۰ نفر
۲۰ شهریور ۱۳۹۱ - ۱۵:۰۹

با گذشت بیش از ده روز از اجلاس غیر متعهد ها در تهران،هم چنان پاره ای از موضوعات و پیامدهای آن در عرصه سیاست و رسانه مطرح است و از جمله:تحریف ترجمه سخنان محمد مرسی.

از این اتفاق،تصویرها و تفسیرهای گوناگون صورت گرفت،از جمله 5 برداشت،مطرح است.این برداشت های متفاوت بلکه متضاد،روایت می شود،با این امید،که هم دیدگاه و هم تعبیرات با تحمل وسعه صدر خوانده شود:

برداشت اول: این رخداد،صرفا یک "خطای رسانه ای"بود که با اغراق و هیاهو،تبدیل به یک موج رسانه ای و سیاسی شد.این تفسیر،از سوی برخی از مدافعان نظام ارائه گردید.
برداشت دوم:این موضوع،خطای اتفاقی نبود بلکه یک تصمیم رسمی از سوی رهبران نظام بود.چه این که آنان از تفاوت مواضع مرسی در موضوع سوریه مطلع بودند و نمی خواستند این تفاوت دیدگاه در سطح مردم ایران ،عمومی و رسانه ای شود.این تصویر،توسط برخی مخالفان نظام تبلیغ گردید.
برداشت سوم:رخداد یاد شده،با تصمیم رهبران نظام ایران رخ ننمود،چه این که نمی توان آنان را چونان کم اندیش دانست که خود را در چونان چالشی قرار دهند،بلکه باید ریشه آن را در تصمیم گیری مسوولان صدا و سیما دانست،کسانی که بارها و بارها بدسلیقگی خویش را در بحران ها و حوادث گوناگون نشان داده اند.این تلقی،از سوی مدافعان نظام ولی منتقدان صدا و سیما مطرح گردید.
برداشت چهارم:شرایط شخصی مترجم چون خستگی و... موجب چونان اتفاقی گردید و نه تصمیم رهبران نظام و یا حتی رئیس و مسوولان صدا و سیما . و الا چرا شبکه های دیگر(مانند شبکه خبر،العالم و...)به چونان تحریفی رو نیاوردند؟این دیدگاه را مدافعان نظام و صدا و سیما ارائه کردند.
برداشت پنجم:شرایط ساختاری ترجمه سیاسی در ایران،به چونان واقعه ای منتهی شد.توضیح آن که در ترجمه ی سخنان و مقالات سیاسی در رسانه های رسمی کشور،واژه ها و مفاهیم ممنوعه ای وجود دارد که مترجم باید از آن پرهیز کند و یا به تحریف و تبدیل رو آورد،قواعد نوشته و نانوشته در این قلمرو،مترجم را در فضایی از خودسانسوری و چند صدایی قرار می دهد.به عنوان نمونه واژگانی چون"بهار عربی"،"انقلاب سوریه"،معارضان سوریه" و... را می شنود و یا می خواند اما ناخودآگاه آن را"بیداری اسلامی"،"فتنه و آشوب در سوریه" و یا "تروریست های سوریه" معادل گذاری می کند.در این تفسیر،شرایط مترجم عامل تحریف سخنان مرسی شد،اما نه به واسطه ی خستگی و یا عدم تسلط و یا... بلکه حصاری از واژگان و مفاهیم ممنوعه بود که او را درگیر تحریف،تبدیل،سانسورو در مجموع سرگیجگی و آشفتگی در ترجمه کرد.
