران جهان اسلام و سنت را احیاء کنند. بنابراین غرب اگر در ابتدا مطالبات مردم را دمکراتیک می دانست و نه اسلامی امروز با پیروزی اسلامگرایان به این واقعیت پی برده که دمکراسی در جهان اسلام جدا از اسلام نیست. 85 سال است که نسخه و الگویی که اخوان المسلمین آن را مطرح می کند، ریشه دارترین نحلۀ فکری عربی است.
به عبارتی شما اخوان المسلمین را پرچمدار مبارزات اسلامی می دانید.
ریشه دارترین نهضت در جهان اسلام اخوان المسلمین است که در کشورهای مختلف متناسب با موقعیت زمانی و مکانی ریشه دوانده است. در ترکیه نجم الدین اربکان و حزب عدالت و توسعه از بازماندگان اخوان المسلمین هستند، در فلسطین، حماس یکی از شاخه های اخوان المسلمین است. در پاکستان قاضی حسین احمد رهبر جماعت اسلامی اخوان المسلمینی است. برهان الدین ربانی، اخوانی است. شهید احمدشاه مسعود نیز اخوانی بود و خود را مسلمانِ اخوانیِ تاجیکِ افغانی می خواند.
در سایر کشورها اعم از سوریه، لبنان، اردن و .. نیز اخوان المسلمین حضور دارد. به عبارتی در کل جهان اسلام، جریان اسلامی غالب اخوان المسلمین است که دارای ویژگی های مهمی نیز هست.
مبانی فکری اخوان تا چه میزان به الگوی ایران نزدیک است؟
یکی از ویژگی های جریان اخوان المسلمین اینست که با جمهوری اسلامی ایران در هیچ جا تضاد آراء و یا خصومتی ندارند. البته این تمایل را ندارند که الگو در نهضت های اسلامی الگوی ایران باشد، آنها الگوی خاص خود را دارند و با شیعه دارای مرزهایی نیز هستند. ولی حاضر نیستند الگو ایران باشد اما خواهان تضعیف ایران نیز نیستند. همه رهبران اخوان با جمهوری اسلامی ایران ارتباط خوبی داشته اند در همه مقاطع قبل و بعد از انقلاب. در هیچ مقطعی اخوان در تضاد با ایران نبوده است. راشد الغنوشی نیز رابطۀ بسیار صمیمانه و دوستانه ای با ایران داشته است. در الگوی رفتاری همه جریان ها و احزاب وابسته به اخوان برخلاف تصورات، درگیری و تضاد با جمهوری اسلامی ایران وجود ندارد. البته تضاد آراء میان الگوی اخوان المسلمین و مدل ایران وجود دارد که مقام معظم رهبری نیز هوشمندانه بدان اشاره کرده اند. رهبری در کردستان فرمودند اهانت به مقدسات اهل سنت حرام است و راشد الغنوشی نیز در تونس اعلام کرد که ما با شیعه مشکل داریم چون به مقدسات ما اهانت می کنند. به عبارتی تضادی که الغنوشی به آن اشاره می کند، مقام معظم رهبری نیز آن را پذیرفته اند.
گرایشات اخوان المسلمین سلفی است؟ آیا این به معنای مشی افراطی این جریان است؟
سلفی غالبا به معنای وهابی برداشت می شود اما سلفی یعنی بازگشت به سلف صالح و پیروی از نظریات اصحاب صدر اسلام. به تعبیر امام یعنی اسلام ناب بدون پیرایه. در عقاید سلفی دو دیدگاه وجود دارد؛ یکی سلفی تقریبی و دیگری ضدتقریبی. ضدتقریبی به معنای افراطی است. اما اخوانی ها سلفی تقریبی هستند. حسن البناء نیز عضو شورای تقریبی بود که آیت الله بروجردی آن در مصر مشخص کرده بود.
وظیفۀ این شورا چه بود؟
آیت الله بروجردی در مصر دارالتقریبی تأسیس کرده بودند که شیخ محمدتقی قمی مسئول آن بودند. وظیفۀ این شورا ایجاد نزدیکی و قرابت میان شیعه و سنی بود.
