مدیرعامل سابق شرکت پتروپارس با سابقه 10 سال حضور در این شرکت چندماهی است که به بخش خصوصی کوچ کرده است. او برای اولین بار پس از برکناری اش به گفت وگو با خبرآنلاین پرداخت.

آذرجزایری: غلامرضا منوچهری اعتراف می کند به اینکه در تمام دوران مدیریت 10 ساله اش در یکی از کلیدی ترین شرکت های نفت ، از حال و اوضاع زیرمجموعه های پیمانکاری وسازندگان خبر نداشته است.
البته این اعتراف چندان هم جدید نیست.چراکه کمتر مدیرنفتی را سراغ داریم که وقتی از صندلی دولت برخواسته و بر صندلی بخش خصوصی تکیه زده است این اعتراف را نکند و نگوید که در زمانیکه بر مسند مدیریت دولتی تکیه زده بود از حال ووضع پیمانکاران خبر نداشته است. مدیرعامل سابق شرکت پتروپارس هم یکی دیگر از این مدیران است که پس از برکناری اش از این سمت به بخش خصوصی کوچ کرد.این مدیر باسابقه نفت چندی پیش برای اولین بارپس از حضورش در مسند مدیریت گروه صنعتی سدید، لب به سخن گشود و از نبود ارتباط معنادار میان پیمانکار و کارفرما گفت.ازاینکه متاسف است که چرا در زمانیکه برصندلی کارفرما تکیه زده بود توانایی های بخش خصوصی ایرانی را باورنکرد.
گفت وگو با منوچهری مدیرعامل سابق شرکت پتروپارس ومدیرعامل فعلی گروه صنعتی سدید را در ادامه می خوانید:

