تحلیلی بر فرضیهٔ روان‌شناختی پل ویتز دربارهٔ رابطهٔ پدرانگی و باور دینی

به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، آیا خداباوری ریشه در تجربیات ما از پدر دارد؟ این پرسش جسورانه، محور کتابی مهم از پل ویتز (Paul C. Vitz)، استاد روان‌شناسی دانشگاه نیویورک است که با عنوان ایمان بی‌پدران (Faith of the Fatherless) منتشر شده. او در این اثر بحث‌برانگیز، زندگی شخصی شماری از مشهورترین خداباوران و خداناباوران تاریخ را واکاوی می‌کند و به الگویی روان‌شناختی می‌رسد که آن را فرضیهٔ پدر معیوب می‌نامد.

بر پایهٔ این فرضیه، نحوهٔ درک و تجربهٔ ما از مفهوم خدا به‌شدت تحت تأثیر تجربهٔ ما از پدر است. ویتز می‌نویسد که در موارد متعدد، الحادهای افراطی و خصمانه نه از برهان‌های فلسفی، بلکه از تجربه‌های عاطفی و خانوادگی نشئت گرفته‌اند؛ تجربه‌هایی که با پدرانی آزارگر، غایب یا بی‌اثر گره خورده‌اند.ویتز می‌گوید:

«وقتی نقش پدر به‌عنوان حامی، مقتدر و مهربان از بین برود، ذهن کودک در بزرگ‌سالی پذیرای مفهومی از خدا که این ویژگی‌ها را دارد، نخواهد بود.»

در مقابل، او زندگی‌نامهٔ بسیاری از متفکران و الاهی‌دانان خداباور را بررسی می‌کند و می‌نویسد اغلب آنان رابطه‌ای گرم یا دست‌کم باثبات و محترمانه با پدران خود داشته‌اند. این یافته‌ها به‌وضوح از تأثیر تربیت اولیه و پدرانه بر تصویر ذهنی فرد از خدا حکایت می‌کنند.ویتز با تأکید بر این‌که فرضیهٔ او قانون علی و جبری نیست، تصریح می‌کند که تأثیر این الگو در سطح آماری و روان‌شناختی چشم‌گیر است. از نگاه او، حضور یک مربی، معلم یا پدر جایگزین می‌تواند تا حدی زخم روانی ناشی از پدر غایب یا نامناسب را التیام دهد.

نقش مادر چه می‌شود؟

هرچند تمرکز کتاب ویتز بر پدران است، اما پژوهش‌های دیگری چون مطالعات پروفسور بنگتسون (Bengtson) در دانشگاه کالیفرنیا، نشان می‌دهد که مادران نیز در شکل‌گیری یا تضعیف ایمان نقش کلیدی دارند. بنگتسون در مطالعه‌ای طولی با بررسی چند نسل از خانواده‌ها نشان داده که مادرانی با عزت‌نفس بالا، رفتار گرم و حمایت‌گرانه و رابطهٔ امن، زمینهٔ روانی مساعدتری برای رشد باورهای معنوی در فرزندان خود فراهم می‌کنند.در این نگاه، اگر پدر نقش پنجرهٔ عقلانی و اقتدارگرای جهان‌بینی کودک را دارد، مادر بستر عاطفی و امنیت روانی او را می‌سازد. ضعف در هر یک از این دو حوزه، می‌تواند باور دینی را دچار تزلزل کند.

هشدار به والدین؛ به‌ویژه پدران

نتایج این پژوهش‌ها، زنگ خطری جدی برای والدین است. نباید پدر بودن را به مسئولیت‌های اقتصادی و تأمین مالی تقلیل داد. روان کودک، پیش از منطق، با الگوهای شخصیتی اطراف خود شکل می‌گیرد و نگاه او به خدا، اغلب انعکاسی از تجربه‌اش از پدر است.پدری که غایب است، که به‌جای اقتدار مهربانانه، یا به خشونت متوسل می‌شود یا ضعف و بی‌عملی نشان می‌دهد، تصویری از جهان در ذهن فرزندش می‌سازد که یا ستمگر است، یا بی‌تفاوت، یا بی‌معنا.این نگاه، گاه تا بزرگ‌سالی ادامه می‌یابد و به بی‌اعتمادی عمیق نسبت به هر نوع اقتدار معنوی می‌انجامد. چنین افرادی نه‌فقط از نهاد دین، که از مفهوم خودِ خدا نیز فاصله می‌گیرند.

در نقطهٔ مقابل، حضور پدرانی حامی، مقتدر، اهل گفت‌وگو و در دسترس، نه‌تنها پایه‌های سلامت روان کودک را می‌سازد، بلکه در بلندمدت، بذر ایمان و معنویت را در ذهن او می‌کارد.

پرسش‌هایی برای تأمل

در جامعهٔ ما، کدام ویژگی‌های رفتاری پدران، بیش از همه فرزندان را به سوی دین‌گریزی سوق می‌دهد؟

آیا در سیاست‌گذاری فرهنگی، روان‌شناسی تربیت پدرانه به‌اندازهٔ کافی مورد توجه قرار گرفته است؟

مدارس، رسانه‌ها و نهادهای دینی تا چه حد پدران را در ایفای این نقش تربیتی یاری می‌کنند؟

برای مطالعهٔ بیشتر:

 • Vitz, P. (۱۹۹۹). Faith of the Fatherless: The Psychology of Atheism. Spence Publishing Company.

 • Bengtson, V. L. (۲۰۱۳). Families and Faith: How Religion is Passed Down Across Generations. Oxford University Press.

بر اساس مطلبی که در مدار منتشرشده است.

کد مطلب 2166581

برچسب‌ها

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
2 + 5 =

آخرین اخبار