فقط مردان آرمانی اعتراض می کنند، حتی اگر شما ناراحت شوید

بهراد مهرجو

 

می گفت:« کسانی که در میان هیاوهای بزرگ و بی ترس رسانه ها و حرفی می زنند، برای من همچون مردی می مانند که در غبار و میان گرد و خاک پرچمی را برافراشته اند. وقتی چشم هایت در خاک و غبار باز نمی شود، وقتی سرت را نمی توانی بلند کنی تا راه را بیابی، وقتی در راه مانده ای و نمی دانی به کدام سمت باید بروی از دور به آنها نگاه می کنید می توانید جهت را بیابید. به سمتش پیش بروید و راه را از بیراه تشخیص دهید. نه اینکه تنها راه را نمایش می دهند که همین حضورشان در آن غبار سخت، امید بزرگ است که هنوز کسانی مانده اند که ایستاده باشند.»

گوینده این نقل خود در بهار سال 93 در سیبل انتقادهای ایستاده که تقریبا از هر رسانه ای سربلند می کند ولی او به سیاق خود ایستاده تا «پرچم» روی زمین نماند.

این روزها فقط آنهایی که آرمانی و دلبستگی به خطی یا جایی و حتی کسی دارند، صدایشان بلند می شود و حرفی می زنند که برای گروهی پریشانی خاطر و برای همراهان مرددشان نگرانی به ارمغان می آورد. آنها هم اگر قرار بود براساس اصول دیپلماسی رفتاری و سیاست ورزی گاهی به میخ و گاهی به نعل بزنند، قطعا نه محبوب می ماندند و نه جایی در دل ها می یافتند.

آرمان خواهان حرفشان را می زنند حتی اگر در پس گفته هایشان خشم را در نگاه عده ای بنشانند یا اینکه حسرت را برای هواداران سابقشان برجایی گذارند. این گروه آرمانی «مصلحت» را فدای «محبوبیت» نمی کنند.  اگر قرار بود اینها تا ابد در میان جمع کثیری محبوب بمانند، گوشه عافیت پیدا می کردند، می نشستند و گاهی در محافل خصوصی و با هزار تذکر که حرف ها بین خودمان بماند، گوشه های کنایه آلود نثار کسانی می کردند که خط رفتاریشان متفاوت از گذشته شده است.

مردان آرمانی تنها به همین یک دلیل «محبوب تاریخ» می مانند و برای روزهای بهاری و سرخوشی به ویترین اصلاح طلب و اصوالگر بدل نمی شوند. آرمان خواهان، راستگویان و دینداران واقعی اگر «منفعت» را جایگزین «آزادگی» کنند، به کنج تاریخ و سیاست هدایت می شوند. به جایی می روند که صفحات روزنامه​ها و سایت های خبری از آنها قهرمانی بسازند که در بزنگاه هایی کوتاه مدت به تابلوی آزادگی ملت و جناحشان بدل شوند.

هیچ قهرمانی در هیچ کجای تاریخ براساس هشدارهای خیرخواهانه دیگران حتی یک قدم به پیش نرفته است که اگر چنین می کرد، اکنون کنار دست کسانی نشسته بود که تنها برای محفل کوچکشان محبوب و برای جمع کثیری ناآشنا هستند.

جامعه ایران به گفته، سیاست ورزان دیگر «قهرمان» نمی خواهد و کسانی را طلب می کند که رفتار و گفتارشان از روی برنامه های از پیش تعیین شده و باب طبع رسانه های همراه و منتقد باشد. حرف هایی بزنند که به کسی برنخورد و قدم هایی بردارند که دل کسی را نلرزاند. وقتی قصد می کنند هشداری دهند به خط کشی های سیاسی رجوع کنند و بسنجند که گفته هایشان خطری را بیخ گوش جناح حاکم و مغلوب نیاورد.

مصلحان به اینها می آموزند، کلماتی در ذهنشان ردیف کنند که سایت های خبری اصولگرا و اصلاح طلب از میان آنها تیترهایی بیرون نکشند که «انگ» حزب الهی و اصلاح طلب به پسوند اسمشان بچسبد. میان قهرمان جمع حاضر و قهرمان تاریخ فاصله بسیار است. آنها که درتاریخ ماندند همان هایی بودند که نگرانی از بابت غم نشاندن در چشمان روزمره مخاطبانی نداشتند که هر لحظه و هر دم نگاهشان به موضوعی براساس آنچه آخرین بار در فیس بوک و فضای مجازی می خوانند و می بینند تفاوت می کند.