آقای منوچهری بهتر است گفت وگو خودمان را از علت جدایی شما پس از ده سال حضور در شرکت پتروپارس آغاز کنیم؟
همانطور که اشاره کردید من حدود 10 سال در شرکت پتروپارس مشغول به فعالیت بوده ام.بنابراین جابه جایی بنده منطقی به نظر می رسید.درعین حال به دلیل اینکه 30 سال کارمند دولت بودم و سابقه مدیریت بنده در دولت نیز به پایان رسیده بود چندان اصراری به حضور در این شرکت را نداشتم و ترجیح می دادم در بخش خصوصی مشغول به فعالیت شوم.
منظورتان این است که بازنشست شدید؟
به نوعی بله
چرا به نوعی ؟
برای اینکه درواقع تحت بیمه تامین اجتماعی بودم و کارمند رسمی نفت نبودم.
دلیلتان برای انتخاب شرکت سدید از میان خصوصی ها چه بود؟
همانطور که اشاره کردم من مایل بودم حضور در بخش خصوصی را هم تجربه کنم.75درصد سهام شرکت سدید هم در حال حاضر متعلق به بخش خصوصی هست و به نظرم رسید که با استعدادها و توانایی هایی که این شرکت دارد می تواند در بخش نفت و گاز فعال شود. اگرچه در حال حاضر هم سه تا از شرکت های زیر مجموعه این گروه در بخش های مختلف نفت چون بخش دریایی وخشکی فعال هستند.بنابراین ما اینجا را هم جدا از بخش نفت نمی دانیم.
آقای دکتر شما خودتان یک زمانی در نقش کارفرما با همین شرکت هایی که امروز شما مدیرعامل یکی از آنها شده اید ارتباط داشتید.روابط کارفرما و به نوعی بخش دولتی را با بخش خصوصی چگونه می بینید؟
به طور کلی باید گفت طی سالیان گذشته ارتباط کارفرما و پیمانکاران چه به عنوان سازنده تجهیزات چه مهندسین مشاور چه پیمانکاران ساخت و ساختمان ، به اندازه کافی ارتباط عمیق و معناداری نبوده است .
یعنی حتی شما هم در ایجاد این ارتباط در 10 سال حضور خود در شرکت پتروپارس ناکام بوده اید؟
من باید اعتراف کنم در موقعی که در مقام کارفرما بودم خیلی اوقات از حال و وضع زیرمجموعه های پیمانکاری وسازندگان اطلاع کافی نداشتم.
چه چیزی باعث شده که در این مدت کم حضور خود در بخش خصوصی به این نتیجه برسید؟
چون الان همین شرایط را در سدید به وضوح دارم مشاهده می کنم. به عنوان مثال در حال حاضر شرکت سدید به عنوان سازنده لوله در کشور شرکتی است که یک سوم ظرفیت تولید لوله کشوررا دارد اما متاسفانه مورد بی مهری قرار می گیرد.
مسوولان دولتی و حتی شما در زمانیکه در مسوولیت مدیریت پتروپارس و به عنوان کارفرما مشغول به فعالیت بودید در مواجه با این سوالات مبنی بر اینکه چرا کار را به دست بخش خصوصی ایرانی نمی سپارید و در شرایطی که توان ساخت آن وجود دارد آن را به خارجی ها می سپارید از دلایلی چون طولانی بودن زمان ساخت توسط خصوصی ها و بالابودن قیمت و نداشتن کیفیت لازم می گفتید.هنوزم به این استدلال ها تاکید دارید؟
فکر می کنم بیشتر این حرفها به این دلیل است که اطلاعات درون این مجموعه ها را کارفرماها ندارند و یا آنچه که هست را باورندارند.و به هرحال آنچه مشهود است این است که آنطور که باید از این ظرفیت های ملی استفاده نمی شود. به نظر می رسد جایگاه کارفرما و پیمانکار در ایران، بیش از اندازه از هم جدا و دور است وبه نظر می رسد این شرایط باید تبدیل شود به ارتباط ارگانیک و معنادارتر میان دو بخش تا هر دو در جهت توسعه و پیشبرد اهداف و ظرفیت های ملی قدم بردارند.
شما در شرایطی که هم تجربه مدیریت در بخش کارفرمایی و هم در حال حاضر تجربه حضور در بخش پیمانکاری دارید آیا تلاشی برای رفع این فاصله و آشنایی بیشتر کارفرمایان با توانایی بخش خصوصی داشتید؟
خوشبختانه به دلیل همکاری قدیمی که من با مدیران و همکاران در بخش نفت و گاز دارم این فرصت برای من فراهم بوده که از این حسن سوابق همکاری ها استفاده کنم و توانایی های درونی مجموعه را به مدیران فعال در بخش نفت و گاز انتقال دهم و آنها هم به دلیل نوع شناختی که از بنده داشتند اینها را باور کنند. امیدواریم حاصل اینکار حاصل مطلوبی باشد. تا بتوانیم با ایجاد ارتباط بیشتر و درک متقابل وایجاد حساسیت در کارفرمایان نتایج خوبی به بار بیاوریم و بتوانیم از این ظرفیت ملی استفاده کنیم.
