مروری بر حوادث ایران در یکشنبه 27 آذر 1390

دزد اموال مراجعه کنندگان به درمانگاه ها دستگیر شد؛ شاکیان به دادسرای تهران مراجعه کنند

روزنامه خراسان نوشت: جوان 32 ساله ای که کیف زنان مراجعه کننده به ساختمان پزشکان و درمانگاه ها را سرقت می کرد، دستگیر شد و به جرمش اعتراف کرد. این متهم که علی رضا نام دارد، در اعترافاتش به بازپرس شعبه سوم دادسرای ناحیه 11 تهران گفت: بیشتر سرقت هایم را در مطب پزشکان انجام می دادم. وی به 6 فقره سرقت اعتراف کرد اما از آن جا که این احتمال وجود دارد که سرقت های بیشتری انجام داده باشد، مقام قضایی مجوز انتشار بدون پوشش وی را صادر کرد و از شاکیان خواست به شعبه سوم بازپرسی دادسرای ناحیه 11 تهران یا کلانتری ابوسعید مراجعه کنند.

 

 

جراحی رایگان برای نجات چشمان دهقان فداکار

روزنامه همشهری نوشت: داستان دهقان فداکار، قهرمان دوران کودکی مان را هرگز فراموش نخواهیم کرد. ریز علی خواجوی درست از همان روزی که با آتش زدن لباس خود جان مسافران قطار را از خطر مرگ نجات داد به دهقان فداکار معروف شد و ماجرای فداکاری او، شد داستان کتاب‌های درسی. او حالا81 سال سن دارد و به همراه همسرش در حصارک کرج زندگی می‌کند. مدتی پیش بود که چشمان ریز علی و همسرش دچار آب مراورید شد و آنها پولی برای عمل نداشتند اما مسئولان یک بیمارستان وقتی از اوضاع بد مالی آنها باخبر شدند، هر دوی آنها را به بیمارستان منتقل کردند و به صورت رایگان تحت عمل جراحی قرار دادند. دهقان فداکار با این عمل سلامتی‌‌اش را بار دیگر به دست آورد و از بیمارستان مرخص شد اما حالا می‌گوید که خودش را مدیون افرادی می‌داند که به داد او و همسرش رسیدند.


