همچنین عرض کرده بودم توجه روشنفکران و روزنامهنگاران به کودکان، نیازها، اهمیت و حقوق ایشان در زمینههای گوناگونی چون سلامت، بهداشت، امنیت، آموزش و ... سبب تحول گام به گام در انگاره اجتماعی کودکی شد و این تحول فکری زمینهساز جهش عینی در بنیادهای اجتماعی کودکان همچون مدارس و خواندنیها شد و به تحول در نهاد اجتماعی کودکی انجامید.
در مطلب قبل از نوزایی نظری و اندیشگی مفهوم و گفتمان کودکی سخن گفتم. این بار به ارایه شواهدی دال بر تحولات عینی و اجتماعی کودکی و یا همان تطور نهاد کودکی در عرصه آموزش عمومی خواهم پرداخت و اگر عمری باشد بعدتر تحولات نهاد کودکی در دوره قاجار را ضمن مرور دستاوردهای فرهنگی و اجتماعی هم پی خواهم گرفت.
تحولات آموزشی
در طول پادشاهی قاجاریان آموزش عمومی کودکان در ایران به شکل بنیادین متحول شد. نمودها و عرصههای این تحول چندگانه بود. از آغاز به فعالیت مدارس خارجی وابسته به مبلغان مسیحی گرفته، تا تغییرات چشمگیر در نظام آموزش سنتی مکتبخانهای، تاسیس مدارس جدید دولتی، تشکیل انجمن معارف و افتتاح دهها مدرسه ملتی (غیر دولتی).
اولین مدارس خارجی نوین را مبلغان آمریکایی در دوره محمد شاه قاجار در اطراف ارومیه به راه انداختند. در دوره ناصری مدارس مبلغان انگلیسی، فرانسوی و آمریکایی در تهران، تبریز، سلماس، اصفهان و همدان آغاز به کار کرد و اولین مهد کودک در ایران هم در همان عصر افتتاح شد. در دوره پادشاهان بعدی تا پایان حکومت قاجاریان مستمرا بر تعداد و پراکندگی مدارس خارجی افزوده شد.
شکل دیگر تحول آموزشی تغییرات برآمده از نوگرایی در مکتبخانهها بود. تاکنون کمتر مطالعه گستردهای درباره تحولات داخلی مکتبخانهها در دوره قاجار که به واسط مواجهه با تفکر و تمدن نو روی داده صورت گرفته است.
نباید از یاد برد که تا پایان دوره قاجار و اواسط مقطع پهلوی اول همچنان تعداد، پوشش و پراکندگی مکاتب از مدارس بیشتر است و از حدود سال ۱۳۱۰ ش است که تعداد مدارس از تعداد مکاتب رسمی پیشی میگیرد و این البته شامل صدها و هزاران مکتب غیررسمی در خانهها و مساجد و روستاها نبوده است. نکته دوم رواج همزمان مکتب و مدرسه در بسیاری مناطق کشور تا سالهای سال است. به این ترتیب که بسیاری از کودکان پیش از ورود به مدرسه، در جایگاه پیشدبستانیهای امروز به مکتب میرفتهاند و یا در تابستانها که مدارس تعطیل بودهاند در مکاتب حضور داشتهاند. تحول مغفول در پژوهشها، تأثیرپذیری مکتبخانهها از صنعت چاپ و تحولات و نوگراییهای فکری و اجتماعی است. الفباآموزها و کتب بچهخوانی که در ایران و هند در قرن سیزدهم قمری در حجمی وسیع منتشر میشدهاند در مکتبخانهها به کار میرفتهاند. گلستانها، بوستانها و نصابالصبیان چاپ شده در دوره فتحعلیشاه، دهها فارسیآموز و کتاب درسی کودکانه شامل دهها «کریما» و «پندنامه» چاپ شده در سراسر هند طی قرن سیزدهم قمری، بچهخوانیهای چاپ شده در دوره محمدشاه قاجار و دهها بچهخوانی و حتی کتب جدید کودکانه دوره ناصرالدین شاه همه برای استفاده در مکتبخانهها منتشر شدهاند؛ چراکه تا سال ۱۳۱۵ ق تقریباً هیچ مدرسهای به سبک جدید در داخل ایران و برای ایرانیان و مسلمانان وجود نداشته است.
مدارس دولتی ایرانی هم با تاسیس دارالفنون در اوایل دوره ناصری کلید خورد و با راهاندازی مدرسه مشیریه، مدرسه سپهسالار، مدرسه دارالشفاء، مدرسه مادرشاه و مدرسه نظامی در تهران و مدرسه صدر و مدرسه همایونی در اصفهان، مدرسه سلیمانخان در مشهد و مدرسه دارالفنون در تبریز در دوره همان پادشاه تداوم یافت. چند مدرسه مهم متوسطه و عالی دولتی جدید نیز از جمله مدرسه سیاسی و مدرسه فلاحت در دوره مظفری آغاز به کار کرد.