لذا مشاهده می کنید که جریان سنی در جهان عرب، جریان سازماندهی شدۀ 85 ساله است و یک الگوست. بر همین اساس است که امروز بسیاری از روشنفکران جهان عرب بعد از انقلاب های عربی به دنبال الگویی اسلامی با رأی و نظرمردم در جهان عرب هستند حتی روشنفکران در عربستان سعودی نیز به تحقق این مسئله در کشورشان می اندیشند. این مسئله ریشه در رأی و نظر خلفای راشدین نیز دارد. امام علی(ع) نیز فرمودند "لولا حضور الحاضر و قیام الحجة بالوجود الناظر" یعنی اگر مردم نبودند خلافت را نمی پذیرفتم. به عبارتی رأی، نظر و بیعت مردم در اسلام اصیل مسئله ای جاافتاده است. امروز نیز در جهان عرب همین اندیشه وجود دارد.
آیا پیش بینی می کنید که در مصر نیز اسلامگرایان قدرت را در دست گیرند؟
قطعا همین طور خواهد بود. از هم اکنون قابل پیش بینی است. حداقل رأی اخوان المسلمین کمتر از حزب راشد الغنوشی در تونس نخواهد بود. چون زمینۀ فکری مبارزه اسلامی در این کشور وجود دارد. اخوان در طول تاریخ مبارزاتی اش، استقامت فوق العاده ای را از خود به نمایش گذاشته است. اعضای آن زندان رفته اند، زجر کشیده اند و مشکلات زیادی را تحمل کرده اند. امید 30 سالۀ آنها همواره در طول حکومت حاکمان جائر سرکوب شده و آنها منتظر همین روزها بودند. دستگاههای امنیتی مبارک همه تحرکات اسلامگرایان را تحت کنترل خود داشت.
بنابراین شما اسلامگرایان را پیروز نهایی انقلاب های عربی می دانید؟
بله. به نظر من در هر یک از این کشورهای اسلامی اگر انتخاباتی برگزار بشود و تشکل های اسلامی که توانسته باشند خود را به ثبت رسانده و به درجه ای از سازمان و ثبات رسانده باشند، قطعا در صورت برگزاری انتخابات پیروز نهایی میدان خواهد بود. البته در کشورهایی همچون یمن، لیبی و عراق که رهبران آنها اجازۀ رشد هیچ گروه اسلامی را ندادند، این امر میسر نیست. علی عبدالله صالح و قذافی هیچ تفاوتی با صدام نداشته و ندارند. کمااینکه در عراق نیز حزب الدعوة با پرداخت بهای سنگین یعنی 70 هزار شهید بقای سیاسی خود را حفظ کند و امروز با همین مقاومت توانسته جایگاه خود را در صحنۀ سیاسی عراق بیابد.
با توجه به واکنش هایی که در اعتراض به روی کارآمدن اسلامگرایان در تونس وجود داشت، آیا راشد الغنوشی، چالشی در ائتلاف با سایر احزاب نخواهد داشت؟
خیر. اصول اسلام خواهان، اصول سادگی است و اگر قدرت را در دست گیرند، جاذبۀ آنها بیشتر بر مردم آشکار خواهد شد. وقتی آنها قدرت را در دست گیرند، مشی مستبدانۀ سیاسی نخواهند داشت و حتی یارگیری آنها نیز بیشتر می شود. مثلا مدل ترکیه را نگاه کنید؛ حکومت اردوغان در این چند سال رو به افول نبوده است و طی این سالها مردم بیشتر موفقیت های عدالت و توسعه را درک کرده اند. جریان راشد الغنوشی نیز به مرور زمان جایگاه خود را در میان مردم پیدا خواهد کرد و به موفقیت هایی نیز دست خواهد یافت.
این فرضیه وجود دارد که گروههای اسلامگرا با در پیش گرفتن اسلامی میانه و معتدل و مدلی شبیه ترکیه، حکومتی سکولار تشکیل دهند. حتی گفته می شود اخوان المسلمین مصر نیز با حزب جدید "آزادی و عدالت" وارد عرصۀ انتخابات خواهد شد. ارزیابی شما از این قرائت چیست؟
بله. اخوان نیز با همین حزب وارد میدان رقابت خواهد شد. مگر در ترکیه حزب رفاه و فصیلت نجم الدین اربکان، نام اخوان را با خود حمل می کرد؟ اخوان المسلمین مصر نیز با همین حزب جدید وارد میدان خواهد شد. هواداران منتسب به جریان اخوانی با هر اسمی و هر شکلی در رده های اول نتایج انتخابات مصر قرار خواهند گرفت. اما در هر کشوری احزاب اسلامگرا مدل خاص خود را خواهند داشت.
در صورت پذیرش این مسئله نوع تعامل اخوان با ارتش چگونه خواهد بود؟
ارتش مصر که قدرتمندتر از ارتش ترکیه نیست. ارتش مصر جایگاه خود را از آزادیخواهی و مبارزه با اسراییل بدست آورده است. به نظر نمی رسد پارادوکسی میان این دو به وجود بیاید. ارتش رأی مردم را می پذیرد کمااینکه مصر بهای زیادی برای آزادی پرداخته اند.
