چاپ دوم «ده فرزند هرگز نداشته خانم مینگ» آخرین اثر ترجمه شده از اریک امانوئل اشمیت در ایران بعلاوه رمان «وقتی بزرگ بودیم» اثر آن تایلر به بازار کتاب عرضه شد.

به گزارش خبرآنلاین، رمان «ده فرزند هرگز نداشته خانم مینگ» نوشته اریک امانوئل اشمیت با ترجمه فهیمه موسوی که اوایل امسال از سوی نشر افراز منتشر شده بود، به چاپ دوم رسید. این کتاب، داستان بازرگانی فرانسوی است که در سفرهایش به چین با زنی به اسم خانم مینگ آشنا می شود که ادعا می‌کند ده فرزند دارد. او که این موضوع را خلاف قوانین چین می‌بیند، سردرگم می‌شود و تلاش می‌کند اصل قضیه را بفهمد. در همین مسیر با مفاهیمی آشنا می‌شود که مسیر زندگی او را به‌کلی تغییر می‌دهند.

خانم مینگ دوست دارد درباره‌ی ده فرزندش که در نقاط مختلف کشور پهناور چین زندگی می‌کنند، حرف بزند. آیا او در کشورِ تک‌فرزندی، افسانه می‌بافد؟ قانون را دور زده است؟ در جنونی خفیف فرو رفته است؟ اگر این بچه‌ها خیالی نباشند چه؟

راز باورنکردنیِ خانم مینگ، به راز چینِ گذشته و چینِ امروز می‌پیوندد، و با حکمت کهن کنفوسیوس خود را روشن می‌کند.

این داستان در مرز میان واقعیت و خیال اتفاق می افتد؛ به گونه ای که در نهایت درمی یابیم که واقعیت چندان اعتبار ندارد و آنچه که مهم است، تفکری است که تاجر فرانسوی در حین گفتگوهای مکررش با خانم مینگ که متاثر از تعالیم کنفسیوس است، بدان دست می یابد و به نوعی سیر و سلوک درونی می رسد.
 

 

اریک امانوئل اشمیت، داستان‌نویس، نمایش‌نامه‌نویس و فیلسوف معاصر فرانسوی است. نوشته‌های او به 43 زبان دنیا منتشر شده و نمایشنامه‌های او در بیش از 50 کشور به‌روی صحنه رفته‌‌اند. چندین جایزه‌ تئاتر مولیر فرانسه، جایزه بهترین مجموعه داستان گنکور، جایزه آکادمی بالزاک همراه بسیاری از جوایز فرانسوی و خارجی، از جوایز اهداشده به اشمیت‌ است.

«ده فرزندِ هرگزنداشته‌ خانم مینگ» در ادامه‌ «اسکار و خانم صورتی، موسیو ابراهیم و گل‌های قرآن و فرزند نوح»، ششمین داستان از مجموعه‌ «حلقه ناپیدا» را تشکیل می‌دهد. پیش از این، از او کتاب‌های «زمانی که اثر هنری بودم»، «کنسرتویی به‌یاد یک فرشته»، «پرنسس پا‌برهنه»، «اولیس از بغداد» و «سوموکاری که نمی‌توانست تنومند شود» نیز در انتشارات افراز به چاپ رسیده است.

 

این ناشر همچنین چاپ دوم «وقتی بزرگ بودیم» نوشته آن تایلر با ترجمه کیهان بهمنی را روانه بازار نشر کرد. ناشر در توضیح این رمان آورده است: رمان وقتی بزرگ بودیم روایتگر بخشی از زندگی ربکا داویچ، مادربزرگ پنجاه و سه ساله‌ای است که ناگهان درمی‌یابد «آدم دیگری شده است.» ربکا که در جوانی دانشجوی مستعد رشته تاریخ بوده است، پس از ازدواج، تحصیلات دانشگاهی و دل‌مشغولیت‌های جوانی را رها می‌کند تا در کنار مردی که بیش از یک دهه از او بزرگ‌تر است و از همسر سابق خود سه دختر دارد، به سعادت و خوشبختی دست یابد. این رمان با ورود به حیطه‌ روان‌شناسی اجتماعی و فردی تصویری واضح و شفاف از دل‌مشغولیت‌ها و ذهنیات فردی را ارائه می‌کند که در سراشیبی عمر بار دیگر برای دستیابی به آمال و آرزوهای خود دست به تلاشی بیهوده می‌زند و اگرچه در این راه شکست می‌خورد اما موفق می‌شود فردیت واقعی خود را شکل دهد...»
 

 

در بخشی از رمان می خوانیم: «شکی نبود که ویل بالاخره متوجه می‌شد. همکلاسی‌اش به او گفته بود که ربکا را در مرکز شهر ماکادم «با‌ یک ‌یارویی» دیده است. ربکا گفته بود: «آه، پناه بر خدا. جو داویچ است. سی‌و‌سه سالش است. ما فقط با هم دوست هستیم.» بعد متوجه شده بود که چگونه منتظر هر فرصتی است که نام جو را بر زبان بیاورد...»

این رمان نامزد جایزه پن فاکنر شده و در فهرست نیویورک تایمز عنوان کتاب پرفروش ترین کتاب را ثبت کرده است.

6060

کد خبر 270013

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
2 + 6 =