به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، پرونده ویژه «قرآن بخوانیم» به بیان تفاسیر قرآنی از رهبر شهید میپردازد که در این شماره به بررسی موضوع «مبانی اندیشهٔ اسلامی از منظر قرآن کریم» خواهیم پرداخت که متن آن تقدیم شما فرهیختگان میشود.
وَأَطِیعُوا اللَّهَ وَالرَّسُولَ لَعَلَّکُمْ تُرْحَمُونَ
اطاعت از پیامبر، شاید شما را مشمول رحمت پروردگار قرار دهد.
سؤال این است که با وجود آنکه اطاعت از خدا و اطاعت از پیامبر در ظاهر تفاوتی ندارد، چرا قرآن به این مناسبت میفرماید: «اطیعوا الله و اطیعوا الرسول»؟
ذکر هر دو عنوان در کنار یکدیگر زائد نیست؟
خیر؛ زیرا اگر تنها اطاعت از خدا مطرح میشد، دشمنان پیامبر نیز میتوانستند ادعا کنند که ما مطیع خداییم. ازاینرو باید روشن شود که اطاعت از خدا دقیقاً به چه معناست.
کسانی که خود را بنده خدا میدانند، اما بنده فرمان و قانون خدا نیستند، به دستورهای الهی عمل نمیکنند و ملتزم به لوازم این بندگی نیستند، چگونه میتوانند بگویند ما بنده خداییم؟
«أَطِیعُوا اللّهَ وَ الرَّسول»
خدا را اطاعت کنید و رسول را نیز اطاعت نمایید،
«لَعَلَّکُمْ تُرْحَمُون»
باشد که مشمول رحمت الهی قرار گیرید.
اما اطاعت خداوند به این است که همه تکالیف الهی را بر دوش بگیریم و آنچه را که بر عهده ما نهاده شده است، بهطور کامل انجام دهیم.
چنانکه آیه شریفه قرآن میفرماید: مؤمنان کسانی هستند که هرگاه میان آنان مشاجرهای رخ دهد، به تو ای پیامبر رجوع میکنند؛ و چون تو حکمی صادر کردی، بیدرنگ آن را میپذیرند.
«.. و یُسلِّموا تَسلیماً»؛ (و در برابر فرمان تو) کاملاً تسلیم باشند.
دستوری که تو صادر میکنی، کمترین غبار کدورتی بر روحها و دلها بر جای نمیگذارد. اینگونه تسلیم فرمان تو، معاملهای واقعی است. اگر ملتی، گروهی از جمعیت، اینچنین تحت فرمان خدا قرار گیرند، آنگاه است که رحمت بینهایت پروردگار شامل حال آنان خواهد شد.
هنگامی که امت به اوج عزت میرسد، هنگامی که این ملت به رشد انسانی دست مییابد، آن زمان است که اسارتها و زنجیرها از دست و پای او باز میشود و رحمت الهی شامل حال او میگردد.
«وَ سَارِعُوا إِلَی مَغْفِرَةٍ مِنْ رَبِّکُمْ وَ جَنَّةٍ عَرْضُهَا کَعَرْضِ السَّمَاءِ وَ الْأَرْضِ أُعِدَّتْ لِلْمُتَّقِینَ»
این میدان، میدان مسابقه و پیشی گرفتن است. به سوی مغفرتی از جانب پروردگارتان و بهشتی که پهنای آن به اندازه آسمانها و زمین است و برای پرهیزگاران آماده شده است، سبقت بگیرید.
این آیه نمیگوید نیروهایت را متوقف کن؛ بلکه میگوید: «سرعت بگیر! هرچه بیشتر مسابقه بده!»
اما به سوی چه؟ به سوی چیزی که شایسته توست، نه به سوی یک وجب آب و گل، نه به سوی آن مبلغ ناچیز، نه به سوی زندگی مادی دنیا که برای تو، ای انسان بزرگ، کوچک است، بلکه به سوی چیزی که با عظمت و مقام تو سازگار باشد؛ چرا که انسان، عالیترین موجود این جهان است.
بزرگترین عظمتهای وجود، پس از پروردگار، در همین کالبد کوچک و محدود انسان نهفته است.
ای انسان، سرعت بگیر، مسابقه بده؛ اما به سوی چه؟
به سوی مغفرت پروردگارتان و بهشتی که عرض آن آسمانها و زمین است.
باشد که سرعت تو به سوی پروردگار، به سوی آن بهشت برین الهی باشد؛ بهشتی که همه آسمانها در برابر عظمتش کوچک و همه زمین در برابرش اندک است.
اگر روح شما را در مقام تمثیل، جسمی تصور کنیم، هر گناهی که مرتکب میشوید، ضربتی بر روح وارد میآورد و زخمی بر وجودتان مینهد.
چرا گناه را ضربت بر روح مینامیم؟
برای اینکه روح انسان نیازمند تعالی و تکامل است و گناه، هر آنچه که مانع این تعالی و تکاملِ مورد نظر روح گردد. در مقام وصف و تشبیه، گناه همانند وارد آوردن ضربت، ایجاد شکاف و زخمی بر پیکره روح است.