با این اوصاف با قدرت گرفتن اسلامگرایان، رابطۀ مصر و اسراییل چگونه خواهد بود؟
دقیقا همین مشکل است که تثبیت حکومت مصر را به تأخیر انداخته است. همین دست به دست شدن ها توسط آمریکا سبب تأخیر در ثبات دولت شده است. قطعا در این بین اختلافاتی میان دو کشور حادث خواهد شد و ترس قدرت های فرامنطقه ای نیز از همین است.
در آن صورت آیا ارتش نقش بازدارنده را در مقابل گرایشات ضداسراییلی ایفا خواهد کرد؟
بعید است که ارتش بتواند جلوی گرایشات مردمی را بگیرد. اصولا در مدل اسلام سیاسی اخوانی که در منطقه نیز نمونه هایی از آن وجود دارد، اخوانی ها دارای اصولی هستند از جمله اینکه با آمریکا کنار نمی آیند، رژیم صهیونیستی را نمی پذیرند و ازحکومتهای خودکامه عربی حمایت نمی کنند. با کلیت جمهوری اسلامی ایران مخالفتی ندارند اما رهبری جهان اهل سنت را نیز به ایران نمی دهند.
واکنش های منفی در اروپا متعاقب قدرت گرفتن اسلامگرایان در تونس به دلیل نزدیکی جغرافیایی است و یا اصولا اسلامگرایان می توانند تهدیدی برای اروپا باشند؟
بیداری اسلامی ثابت کرده است که برای آمریکا نیز تهدید است. کمااینکه طی دو ماه اخیر شاهد گسترش جنبش ضدوال استریت در شهرهای مختلف آمریکا بوده ایم. اصولا بیداری اسلامی خطری جدی برای استبداد و دیکتاتوری در جهان و تکصدایی در عالم است. بیداری اسلامی حتی بر روسیه و چین نیز تأثیر گذاشته است و این یعنی هویت بخشی جدید به این دو کشور. موضع گیری های این دو کشور و باقی ماندن در کنار بشار اسد به خوبی گویای این واقعیت است. شرق بار دیگر در مقابل غرب در حال بازیابی هویت خود است. بیداری اسلامی ژئوپولیتیک جهان را به هم زده است. این مسئله چین و روسیه را نیز تحت تأثیر قرار داده است و آنها با ورود به بحران های منطقه در حال ایفای نقش هستند. امتداد بیداری اسلامی مسائل جهان را نیز دگرگون خواهد کرد. کشورهای صنعتی و توسعه یافته زمانی خود را آقای جهان و دنیا را تحت مدیریت خود می دانستند. اما امروز همین جهان سوم در حال رهایی از زیر یوغ آنهاست. بیداری اسلامی درس بزرگی به جهان داده و در واقع با شعار مبارزه با استبداد و استعمار در حال تغییر ژئوپولیتیک منطقه است.
این مسئله می تواند برای ایران یک پیروزی باشد؟
پیروزی در جهت کلی بله. ما از اول می گفتیم با پیروزی انقلاب اسلامی ایران، قطب بندی سیاسی در جهان تغییر می کند. آمریکا در مقابل خود قطبی خود می دید به نام شوروی. اما الان قطب مردمسالاری در دنیا ایجاد شده است. ایران یکی از صداهای بلند در این جریان بوده است. مردمسالاری در هرجا بروز و ظهور کند به نفع ایران است؛ از شرق گرفته تا غرب، از کشورهای غیرمسلمان گرفته تا مسلمان. جنوب آمریکا شامل کشورهای غیرمسلمان است، اما در صورتی که مردمسالاری در آن تقویت شود در آنجا نیز به نفع ایران است. حرف های امام در خصوص حقوق مستضعفین جهان باید بازخوانی شود. قطبی در جهان ایجاد شده به نام مردمسالاری. مفاهیمی همچون امپریالیسم، قدرت برتر و زور در حال کمرنگ شدن است.
با این اوصاف تبلیغات روانی که طی ماههای اخیر علیه ایران به راه افتاده نمی تواند ابزاری برای ضربه زدن به ایران و گسترش همین ایدئولوژی باشد؟
غرب 33 سال است که تنها هدفش ضربه زدن به ایران است و اصلا هم از این فکر بیرون نمی آید. اما هزینه- فرصت این مسئله همواره غرب را به صورت منفعل در مقابل ما نگه داشته است. الان هم مشکل همین است. اما بعد از صحبت های مقام معظم رهبری غرب کمی عقب نشینی کرده است.
