به گزارش خبرآنلاین، حسامالدین آشنا، مشاور رئیس جمهور پیشین جمهوری اسلامی ایران در تحلیل مقاله اخیر محمد جواد ظریف در فارنافرز نوشت: اثرگذاری این متن در محافل تصمیمسازی آمریکا در کوتاهمدت محدود به آشنایی با موضع فکری بخشی از نخبگان ایرانی است ولی چنانچه فشار هزینههای جنگ بر ترامپ به حدی برسد که بهدنبال «پیروزی قابل ادعا» برای خروج از باتلاق باشد؛ اثر بخشی مقاله بالقوه بالا خواهد بود. مقاله دقیقاً همین پنجره فرصت را هدف گرفته است.
الف) لحن مقاله
لحن مقاله در مواجهه با مخاطب آمریکایی، بهجای کاهش اصطکاک و افزایش قابلیت اقناع،عمدتاً بر تقابل و اتهامزنی استوار است و همین امر ظرفیت اثرگذاری آن را محدود میکند. در محافل تصمیمسازی آمریکا، حتی منتقدان جنگ هم معمولاً به متنی که به این شدت اتهامی و مطلقگرا باشد، با احتیاط نگاه میکنند.
این متن شاید در برخی محافل ضدجنگ، بخشی از دانشگاهیان یا گروهی از منتقدان مداخلهگرایی آمریکا شنونده پیدا کند، ولی برای شورای امنیتملی، بدنه وزارت خارجه، کنگره، یا اندیشکدههای میانهرو و جریان اصلی، احتمالاً بیش از آنکه «قابلاستفاده» باشد، بهعنوان موضعگیری طرف ایرانی خوانده میشود.
با این حال، مقاله کاملاً بیاثر هم نیست، چون نشانمیدهد در اردوگاه ایرانی، صدایی وجود دارد که نه صرفاً از انتقام بلکه از پایان عزتمندانه جنگ هم حرف میزند و این پیام را میرساند که اگر قرار است توافقی باشد، باید شامل منفعت اقتصادی واقعی برای ایران باشد. از سوی دیگر به برخی محافل آمریکایی یادآوری میکند که فشار نظامی لزوماً به تسلیم منجر نمیشود و شاید حتی فضای توافق بهتر را از بین ببرد.
ب) اعتبار نویسنده پیام
ظریف بهعنوان وزیر خارجه سابق و مذاکرهکننده ارشد برجام، در واشنگتن شناخته شدهاست. اشاره به جزئیات فنی (۳.۶۷٪، پروتکل الحاقی، قطعنامه ۵۹۸ شورایامنیت) نشان میدهد متن توسط فردی با تسلط کامل نوشتهشده. همچنین انتقاد از اشتباهات آمریکا (بوش، اوباما، ترامپ، بایدن) بهصورت مستند است، نه احساسی. ولی همین جا یک مشکل اساسی وجود دارد و آن نفرت شخصی ترامپ از روحانی و کینه شتری از ظریف است. این نفرت و کینه حاصل طراحیهای هوشمندانه این دو در دوره اول ترامپ در جریان خروج آمریکا از برجام، صف آرایی جهان در برابر ترامپ در شورای امنیت و تحقیر او در عدم امکان ملاقات با روحانی در نیویورک است.
ج) کارآمدی در فرآیند تصمیمسازی
مقاله در یکی از تأثیرگذارترین نشریات در وزارت خارجه، شورای امنیت ملی و کنگره آمریکا با واژگانی کاملاً تخصصی و حرفهای منتشر شدهاست. چنین متونی توسط کارشناسان ارشد سنای آمریکا، کارکنان کمیته روابط خارجی و مشاوران امنیت ملی خوانده میشوند. ولی به دلیل فضای جنگی و «دیوار روانی» در واشنگتن، ممکن است هرگونه پیشنهاد پایان جنگ از ایران بهعنوان «نیرنگ» تلقی شود. از سوی دیگر فقدان بازیگر مشخصی در تیم ترامپ که بخواهد یا بتواند چنین متنی را به کاخ سفید ببرد کار انتقال پیام را بسیار دشوار میکند. با این حال، اگر جنگ به بنبست هزینهبر برای آمریکا تبدیل شود، چنین مقالهای میتواند به «سند مرجع» برای گروههای پشتیبان دیپلماسی (مثل شورای روابط خارجی، بنیاد کارنگی، یا حتی برخی جمهوریخواهان واقعگرا) تبدیل گردد.
۴) سازواری درونی
متن کاملاً دوپاره مینمایاند؛ در نیمه اول ادعا میکند که ایران دست بالا را دارد و طرف مقابل در باتلاق است؛ و در نیمه دوم، میگوید چون ادامه جنگ ویرانگر است پس باید ایران بهسمت توافق برود؛ در نتیجه ممکن است برخی مخاطبان بپرسند: اگر پیروزی اینقدر روشن است، چرا امتیازدهی و شتاب برای توافق؟
اما پاسخ روشن است: پیروزی در جنگ به معنای مصونیت از هزینههای فرسایشی نیست. ظریف به صراحت میگوید ادامه جنگ زیرساختها و جان مردم را نابود میکند. این یک محاسبه هزینه‑ فایده است، نه تناقض منطقی. در تاریخ دیپلماسی نمونههای فراوانی داریم که طرفِ دارنده «دست بالا» تصمیم میگیرد جنگ را زودتر تمام کند تا از هزینههای اضافی بپرهیزد (مثل خاتمه جنگ ویتنام توسط آمریکا با وجود برتری نظامی) در نتیجه میتوان این بخش از مقاله را چنین خوانش کرد که:
راه پیش روی ایران نه ادامه جنگ از سر غرور، و نه معامله از سر اضطرار است. بلکه تبدیل عزتمندانه هزینهها به بازدارندگی و امنیت پایدار است.
جمعبندی راهبردی:
مقاله ظریف بیش از آنکه یک «طرح عملیاتی فوری» باشد، یک «سند راهنما برای روز پس از جنگ» است. اگر ایران بتواند بدون پذیرش آتشبس شکننده، فشار نظامی را حفظ کند و همزمان این پیشنهاد را از طریق کانالهای غیرمستقیم (عمان، قطر، چین) به واشنگتن برساند، احتمال تبدیل آن به سندی برای مذاکره رسمی وجود دارد. در غیر این صورت، صرفاً یک «کاغذ سفید» آرمانگرایانه باقی خواهد ماند.
این مقاله با اعلام این نکته که «مقاومت باید به دستاورد سیاسی تبدیل شود» برای ایران، ارزش راهبردی دارد؛ ولی برای اینکه واقعاً بر پایان جنگ و بر تصمیمسازی آمریکا و ایران اثر بگذارد، باید بسیار دقیقتر و از نظر تضمینهای اجرایی بسیار سختگیرانهتر باشد.
>>> مشروح این تحلیل را در لینک ذیل بخوانید:
ملاحظاتی پیرامون اعتبار و اثربخشی ظریف/ مقاله ظریف به روشنی اولویت را بر«پایان دادن به جنگ» بهجای «ادامه پیروزی نمادین» مینهد
315




نظر شما