به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین به نقل از ایبنا، لبنان در دهه ۱۳۶۰ (۱۹۸۰ میلادی) به صحنهای پیچیده از جنگ داخلی و دخالتهای خارجی تبدیل شد. اسرائیل با حمایت آمریکا و برخی کشورهای غربی، جنوب لبنان و سپس بیروت را تحت کنترل گرفت. بسیاری از مسلمانان لبنان، اسرائیل را نماینده مستقیم ایالات متحده میدانستند و آمریکا را مقصر اصلی کشتار و تجاوزات میپنداشتند. حضور ناو جنگی «نیوجرسی» در ساحل بیروت و بمباران مناطق مسکونی شیعیان نمونهای از این مداخلات بود. پس از آن، هزاران تفنگدار دریایی، کماندو و جاسوس آمریکایی وارد لبنان شدند تا از اشغالگری اسرائیل حمایت کنند.
در چنین شرایطی، ملتهای تحت فشار از اشغالگران و مداخلهگران خارجی، برای دفاع از خود دست به مقاومت زدند. بین سالهای ۱۳۶۱ تا ۱۳۷۱ (۱۹۸۲ تا ۱۹۹۲)، حدود صد نفر از ۲۱ ملیت مختلف توسط گروههای شبهنظامی بومی ربوده شدند. ملیت گروگانها شامل ۹ ایرانی، ۲۵ آمریکایی، ۱۶ فرانسوی، ۱۲ انگلیسی، ۷ سوئیسی، ۱ ایرلندی و ۷ آلمانی بود. گروگانها اکثراً از آمریکا یا اروپا بودند و حداقل هشت نفر بر اثر بیماری یا کمبود مراقبت پزشکی جان خود را از دست دادند و تعدادی نیز کشته شدند.
جمهوری اسلامی ایران، نخستین قربانی گروگانگیریهای اسرائیل و مزدورانش بود. در ۹ تیر ۱۳۶۱ (۳۰ ژوئن ۱۹۸۲)، داوود حنیفهای و رضا عباسیان، دو نیروی ایرانی، در رودخانه شهرک بحمدون لبنان ربوده شدند. حنیفهای پس از بیش از یک سال، در جریان تبادل اسرا آزاد شد، اما هنوز خبری از رضا عباسیان در دست نیست.
گزارش کمیته صلیبسرخ جهانی (شعبه لبنان) نشان میدهد که حنیفهای ابتدا در کمپ «انصار» در جنوب لبنان نگهداری شده و در ۴ آبان ۱۳۶۲ (۲۶ اکتبر ۱۹۸۳) به صلیبسرخ تحویل داده شد.
او پس از بازگشت به ایران، در جبهههای دفاع مقدس حضور یافت و در عملیات «خیبر» در جزیره مجنون به شهادت رسید. پیکرش پس از دوازده سال به ایران بازگردانده و در گلزار شهدای بهشت زهرا (س) به خاک سپرده شد.
آغاز رسمی گروگانگیریها در تیر ۱۳۶۱ رقم خورد؛ زمانی که رژیم اشغالگر صهیونیستی جنوب لبنان تا بیروت را تحت کنترل داشت و «قوات اللبنانیه» مسئول تأمین امنیت شهر بود. ایران برای مقابله با این متجاوزان، نیروهایی به سوریه و لبنان اعزام کرد.
یکی از مهمترین حوادث این دوره، دستگیری احمد متوسلیان، سید محسن موسوی، کاظم اخوان و تقی رستگارمقدم بود. در یکشنبه ۱۳ تیر ۱۳۶۱، خودروی حامل آنها که از جاده طرابلس به سمت سفارت ایران در بیروت در حرکت بود، توسط نیروهای فالانژیست در پست بازرسی برباره در شمال بیروت متوقف شد. این نیروها، شاخه نظامی حزب «کتائب» و متحد اسرائیل، در اقدامی هماهنگ تمامی سرنشینان خودرو را دستگیر کردند. احمد متوسلیان و همراهانش بدون هیچ برخورد قانونی یا اطلاعرسانی رسمی به مقامات ایرانی به اسارت درآمدند و از آن زمان سرنوشت آنها همچنان نامعلوم باقی مانده است.
