در روزهای اخیر چند مصاحبۀ تصویری در تلویزیون و جاهای دیگر دیدم که کارشناسان برنامه با چه آب و تابی دارند از «عهدنامۀ ترکمانچای» حرف میزنند و همه هم متفقالقول که عجب عهدنامهای بود و باید به آن افتخار کرد و اگر میهنپرستانی هم چون پادشاهان قاجار نبودند چه بسا که اصلا امروز چیزی به اسم ایران وجود نمیداشت. گفتن این حرفها از سوی مورخان و کارشناسانِ رسمی و قابلِ پخش برایم خیلی جالب بود. به خاطر آوردم که همین حرفها را آقای مجلسی- البته با آب و تاب بسیار کمتری- زد و چه قدر بابتش فحش خوردیم در آن روزگار. همین الان هم اگر بروید به آپارات و کامنتهای زیر این ویدئو را ببینید با بخشی از آن دشنامها مواجه میشوید. از فحشهای مؤدبانهای مثلِ وطن فروش و خائن و سازشکار گرفته تا چند فقره فحشِ ناموسی. تا مدتها بعد از این مصاحبه هم مدعیانِ غیرتمندی بودند که زیر مطالب من کامنتهایی از این دست میگذاشتند. با این مضمون که تو و دوستانت مشتی وطن فروش سازشکارید که حاضرید همه چیز این کشور را دودستی تقدیم دشمن کنید و نشان به آن نشان که در گفت و گو با فریدون مجلسی چه گفتهاید و چه نگفتهاید.
از سال 96 تا حالا چه اتفاقی افتادهاست که ناگهان همان تیر و طایفه طرفدار عهدنامۀ ترکمانچای شدهاند و حالا دیگر نه تنها کسی آنها را به بیغیرتی متهم نمیکند بلکه مورد تشویق و تأیید هم قرار میگیرند؟ بیتعارف، اصل موضوع این است که ظاهرا طبق یک قانون نانوشته قرار شده است هرچیز که متعلق به دورۀ پهلوی است جنایت و خیانت نشان داده شود و از آنجایی که حکومتِ پهلوی سعی وافری در سیاه نشان دادن دورۀ قاجار داشت، حضرات در مقابل سعی دارند جبران مافات کنند و تصویر درخشانی از دورۀ قاجار بسازند. اگر در سالهای اخیر یک سریال رمانتیک و خوش آب و رنگ دربارۀ دوره پهلوی ساخته شده است در عوض تا دلتان بخواهد فیلم و سریال ساختهایم دربارۀ دورانِ شکوهمندِ قاجار. ایرادی هم ندارد. فیلمسازان اجازه دارند هرطور که دلشان میخواهد تاریخ را به تصویر بکشند، فقط سئوال اینجاست: چرا آن سریال آنقدر شدید مورد بازخواست قرار گرفت اما دربارۀ این همه آثاری که تحریف آشکار تاریخ و واقعیت است کسی صدایش درنیامد؟
سوءتفاهم نشود. من هیچ علاقهای به سریال «تاسیان» ندارم و اگر پای نقد و بررسی جدی این اثر به میان بیاید خیلی رادیکالتر از مخالفان این سریال دربارۀ آن سخن خواهم گفت اما در اینجا اعتراضم به یک تبعیض سیاسی است که حاضر است در راه پیشبرد مقاصدش به هر شیوه و حیلهای متوسل شود. شاید باورتان نشود اما کار به جایی رسیدهاست که یکی از مورخینِ رسمی و قابلِ پخش در برنامهای اینترنتی از آقامحمدخان قاجار به عنوان شهید یاد کرد. چرا؟ چون به تعبیر او آقامحمدخان ایران را یکپارچه کرد و در راه تمامیت ارضی و قدرتمند ساختنِ این آب و خاک جانش را از دست داد. یعنی شهادت که تا دیروز معنایش جهادِ فیسبیلالله بود یا همان کشته شدن در راهِ خدا به ناگهان آنقدر معنای موسعی پیدا کرد که آقامحمدخان قاجار هم در آن جا شد. مبارک است. من خوب میفهمم که ایران امروز بیش از هر وقت دیگری نیاز به انسجام و اتحاد دارد و به این هم کاری ندارم که دوستانی که خود در ایجادِ تفرقه و دامن زدنِ به تشتت از هیچ دقیقهای فروگذار نمیکردند امروز در خیلی از عرصهها پرچمدار این اتحاد و انسجام شدهاند، اما به شدت بیمناکم که این ایرانیبازی افراطی سر از جاهای خطرناک دربیاورد و فیالمثل برای اثبات بیکفایتی حکومتی که 48 ساعته کل ایران را به متفقین تقدیم کرد از به فنا دادن یک پنجم خاک ایران یا همان عهدنامۀ ترکمانچای حماسه بسازیم.
این که ما مجبور شدهایم تحت یک شرایط خاص و در مقابل زورگویان و ابرقدرتها با دلی خونین تن به یک عهدنامه بدهیم یک حرف است اما از آن شکست یک سندِ باشکوه و غرورآمیز ساختن حرف دیگری است. ما حق نداریم برای این که به دیگران بفهمانیم ساواک چه دستگاه جهنمی و خوفناکی بوده از جنایتهایِ آشکارِ حاکمی مخنث و فرومایه که از سر کین توزی هزاران نفر را مثله کرد و کمترین شکنجهاش درآوردن چشم و مناره ساختن از سر مخالفان بود چشم بپوشیم و نه تنها چشم بپوشیم بلکه او را شهید بنامیم. دقیقا میفهمید چه کار دارید میکنید؟ الدنگی زشت رویِ زشت خویِ خونخوارِ مستبد و پلید را که حتی درمیان همگنان خود همتایی ندارد مینشانید کنار پاکترین و شریفترین بچههای این سرزمین و او را همردیفِ باکری و زینالدین و همت و جهانآرا و چمران و دهها هزار سرو بلند و جانِ تابناکِ دیگر شهید میخوانید تا مثلا چه کنید؟ که روحیه دلیری و میهن پرستی را در ایرانیان بیدار کنید؟ شماها اصلا به چیزی هم اعتقاد دارید؟ به خدا و پیغمبر پیشکش به همین ایرانی که اینروزها دم از آن میزنید اعتقاد دارید؟ به روزی که همۀ ذخایر معنوی و مادی کشور ته بکشد و دیگر هیچ چیزی برای استفادۀ ابزاری باقی نماند حتی لحظهای اندیشیدهاید؟ ها!
نیست فردای قیامت خبری، سَلَّمنا!
اعتقادی به همین فانی دنیا داری؟
فکر آن روزِ مبادا که به ما نزدیک است
باش، زیرا که تو هم روزِ مبادا داری




نظر شما