اجرای فاز دوم طرح هدفمندی یارانه ها و سکوت جمعی اقتصاددانان لیبرال و نهادگرا نمایی روشن از جامعه ای را ارائه می کند که حتی اقتصاددانان آن به اطرافشان نگاه می کنند تا حرفی بزنند. کلامی بگویند که  دلنگرانی برای همراهانشان و شاگردانشان نیاورد که چرا استاد ناگهان از خط قدیم برید و بررفتار جدید تاکید کرد.

اقتصاددانان اهل محاسبه، پیش بینی و روند سنجی اند. رفتار آنها برمبنای عقل و نه احساس پیش می رود. برهمین اساس جامعه نیز از آنها می خواهد که در بزنگاه های چنین حساس حرفی بزنند که بتوان برمبنای آن در راه ناهموار و غبارآلود جهتی را یافت.

اجرای فاز دوم طرح هدفمندی یارانه ها نیز همگی برهمین اصول قابل محاسبه و بیان است ولی همچنان که بیش از دو ماه از خبر اجرای این طرح می گذرد، همه غرق در سکوت اند. در میان جمع کثیر اقتصاددانان ایرانی تنها محسن رنانی، مقاله می نویسد، مشاوره می دهد، در فیس بوک برای مردم می گوید و در گزارش های محرمانه برای دولت قلم می زند.

همین حرف ها بازهم او را برای عده ای محبوب و برای گروهی منفور کرده است. منتقدانش می گویند «چپ» شده، مدافعانش هم می گویند «مصلحت جمع» را می خواهد و مردم هم سرگردان میان این دو گروه شده اند.

صدایی از اقتصاددانان و جامعه شناسان بلند نمی شود. همه به تماشا نشسته اند که سرنوشت طرح هدفمندی به نتیجه روشن پیروزی یا سیاه شکست برسد. پس از آن احتمالا لیستی از انتقادها را در صحفات روزنامه ها ردیف می کنند که  هر «عقل سلیمی» می دانست نتیجه اجرای چنین طرحی چه می شود. پس از آن احتمالا مجریان را لیبرال های شکست خورده یا نهادگراهای مصلحت طلب می خوانند. هر گروه پای خودشان را از گلیم هدفمندی بیرون می کشند و دقیقا در همین روز و در میان خبرهای رسانه ها و پست های فضای مجازی دولت «تنهاترین» خواهد بود.

آرمانگراها، قهرمان ها و کسانی که دل در گرو خواسته ای دارند، مهر سکوت برلب هایشان نمی زنند و بیرون گود نمی نشینند که پس از واقعه به تحلیل بپردازند. از همین روی سعید لیلاز یگانه اقتصاددان تاریخ خوانده ایرانی می گوید:« پسگویی تاریخ هیچ ارزشی ندارد.» سه روز از ثبت نام برای دریافت یارانه های نقدی گذشته است و تنها محسن رنانی و سعید لیلاز برای تصمیم گیران و مردم از عواقب و منافع این طرح گفته اند. اقتصاددانان درون دولت و بیرون از حلقه قوه مجرییه همگی نشسته اند تا ببینند مصلحت موضع گیری هایشان را به چه سمتی می برد.

اقتصاد اگرچه میدان علم، محاسبه و روند سنجنی است ولی گاهی به قهرمانانی نیاز دارد تا در کلاس رفتار اقتصاددانان بین المللی بی توجه به منافع گروهی خاص و خوشایند رسانه های همسو حرفی بزنند که مصلحت ملت است. اقتصاددانان ها هم می توانند گاهی «قهرمان» قصه باشند.

