معلم پاشنه آشیل آموزش و پرورش

با سپاس و ستایش رب عالم و آدم و احترام به مقام معلم و معلمی در هفته معلم.

در این هفته دانش آموزان و اولیاء آنها و مقامات حکومتی در بزرگداشت مقام معلم شعرها می سرایند، سرودها می خوانند و شاعرانه سخن می گویند و همراه با گل و هدیه سپاسگذاری خود را اعلام می کنند.از معلمین نمونه در سطوح مختلف قدردانی می شود و با صله های مادی جماعت به وجد می آیند. در بزرگداشت مقام استاد شهید مطهری که الحق انسانی حق جو،ظلم ستیز و عدالت خواه بود همایش وکنگره و مسابقات علمی و مطالعاتی بر گزار می شود. این برنامه ها شایسته مقام اوست. و اما در این میان کاری که ضروری واساسی است نا دیده گرفته شده و به آن توجه نمی شود، پرداختن به مسائل پیرامون معلم و معلمی است. بسیار ضروری است که در قالب همایشهای علمی و پژوهشی، برگزاری جلسات بحث و گفتگو، مصاحبه ها و...موقعیت و نقش معلم و مسائل و مشکلات موجود مورد تجزیه و تحلیل قرار گیرد تا چه بسا کمکی باشد به مدعیان تحول در تحقق عملی آن. تدوین اهداف آرزویی و اتو پیایی و نام پرطمطراق(سند تحول بنیادین) برآن نهادن به اشکال مشابه درنظام تعلیم و تربیت کشورمان مسبوق به سابقه است. روبرو شدن با واقعیتهاست که مقام و موقعیت عملی سند را روشن می سازد. برنامه های متعدد بسیار خوبی در سالهای گذشته تدوین و به اجرا گذاشته شدند که در مقام عمل یا ازدور خارج و یا از اهداف منحرف گشتند.تنها به برنامه هایی که مبتنی برپژوهشهای علمی دقیق برای شناخت مسائل واقعی تعلیم و تربیت طراحی شوند می توان امیدوار بود. 

