وقتی بحث ترافیک و یا تلفات انسانی تصادفات در تهران و یا در شهرهای دیگر کشور به میان می آید فارغ از مقصر بودن زمین و زمان ، مهم ترین نکته نوع رانندگی ما ایرانیان است.

معمولا پیشینه فرهنگی هر ملتی بر روی رفتار آنها در مواجهه با پدیده های دنیای مدرن تاثیر می گذارد.ما ایرانیان علیرغم بهره گیری از سجایای اخلاقی که ناشی از تمدنی دیر پا و غالبا اخلاق گراست،دارای خلقیاتی خاص هستیم که همواره به صورت آفات و آسیب های اخلاقی نزد مردمان تمدن های بزرگ مشاهده می شود که با زندگی شهری گاه در تضاد قرار می گیرد
یکی از خلقیات اصلی ما ایرانیان فردگرایی و غرور کاذب است؛ بر طبق این سائقه اجتماعی منافع فردی بر اجتماعی ترجیح داده می شود چرا که فرد منافع فردی خود و گروهی را که در آن زندگی می کند را در یک راستا ارزیابی نمی کند.
این فرد به دلایل شخصی خود را داناتر با هوش تر و بالاخره خود را محق تر از بقیه در سهم خواهی از حق حیات اجتماعی می پندارد و بین خود با دیگران اعم از دیگر شروندان و یا دیگر ملتها فاصله ای معنا دار قایل است.
این خلقیات البته دارای دلایل اجتماعی و تاریخی بسیار است که در این مجال نمی گنجد اما حضور این خلق خاص در بین ما ایرانیان امری انکار شدنی نیست.درست مثل ورزشهای جمعی که به ندرت در آن موفق بوده ایم البته در نسبت با ورزشهای فردی مثل کشتی و وزنه برداری و.....
از دل این اخلاق خاص برخی رفتارهای اجتماعی بیرون می آید که برخی از آنها مثل نژاد پرستی و قوم مداری یک آسیب جدی اجتماعیست و برخی چون نبود فرهنگ آپارتمان نشینی وفرهنگ رانندگی یک آسیب رفتاری خرد که البته باعث بروز مشکلات کلان نیز می شود.
غرض ما از پرداختن به این خلق البته واکاوی و آسیب شناسی رفتار ما ایرانیان نیست بلکه می خواهیم ببینیم این غرور و فرد گرایی تا چه اندازه می تواند در بالا رفتن آمار تصادفات و ترافیک موثر باشد.
تعارف ایرانی، زرنگی ایرانی
بارها شنیده ایم و یا دیده ایم که دو ایرانی هنگام رسیدن به در ورودی جایی اینقدر با هم تعارف می کنند که گاه کار به هل دادن می کشد اما همین افراد در پشت فرمان چنان برای زود تر داخل کردن جلوی ماشین به داخل یک خیابان فرعی از هم پیشی می گیرند که همواره باعث تصادف و یا حدا اقل یک مرافعه می شود.
اما کدام خلق حقیقی ماست ؟ آیا آن فرد مودب تعارف کننده در پشت در ورودی ماییم یا آن فرد بد دهن برتری جو در ورودی خیابان فرعی؟
برای بسیاری از ما پیش آمده که دیده ایم یک فرد برای اینکه از تقاطع اول بپیچد و پنج دقیقه زودتر از تقاطع دوم وارد مسیر بعدی خود شود دهها اتومبیل را معطل کرده است بدون اینکه احساس کند حقی از کسی ضایع کرده است چرا که او زود رسیدن خود را بر هر چیز دیگری اعم از قانون ،حق دیگران و..... مقدم می داند و اتفاقا بسیار هم حق به جانب است به نحوی که اگر کسی به او اعتراض کند وی زدن با قفل فرمان توی سر معترض را حق خود می داند.
این خلق در نزد برخی از خرده فرهنگهای رانندگی بسیار تظاهرات جالبی دارد مانند رانندگان تاکسی ، اتوبوس و اتومبیل های سنگین که خیابان را به دلایل شغلی حق مسلم خودشان می دانند و به دیگران اعم از رانندگان زن و رانندگان مسن تر به عنوان بیگانگانی می نگرند که باید حتما با عجله راه را برای این سلاطین جاده باز کنند . همچنان که دارندگان اتومبیل های مدل بالای خارجی و گران قیمت مثل پورشه و بی ام و و بنزو اخیرا مازاراتی با زدن چراغ و داشتن سرعت بالای 140 کیلومتر در ساعت حق برتری خود را به اتومبیلی که با سرعت مجاز در خط سرعت می راند دیکته می کنند.
این مسئله بین اتوبوسهای بین شهری بسیار شایع است که در خط دوم هر آزاد راهی با سرعت بسیار بالا حرکت کرده و به تمام اتومبیلهایی که با سرعت مجاز در این خط حرکت می کنند با چراغ و بوق های بسیار ناهنجار اخطار می دهند و باعث تصادف راننده ای می شوند که با دستپاچگی باید انحراف به چپ و راست کند.
اینها شاید مشتی باشد نمونه از خروار که غرور و فرد گرایی ما ایرانیان چه طور می تواند مخاطرات جاده ای فراوانی ایجاد کند.
البته به همه اینها باید فرد گرایی در استفاده از اتومبیل شخصی ، عبور و مرور حق به جانب از ورود ممنوعها و چراغ قرمزها ،دنده عقب در اتوبان و حتی حرکت خلاف جهت در خیابانهای اصلی را که مورد خاص و جالبیست را هم اضافه کرد.
همه اینها ریشه در سائقه خود برتر بینی ما ایرانیان دارد چرا که نپذیرفته ایم که رعایت مسایل مربوط به رانندگی در نهایت به نفع همه است همه ای که ما هم جزئی از آن هستیم.
پذیرش و البته آموزش این نکته به کودکان در خانواده و آموزش و پرورش یک ضرورت اجتناب ناپذیر است گرچه ته نشست کردن این خلق در روحیات ما به سادگی قابل ترمیم نیست.
301

کد خبر 263748

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
5 + 1 =