حتی جوسازی های آمریکا علیه سپاه قدس ایران نیز در همین راستا بود. اما آمریکا باید نگاهی به روز قدس در ایران بیندازد و این واقعیت را درک کند که سپاه قدس در ایران 70 میلیون نفر است و در واقع این سپاه قدس نماد 70 میلیون جمعیت ایران است. همۀ مردم در روز قدس به خیابان می آید و اگر آمریکا می خواهد به سپاه قدس ضربه بزند، باید بداند که به 70 میلیون دارد ضربه می زند.
مطالبات مردمی در سوریه را نباید بیداری اسلامی خواند؟
خیر. در اینکه حکومت سوریه ساختاری امنیتی دارد، شکی نیست. در این مسئله نیز شکی نیست که همگان خواستار رعایت حقوق مردم در این کشور هستند. اما نهضت های امروزی دو شاخصه دارند و آن جهت گیری در مقابل اسراییل و آمریکاست. یعنی ویژگی نهضت ها باید این باشد که در مقابل آمریکا باشد و این در نهضت سوریه وجود ندارد. دفاع از حقوق مسلمین، مبارزه با آمریکا و اسراییل، وحدت بخشی به مسلمانان و کوتاه کردن دست استعمارگران از مهمترین ویژگی های بیداری اسلامی است. در غیر این صورت تحریک بیگانه است.
اما سوری ها دارای چنین گرایشاتی هستند.
بله. در مجموع همین طور است اما امروز با پشتوانۀ آمریکا و اسراییل، برخی قصد ناامن کردن سوریه را دارند. الان هم معلوم نیست که چند درصد از مردم سوریه مخالف حکومت بشار اسد هستند. قطعا به 50 درصد هم نمی رسد.
چقدر باید به آمارهای ارائه شده در خصوص کشته شدگان در سوریه اعتماد کرد؟
کشته شدگان از هر دو طرف بوده اند. مثلا در یک عملیات تروریستی، در حدود 200 نفر از نظامیان سوریه کشته شدند. البته واردات اسلحه در سوریه را نباید از نظر دور داشت. سوریه ویژگی نهضت های مردمی در کشورهایی که بهار عربی را تجربه کردند، ندارد. مبارزان، گروه مسلحی هستند که با اسلحه وارداتی از لبنان، اردن، عربستان، ترکیه و عراق در حال جنگیدن با حکومت هستند.
نوع تعامل کشورهای منطقه با اسراییل در صورت قدرت گرفتن اسلامگرایان چگونه خواهد بود؟
اسراییل رو به زوال می رود. اما زمان آن را نمی توان پیش بینی کرد. قدرت آمریکا در جهان در حال تضعیف است. اسراییل دنباله روی آمریکاست. چون هویت مستقلی از خود ندارد. اگر جنگ های اسراییل و جهان عرب را بررسی کنید می بینید که هروقت اسراییل در حال ضربه خوردن بود، آمریکا با قدرت نظامی، سیاسی و دیپلماتیک به نجات آن می آمد.
آینده خاورمیانه با قدرت گرفتن گروههای اسلامگرا را چگونه پیش بینی می کنید؟
به نظر من جریان کلی نهضت اسلامی امام رو به تقویت است و بیداری اسلامی به معنای واقعی در همۀ کشورهای اسلامی اتفاق خواهد افتاد. در مقابل کشورها نیز باید مشی خود را تغییر بدهند و حرف مردم را بپذیرند. به نظر من در آینده شاهد گسترش مردمسالاری در خاورمیانه خواهیم بود. آیندۀ خیلی روشنی پیش روی اسلامگرایان است.51 263
 

کد خبر 185241

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
5 + 9 =

نظرات

  • نظرات منتشر شده: 2
  • نظرات در صف انتشار: 0
  • نظرات غیرقابل انتشار: 0
  • بدون نام IR ۰۱:۲۳ - ۱۳۹۰/۰۹/۰۱
    2 0
    سلام مطالب و بیانت جالبی بود و در بعضی جاها نیاز به توضیحات دارد . سایت جماعت دعوت و اصلاح ایران که منشاء فکر و حرکت خود را از برنامه های اخوان المسلمین گرفته اینه http://www.islahweb.org/
    • بدون نام IR ۱۴:۰۹ - ۱۳۹۰/۰۹/۰۲
      1 0
      آن وقت شما؟!