به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، حدود یک ماه پس از آغاز جنگ تحمیلی هشتساله عراق علیه ایران، خبرنگار مجله «زن روز» در سفری به مناطق غرب کشور، به پادگان ابوذر در نزدیکی سرپلذهاب رفت؛ جایی که در آن روزها به دلیل نزدیکی به خط مقدم تقریبا خالی از سکنه شده بود. بخشی از این پادگان که پیشتر باشگاه و رستوران بود، با همت نیروهای داوطلب به بیمارستانی صحرایی تبدیل شده بود و مجروحان جنگ برای درمان به آنجا منتقل میشدند. فضای بیمارستان آمیخته با روحیهای از ایثار و همدلی بود؛ پزشکان، پرستاران و داوطلبانی که بیوقفه کار میکردند، حال و هوایی معنوی به آن مکان داده بودند.
در میان نیروهای فعال در این بیمارستان، گروهی از دختران جوان ۱۸ تا ۲۲ ساله حضور داشتند که به عنوان پرستار یا پزشکیار داوطلب خدمت میکردند. روایتهای آنان بخشی کمتر دیدهشده از روزهای نخست جنگ را آشکار میکرد؛ نقشی که زنان در پشتیبانی جبههها ایفا میکردند اما کمتر در رسانهها بازتاب مییافت.
مرضیه گودرزی، ۱۹ ساله و عضو سپاه پاسداران قصرشیرین، همراه با خواهرش فوزیه در پادگان ابوذر مشغول خدمت بود. او از حادثهای تلخ در روزهای نخست جنگ یاد میکند: زمانی که هنگام انتقال مجروحان با آمبولانس، در نزدیکی قصرشیرین با ستون تانکهای عراقی روبهرو شدند. نیروهای عراقی پس از توقف آمبولانس، سه پاسدار همراه آنان را اسیر کردند و خودرو حامل چهار مجروح را به آتش کشیدند. مرضیه و خواهرش پس از ضرب و شتم، مجبور شدند پیاده از میان کوهها خود را به نیروهای ایرانی در حوالی سرپلذهاب برسانند و از آنجا به پادگان ابوذر منتقل شدند.
متن کامل این روایتها را از اینجا بخوانید.
۲۵۹







نظر شما