تحول در آموزش و پرورش باید همه جانبه باشد وگرنه ره به جایی نمی برد. نمی توان مثلا برنامه درسی جدید نوشت ولی امکانات و تجهیزات را فراهم نکرد. ویا فضای فیزیکی مناسب در اختیار نداشت. ویا معلم که مهمترین عنصر است را با توجه شرایط مورد نیاز گزینش و تربیت نکرد. به عنوان نمونه در اجرای کلاس ششم نظام جدید (براساس سند تحول) درمواردی کادرخدماتی پس از آموزش کوتاه مدت به عنوان معلم بکارگیری شدند. حال بماند که بسیاری از معلمین مشغول بکار برای اهداف مطرح در سند مناسب نیستند. این کار حاکی از عدم آمادگی برای اجرا طرح کلاس ششم بود ولی اصرار در اجرا آن لابد به سبب تلقی دیگر ازموضوع بوده است و یا مناسبت تعطیلی پنج شنبه با سند تحول در کجاست؟
در بین عناصر کلیدی در آموزش و پرورش معلم کلیدی ترین عنصر است. به بیان پیاژه معرفت شناس و صاحب نظر در تحول معرفتی و هوش کودکان "زیبا ترین اصلاحات و بازسازیها به جایی نمی رسد اگر معلمان به تعداد کافی و با سطح آمادگی متناسب در اختیار نباشند." در سند تحول نقش معلم (مربی) به عنوان هدایت کننده و اسوه ای امین و بصیر در فرایند تعلیم و تربیت و موثرترین عنصر در تحقق ماموریت های نظام تعلیم و تربیت رسمی عمومی توصیف شده است.1 زمانی یک برنامه مبتنی بر اهداف غائی به نتیجه می رسد که ادراک دانش آموزان و اولیاء آنها،مدیران و کارشناسان و بالاتر از همه معلمان ازاهداف غائی و برنامه اجرایی یکی باشد. آیا معلمین ما سند تحول را به درستی درک نموده و آماده اجرای تحول بنیادین هستند؟ آیا خانواده ها همان چیزی از تعلیم و تربیت درک می کنند که نویسندگان سند تحول . درحالیکه در وضعیت کنونی ادراکی که رفتار حمایتی خانواده ها را در فرایند تعلیم وتربیت فرزنشان راهبری می کند، بطور بر جسته پیشرفت تحصیلی ، قبولی در مدارس تیزهوشان ، قبولی در کنکور و موفقیت در آزمونهای درسی و علمی است.نه آن چه سند تحول ارائه می دهد.
عدم وجود یک استراتژی درست و مطمئن در گزینش و تربیت معلم در سه دهه گذشته ازآسیبهای جدی به نهاد تعلیم و تربیت کشور درتامین حقوق تربیتی کودکان و نوجوانان کشور بوده است. به شیوه های مختلف به جذب معلم اقدام کردیم. ورودی سخت و محکمی در نظر نگرفتیم ولذا افراد زیادی که مناسب این شغل نبودند جذب و گواهی معلمی گرفتند. این درحالی بود که بر اساس اهداف آموزش و پروش می بایست بهترینها را جذب می کردیم بویژه در مقطع ابتدایی. با اینکه نتوانستیم در جذب بهترینها موفق شویم،شرایطی را هم از جهت آموزش و منزلت اجتماعی ایجاد نکردیم تا به ارتقاء علمی و روحی معلمین منجرشود. جایگاه و منزلت معلم به جهت سیاستهای اتخاذ شده آسیب دیده و معلمین دردل وذهن خویش دارای تصویر منفی از خود شدند. معلم اسیر مشکلات معیشتی با غنیمت شمردن فرصتهای تعطیل و آزاد (که در اصل باید به خودآموزی و آموزش و پژوهش بپردازد) برای کسب نان به شغلهای مکمل روی آورده که به تعبیر بسیاری از آنها شغل اصلیشان است. از کار در آژانس تاکسی ،بنگاه معاملاتی،کشاورزی و... و اکنون در سالهای اخیر با تقلیل زحمت تدریس در کلاس بازار جذب دانش آموزان در کلاسهای خصوصی را رونق دادند که البته درراستای همان شغل است ولی.... وقتی معلم فکر کند حقش را به او نمی دهند راهی مناسب برای گرفتن آن پیدا می کند.!! معلمی که خود افسرده و نا امید و وامانده از حل مشکلات زندگی خود است چگونه می تواند امید و نشاط و عشق به آگاهی و خلاقیت را به ارمغان آورد. در انتقال معلومات و پرورش حافظه هم در می ماند چه رسد به پرورش خلاقیت و شخصیت دانش آموزان در ابعاد مختلف وجودی. نویسنده این سطور که خود معلم بوده و به آن افتخار می کند، ضمن احترام به همه فرهنگیان عزیز به قصد گفتن حقیقت گزارش می دهد اگرچه به ضررش باشد. حق مردم از جمله ما معلمین است که فرزندانمان از بهترین تعلیم و تربیت برخوردار باشند و لذا باید واقعیتها را بیان کنیم تا حکومت فقط رویا پردازی نکند.
اگر معلم مهمترین عنصر در تربیت است و او باید فرزندان این کشور را در ابعاد گوناکون شامل جنبه های اعتقادی ، عبادی و اخلاقی ، اجتماعی و سیاسی ، زیستی و بدنی ، زیبا شناختی و هنری، اقتصادی و حرفه ای، علمی و فناورانه منطبق بر نظام معیار اسلامی تربیت کند.2 در تربیت انسانهایی موحد و مومن و متعهد به مسئولیتها در برابر خدا،خود، دیگران و طبیعت، حقیقت جو و عاقل،عدات خواه و صلح جو، ظلم ستیز، ،شجاع و ایثارگر و وطن دوست،مهرورز،جمع گرا و جهانی اندیش، و تلاشگر در جهت حکومت عدل جهانی، با اراده و امیدوار، خودباور و دارای عزت نفس، آزادمنش،متخلق به اخلاق اسلامی،خلاق و کارآفرین و مقتصد و ماهر،سالم و با نشاط،قانون مدار و