انجمن معارف در دوره مظفری بنیان نهاده شد و تاسیس دهها دبستان و چندین مدرسه متوسطه غیر دولتی و دولتی را در پی داشت. در بحث تشکیل انجمن معارف ایران و راهاندازی مدارس جدیده متعدد افراد مختلفی را به عنوان شخصمحوری و موجد اصلی یاد میکنند. از علیخان امینالدوله صدراعظم و نیرالملک وزیر علوم گرفته تا میرزا حسن رشدیه که پیشتر در ایروان و تبریز مدارسی داشته و یحیی دولتآبادی و دیگران. گرچه شاه و عمال حکومتی و همه دیگر اعضای انجمن در این اتفاق سهیم بودند اما به گمانم بانی اصلی این تحول بزرگ ملی شخص دیگری است که به ندرت از آن یاد میشود. سیدکریم خان فیروزکوهی کسی است که در دوره ناصری نیز درگیر امور آموزش و مدارس بوده و کتب درسی متعددی ترجمه و منتشر کرده بوده است. وی در سال ۱۳۱۶ تصمیم به راهاندازی اولین مدرسه ابتدایی در تهران میگیرد و از ثروت شخصی هزینههای دائمی آن را تأمین میکند و هیأت امنایی از رجال دولتی و بازاریان و خیرین برای آن ترتیب میدهد که همین جمع سنگ بنای انجمن معارف قرار میگیرد. در ادامه نیز عملاً بخش قابل توجهی از هزینههای انجمن و مدارس جدید و کتابهای درس و ... توسط این شخص تأمین میشود.
انجمن معارف تا پیش از صدور فرمان مشروطیت بیش از پنجاه مدرسه ابتدایی را در تهران و همچنین در شهرهایی چون شهرهای رشت، مشهد، تبریز و بوشهر زیر نظر داشت.
مدارس دخترانه در سالهای پیش از مشروطه عملاً به مدارس خارجی منحصر بود. گرچه از دورة ناصری تعدادی از دختران مسلمان در مدارس آمریکایی تحصیل میکردند. پس از صدور فرمان مشروطه و با حدود یک دهه فاصله نسبت به مدارس پسرانه، مدارس دخترانه خصوصی هم آغاز به کار کردند. یک دهه بعد مدارس دولتی دخترانه هم راهاندازی شدند.
دارالمعلمین و دارالمعلمات یا همان دانشکدههای تربیت معلم در سال ۱۳۳۷ ق به دستور احمدخان نصیرالدوله بدر، وزیر وقت معارف تأسیس شدند و در دوره او نظام آموزش و پرورش شکل جدیتری گرفت.
همچنین در دوره مظفری و پادشاهان بعدی چندین قانون و آییننامه مرتبط با مدارس به تصویب رسید. از «انتظامات تعلیمات عمومی» در ۷ صفحه در سال ۱۳۱۹ ق و «دستور مدارس ابتدائیه به تصویب وزارت جلیله معارف» در ۲۱ صفحه در سال ۱۳۲۷ ق تا «اساسنامه شورای معارف» که همگی در چاپخانه دولتی «مطبعه شاهنشاهی» به چاپ رسیدهاند.
در سال 1328 ق مجلس قانون وزارت فرهنگ را تصویب کرد و در سال 1329 قانون اساسی معارف به تصویب مجلس شورای ملی رسید و در سال 1300 ش قانون شورای عالی معارف به تصویب رسید و امتحانات مدارس نظاممند شد. در قانون اساسی معارف چند بند مهم در تاریخ کودکی وجود دارد. مثلا بندهای مربوط به تعریف مدرسه، اجباری بودن تحصیلات ابتدایی، آزاد بودن تحصیل برای همه و ممنوعیت «مجازات بدنی». همچنین تقسیم مدارس به دو دسته دولتی و «غیر رسمی» و یا همان دارای «بانی مخصوص» و همینطور اشاره به «مدارس دولتی غیر مجانی» و طبقهبندی مدارس در چهار گروه مکاتب ابتدایی دهکده، مکاتب ابتدایی بلدی، مدارس متوسطه و مدارس عالیه.
به این ترتیب میبینیم که در دوره قاجار با شکلگیری اولین مدرسهها، اولین دبیرستانها، اولین مدارس دخترانه، مدارس ویژه ایتام و نیازمندان، تاسیس دارالمعلمین و دارالمعلمات، تدوین نظام آموزشی و امتحانات، نظاممند ساختن کتابهای درسی و ... شاهد شکلگیری ساختار آموزش عمومی نوین برای کودکان و نوجوانان و در یک کلام شاهد تحول عظیمی در نهاد اجتماعی کودکی در ایران هستیم.




نظر شما