همزمان، آیتالله محمدعلی توسلی، متولد ۱۳۰۰ در بابلسر و از علمای شیعه حاضر در لبنان برای تدریس علوم حوزوی، نیز در فروردین ۱۳۶۲ (آوریل ۱۹۸۳) همراه با دو ایرانی دیگر و راننده لبنانی در مسیر جاده طرابلس به بیروت توسط فالانژیستها ربوده شد. با گذشت بیش از چهل سال، هیچ خبر موثقی از سرنوشت او به دست نیامده است. وزارت امور خارجه ایران چند سال بعد طی نامه رسمی شهادتش را اعلام کرد و سنگ مزار یادبود او در حیاط مدرسه فیضیه بابل نصب شد.
مسئولیت این گروگانگیریها توسط گروههای مختلف برعهده گرفته شد و غربیها، ایران، حزبالله و شهید عماد مغنیه را عامل آن میدانستند. با حضور نیروهای نظامی آمریکا، فرانسه، انگلیس و ایتالیا برای حمایت از اسرائیل، عملیات گروگانگیری شدت گرفت. تدابیر امنیتی گروگانگیران باعث شد تنها تعداد اندکی از گروگانها نجات یابند و فشار افکار عمومی دولتهای غربی، آنها را به مذاکرههای مخفی و غیرقانونی سوق داد که بعدها به ماجرای «ایران گیت» مشهور شد.
یکی از گروگانهای برجسته غربی، ویلیام فرانسیس باکلی، رئیس ایستگاه سیا در بیروت، بود که در ۲۶ اسفند ۱۳۶۲ (۱۶ مارس ۱۹۸۴) ربوده شد و یک سال بعد سازمان جهاد اسلامی اعلام کرد که او کشته شده است.
در همین زمان، ایرانیان در لبنان با محدودیتهای شدید مواجه بودند، اما تلاش میکردند از نیروهای خود محافظت کنند و ضمن حفظ امنیت، مسیر تبادل گروگانها و عملیات اطلاعاتی را مدیریت کنند.
در سالهای اوج جنگ داخلی لبنان، گروههای مقاومت شیعه، ازجمله فؤاد شکر و عماد مغنیه، با هماهنگی و هدایت اطلاعاتی نیروهای ایرانی تصمیم گرفتند دیوید دوج، رئیس دانشگاه آمریکایی بیروت، را به گروگان بگیرند. دوج، که مسیحی لبنانیتبار بود، به دلیل جایگاه ویژهاش و ارتباط نزدیکی که با مقامات امنیتی و حتی رئیسجمهور ایالات متحده داشت، مهرهای کلیدی و استراتژیک در معادلات لبنان به شمار میرفت و برای فالانژیستها و اسرائیل از ارزش خاصی برخوردار بود.
هدف اصلی این عملیات، اعمال فشار بر دولت آمریکا برای آزادی ایرانیان ربودهشده در لبنان بود. گروگانگیران با دقت، دوج را ربودند و برای جلوگیری از شناسایی و لو رفتن عملیات، او را در تابوتی شبیه تابوت شهدا جابهجا کردند و به ایران منتقل کردند. این اقدام به گونهای طراحی شده بود که مقامات سوری مشکوک نشوند و انتقال دوج از لبنان به تهران بدون اطلاع آنها انجام گیرد.
ایرانیها با مدیریت دقیق اطلاعاتی و هماهنگی با نیروهای مقاومت، این عملیات حساس را با موفقیت اجرا کردند و دوج در مکانی امن در شمال تهران نگهداری شد.
در طول یک سال، دولت آمریکا و نیروهای اطلاعاتی آن کشور بهشدت در لبنان و سوریه به دنبال ردپای دوج بودند. آمریکا تلاش میکرد با بسیج نیروهای امنیتی و جاسوسان خود، محل نگهداری او را کشف کند، اما ایرانیها با کنترل کامل و دقیق اوضاع، عملیات خود را سری نگه داشتند. گروگانگیران پیامهایی برای تبادل گروگانها ارسال کردند، اما اسرائیل ابتدا وجود گروگانها در اختیار ایرانیها را انکار میکرد. نهایتاً اسرائیل تحت فشارهای سیاسی و اطلاعاتی مجبور شد چهل افسر سوری را که در اسارت داشت، آزاد کند.