آقای دکتر به مساله تولید لوله در کشور و واردات آن اشاره کردید.به نظر می رسد در شرایطی که ما سه شرکت فعال و قوی در بخش تولید لوله داریم اما کارفرمایان عطش شدیدی برای واردات این لوله ها از تایلند،هند و ... دارند.ظاهرا شنیده می شود که قراراست برای احداث لوله در بخشی دیگر از پروژه های پارس جنوبی نیز از خارج لوله وارد شود.علت این مساله چیست؟لوله تولیدی در کشور کیفیت لازم را ندارد و یا باید مشکل را در بخشی دیگر جستجو کرد؟
همانطور که می دانید توسعه پارس جنوبی حساسیت فوق العاده ای دارد. باید طرح ها هرچه سریعتر به اجرا برسند. اما دراین میان با بهانه سریع توسعه دادن این منطقه متاسفانه در برخی از موارد از ظرفیت های تولید کنندگان داخلی چندان استفاده نمی شود. به هرحال طی چندسال گذشته متاسفانه ظرفیت کارخانجات داخلی به کار گرفته نشده است. شاید کسی باور نکند کارخانجات سدید در دوسال گذشته با کمتر از 15 درصد ظرفیت کارکردند و بخشی از نیروهای کارگری اخراج شدند.یا به هرحال حق و وحقوق آنها عقب افتاده و از محل وام بانکی و تحمل سهامدار،حقوق آنها پرداخت شده است. در حالیکه کارخانه بااستاندارهای بین المللی آماده کار بوده و حتی آزمایشگاه تست گاز ترش هم تاسیس شده است.البته کم و بیش این وضعیت را در شرکت های دیگر هم شاهدهستیم.
ریشه این مشکل را باید در کجا جستجو کرد؟
مشکل را باید در روزی جستجو کرد که خرید هزار کیلومتر لوله گازترش به بهانه لوله گذاری سریع در پارس جنوبی به خارجی ها سفارش داده شد. اگرچه از این مساله مدت زیادی می گذرد. اما الان نیز متاسفانه مساله خرید 500 کلیومتر خطوط لوله در پارس جنوبی مطرح است که نظر وزیر نفت و مدیرعامل شرکت ملی نفت این است که این لوله ها در داخل ساخته شود و اگر لازم باشد ورق آن را وارد کنیم ولی کسانی شاید علاقه دارند با یک نوع طرح موضوع این را مجددا به خارج سفارش دهند.
آقای دکتر الان کشوری مثل هند ورق را با قیمتی گزاف به داخلی های ما می فروشد و در عین حال با قیمتی بسیار پایین و تنها با کشیدن 2 تا 3 دلار به قیمت ورق لوله خود را به ایران می فروشند.همین مساله باعث شده که در مناقصه ها این خارجی ها باشند که از داخلی ها برتری می گیرند.به نظر شما چرا این کشورها به عنوان مثال ورق را در هر تن 644 یورو به ایران می فروشند و در عین حال برای هر تن لوله در مناقصه های ایران 646یورو را پیشنهاد می دهند. درحالیکه تولید کننده داخلی هر ورق 646یورو را باید با هزینه تولید لوله محاسبه کند و در شرایط فعلی رقم لوله تولیدی هر تن 200 یورو گران تر از خرید هر تن ورق است؟
همانطور که می دانید ورق گاز ترش را ناچاریم وارد کنیم. اما خوشبختانه توان تولید لوله آن را داریم.به هرحال کشورهای خارجی برای افزایش میزان صادرات خود یک سری امتیازها و تسهیلات ویژه ای برای شرکت های خود قائل می شوند که ممکن است قیمت تمام شده آنها را 15 تا 20 درصد کاهش دهد. درحالیکه امکان دارد این امتیاز را برای فروش ورق قائل نشوند و همین امر باعث می شود قیمت تمام شده ما بیشتر از طرف خارجی شود. این نکته ای است که دولت مردها باید هم توجه کنند و هم رعایت برنامه این کشورها هدف دار است تا توان تولید را در کشور خریدار کاهش دهند و تولید خود را جا بیندازند و پس از آنکه توان داخلی آن کشور را به طور کامل از بین بردند باز هم قیمت خود را افزایش می دهند.
آقای منوچهری وضعیت فعلی پتروپارس را چگونه ارزیابی می کنید؟
طبیعتا پیشرفت حاصل شده است. اما ممکن است از نظر برخی از کارشناسان این پیشرفت ها در بخشی از بخش ها مطلوب نبوده باشد اما من نباید به این مسایل پاسخ دهم و مدیران فعلی باید پاسخگوی این مسایل باشند. بنابراین ترجیح می دهم خیلی وارد جزییات این بحث نشویم.

