به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، زندگی روزمره زنان در ایران بازتابی از تعامل پیچیده میان فرصتها و محدودیتهاست؛ فضایی که هم امکان رشد و مشارکت را فراهم میکند و هم با چالشهای ساختاری، اجتماعی و فرهنگی مواجهه است. زنان امروز با نقشهای متنوع در خانواده، محیط کار و جامعه، با واقعیتهایی روبهرو هستند که گاه محدودیتها را برجسته میکند و گاه توانمندیها و خلاقیتهای آنها را به نمایش میگذارد. تحلیل این واقعیتها نه تنها تصویری دقیقتر از وضعیت زنان ارائه میدهد بلکه نشان میدهد که قوانین، سنتها و فرهنگ عمومی چگونه زندگی روزمره آنها را شکل میدهند.
این ضرورت باعث شد تا پژوهش ایرنا در پروندهای با عنوان «زندگی روزمره زنان در ایران امروز؛ چالشها و فرصتها» به شناسایی و تحلیل وضعیت پیشروی زنان ایرانی در جامعه معاصر بپردازد. محورهای اصلی بررسی شامل حقوق قانونی و سیاسی، وضعیت اقتصادی، ابعاد اجتماعی و فرهنگی، سلامت و امنیت و نحوه نمایش زنان در رسانهها و فرهنگ عمومی است. با بهرهگیری از مصاحبهها، گزارشهای پژوهشی و دادههای میدانی، این پرونده تصویری جامع و واقعگرایانه از زندگی زنان امروز ارائه میدهد و مسیرهای احتمالی برای ارتقای مشارکت و توانمندسازی آنها را روشن میسازد.
نخستین گزارش در این زمینه، خلاصهای از مقاله «مهتاب خوشکلام» و «محبوبه فراهتی» با عنوان «نابرابری درآمد و مشارکت اقتصادی زنان در استانهای ایران» است که در ادامه میخوانیم؛ مقالهای که به بررسی تأثیر نابرابری درآمد بر مشارکت اقتصادی زنان در ۳۱ استان کشور طی دوره زمانی ۱۳۹۰ تا ۱۳۹۹ پرداخته است.
اشتغال زنان چه تاثیری در رفاه اجتماعی دارد؟
نویسندگان در مقدمه مقاله حاضر اشاره می کنند که پدیده فعالیت اقتصادی و اشتغال زنان از دیرباز مورد توجه بوده است و اهمیت مشارکت اقتصادی زنان و رفع موانع پیشروی آنها میتواند زمینهساز رشد و توسعه هر جامعه باشد. در سالهای اخیر، جهان شاهد مشارکت گستردهتر زنان در بازار کار بوده است. توانمندسازی زنان و برداشتن موانع از مسیر آنها نه تنها وضعیت اقتصادی، بلکه موقعیت اجتماعی و سیاسی آنان را نیز بهبود میبخشد و میتواند بستر توسعه پایدار را فراهم کند.
در جوامعی که زنان نقش فعالتری در اشتغال و فعالیتهای اقتصادی دارند، رفاه اجتماعی نیز افزایش مییابد زیرا مشارکت زنان در بازار کار موجب افزایش تولید، درآمد سرانه و در نهایت ارتقای سطح رفاه جامعه میشود. از اینرو، شناخت جایگاه و نقش زنان در توسعه و ابعاد مختلف آن باید در مرکز توجه برنامهریزان توسعه قرار گیرد.
چرا مشارکت زنان در اقتصاد پایین است؟
در مقاله حاضر آمده است که زنان همواره یکی از مهمترین گروههای انسانی بودهاند اما به دلیل باورهای سنتی، جوامع مردسالار، تبعیضهای جنسیتی، نبود آگاهی از حقوق خود و کوتاهی نهادها در تضمین حقوق آنان، در طول تاریخ با محدودیتها و نابرابریهای اقتصادی مواجهه بودهاند.
با وجود پیشرفتهای تحصیلی و اجتماعی زنان در ایران، وضعیت آنان در بازار کار بهبود چشمگیری نداشته است. نرخ مشارکت اقتصادی زنان همچنان پایین است و نرخ بیکاری آنان ۲ برابر مردان است.
امروز زنان بیش از نیمی از جمعیت جهان را تشکیل میدهند و سهم قابل توجهی از ساعت کاری را به خود اختصاص میدهند اما درآمد و دارایی آنان نسبت به مردان بسیار کمتر است. در چند دهه اخیر، مشارکت زنان در اقتصاد رشد داشته است که ناشی از تغییر نگرش زنان نسبت به توانمندیهای خود و تغییر دیدگاه جامعه نسبت به نقش آنها فراتر از همسری و مادری است. در کشورهای پیشرفته، زنان سهم خود را در اشتغال حرفهای افزایش دادهاند، در حالی که در کشورهای در حال توسعه، نقش آنها بیشتر در بخش کشاورزی، کارهای بدون مزد خانگی و فعالیتهای غیررسمی مشاهده میشود.