حال اگر برداشت پنجم را به عنوان عامل اصلی بپذیریم،این واقعه می تواند درس آموز باشد و عبرت نوی را در مسیر رسانه های رسمی مان قرار دهد.عواقب ناخوشایند این رخداد،که به پای رهبران نظام اسلامی ایران گذارده شد،باب این تامل را باز می کند که آیا می توان این حق را به مترجمان رسانه های کشور داد که در عبارات شفاهی و مکتوب دست کاری کنند و آن را – حتی در سطح تغییر واژگان – به دلخواه تغییر دهند؟
به نظر می رسد که ادله گوناگون شرعی،اخلاقی و عقلی آن را ناموجه می شمرد،از جمله:
1.سخنان و مقالات هر انسانی،ملک حقوقی – شرعی اوست و بدون رضایت مالک،نمی توان در آن تصرف داشت،این حق معنوی،ایجاب می کند که نباید هیچ گونه تغییر در تعبیر صورت پذیرد.
2.اخلاق و شریعت،حکم به وجوب رعایت امانت را دارند.قرآن و روایات اسلامی سرشار از توصیه و تاکید به آن است.در قرآن کریم ،ادای امانت در ردیف نماز و زکات آمده است(مومنون،آیه ی 8)و در روایات پیامبر(ص)و اهل بیت(ع)،جایگاه موکدی دارد.تعبیراتی که شاید مشابه اندک در توصیه های دینی داشته باشد.در این روایات می خوانیم:
*امانت را ادا کنید هرچند به قاتل حسین(ع) (امام صادق)
*اگر قاتل امام علی(ع)به من امانتی دهد به او باز پس خواهم داد (امام صادق)
*سوگند به خدا،اگر قاتل پدرم ، شمشیری را که او را کشت به من امانت دهد، به او باز خواهم گرداند. (امام سجاد)
*صرفا به زیادی نماز،روزه،حج و نجواهای شبانه انسان ها ننگرید بلکه ببینید که آیا راستگو و امانت دارند؟ (پیامبر)
این گونه روایات – که در منابع روایی اسلامی فراوانند – نشان گر جایگاه امانت در منظومه ی اخلاقی – فقهی اسلامی است و مسلما نمی توان آن را در محدوده ی اموال و املاک محدود دید،بلکه نوشته ها و سخنان نویسندگان و گویندگان نیز "امانت" است که در اختیار "مترجم" و "رسانه"قرار می گیرد و امانت داری در این سپهر،ترجمه و عرضه درست و کامل آن است.
3.مفاهیم دینی بر حرمت "غش"تاکید دارند.غش،آلودن و مشوش ساختن مطلوب و نامطلوب و یا مقصود و غیر مقصود خریدارو متقاضی است.حال مترجمی که برسخنان نویسنده یا گوینده،تعابیری دیگر را می افزاید،گونه ای از "غش"را روا می دارد.
4.نقل نادرست و تحریف،گونه ای "دروغ" است،چه این که مترجم و یا پخش کنندگان سخن محرف،به گوینده یا نویسنده ، انتساب ناروا و نادرست می دهند.بنابراین،عدم رعایت امانت در ترجمه از مصادیق روشن دروغگویی است و آیات و روایات اسلامی "دروغ" را گناه بزرگ،معرفی می کنند،گناهی که کم تر می توان در پلیدی معادلی برای آن یافت.
حال این ادله و ده ها دلیل اخلاقی ،شرعی و عقلی دیگر،ایجاب می کند که بایستی عرصه "رسانه" را با رعایت "امانت" قوی و مستحکم داشت.نباید با "بی تعهدی" و "ولنگاری، و یا احیانا منافع زودگذر گفته ها و نگاشته های دیگران را "ملک شخصی" تلقی کرد و در آن اسب چموش "اهواء سیاسی " را راند،این ترکتازی ها –حتی اگر در کوتاه مدت پر منفعت به نظر آیند- اما سوار خویش را بر زین نگاه نخواهند داشت!