با اطلاع رفعت اسد، فرمانده کل نیروهای مسلح سوریه و برادر حافظ اسد، از حضور دوج در ایران، وی شدیداً عصبانی شد. رفعت اسد با سفیر ایران در دمشق تماس گرفت و خواستار بازگرداندن فوری گروگان شد. او با این تصور که ایران از خاک سوریه برای ربودن یک شهروند آمریکایی سوءاستفاده کرده است، تلاش کرد کنترل کامل بر عملیات ایران در سوریه را اعمال کند.
در اقدامی عملی، هواپیمای ایرانایر حامل نیروهای ایرانی و تجهیزات به فرودگاه بینالمللی دمشق رسید، اما برج مراقبت اعلام کرد هیچکس حق خروج ندارد و ورود نیروهای ایرانی ممنوع است. سیصد نیروی سپاهی و بسیجی که مأموریت سه ماهه در سوریه و لبنان داشتند، مجبور شدند دو هفته در هواپیما و در گرمای شدید صحرای دمشق باقی بمانند. مسئولان سپاه به مقر سازمان اطلاعات سوریه مراجعه کردند، اما تنها پاسخی که دریافت کردند دستور ژنرال رفعت اسد بود: هیچ نیروی ایرانی تا اطلاع ثانوی حق ورود به خاک سوریه ندارد.
با وجود فشارهای شدید سوریه و تلاشهای آمریکا برای کشف محل نگهداری دوج، مقامات ایرانی با دقت کامل عملیات را مدیریت کردند. دوج تحت شرایط انسانی مطلوب نگهداری شد و هیچ برخورد خشنی با وی صورت نگرفت. این مدیریت دقیق تضمین کرد که گروگان سالم به مقصد نهایی منتقل شود و ایران بتواند در عین حفظ امنیت خود، فشارهای بینالمللی را کنترل کند.
در نهایت، در ۳۰ تیر ۱۳۶۲ (۲۱ ژوئیه ۱۹۸۳)، دوج سوار بر هواپیمای ایرانایر به سوریه منتقل شد. تحویل دوج به سفارت آمریکا در دمشق انجام شد و چهل افسر سوری اسیر اسرائیل نیز آزاد شدند. این تبادل مهم، روند آزادسازی گروگانهای ایرانی را نیز تسهیل کرد. دوج پس از بازگشت به آمریکا اعلام کرد که هیچ رفتار خشنی با او صورت نگرفته و شرایط انسانی مناسبی فراهم شده بود.
پس از ربایش دوج، ایران تلاش کرد گروگانهای خود را آزاد کند و حتی اقدام به ربایش سه کشیش لبنانی مارونی نمود تا از طریق آنها با فالانژیستها مذاکره کند، اما این اقدام با محدودیتها و مقاومتهای ارتباطی مواجه شد. رادیو فالانژیستها اعلام کرد که باید با کشیشها با شدت برخورد شود و حتی تهدید به اعدام آنها شد. این اتفاق نشاندهنده اختلافات داخلی فالانژیستها با مسیحیان لبنانی بود.
عملیات گروگانگیری دوج و مدیریت ایرانیها بازتاب گستردهای در سطح بینالمللی داشت و دولتهای غربی را به اتخاذ مذاکرات پنهانی، تبادل اطلاعات و گروگانها واداشت. در ایران، این عملیات نشاندهنده توانایی نیروهای ایرانی در مدیریت یک عملیات پیچیده اطلاعاتی، امنیتی و دیپلماتیک بود که در محیطی جنگزده و با حضور گسترده نیروهای خارجی انجام شد.
همچنین فشارهای رفعت اسد و محدودیتهای سوریه باعث شد روابط ایران با دمشق تا حدی محدود شود، اما ایران با حفظ هوشیاری و مدیریت سیاسی و نظامی، موفق شد بدون خسارت، عملیات را به سرانجام برساند. آزادی دوج بازتاب گستردهای در رسانههای بینالمللی داشت و نشان داد ایران توانست همزمان با مقابله با فشارهای جهانی و منطقهای، امنیت گروگان و نیروهای خود را حفظ کند. با این حال، آنها موفق به آزادسازی احمد متوسلیان نشدند.
کتاب «دوج» نوشته حمید داودآبادی با شمارگان ۵۰۰ نسخه و در ۱۲۸ صفحه و به بهای ۱۱۰ هزارتومان از سوی انتشارات شهید کاظمی منتشر شد.
۲۵۹
نظر شما