هنگامی که انسانی مال مردم میخورد، شراب مینوشد، ربا میخورد، زنا میکند، دروغ میگوید یا افترا میزند، با هر یک از این اعمال، شکافی به روح و روان خود وارد میآورد. این روح زخمی و ناقص میشود. غایت این است که باید مغفرت حاصل شود؛ غفران به معنای پر کردن این خلا، جبران این کمبود روح، التیام این زخم روان و رفع این نقصانی است که در نفس انسان به وجود آمده است.
این نقصانی که از طریق گناه در روح شما پدید آمده، چگونه برطرف میشود؟ آیا با جبران کردن؟
آری، آن کسی که با گناه، جان خود را از مسیر انسانیت منحرف کرده و از اصل تکامل و نقطه پرواز انسانیت دور افتاده است، زمانی که این عقبماندگیاش جبران شود و روح او تعالی یابد، به جایگاه حقیقی خود نزدیک خواهد شد.
«وَالَّذِینَ یُنفِقُونَ فِی الضَّرَّاءِ
چه کسانی از متقین و باتقوایاناند؟
و آنان کسانی هستند که در سختی و آسایش انفاق میکنند. شرطِ باتقوا بودن فقط انفاق کردن نیست، بلکه انفاقِ درست و هدفمند است؛ انفاقی که با آن خلأیی پُر شود و نیازی واقعی برآورده گردد.
و نیز «وَالْکَاظِمِینَ الْغَیْظَ»؛ یعنی آنان که خشم خود را فرو میبرند.
مراد این نیست که انسان در برابر ظلم و باطل، هیچ واکنشی نداشته باشد؛ بلکه مقصود آن است که کارها را بر پایهی خشم و احساسات آنی انجام ندهد. انسان باید در همه حال، از عقل و تدبیر پیروی کند.
در قرآن نیز آمده است: «أَشِدَّاءُ عَلَی الْکُفَّارِ رُحَمَاءُ بَیْنَهُمْ»؛
یعنی مؤمنان در برابر دشمنان حق، استوار و قاطعاند، اما در میان خود، مهربان و بخشندهاند.
بنابراین، معنای کاظمین الغیظ این نیست که خشم در برابر دشمنیها و ظلمها تعطیل شود؛ بلکه بدین معناست که انسان اسیر خشم و هیجان نشود و تصمیمهایش را بر اساس عقل و حق بگیرد.
و «وَالْعَافِینَ عَنِ النَّاسِ»؛ یعنی آنان که از خطاهای مردم درمیگذرند، از اشتباهاتشان صرفنظر میکنند و از لغزشهای آنان میگذرند.
البته باید توجه داشت که از گناهی که از روی عمد، عناد و اصرار انجام گرفته، نباید به سادگی چشم پوشید؛ اما لغزشها و خطاهای معمولیِ مردم، که در زندگی روزمره بسیار رخ میدهد، قابل گذشت و عفو است.
وَالَّذِینَ یُنفِقُونَ فِی الضَّرَّاءِ وَالسَّرَّاءِ وَالْکَاظِمِینَ الْغَیْظَ وَالْعَافِینَ عَنِ النَّاسِ ۗ وَاللَّهُ یُحِبُّ الْمُحْسِنِینَ ﴿١٣٤﴾ وَالَّذِینَ إِذَا فَعَلُوا فَاحِشَةً أَوْ ظَلَمُوا أَنفُسَهُمْ ذَکَرُوا اللَّهَ فَاسْتَغْفَرُوا لِذُنُوبِهِمْ وَمَن یَغْفِرُ الذُّنُوبَ إِلَّا اللَّهُ وَلَمْ یُصِرُّوا عَلَیٰ مَا فَعَلُوا وَهُمْ یَعْلَمُونَ ﴿١٣٥﴾ أُولَٰئِکَ جَزَاؤُهُم مَّغْفِرَةٌ مِّن رَّبِّهِمْ وَجَنَّاتٌ تَجْرِی مِن تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِینَ فِیهَا ۚ وَنِعْمَ أَجْرُ الْعَامِلِینَ ﴿١٣٦﴾
ترجمه
و کسانی که در حالت سختی و آسانی (در راه خدا) انفاق میکنند، خشم خود را فرو میبرند و از خطای مردم میگذرند؛ و خدا نیکوکاران را دوست دارد. (۱۳۴)
و کسانی که هرگاه کار زشتی انجام دادند، یا بر خود ستم ورزیدند، خدا را یاد کردند و برای گناهان خود استغفار نمودند؛ و چه کسی جز خدا را میتواند گناهان را ببخشد؟ و بر گناهانی که مرتکب شدهاند، اصرار نمیورزند، در حالی که میدانند (گناه است). (۱۳۵)
اینان پاداششان، آمرزش از پروردگارشان و بهشتهایی است که زیر درختانش نهرهای جاری است؛ در آن جاودانهاند؛ و چه نیکو پاداش کوشندگان است! (۱۳۶)
برای شنیدن صوت اینجا کلیک کنید.
منبع:حوزه




نظر شما