با وجود پیشرفتهای تحصیلی و اجتماعی زنان در ایران، وضعیت آنان در بازار کار بهبود چشمگیری نداشته است. نرخ مشارکت اقتصادی زنان همچنان پایین است و نرخ بیکاری آنان ۲ برابر مردان است. عوامل متعددی بر ورود یا عدم ورود زنان به بازار کار تأثیرگذارند؛ از جمله سطح تحصیلات، نرخ باروری، درآمد سرانه، سرپرستی خانوار، توسعه اقتصادی، افزایش سطح سواد، وضعیت تأهل و طلاق، بهبود شرایط بهداشت و نگرشهای فرهنگی نسبت به حقوق زنان.
مشارکت اقتصادی زنان نه تنها از نظر اقتصادی، بلکه از نظر اجتماعی، فرهنگی و سیاسی اهمیت دارد و میتواند به تحقق توسعه پایدار و توازن جنسیتی کمک کند. از سوی دیگر، بهبود توزیع درآمد نیز با کاهش نابرابری اقتصادی و اجتماعی، افزایش رفاه عمومی، تقویت رشد اقتصادی و حفظ ثبات اجتماعی و سیاسی همراه است.
مشارکت اقتصادی زنان طی دوره زمانی ۱۳۹۰ الی ۱۳۹۹
نویسندگان مشارکت اقتصادی زنان (بر حسب درصد) طی دوره زمانی ۱۳۹۰ الی ۱۳۹۹ برای ۳۱ اسـتان ایران بر حسب شماره در جدول (۱) ارائه دادهاند.

نرخ مشارکت اقتصادی در استانهای ایران
نویسندگان در مقاله حاضر بر این باورند که مشارکت اقتصادی زنان طی سالهای مورد مطالعه در استانهای ایران با نوسان همراه بوده و طی سالهای اخیر شروع به افزایش کرده است. نرخ مشارکت اقتصادی زنان در استانهای آذربایجان شرقی، آذربایجان غربی، اردبیل، البرز، ایلام، بوشهر، چهارمحال و بختیاری، خراسان جنوبی، خراسان رضوی، خراسان شمالی، خوزستان، زنجان، سمنان، فارس، قزوین، کردستان، کرمان، کرمانشاه، کهگیلویه و بویراحمد، گلستان، گیلان، لرستان، مازندران، مرکزی، هرمزگان، همدان و یزد طی این سالها روند صعودی داشته است.
نرخ مشارکت اقتصادی در استان اصفهان طی سالهای ۱۳۹۵ تا ۱۳۹۷ افزایش شدیدی داشته و پس از آن روندی ملایم را طی کرده است. نرخ مشارکت اقتصادی استان تهران طی سالهای ۱۳۹۵ تا ۱۳۹۷ کاهش ملایمی داشته و پس از آن روندی صعودی به خود گرفته است. نرخ مشارکت اقتصادی در استان سیستان و بلوچستان تا سال ۱۳۹۵ بهطور ملایم کاهش یافته و پس از آن به شدت افزایش یافته است. در نهایت، نرخ مشارکت اقتصادی استان قم تا سال ۱۳۹۴ بهطور نوسانی افزایش یافته، سپس از سال ۱۳۹۴ به شدت کاهش یافته و از سال ۱۳۹۷ روندی صعودی داشته است.
زنان در شهرها تا چه اندازه در اقتصاد مشارکت دارند؟
نتایج این مقاله نشان میدهد که به ازای یک واحد افزایش در نسبت جمعیت زنان شهری به کل جمعیت زنان، نرخ مشارکت اقتصادی در استانهای ایران ۳۲.۴۱ درصد افزایش مییابد. از آنجایی که شهرها دارای بازار کار گستردهتر و متنوعتری هستند، فرصتهای شغلی بیشتری در مقایسه با مناطق روستایی ارائه میدهند. افزایش جمعیت زنان در شهرها به معنای دسترسی بیشتر آنها به این فرصتهای شغلی است.
از طرفی، شهرها معمولاً دارای زیرساختهای بهتر از جمله مهدکودکها، مدارس، حمل و نقل عمومی و خدمات بهداشتی برای حمایت از زنان شاغل هستند. همچنین، به دلیل وجود مراکز صنعتی و تجاری، فرصتهای شغلی در شهرها بیشتر است. افزون بر این، زنان شهری به دورههای مهارتی دسترسی بهتری دارند که میتواند آنها را برای ورود به بازار کار آمادهتر کند.