3535

 

کد خبر 348699

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
8 + 5 =

نظرات

  • نظرات منتشر شده: 8
  • نظرات در صف انتشار: 0
  • نظرات غیرقابل انتشار: 0
  • بی نام US ۱۲:۰۷ - ۱۳۹۳/۰۱/۲۲
    7
    بی نظیر مانند همیشه. بسیار لذت بردم از این یادداشت خواندنی.
  • بی نام IR ۱۲:۱۲ - ۱۳۹۳/۰۱/۲۲
    30
    8 سال گذشته این افراد که می گویید کچا بودند ؟؟؟؟ چرا افشا نکردند که جه بر سر ملت می آورند ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ گویا الان زبانشان باز شده است ؟؟؟؟
  • حمید صحرایی IR ۱۲:۵۳ - ۱۳۹۳/۰۱/۲۲
    17
    اصولا کشور ما اقتصاد دان خبره ندارد همه منتقدان بعد از فیلم هستند انهم بعد از شنیدن نظر مردم. در واقع حتی در نقد بعد از عمل هم جرات اظهار نظر ندارند، تازمانی که یک نفر دل به دریا بزند و انتقاد کند بقیه دنبال او میروند.از 6 ماه پیش مرتب در حال ارسال نامه به ریاست جمهوری هستم، 4 نامه برای ریاست جمهوری 5 نامه مستقیم به روحانی 1 نامه به طیب نیا1 نامه به سیف 2 نامه به جهانگیری و صدها کامنت برای سایت خبر و الف و پیش بینی شرایط امسال را کرده ام همچنین پیشنهاد برای اصلاح امور هم داده ام. دولتیان که توجه نکردند سایت ها هم به تصور اینکه، اگر ذکر شده دولت ناتوان است ، قصد توهین دارم و یا ترس، سانسور کرده اند.
  • بی نام IR ۱۴:۵۳ - ۱۳۹۳/۰۱/۲۲
    1
    آرمان گرایی بد نیست، ولی آرمانگرا نباید چشم به واقعیتهای تلخ جامعه ببندد و کسانی را که این کاستی ها را مطرح می کنند به باد انتقاد بگیرند ضمنا، آرمانگرا باید همیشه آرمانگرا باشد، 8 سال سکوت برای یک آرمانگرا اصلا شایسته نیست
  • پیشگوی بزرگ IR ۱۶:۳۱ - ۱۳۹۳/۰۱/۲۲
    2
    اساسا ارمانی وجود ندارد اما ارمان گرا نما بسیار هست این رو تاریخ سال های گذشته اثبات کرده این چیزی بود که نویسنده ی مطلب هم احتمالا می خواست بزرگترین ارمان ارمانگرا نماها و شاید نویسنده در سال های گذشته این بود که همین افراد نباشن و حرفی نزنن و به هر روش اقدام به حذفشون گرفتن حالا به ارزوشون رسیدن من نمی دونم چرا دوباره سر وصدا می کنن نگارنده ی این نظر خودش کسی بود که بسیاری اقدام به حذف او کردند همین اقتصاد دانان هم مثل من هستند حالا که حذف شدند سر وصدا بلند می کنید که چرا حرف نمی زنند پس گویی ارزشی ندارد قبول اما دوست من پیشگویی در ایران جرم بوده و هست پیش گوها یا از دانشگاه اخراج می شدند یا هزار بلا به سرشون می اومد
  • امير IR ۱۷:۰۳ - ۱۳۹۳/۰۱/۲۲
    3
    برادر عزيز ،در آينده هر نتيجه اي كه حاصل شود ، دولت حاكم از هر جناحي كه باشد ، تحليل دلخواه از شكست يا پيروزي طرح مي كند زيرا در اين كشور ، استانداردي براي تحليل موضوعات اقتصادي وجود ندارد . هر فرد و جناح از ديد خود به قضيه نگاه خواهد كرد
  • حمید US ۰۲:۰۳ - ۱۳۹۳/۰۱/۲۳
    3
    خیلی لذت بردم. واقعا خواندنی بود .
  • خالی فسور IR ۰۷:۰۲ - ۱۳۹۳/۰۱/۲۶
    1
    مشکل اینجاست که بسیاری از اقتصاددانان گمان می برند اگر حرفی بزنند انتقادی بکنند یا موانع و معایب را بر شمارند سنگ لای چرخ مجریان انداخته اند هر چند شاید تقصیری هم نداشته باشند متاسفانه تاریخ دولتداری ما نشان داده است یا با دولت و یا بر علیه دولت. فقط هم مختص به دولت احمدی نژاد نمی شود. زمان خاتمی هم همین بود رفسنجانی و حتی زمان پهلوی... اما تفاوت این دولت با سایر دولت های پیشین در این است که بعد از دولت احمدی نژاد روی کار آمده و مسیر بسیار دشوار تر است و به همین دلیل اقتصاددانان به امید اینکه کلیدی که در دستان روحانی است شاه کلید است خود را از میدان گود بیرون کشیده اند...