نظم پذیرو آماده ی ورود به زندگی..... موفق شود.3 انسانهایی که عالمان عارف در طول عمرشان به تربیت تعداد انگشت شماری از آنها موفق می شوند. چنین معلمانی باید همردیف عالملن عارف و استادان اخلاق والبته واجدین مهارتهای علمی و هنری و سلامت جسمی و روحی باشند تا به یاری خدا و فراهم بودن سایر شرایط درامر تربیت موفق شوند. به تعبیر ساده هایم گینات در کتاب "روابط معلم و دانش آموز" تعلیم بچه ها به قدر خلبانی مهارت نیاز دارد نه تراکتور رانی ." تعلیم بچه ها به قدر خلبانی مهارت لازم دارد ، در دانشکده به ما می گفتند که تدریس مثل پرواز با یک جت است ، اما در عوض تراکتوررانی یادمان دادند، پس جای تعجب ندارد که هر وقت می آییم اوج بگیریم سقوط می کنیم."4
بنابر این گزینش و تربیت معلمانی با چنین ویژگیها کار راحتی نیست و به دقت و قاطعیت و پیش شرط هایی نیاز دارد. و هنوز در حد یک آرزو است که اگر برآورده شود امید به تحول در آموزش و پرورش زنده خواهد ماند و می تواند به بار بنشیند و گرنه گل آرزو پژمرده و تلخی واقعیت با ما خواهد بود. می توان گفت عنصر معلم پاشنه آشیل تحول در آموزش و پرورش است، اگر وضعیتش به درستی سامان نیابد سند تحول تنها به عنوان دفتر یادداشت یادگاری اعضاء شورای عالی انقلاب فرهنگی باقی می ماند.
دانشگاه فرهنگیان که با هدف سامان دادن به وضعیت معلم طراحی شده است ،باید قوی ترین دانشگاه کشور باشد و بهترینها جذب و تربیت نماید. وضعیت این دانشگاه هم می تواند محکی باشد برای پیش بینی آن چه که در افق 1404در نظام تعلیم و تربیت ایران خواهیم داشت.
برای رسیدن به تعلیم وتربیت آرمانی مورد ادعای سند تحول بنیادین و یا به عبارت دیگر برای داشتن آموزش و پرورش زنده و پویا و خلاق متناسب با تحولات اجتماعی وعلمی به معلمین حرفه ای نیازمندیم . معلمینی که به دو بال عشق و مهارت معلمی مجهز باشند. به فضائل اخلاقی وعلمی آراسته باشند. به طور تمام وقت در اختیار مدارس باشند. در فعالیتهای آموزشی و پرورشی داخل و خارج از آن مشارکت نمایند. به خانواده ها مشاوره بدهند ویا به برنامه ریزی آموزشی و یا فعالیتهای پژوهشی اقدام کنند. این امر زمانی اتفاق می افتد که معلم از حقوق مکفی و متناسب با شانش و حمایتهای معنوی و امتیازات خاص حکومت و جامعه برخوردار شود. تحقق این آرزوها به منابع مالی سنگینی نیاز دارد که اگر به آموزش و پرورش با اهداف عالی اش نه سواد آموزی به عنوان امر استراتژیک و سرمایه گذاری و نه سرمایه خواری نگریسته شود به جا وضروری است که به تامین آن عمل شود، حتی اگر از اعتبار بخشهای دیگر کم شود. و مردم نیز مشارکت خواهند کرد چنان چه در حال حاضر بخش اعظم دانش آموزان با هزینه شخصی برای کسب موفقیت تحصیلی در کلاسهای خارج از مدرسه شرکت می کنند.
وجود معلمینی که با شیوه های غیر اصولی گزینش وتربیت وارد آموزش و پرورش شدند مانع مهم تحول و اصلاح در نظام تعلیم و تربیت خواهند بود. تعداد زیادی از این افراد آمادگی لازم برای کار معلمی در سطحی متفاوت، برتر و پیچیده تر از وضعیت کنونی را ندارند. و در حال حاضر هم نا موفق اند. گمان نبریم که با افزایش حقوق ویا سایر حمایتها دگرگون می شوند . اصلا آنها برای این کار به اصطلاح ساخته نشدند. برای رفع این مانع چه تدبیری انیشیده شد؟ جواب و راهکار روشنی وجود ندارد.
باید گفت که ما هنوز نظام تربیتی مستقر نداریم که درآن اهداف ، اصول و مبانی ،روشها و محتوا در یک طرح منظقی به هم پیوند خورده باشند. وجود اندیشه های پراکنده و نا همگون و سلیقه هایی که دائما عوض می شوند و چه بسا متعارضند نمی توانند گویای یک نظام مستحکم تربیتی باشند. سند تحول هنوز دفترچه ای بیش نیست. و آن چه ادعا شده و می شود که در راستای این سند اجرا شده قابل تامل و بررسی است. آموزش و پرورش کشور ما سالهاست که از اهل سیاست آسیبهای جدی دیده و کمیت غول آسای آن جرات و شهامت تغییر را از مردان حکومت گرفته است. بیشتر به تدارکات و صرف اداره آن همت گماردند تا شناختن آسیبها و تحول اساسی. نگاهی به نحوه و نوع انتخاب مدیران ارشد آن و ناتوانی دولتمردان و مجلسیان در تامین بودجه مورد نیاز و عدم ورود نمایندگان مردم به محتوا و کیفیت آموزش و پرورش ، تغییرات جزیی و ظاهری در کتابها و برنامه ها و... شاهد این مدعاست. سند تحول بنیادین با محتوای ارائه شده فارغ از ضعفهایی که دارد ادعای بزرگی است و البته با موانع بزرگی هم روبروست که نشانه هاش آشکار است . امیدواریم یقیین و باور مدعیان تحول آنقدر قوی و محکم باشد که برای به عمل نشاندن آن بهانه ها نپذیرند و نمی شود ها را باور نکنند. ودر این مسیر چنان چه گفته شد مهمترین مسئله معلم است.