با مدیر بیمارستان فوق تخصصی چشم پزشکی نور روز گذشته در دفتر کارش در بیمارستان ملاقات کردیم. همایون سرناز کسی بود که مقدمات عمل جراحی ریزعلی و همسرش را فراهم کرد. صحبت‌هایش را با جمله « نباید قهرمانان کشورمان را فراموش کنیم» شروع می‌کند و ‌می‌گوید: ریزعلی خواجوی همان دهقان فداکار که روزی جان چندین مسافر قطار را نجات داد نامش در لیست قهرمانان فداکار کشور قرار گرفت.
ما نباید این افراد را فراموش کنیم چون این دسته از افراد برایمان ارزش زیادی دارند.او ادامه می‌دهد: دوشنبه هفته گذشته در حالی‌که از محل کار به سمت خانه‌ام می‌رفتم از رادیو شنیدم که دهقان فداکار و همسرش دچار مشکل شده‌اند. آنها در گفت‌وگو با مجری رادیو می‌گفتند که چشمانشان دچار آب مروارید شده و به خاطر هزینه‌های زیاد عمل جراحی، فقط توانسته‌اند یکی از چشمانشان را عمل کنند. آن شب پس از شنیدن این گزارش به یاد کودکی‌ام افتادم. داستان دهقان فداکار و خاطرات پشت نیمکت برایم زنده شد. به همین خاطر صبح روز سه شنبه از همکاران خواستم تا شماره تلفن وی را پیدا کنند.
وی می‌گوید: هیچ آدرسی از او نداشتیم. از طریق هلال احمر شماره تلفن پسرش را در یکی از روستاهای شهر میانه پیدا کردیم و از طریق وی متوجه شدیم که ریز علی به همراه همسرش در حصارک کرج زندگی می‌کنند. این‌طوری بود که شماره تلفن خانه‌اش را به دست آوردیم. همان روز با دکتر سید حسن هاشمی، رئیس بیمارستان هماهنگ کردیم و با دستور وی قرار شد عمل جراحی را خودش به صورت رایگان انجام دهد.
به همین خاطر ماشینی به کرج فرستادیم تا ریزعلی و همسرش را به بیمارستان انتقال دهند و تحت معاینات لازم قرار گیرند. روز سه شنبه، این مرد قهرمان که حالا 81 سال سن دارد به همراه همسرش به بیمارستان آمدند. این زن و شوهر عاشق هم هستند و جالب است که بدون هم جایی نمی‌روند و هر دو نیز با هم دچار آب مروارید شده‌اند. همکارن‌مان آنها را معاینه کردند و قرار شد صبح چهارشنبه عمل شوند. مدیر بیمارستان نور ادامه می‌دهد: صبح چهارشنبه باز هم راننده‌ای را به‌دنبالشان فرستادیم و هر دو پس از رسیدن به بیمارستان از سوی دکتر هاشمی، رئیس بیمارستان تحت عمل جراحی قرار گرفتند. پس از عمل، آنها یک شب در بیمارستان بستری شدند تا معاینات لازم پس از عمل صورت گیرد. روز پنجشنبه از آنجا که عمل با موفقیت انجام شده بود و آنها هیچ مشکلی نداشتند، از بیمارستان مرخص شدند و به خانه‌شان رفتند. حالا هم قرار است تا چند جلسه برای معاینه به بیمارستان بیایند و ما هر اقدامی لازم باشد برایشان انجام می‌دهیم.
ریز علی خواجوی، به سختی می‌تواند فارسی صحبت کند. او که حالا همراه همسرش در خانه‌‌اش به سر می‌برد، روز گذشته گفت: مدتی بود که دید چشمان من و همسرم کم شده بود و همه جا را تار می‌دیدیم. به همین خاطر به دکتر رفتیم و پزشکان گفتند که چشمانمان به خاطر کهولت سن، دچار آب مروارید شده است. وی افزود: این وضعیت برای هردوی ما سخت شده بود به همین خاطر به بیمارستانی در کرج رفتیم. هزینه عمل در حدود 2میلیون تومان بود اما مسئولان بیمارستان وقتی متوجه شدند من دهقان فداکار هستم به من و همسرم تخفیف دادند و با گرفتن یک میلیون و 200هزار تومان یک چشم من و یک چشم همسرم را عمل کردند که از آنها هم تشکر می‌کنم.دهقان فداکار ادامه داد: بعد از آن به خاطر هزینه عمل تصمیم گرفتیم که چشم دیگرمان را فعلا عمل نکنیم. اما یک روز از بیمارستان نور با ما تماس گرفتند و اعلام کردند که می‌خواهند به صورت رایگان چشمانمان را عمل کنند. آنها حتی ماشین برایمان فرستادند که ما را به بیمارستان منتقل کند. در آنجا هم خیلی به ما احترام گذاشتند و عمل با موفقیت کامل انجام شد و من و همسرم پس از این عمل، مرتب برای کسانی که این اقدام را انجام دادند دعا می‌کنیم.
ریز علی ادامه داد: من 8 ‌ فرزند، 42 نوه و 12 نتیجه دارم. خدا همیشه دست مرا گرفته و در مشکلات رهایم نکرده است. مشکلی که چند وقت پیش درگیرم کرد این بود که چند سال پیش برای گرفتن یک وام، ضامن یکی از آشنایانم شدم که متأسفانه وی چند وقت پیش فوت کرد. خانواده‌‌اش حاضر به پرداخت اقساط نشدند و پس از آن از حقوق 370 هزار تومانی من، ماهانه 100هزار تومان کم می‌شود. با این حقوق، ما توانایی پرداخت هزینه عمل را نداشتیم و حالا خدا را شکر می‌کنم که افرادی خیر پیدا شدند و من و همسرم دوباره سلامتی مان را به دست آوردیم.

 

کشف بقایای جسد زنی در مشهد

روزنامه خراسان نوشت: جسد زن میانسالی که بخشی از آن توسط حیوانات درنده خورده شده بود در حاشیه یک جاده خاکی در انتهای شهرک التیمور مشهد کشف شد.
ظهر روز گذشته رهگذرانی که از جاده ابلق در انتهای شهرک التیمور مشهد عبور می کردند بقایای جسد زنی را مشاهده کردند که قسمت هایی از آن توسط حیوانات وحشی خورده شده بود. آنان با دیدن این صحنه موضوع را به پلیس اطلاع دادند که دقایقی بعد ماموران برای بررسی ماجرا به محل اعلام شده واقع در 2 کیلومتری جاده ابلق عزیمت کردند. جسد مربوط به زنی حدود 50 -45 ساله بود که یک خال سیاه نیز در سمت راست پیشانی اش دیده می شد.
ماموران انتظامی با حفظ صحنه حادثه بلافاصله ماجرای کشف جسد را به قاضی ویژه قتل عمد اعلام کردند. سپس قاضی اسماعیل شاکر به همراه گروه بررسی صحنه جرم، پزشکی قانونی و کارآگاهان دایره جنایی پلیس آگاهی خراسان رضوی به محل کشف جسد رفت و تحقیقات قضایی در این باره آغاز شد. در بررسی های مقدماتی آثار ظاهری که ناشی از ارتکاب جنایت باشد به دست نیامد بنابراین به دستور مقام قضایی جسد این زن برای تعیین علت دقیق مرگ به پزشکی قانونی حمل شد و بررسی ها درباره چگونگی مرگ این زن مجهول الهویه ادامه یافت. قاضی ویژه قتل عمد با بیان این که متوفی شلوار مشکی لی، کاپشن و تی شرت کلاه دار سبز رنگ به تن داشته از شهروندان خواست چنانچه اطلاعی در این باره دارند به پلیس 110 و یا پلیس آگاهی خراسان رضوی اطلاع دهند.
47282