باروری چگونه بر مشارکت اقتصادی زنان در ایران تأثیر میگذارد؟
براساس نتایج نویسندگان مقاله، با افزایش میزان باروری، نرخ مشارکت اقتصادی کاهش مییابد. به طوری که با افزایش یک واحد در میزان باروری، نرخ مشارکت اقتصادی در استانهای ایران ۱.۶۶ درصد کاهش مییابد. به عبارت دیگر، افزایش باروری معمولاً به دلیل افزایش مسئولیتهای مراقبت از کودکان، کاهش زمان و انرژی زنان برای مشارکت در فعالیتهای اقتصادی را به همراه دارد.
از طرفی، با افزایش میزان باروری، زنان ممکن است مجبور شوند از فرصتهای تحصیلی یا توسعه مهارتهای خود صرفنظر کنند و سطح تحصیلاتشان کاهش یابد؛ این امر موجب کاهش فرصتهای شغلی و در نتیجه کاهش میزان مشارکت آنها در بازار کار میشود. در بسیاری از جوامع، وظایف مراقبت از کودکان و کارهای خانگی بیشتر به زنان واگذار میشود. با افزایش تعداد فرزندان، این وظایف بیشتر شده و زنان زمان کمتری برای کار در بیرون از خانه خواهند داشت. این موضوع بهطور مستقیم مشارکت اقتصادی زنان را کاهش میدهد و میتواند به نابرابری جنسیتی در بازار کار منجر شود. بنابراین، افزایش باروری با افزایش مسئولیتهای خانوادگی و کاهش فرصتهای شغلی و تحصیلی، موجب کاهش مشارکت اقتصادی زنان میشود.
سواد چه تاثیری در مشارکت اقتصادی زنان دارد؟
طبق نتایج مقاله حاضر، افزایش نسبت باسوادی زنان باعث کاهش نرخ مشارکت اقتصادی در استانهای ایران شده است. به طوری که با یک درصد افزایش نسبت باسوادی، نرخ مشارکت اقتصادی در استانهای ایران ۸.۷۳ درصد کاهش مییابد. ساختار تولید به شدت سرمایهبر در اقتصاد ایران به گونهای است که تقاضای آن برای نیروی انسانی زیاد نیست؛ به عبارت دیگر، تقاضای زیادی برای سرمایه انسانی و به نوعی، تحصیلات و مهارت بالا وجود ندارد.
از طرفی، کاستیهای نظام آموزشی ایران موجب شده میان تحصیلات زنان و فرصتهای شغلی موجود تناسبی وجود نداشته باشد و بازار کار نتواند مشاغل مناسب با تحصیلات و مهارتهای زنان را ارائه دهد. یک سازوکار این است که زنان به دلیل انتظارات کمتر جامعه جهت اشتغال، ممکن است برای انتخاب رشته تحصیلی توجه کمتری به نیازهای بازار کار داشته باشند.
ساختار تولید به شدت سرمایهبر در اقتصاد ایران به گونهای است که تقاضای آن برای نیروی انسانی زیاد نیست؛ به عبارت دیگر، تقاضای زیادی برای سرمایه انسانی و به نوعی، تحصیلات و مهارت بالا وجود ندارد.
از طرف دیگر، زنانی که تحصیلات بیشتری دارند، ممکن است به دنبال مشاغل با کیفیت بالاتر و شرایط کاری بهتر باشند. اگر بازار کار نتواند این فرصتها را فراهم کند، این زنان ممکن است ترجیح دهند به جای پذیرش مشاغل کمدرآمد یا با شرایط نامطلوب، از بازار کار خارج شوند و به دنبال گزینههای دیگری مانند مهاجرت، کارآفرینی یا فعالیتهای غیراقتصادی باشند.
افزایش نابرابری درآمد چه تاثیری بر مشارکت زنان در بازار کار دارد؟
طبق نتایج نویسندگان مقاله حاضر، نابرابری درآمد بر نرخ مشارکت اقتصادی در استانهای ایران تأثیر مثبت و معناداری دارد. به طوری که با افزایش یک واحد ضریب جینی شهری، نرخ مشارکت اقتصادی در استانهای ایران ۱۵.۲۱ درصد افزایش مییابد. با افزایش نابرابری درآمد، خانوادهها ممکن است از درآمدی کمتر از حد لازم برای تأمین نیازهای اساسی برخوردار باشند. این مسأله ممکن است زنان را مجبور کند که برای تأمین مالی خانواده وارد بازار کار شوند.