 

1- بند 7بیانیه ارزشها در سند تحول
2-بند4 همان سند
3--بند 1 هدفهای کلان در سند تحول
4-هایم گینات، روابط معلم و دانش آموز، ترجمه سیاوش سرتیپی.انتشارات آسونه،1381ص 32

برای دسترسی سریع به تازه‌ترین اخبار و تحلیل‌ رویدادهای ایران و جهان اپلیکیشن خبرآنلاین را نصب کنید.
کد خبر 352195

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
9 + 3 =

نظرات

  • نظرات منتشر شده: 6
  • نظرات در صف انتشار: 0
  • نظرات غیرقابل انتشار: 0
  • معلم A1 ۱۱:۴۶ - ۱۳۹۳/۰۲/۰۹
    22 0
    به معلم که میرسه فقط شعار تو خالی. شما هم از ترس نظر من رو سانسور کن
  • علیزاده مطلق IR ۱۱:۴۶ - ۱۳۹۳/۰۲/۰۹
    13 0
    جانا سخن از زبان ما می گویی ولی ما در اموزش دچار شعار زدگی کاذب شدیم حقیقت با واقعیت فرسنگ ها فاصله دارد
  • بی نام IR ۱۲:۴۰ - ۱۳۹۳/۰۲/۰۹
    15 0
    من یک معلم هستم 2 سال است بازنشسته شدم الان درگیر سرطان شدم و تمام پاداش خدمتم را باید صرف درمان کنم شاید زنده بمانم شاید نه اموزش و پرورش پشت پاشنه آشیل لگد نزند تعریف نخواستیم .
  • بی نام A1 ۱۳:۲۳ - ۱۳۹۳/۰۲/۰۹
    17 0
    یکی از شرایط امر به معروف و نهی از منکر تاثیر آن است وقتی گوش شنوایی نیست این حرف ها فایده ای ندارد این آقایان اگر حق معلم و کارگر و.... را رعایت و پرداخت کنند که چیزی برای اختلاس و تفریحات سالم خودشان نمی ماند
  • یک معلم IR ۱۲:۰۳ - ۱۳۹۳/۰۲/۱۰
    4 1
    من که کارم رو برای وجدان خودم درست انجام میدم.هرچند هیچکس قدر دان نباشد و هیچ امکاناتی نباشد
  • جعفر مجردی IR ۱۲:۴۴ - ۱۳۹۳/۰۲/۱۰
    5 0
    به نظر بنده که معلم 29سال خدمت می باشم آموزش و پرورش در کنار تعلیم و تربیت به یک سیستم تولیدات اقتصادی نیز مبدل شود تا خودکفا باشد و در ازای تحویل دانش آموزان نخبه و تیز هوش خود به دستگاههای دولتی و کارخانه ها از آنها هزینه خاصی دریافت نماید و بخشی از ساختمانها و زمین های خودرا به تجاری آموزشی تبدیل نموده و سود آور کند هنرستانهای فنی حرفه ای و کاردانش ما محل مناسبی برای تولیدات صنعتی می باشند .تولیدات نرم افزاری در کارگاههای کامپیوتر ما می تواند صادراتی نیز باشد وهزاران طرح و برنامه تولیدی دیگر تا به یک قدرت مولد خودکفا تبدیل شویم .