 22131/

 

کد خبر 209911

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
7 + 11 =

نظرات

  • نظرات منتشر شده: 7
  • نظرات در صف انتشار: 0
  • نظرات غیرقابل انتشار: 0
  • یک کارشناس IR ۰۸:۳۵ - ۱۳۹۱/۰۲/۱۰
    22
    متاسفانه این اعترافات مانند نوشداروی بعد از مرگ سهراب است! چه بسیار پیمانکارانی که با همین دیدگاه ها و رویکردهای دگم و خشک از بین رفتند. مثالی میزنم در شرکت ملی نفت یک وندور لیست یا فهرست پیمانکاران وجود دارد که اگر فلان شرکت عضو آن نباشد امکان خرید از آن وجود ندارد، حال اینکه این فهرست چگونه بروز میشود و غیره بماند، اینکه شرایط تحریم دیده میشود یا نه بماند، و غیره .از طرف دیگر متاسفانه اغلب مدیران و زیر مجموعه های آنها علاقه بسیار زیادی به سفر خارجی دارند که با خرید خارجی از فلان شرکت اروپایی یا کانادایی و غیره و سپس بازدید از کارخانه ، بازرسی و غیره میسر میگردد. پس باید عوامل علاقمندی به خارج و شرکتهای خارجی را ازبین برد تا انشاء اله تولید ملی تقویت و بلکه وضع بنگاه ها خوب شود.
  • بدون نام IR ۰۸:۵۲ - ۱۳۹۱/۰۲/۱۰
    14
    برای همینه که در دنیا مسیر برعکسه. مدیران اول در بخش خصوصی کار میکنند و بعد به دولت میروند. ضمنا نفهمیدم که چرا ایشان ریششان را کوتاه کردند. در دولت لازم بود و در بخش خصوصی لازم نیست؟
  • بدون نام IR ۱۰:۴۲ - ۱۳۹۱/۰۲/۱۰
    8
    خوبه باز فهمیدی!
  • محسن DE ۱۰:۵۱ - ۱۳۹۱/۰۲/۱۰
    15
    متاسفانه در تمام شركتهاي دولتي مديرانش تا زماني كه مشغول خدمت مي باشند در حال لابي با يك يا چند شركت خصوصي مي باشند تا بعد از بازنشستگي بلافاصله در آن شركت ها مشغول كار شوند نكته جالب ومشترك اين مديران اينه كه همشون به طرفداري از بخش خصوصي وبرعليه شركت دولتي موضع گيري ميكنند
  • بدون نام IR ۱۲:۳۲ - ۱۳۹۱/۰۲/۱۰
    4
    خدا خیرتان دهد که همچون سایر همکاران و مدیران دلسوز و با همت نفتی پس از سالها تلاش بی وقفه و شبانه روزی و خدمت و فداکاری در سنگر خدمتگذاری به مردم در بخشهای دولتی , حال با تجربه افزونتر از پیش و با توان بیش از پیش در بخشهای خصوصی بطور مضائف به هم میهنان خود خدمت میکنید و جز به بهروزی و بهره مندی همو طنان فکر نمیکنید و از همین روست که روز به روز شاهد رشد و توسعه و شکوفائی اقتصاد جامعه و فقر زدائی هستیم .
  • بدون نام IR ۱۲:۴۶ - ۱۳۹۱/۰۲/۱۰
    13
    همین آقا در پتروپارس، پوست پیمانکاران پارس جنوبی به این بهانه که قرارداد آنها زیاد بسته شده است را کندند و حتی اجازه ندادند یک دانه پیچ معمولی از سازند گان داخلی خرید کنیم. میلیون ها دلار باسخت گیری و سماجت زیر مجموعه ایشان هدر رفت و به جیب شرکتهای خارجی ریخته شد. باز خدا رو شکر که الان به این نتیجه رسید.
  • ramin IR ۲۱:۴۰ - ۱۳۹۱/۰۲/۱۰
    8
    همه مدیران اینجوری مدیریت میکنند.رای همینه وضع خرابه.