در چنین شرایطی، زنان بهعنوان نیروی کار مکمل وارد بازار کار میشوند و حتی ممکن است شغلهایی با دستمزد پایین و شرایط شغلی سخت را نیز بپذیرند. همچنین ممکن است فشارهای اجتماعی در راستای تغییر سیاستها جهت دسترسی زنان به فرصتهای آموزشی و شغلی ایجاد شود. افزون بر این، افزایش نابرابری درآمد در جامعه ممکن است موجب افزایش سرمایهگذاریهای بزرگ در بخشهای مختلف اقتصادی مانند صنعت، فناوری و خدمات شود یا انگیزه نوآوری و کارآفرینی افراد با درآمدهای بالاتر را افزایش دهد که نتیجه آن افزایش رشد اقتصادی و افزایش روحیه مشارکت در جامعه است.
نتیجهگیری
طبق نتایج مقاله حاضر، با افزایش نابرابری درآمد، مشارکت اقتصادی زنان افزایش مییابد. با افزایش نابرابری درآمد به دلیل فشار اقتصادی بیشتر بر خانوادهها نیاز به درآمدهای اضافی افزایش مییابد و برخی خانوادهها مجبور به استفاده از تمام ظرفیتهای خود بهمنظور کسب درآمد هستند. حتی ممکن است افزایش نابرابری درآمد منجر به اتخاذ سیاستهای دولتی برای افزایش مشارکت زنان در بازار کار شود. این سیاستها میتوانند شامل حمایتهای مالی، تسهیلات آموزشی و برنامههای تشویقی یا سیاستهایی به منظور حمایت از کسبوکارهای کوچک زنان و افزایش دسترسی به خدمات مراقبت از کودکان برای استخدام زنان باشند.
از طرفی با افزایش نابرابری درآمد ممکن است برخی زنان به منظور حفظ قدرت خرید خود مجبور شوند بیش از یک شغل داشته باشند. همچنین با افزایش نابرابری درآمد، افرادی که صاحب درآمدهای بالاتر هستند قادر به سرمایهگذاری در تحقیق و توسعه خواهند بود که نوآوریهای فناورانه و در نهایت رشد اقتصادی را به همراه خواهد داشت. نتیجه رشد اقتصادی نیز افزایش روحیه مشارکت در جامعه خواهد بود.
پیشنهادات
بر اساس نتایج، پیشنهاد میشود دولت با اجرای سیاستهای بازتوزیعی و با هدف بهبود زیرساختها و خدمات عمومی، موجب کاهش نابرابری درآمد و از سوی دیگر افزایش مشارکت اقتصادی زنان شود.
اعمال نرخهای مالیاتی که برای درآمدهای بالاتر نسبت به درآمدهای پایینتر بیشتر باشد، باعث میشود درآمدهای بالاتر به نسبت بیشتری به دولت منتقل شده و در نتیجه، فضای بیشتری برای سرمایهگذاری در زیرساختها و خدمات عمومی فراهم شود.
ایجاد دسترسی به آموزش و بهداشت مناسب، بهبود شرایط مسکن و حمایت از زیرساختهای اجتماعی میتواند از جمله سیاستهایی باشد که به تقویت مشارکت اقتصادی زنان کمک کند.
ایجاد تسهیلات مالی برای مراکز مراقبت از کودکان، تنظیم مالیات به گونهای که به ایجاد مشوقهای مالی برای زنان جهت ورود به بازار کار و کسبوکارهای خودکفا کمک کند، میتواند منجر به افزایش مشارکت اقتصادی زنان در جامعه شود.
بر اساس نتایج مقاله حاضر، با توجه به تأثیر منفی نسبت باسوادی و میزان باروری بر مشارکت اقتصادی زنان، ارائه برنامههای آموزشی و توسعه مهارتهای متناسب با نیاز بازار کار، ایجاد فرصتهای بیشتر برای زنان در عرصه اقتصادی، حذف موانع قانونی و فرهنگی برای حضور آنها در حوزههای مختلف، تدوین سیاستهای حمایتی برای مراقبت از کودکان و اجرای برنامههایی برای تغییر نگرشهای فرهنگی و اجتماعی نسبت به نقش زنان در اقتصاد، میتواند به افزایش مشارکت اقتصادی آنان کمک کند.
فراهم کردن خدمات مراقبتی مناسب برای کودکان، از جمله مهدکودکها، مدارس زودآموز و سایر نهادهای مراقبتی، به زنان امکان میدهد تا در طول روز به اشتغال خود ادامه دهند.





نظر شما