کد خبر 189867

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
2 + 16 =

نظرات

  • نظرات منتشر شده: 9
  • نظرات در صف انتشار: 0
  • نظرات غیرقابل انتشار: 0
  • محمد خان IR ۰۹:۲۵ - ۱۳۹۰/۰۹/۲۷
    12 0
    در ماجرای معالجه چشم ریز علی خواجوی از اینکه هموطنهای شرافتمند و دلسوز و متخصصی دارم که چنین کارهای با ارزش و خدا پسندانه ای انجام میدهند به خودم می بالم . درود و هزار درود بر این دکتر و همکاران عزیزش
  • مسعود IR ۰۹:۴۲ - ۱۳۹۰/۰۹/۲۷
    12 0
    مرسی از کار خیلی خوب بیمارستان نور با تشکر
  • بدون نام IR ۰۹:۵۴ - ۱۳۹۰/۰۹/۲۷
    41 1
    خدا پدر و مادر مسئولين بيمارستان رو بيامرزه پس مسئولين كجا هستن كه بيمارستان بايد براي امثال دهقان فداكار دا بسوزونه كه چشماشون رو از دست ندن؟!!!!!!!!!!!!!!!!
    • بدون نام IR ۱۰:۵۸ - ۱۳۹۰/۰۹/۲۷
      16 0
      رفتند گل بچینند
  • بدون نام IR ۱۱:۱۵ - ۱۳۹۰/۰۹/۲۷
    10 1
    باز هم گلی به جمال بیمارستان و آقایان دکتر خصوصا اون مدیر بیمارستان که از رادیو مشکل رو شنید و پیگیر قضیه شد.فقط میشه بگین 8 تا بچه و 42 نوه ایشون کجا بودن؟...
  • بدون نام IR ۱۱:۴۸ - ۱۳۹۰/۰۹/۲۷
    9 2
    دهقان جان از بچه شانس نداری انگار 8 تا بچه و42 تا نوه نتونستن (یا نخواستن) 4 میلیون برات جور کنن ؟درود بر تو وخاک بر سر بچه هات.
  • بدون نام IR ۱۸:۴۱ - ۱۳۹۰/۰۹/۲۷
    9 0
    دست شما هم درد نکنه شما هم شدید دکتر فداکار!!!!!
  • hasan CH ۱۸:۲۵ - ۱۳۹۰/۱۰/۰۱
    7 0
    تاحالا شده این بنده فداکار خدا جهت گرفتن مدال افتخار معرفی بشه؟تا حالا شده اگه درصدی از قراردادهای کلان فوتبالیستها که خیلیهاشون اصلا هم فداکار نیستند به ریزعلی داده بشه؟ مگه چند تا الگو داریم که اجاره میدین ریزعلی اینفدر در فقر باشه؟ اگه ریزعلی رو حمایت کردید یعنی فداکاری برای مردم رو حمایت کردید.شاید هم کلا فداکاری کیلوی چنده؟؟؟؟تو این مملکت؟...نوشته ای خطاب به مسئولین....
  • قدسی کائنی CA ۰۰:۲۲ - ۱۳۹۲/۰۱/۱۱
    2 2
    آقای خواجوی پس از آن فداکاری دچار بیماری بسیار سختی شدند که پزشکان از درمان ایشان درماندند . سرانجام پدر شوهرم دکتر ابوالفضل کمالی زنوزی پزشک راه آهن تبریز به خواست خداوند موفق به درمان ایشان و نجات جانشان شدند که روانشان شاد باد و امروز دکتر والا مقام میهنمان سید حسن هاشمی که خود الگویی بی بدیل در دانش چشم پزشکی و انسانیت و مهرورزی است چنین حرکتی کرد . آقای خواجوی دکتر کمالی دکتر حسن هاشمی و همه ی این زنجیره فرشتگان خداوندند در روی زمین که ماموریت خود را به انجام رساندندو کامیاب شدند . نیکی را نباید از مسئولین خواست باید از دارنده خواست نه از ندار. اقای