مذاكرات اسلام آباد

۰ نفر
۲۰ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۰۹:۵۳
روشنفکران قاجاری و نگاه نو به کودکی

پیشتر در همین جا در یادداشتی عرض کرده بودم که جدا از تعاریف سنتی برای ادبیات کودک، می‌توان از منظر مفهوم تاریخی و جامعه‌شناختی کودکی نیز به تعریفی از ادبیات کودک دست یافت.

در یادداشت پیشین نوشته بودم در ایران قاجاری با عمومیت یافتن دغدغه درباره علل افول و زوال تمدن ایران (و یا تمدن اسلامی و سایر ملل شرقی) بحث درباره کودکان و کودکی هم اقبال یافت و سخن گفتن از کودکان و حقوق و آموزش ایشان فراگیر شد. در این یادداشت به برخی از این جلوات در آثار روشنفکران قاجاری اشاره خواهم کرد.

می‌دانیم که اگر کودکی را فراتر از تعاریف ارائه شده در دانش جامعه‌شناسی، مجموعه نگاه بین‌الاذهانی، فلسفی، اعتقادی، حقوقی، خانوادگی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی به کودکان بدانیم آنگاه می‌توانیم ادبیات کودک و نوجوان را هم ذیل کودکی به این شکل تعریف کرد که بنا بر جایگاه، رسالت و اهمیتی که کودکان در هر جامعه‌ای دارند، ساختار اجتماعی آثاری برای استفاده ایشان و به منظور آموزش، پرورش و سرگرمی و یا مصرف ایشان پدید می‌آورد و آن نوشته‌ها را ترویج و تایید می‌کند که به این خواندنی‌ها و شنیدنی‌ها ادبیات کودک و نوجوان گفته می‌شود. پس  بر این اساس می‌توان نتیجه گرفت تحول و رشد در خواندنی‌های کودکان مستلزم تحول کودکی در هر جامعه است.

نگاه نو به کودکان و کودکی در آثار بسیاری از نوگرایان عصر قاجار دیده می‌شود. چنین نگاهی را می‌توان به‌طور خاص در دغدغه‌های مستمر فتحعلی آخوندزاده نسبت به حقوق کودکان مشاهده کرد. اشاراتی به حقوق کودکان در نوشته‌های آخوندزاده دیده می‌شود. برای نمونه او در بخشی از نامه‌های کمال‌الدوله از اسیری اطفال ایرانی به دست ترکمنان با اندوه یاد می‌کند. با این همه مفصل‌ترین و پرتکرارترین نوشته‌های او در این زمینه به ناقص‌سازی جنسی و بی‌رحمانه پسران برده مربوط است. که در نوشته‌های مختلف به آن پرداخته است. همچنین در نامه‌های کمال‌الدوله بحث درباره شیوه‌های تربیتی کودکان و اشاراتی به تجاوز و تعرض جنسی به پسربچه‌ها و دختربچه‌ها می‌بینیم. اشارات او به حقوق کودکان به این موضوعات محدود نیست. مثلا در پاسخ به میرزا آقای تبریزی وقتی می‌خواهد جایگاه هنر نمایش در غرب را نشان بدهد می‌گوید که شاه همراه با عیال و اطفال خود به سالن تئاتر می‌آید. این نشان از ارزش قائل شدن برای کودکان و همچنین به حساب آوردن و یاد کردن از حضور کودک در سالن نمایش است. یا در نقد نمایشی از میرزاآقا تبریزی که نمایشنامه‌هایش را پیش از چاپ برای راهنمایی گرفتن به آخوندزاده فرستاده بود، نسبت به عبارت زشتی که یکی از شخصیت‌های نمایشنامه (حاجی پیرقلی) درباره دخترش سارا به خواستگار دختر (آقا هاشم) می‌زند اعتراض می‌کند و چنین کلامی را دور از شان و حقوق کودکان می‌داند.

کمی پس از آخوندزاده، مقالات میرزا تقی خان حکیم‌باشی در روزنامه فارس دربردارنده نگاهی نو به کودکان و کودکی آمیخته با کرامت و ارزشمندی بیش از پیش است. این نوشته‌ها ده سال بعد با ویرایش‌هایی در کسوت کتاب هم منتشر می‌شوند. همچنین در نوشته‌های دیگران همچون میرزاآقا خان کرمانی، میرزا ملکم ناظم‌الدوله، ناظم‌الاسلام کرمانی، عبدالرحیم طالبوف و ... اشاراتی به حقوق کودکان دیده می‌شود.

با این حال جدی‌ترین و پیگیرترین دغدغه‌مند کودکی و حقوق کودکان نه در دوره ناصری که در دوران پادشاه بعد یعنی مظفرالدین شاه رخ می‌نماید. ادیب‌الممالک فراهانی در مقالات خود در نشریه ادب با دقت و دلسوزی از کودکی و حقوق کودکان سخن می‌گوید. پیشتر در کتاب « از باب قرائت اطفال» (1382) ذیل نشریه ادب و همچنین در مقاله مستقلی در نشریه عصر روشن (مرداد 1403) از توجه ویژه ادیب‌الممالک به کودکان و حقوق ایشان نوشته‌ام و جایگاه ممتاز و متفاوت او را در نگاهی نو به کودکان متذکر شده‌ام. ادیب‌الممالک فراتر از حقوق عملی به شرافت و کرامت کودکان باور دارد و مباحث مربوط به سلامت، بهداشت، آموزش، پرورش، خواندنی‌ها، صیانت و ... مرتبط با کودکان را در این پیش‌زمینه بنیادین معنا می‌کند.

دیدگاه‌های آموزشی آخوندزاده، حکیمباشی کاشانی، شیخ‌الاسلام حسین‌زاده، محمود مفتاح‌الملک، مصباح‌السلطنه انصاری و دیگران هم شواهدی دیگر از این تحول نگاه هستند که در مقاله‌ای در فصلنامه مردمنامه (1403) و در مقاله دیگری در نشریه آزما ( 1404) در ضمن  تحلیل اندیشه‌ها و مکتوبات آخوندزاده مفصلا به تشریح آن پرداخته‌ام.

توجه این روشنفکران و روزنامه‌نگاران به کودکان، نیازها، اهمیت و حقوق ایشان سبب تحول گام به گام در انگاره اجتماعی کودکی شد و زمینه جهشی چشمگیر در زایش، نگارش و خوانش خواندنی‌های کودکانه را فراهم آورد.

کد مطلب 2216927

برچسب‌ها

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
2 + 11 =