کد خبر 242118

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
7 + 9 =

نظرات

  • نظرات منتشر شده: 15
  • نظرات در صف انتشار: 0
  • نظرات غیرقابل انتشار: 0
  • م KW ۱۹:۰۹ - ۱۳۹۱/۰۶/۲۰
    10 0
    بعداز خرابی بغداد
  • بدون نام IR ۱۹:۰۹ - ۱۳۹۱/۰۶/۲۰
    3 6
    برداشت سوم درسته
  • بدون نام IR ۲۰:۰۳ - ۱۳۹۱/۰۶/۲۰
    30 1
    آب ریخته را که نمی شود جمع کرد برادر من. مهم خجالتی بود که ما کشیدیم و باید بکشیم.
  • بهاره IR ۲۰:۲۹ - ۱۳۹۱/۰۶/۲۰
    29 2
    به نظر من هیچ کدام از این دلائل نبود بلکه دلیل اصلی این بود که این اقای مترجم نمی خواست از نون خوردن بیفتد و همچنین به جرم اقدام علیه نظام کشور دوست و برادر سوریه متهم شود
  • بدون نام IR ۲۱:۵۵ - ۱۳۹۱/۰۶/۲۰
    18 0
    بهتره خبرانلاین این 5 تا برداشت رو به نظرسنجی بذاره
  • قادر IR ۲۳:۲۰ - ۱۳۹۱/۰۶/۲۰
    11 14
    باسلام خدمت جناب دکتر وتشکرازمفاله مستدل وپرمعنایتان من باب نهی ازمنکرلازمست یادآوری نمایم که استفاده ازلفظ*ترکتازی*! درسطرماقبل آخراین مقاله زیبنده مقام علمی وشخصیت ایمانی حضرتعالی به عنوان سیداولادپیامبر(ص)نیست-زیرامیتواندموجب رنجش بخشی ازهموطنان ونیزترویج اختلافات قومی گردد..
  • بدون نام IR ۲۳:۲۲ - ۱۳۹۱/۰۶/۲۰
    28 0
    در دنیای رسانه ای امروز ابلهانه ترین کار ممکن بود. با این کار نه تنها مرسی حرفاشو زد بلکه ما کاری کردیم که اتفاقا توجه همه به این موضوع بیشتر جلب بشه
  • بدون نام EU ۲۳:۴۷ - ۱۳۹۱/۰۶/۲۰
    35 1
    من که باور نمیکنم بی اجازه مقامات باشه. مگه میشه؟
  • بدون نام IR ۰۸:۱۸ - ۱۳۹۱/۰۶/۲۱
    20 1
    کار بد مصلحت آنست که مطلق نکنیم.
  • بدون نام IR ۰۸:۴۴ - ۱۳۹۱/۰۶/۲۱
    31 1
    نقداً که با صد تا تحلیل درست و نادرست دیگر هم نمی شود این آب ریخته شده را جمع کرد!!!
  • علي EU ۰۸:۵۹ - ۱۳۹۱/۰۶/۲۱
    27 1
    آقاي عزيز اين همه مقدمه چيني و بر شمردن آيات و روايات و ... لازم نبود. ملت ما خودشون ميدونن كه صدا و سيماي ما چه اخلاقي داره و چندان هم عجيب نبود. اما خيلي تفاوت ميان اتفاقات داخلي و بين المللي وجود داره و نشانگر بي خردي مترجم است كه گمان ميكنه اتفاقات بين المللي را مثل داخلي براي جهانيان بايد نشون داد.
  • یوسف IR ۱۶:۳۹ - ۱۳۹۱/۰۶/۲۱
    14 2
    خدا رو شکر یک حرف حق هم شما زدین
  • چوپان IR ۱۸:۰۶ - ۱۳۹۱/۰۶/۲۱
    33 1
    چی؟ :1.این کار شدیدا عمدی بود 2.مترجم و حتی صدا سیما چیکارست این تحریف بزرگ رو انجام بده مطمئنا دستور از بالا بوده. 3.اشتباه؟اشتباه یک کلمه دو کلمه یه جمله میشه نه این همه...... 4..هیچ کدوم از این شبکه ها که گفتین به اندازه ی شبکه یک مخاطب ندارن و به قولی شبکه یک ملی تره پس باید.... 5.آقایون این راهشه؟انقدر کوته بینید یعنی انقدر بی سیاست و بچه گانه با مسائل برخورد میکنید.وای بر شما ان شاءالله که منتشر بشه ان شاءالله
  • بدون نام IR ۲۰:۴۲ - ۱۳۹۱/۰۶/۲۱
    37 1
    زکی! مگه مترجم بیکاره سرخود حرفا رو تحریف کنه واسه خودش دردسر درست کنه؟ این هم شد مثل خلبانای بیچاره که خودشون مقصرند؟
  • بدون نام IR ۲۰:۵۷ - ۱۳۹۱/۰۶/۲۱
    19 3
    با هر نیتی صورت گرفت به نظام و انقلاب و مردم ظلم شد